
در حالی که ما در مورد شیوه هایی که ایده های جدید را تحریک می کنند ، چیزهای زیادی می دانیم ، تیم های نوآوری اغلب برای استفاده از آنها تلاش می کنند. چرا؟از آنجا که تعصبات و رفتارهای درگیر مردم در راه است. در این مقاله ، یک استاد دارن توضیح می دهد که چگونه تفکر طراحی به افراد کمک می کند تا بر این مشکل غلبه کنند و خلاقیت خود را از بین ببرند.
اگرچه ظاهراً به درک و قالب بندی تجربیات مشتریان در نظر گرفته شده است ، اما تفکر طراحی نیز به شدت تجربیات خود مبتکران را تغییر می دهد. به عنوان مثال ، تحقیقات مشتری همهجانبه به آنها کمک می کند تا نظرات خود را کنار بگذارند و نیازهایی را که مشتریان بیان نکرده اند ، تشخیص دهند. دیالوگ های با دقت برنامه ریزی شده به تیم ها کمک می کند تا ایده های متنوع خود را بسازند ، نه فقط در هنگام بروز اختلافات در مورد مصالحه مذاکره کنند. و آزمایش با راه حل های جدید ، ترس همه ذینفعان از تغییر را کاهش می دهد.
در هر مرحله - کشف Customer ، تولید ایده و آزمایش - یک ساختار واضح باعث می شود افراد راحت تر تلاش کنند تا چیزهای جدید را امتحان کنند و فرآیندها باعث افزایش همکاری می شوند. از آنجا که این ترکیب ابزارهای عملی و بینش انسانی است ، تفکر طراحی یک فناوری اجتماعی است - شخصی که نویسنده پیش بینی می کند تاثیری به اندازه یک فناوری اجتماعی قبلی ، مدیریت کیفیت کل داشته باشد.
توییت پست اشتراک گذاری حاشیه نویسی کردن صرفه جویی PDF را دریافت کنید کپی بخرید چاپ
ایده به طور خلاصه
مشکل
در حالی که ما در مورد اینکه چه شیوه هایی ایده های جدید و راه حل های خلاقانه را تحریک می کند ، چیزهای زیادی می دانیم ، بیشتر تیم های نوآوری برای تحقق فواید خود تلاش می کنند.
دلیل
تعصبات ذاتی افراد و عادات رفتاری مانع از اعمال تخیل شده و از فرضیات ناگفته در مورد آنچه که اراده یا نمی کند محافظت می کند.
راه حل
تفکر طراحی یک فرآیند ساختاری را فراهم می کند که به مبتکران کمک می کند تا از تمایلات ضد تولیدی که نوآوری را خنثی می کند ، خلاص شوند. مانند TQM ، این یک فناوری اجتماعی است که ابزارهای عملی را با بینش در مورد طبیعت انسان می آمیزد.
گاهی اوقات ، یک روش جدید برای سازماندهی کار منجر به پیشرفت های خارق العاده می شود. مدیریت کیفیت کل این کار را در ساخت در دهه 1980 با ترکیب مجموعه ای از ابزارها - کارت های کانبان ، محافل با کیفیت و غیره - با این بینش که افراد موجود در کف مغازه می توانند کارهای بسیار بالاتری را از آنچه که معمولاً خواسته می شد انجام دهند ، انجام داد. این ترکیب ابزارها و بینش ، که برای یک فرآیند کار اعمال می شود ، می تواند به عنوان یک فناوری اجتماعی تصور شود.
در یک مطالعه هفت ساله اخیر که در آن به 50 پروژه از طیف وسیعی از بخش ها ، از جمله تجارت ، مراقبت های بهداشتی و خدمات اجتماعی نگاه کردم ، دیده ام که یک فناوری اجتماعی دیگر ، تفکر طراحی ، پتانسیل انجام نوآوری را دارددقیقاً همان کاری که TQM برای تولید انجام داد: انرژی های خلاقانه کامل مردم را رها کنید ، تعهد خود را برنده شوید و روند را به طور اساسی بهبود بخشید. در حال حاضر اکثر مدیران حداقل در مورد ابزارهای تفکر طراحی شنیده اند - تحقیقات اتنوگرافی ، تأکید بر مشکلات و آزمایش ، استفاده از تیم های متنوع و غیره - اگر آنها را امتحان نکنید. اما آنچه ممکن است مردم درک نکنند ، شیوه ای ظریف تر است که تفکر طراحی در اطراف تعصبات انسان (به عنوان مثال ، ریشه در وضع موجود) یا دلبستگی به هنجارهای رفتاری خاص ("" اینگونه است که ما در اینجا کارها را انجام می دهیم ") که بارها و بارها مسدود می شودورزش تخیل.
در این مقاله ، انواع گرایش های انسانی را که در راه نوآوری قرار می گیرند ، بررسی می کنم و توصیف می کنم که چگونه ابزارهای تفکر طراحی و مراحل فرآیند روشن به تیم ها کمک می کند تا از آنها خلاص شوند. بیایید با بررسی اینکه سازمان ها از نوآوری به چه چیزی احتیاج دارند - و چرا تلاش های آنها برای به دست آوردن آن اغلب کوتاه می شود.
چالش های نوآوری
برای موفقیت ، یک فرایند نوآوری باید سه چیز را ارائه دهد: راه حل های برتر ، ریسک های پایین تر و هزینه های تغییر و خرید کارمندان. با گذشت سالها ، بازرگانان تاکتیک های مفیدی برای دستیابی به این نتایج ایجاد کرده اند. اما هنگام تلاش برای استفاده از آنها ، سازمان ها اغلب با موانع جدید و معاملات روبرو می شوند.
راه حل های برتر
تعریف مشکلات به روشهای آشکار و متعارف ، جای تعجب ندارد ، اغلب منجر به راه حل های آشکار و متعارف می شود. پرسیدن یک سوال جالب تر می تواند به تیم ها کمک کند تا ایده های بیشتر و بیشتر را کشف کنند. خطر این است که برخی از تیم ها ممکن است به طور نامحدود در مورد یک مشکل آویزان شوند ، در حالی که ممکن است مدیران عمل گرا بسیار بی تاب باشند تا وقت خود را بفهمند که چه سؤالی را باید بپرسند.
همچنین به طور گسترده ای پذیرفته شده است که راه حلها وقتی معیارهای کاربر محور را در بر می گیرند بسیار بهتر هستند. تحقیقات بازار می تواند به شرکت ها کمک کند تا این معیارها را درک کنند ، اما مانع اینجاست که برای مشتریان دشوار است که بدانند آنها چیزی را که هنوز وجود ندارد می خواهند.
سرانجام ، آوردن صداهای متنوع به این فرآیند نیز برای بهبود راه حل ها شناخته شده است. اگر مکالمه بین افرادی که دارای دیدگاه های مخالف هستند ، به بحث های تفرقه آور بدتر می شود ، می تواند دشوار باشد.
خطرات و هزینه های پایین تر.
عدم اطمینان در نوآوری اجتناب ناپذیر است. به همین دلیل است که مبتکران غالباً مجموعه ای از گزینه ها را می سازند. تجارت این است که بسیاری از ایده ها تمرکز و منابع را رقیق می کنند. برای مدیریت این تنش ، مبتکران باید مایل باشند ایده های بد را رها کنند - به عنوان مدیر در یکی از مطالعات من ، "کودک را زشت بنامید". متأسفانه ، مردم غالباً از بین بردن ایده های خلاقانه (و مسلماً خطرناک تر) آسانتر از کشتن ایده های افزایشی هستند.
خرید کارمند
نوآوری موفق نخواهد شد مگر اینکه کارمندان یک شرکت از آن عقب نشینی کنند. مطمئن ترین مسیر برای پیروزی در حمایت از آنها ، درگیر کردن آنها در روند تولید ایده ها است. خطر این است که درگیری بسیاری از افراد با دیدگاه های مختلف باعث ایجاد هرج و مرج و ناهماهنگی می شود.
زمینه های تجاری مرتبط با دستیابی به این نتایج ، یک تنش اساسی تر است. در یک محیط پایدار ، کارآیی با تغییر در خارج از سازمان حاصل می شود. اما در دنیای ناپایدار ، تنوع به دوست سازمان تبدیل می شود ، زیرا مسیرهای جدیدی را برای موفقیت باز می کند. با این حال ، چه کسی می تواند رهبرانی را که باید اهداف سه ماهه را برای دو برابر کردن کارآیی ، عقلانیت و کنترل متمرکز مقصر بدانند ، مقصر بدانند؟
برای مدیریت همه معاملات ، سازمانها به یک فناوری اجتماعی نیاز دارند که به این موانع رفتاری و همچنین تعصبات ضد تولید انسان برسد. و همانطور که بعد توضیح خواهم داد ، تفکر طراحی متناسب با آن لایحه است.
زیبایی ساختار
طراحان باتجربه غالباً شکایت می کنند که تفکر طراحی بیش از حد ساختار یافته و خطی است. و برای آنها ، مطمئناً درست است. اما مدیران تیم های نوآوری به طور کلی طراح نیستند و همچنین عادت ندارند تحقیقات چهره به چهره با مشتریان انجام دهند ، عمیقاً در دیدگاه خود غوطه ور شوند ، با ذینفعان ایجاد کنند و طراحی و اجرای آزمایش ها را انجام دهند. ساختار و خطی به مدیران کمک می کند تا این رفتارهای جدید را تنظیم و تنظیم کنند.
همانطور که کایرن هانسون ، که قبلاً رئیس نوآوری طراحی در Intuit و مدیر محصول طراحی فیس بوک بود ، توضیح داده است: "هر زمان که سعی در تغییر رفتار افراد دارید ، باید آنها را با ساختار زیادی شروع کنید ، بنابراین آنها این کار را نمی کنندباید فکر کنمبسیاری از کارهایی که ما انجام می دهیم عادت است ، و تغییر آن عادت ها دشوار است ، اما داشتن نگهبان های کاملاً واضح می تواند به ما کمک کند. "
فرآیندهای سازمان یافته ، افراد را در مسیر خود قرار می دهد و تمایل به صرف طولانی مدت برای کاوش در یک مشکل یا بی صبرانه از پیش رو می کند. آنها همچنین اعتماد به نفس را القا می کنند. بیشتر انسانها از ترس از اشتباهات رانده می شوند ، بنابراین آنها بیشتر بر جلوگیری از خطاها نسبت به توقیف فرصت ها تمرکز می کنند. آنها در صورت انتخاب ، عدم موفقیت را انتخاب می کنند و نه اقدام. اما هیچ نوآوری بدون عمل وجود ندارد - بنابراین ایمنی روانی ضروری است. غرفه های فیزیکی و ابزارهای بسیار فرمت تفکر طراحی ، این احساس امنیت را ارائه می دهند ، و به نوآوران کمک می کنند تا با کشف نیازهای مشتری ، تولید ایده و آزمایش ایده ، با اطمینان بیشتری حرکت کنند.
در بیشتر سازمان ها استفاده از تفکر طراحی شامل هفت فعالیت است. هر کدام یک خروجی واضح ایجاد می کنند که فعالیت بعدی تا زمانی که سازمان به یک نوآوری قابل اجرا تبدیل شود ، به یک خروجی دیگر تبدیل می شود. اما در سطح عمیق تر ، اتفاق دیگری رخ می دهد - چیزی که به طور کلی مدیران از آن آگاه نیستند. اگرچه ظاهراً برای درک و قالب بندی تجربیات مشتریان در نظر گرفته شده است ، اما هر فعالیت تفکر طراحی نیز تجربیات خود مبتکران را به روش های عمیق تغییر شکل می دهد.
کشف مشتری
بسیاری از روشهای شناخته شده فرآیند کشف تفکر طراحی مربوط به شناسایی "کار انجام شده" است. این روشها که از زمینه های مردم نگاری و جامعه شناسی اقتباس شده است ، بر بررسی آنچه که باعث می شود یک سفر مشتری معنی دار باشد نه در جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده ها. این اکتشاف مستلزم سه مجموعه فعالیت است:
غوطه وری
به طور سنتی ، تحقیقات مشتری یک تمرین غیر شخصی بوده است. یک متخصص ، که ممکن است نظریه های موجود در مورد ترجیحات مشتری داشته باشد ، بازخورد گروه های متمرکز ، نظرسنجی ها و در صورت وجود داده های مربوط به رفتار فعلی را بررسی می کند و در مورد نیازها استنباط می کند. هرچه داده ها بهتر باشد ، استنباط ها بهتر می شوند. مشکل این است که این امر باعث می شود افراد در نیازهای قبلاً بیان شده که داده ها منعکس می شوند. آنها داده ها را از طریق لنزهای تعصب خود می بینند. و آنها نیازهای مردم را بیان نمی کنند.
شکل دادن به سفر مبتکر
آنچه که فکر کردن به فکر یک فناوری اجتماعی است ، توانایی آن در مقابله با تعصبات نوآوران و تغییر نحوه مشارکت آنها در فرایند نوآوری است.
مبتکران در تخصص و تجربه خود به دام می افتند.
طراحی تفکر غوطه وری در تجربه کاربر ایجاد می کند ، و ذهنیت یک مبتکر را به سمت…
… درک بهتر از کسانی که برای آن طراحی شده اند.
مبتکران از حجم و آشفتگی داده های کیفی غافل می شوند.
تفکر طراحی با سازماندهی آن در مضامین و الگوها ، داده ها را حس می کند و مبتکر به سمت…
… بینش و امکانات جدید.
مبتکران بر اساس تفاوت در دیدگاه اعضای تیم تقسیم می شوند.
تفکر طراحی باعث ایجاد تراز می شود زیرا بینش ها به معیارهای طراحی ترجمه می شوند و یک تیم نوآوری را به سمت…
… همگرایی پیرامون آنچه برای کاربران مهم است.
مبتکران با ایده های بسیار متفاوت اما آشنا روبرو هستند.
تفکر طراحی ، ظهور ایده های تازه را از طریق یک تحقیق متمرکز ، تغییر اعضای تیم به سمت… تشویق می کند.
… مجموعه ای محدود اما متنوع از راه حل های جدید بالقوه.
مبتکران با تعصبات موجود در مورد آنچه انجام می شود یا کار نمی کنند محدود می شوند.
تفکر طراحی ، بیان شرایط لازم برای موفقیت هر ایده را تقویت می کند و تیمی را به سمت…
… وضوح در مورد فرضیات ساخت یا شکست که امکان طراحی آزمایش های معنی دار را فراهم می کند.
مبتکران فاقد درک مشترک از ایده های جدید هستند و اغلب قادر به دریافت بازخورد خوب از کاربران نیستند.
تفکر طراحی از طریق نمونه های اولیه بسیار خشن که به مبتکران کمک می کند ، از قبل تجربه هایی را به کاربران ارائه می دهد ...
… بازخورد دقیق با هزینه کم و درک ارزش واقعی راه حل های بالقوه.
مبتکران از تغییر و ابهام پیرامون آینده جدید می ترسند.
طراحی تفکر یادگیری را در عمل فراهم می کند زیرا آزمایشات کارکنان و کاربران را درگیر می کند و به آنها کمک می کند ...
… تعهد و اعتماد به نفس مشترک در محصول یا استراتژی جدید.
تفکر طراحی رویکرد متفاوتی دارد: با زندگی نوآوری تجربه مشتری ، نیازهای پنهان را شناسایی کنید. آنچه را که در Kingwood Trust اتفاق افتاد ، یک موسسه خیریه انگلستان به بزرگسالان مبتلا به اوتیسم و سندرم آسپرگر در نظر بگیرید. یکی از اعضای تیم طراحی ، کیتی گودون ، با پیت ، یک بزرگسال غیر کلامی با اوتیسم آشنا شد. اولین باری که او را در خانه خود مشاهده کرد ، او را دید که درگیر اقدامات به ظاهر مضر است - مانند چیدن در یک مبل چرمی و مالیدن روتختی در یک دیوار. او با مستند سازی رفتار پیت شروع کرد و مشکل را به عنوان چگونگی جلوگیری از چنین مخرب بودن تعریف کرد.
اما در دومین دیدار خود از خانه پیت ، از خودش پرسید: اگر اقدامات پیت توسط چیزی غیر از یک انگیزه مخرب ایجاد شود ، چه می شود؟او با کنار گذاشتن دیدگاه شخصی خود ، رفتار خود را منعکس کرد و فهمید که واقعاً فعالیت های وی احساس رضایت می کند. وی توضیح داد: "به جای یک مبل خراب ، من اکنون مبل پیت را به عنوان یک شیء پیچیده شده در پارچه ای که انتخاب سرگرم کننده است ، درک کردم.""فشار دادن گوشم به دیوار و احساس ارتعاشات موسیقی در بالا ، در حالی که مالش صاف و زیبا را می مالیدم ، احساس کمی در گوشم کردم ... بنابراین به جای یک دیوار آسیب دیده ، آن را به عنوان یک صدای صوتی دلپذیر و آرامش بخش درک کردمتجربه."
بیشتر در مورد
غوطه وری کیتی در دنیای پیت نه تنها درک عمیق تری از چالش های او ایجاد کرد بلکه تعصب غیرقانونی در مورد ساکنان را که به عنوان مبتلایان به معلولیت درک شده بودند ، مورد سؤال قرار داد. تجربه او باعث شد که او سؤال جدید دیگری را بپرسد: به جای طراحی فقط برای معلولیت و ایمنی ساکنان ، تیم نوآوری چگونه می تواند برای نقاط قوت و لذت های خود طراحی کند؟این امر منجر به ایجاد فضاهای زندگی ، باغ ها و فعالیت های جدید با هدف این امکان می شود تا افراد مبتلا به اوتیسم بتوانند زندگی های کامل تر و لذت بخش تری داشته باشند.
حس کردن
غوطه وری در تجربیات کاربر مواد اولیه را برای بینش های عمیق تر فراهم می کند. اما پیدا کردن الگوهای و درک انبوه داده های کیفی جمع آوری شده یک چالش هولناک است. بارها و بارها ، من شاهد شور و شوق اولیه در مورد نتایج ابزارهای مردم نگاری دیده شده ام زیرا افراد غیرمجاز از حجم اطلاعات و آشفتگی جستجوی بینش های عمیق تر غرق می شوند. اینجاست که ساختار تفکر طراحی واقعاً به خودی خود می آید.
یکی از موثرترین راهها برای درک دانش ناشی از غوطه وری ، یک تمرین طراحی و تفکر به نام The Gallery Walk است. در آن ، تیم نوآوری اصلی مهمترین داده های جمع آوری شده در طی فرآیند کشف را انتخاب می کند و آن را در پوسترهای بزرگ می نویسد. غالباً این پوسترها افرادی را نشان می دهند که با آنها مصاحبه شده اند ، با عکس ها و نقل قول های خود که دیدگاه های خود را ضبط می کنند ، کامل می شوند. پوسترها در اطراف یک اتاق آویزان شده اند و از ذینفعان اصلی دعوت شده اند تا این گالری را گشت و گذار کنند و در یادداشت های Post-it در مورد داده های داده ای که برای طرح های جدید ضروری می دانند ، بنویسند. ذینفعان سپس تیم های کوچکی را تشکیل می دهند و در یک فرآیند با دقت ارکستر شده ، مشاهدات پس از آن به اشتراک گذاشته می شوند ، ترکیب می شوند و با موضوع به خوشه هایی طبقه بندی می شوند که گروه برای بینش معدن می شود. این فرایند بر این خطر غلبه می کند که مبتکران تحت تأثیر تعصبات خودشان تحت تأثیر قرار بگیرند و فقط آنچه را که می خواهند ببینند ، می بینند ، زیرا باعث می شود افرادی که مصاحبه شده اند نسبت به کسانی که گالری را مرور می کنند ، زنده و واقعی باشند. این یک بانک اطلاعاتی مشترک ایجاد می کند و توانایی همکاران را در تعامل ، دستیابی به بینش های مشترک با هم تسهیل می کند و به چالش می کشد تا افراد دیگری را به چالش بکشند - یک نگهبان مهم دیگر در برابر تفسیرهای مغرضانه.
هم ترازی.
مرحله آخر در فرایند کشف مجموعه ای از کارگاه ها و بحث های سمینار است که به نوعی این سؤال را می پرسد ، اگر چیزی ممکن بود ، چه کار را به خوبی انجام می دهد؟تمرکز بر امکانات ، به جای محدودیت های تحمیل شده توسط وضع موجود ، به تیم های متنوع کمک می کند تا بحث های همبستگی و خلاقانه تری در مورد معیارهای طراحی یا مجموعه ای از ویژگی های کلیدی که یک نوآوری ایده آل داشته باشد ، داشته باشند. ایجاد روحیه پرس و جو ، نارضایتی را از وضع موجود عمیق تر می کند و باعث می شود تیم ها بتوانند در طی فرایند نوآوری به اجماع برسند. و در پایین جاده ، هنگامی که نمونه کارها ایده ها برنده می شوند ، توافق در مورد معیارهای طراحی به ایده های جدید فرصتی برای مبارزه با موارد افزایشی ایمن تر می دهد.
آنچه را که در Monash Health ، یک بیمارستان یکپارچه و سیستم مراقبت های بهداشتی در ملبورن ، استرالیا اتفاق افتاد ، در نظر بگیرید. پزشکان بهداشت روان از مدتها قبل نگران فراوانی عود بیمار بودند - معمولاً در قالب مصرف بیش از حد دارو و اقدام به خودکشی - اما اجماع در مورد چگونگی رفع این مشکل آنها را نادیده گرفت. در تلاش برای رسیدن به انتهای آن ، پزشکان از طریق فرآیند درمانی تجربیات بیماران خاص را ردیابی کردند. یک بیمار ، تام ، در مطالعه خود به عنوان برجسته ظاهر شد. تجربه وی شامل سه مراجعه به چهره به چهره با پزشکان مختلف ، 70 نقطه لمسی ، 13 مدیر پرونده مختلف و 18 دستگیری در طول بازه بین بازدید اولیه و عود وی بود.
اعضای تیم مجموعه ای از کارگاه های آموزشی را برگزار کردند که در آن از پزشکان این سؤال را پرسیدند: آیا مراقبت های فعلی تام نمونه ای از این موضوع را نشان می دهد که چرا آنها وارد مراقبت های بهداشتی شده اند؟از آنجا که مردم در مورد انگیزه های خود برای پزشک و پرستار بحث می کردند ، متوجه شدند که بهبود نتیجه تام ممکن است به همان اندازه که در فعالیت بالینی آنها انجام داده است به احساس وظیفه خود به خود تام بستگی دارد. همه در این نتیجه گیری خریداری کردند ، که باعث می شود طراحی یک فرآیند درمانی جدید - که بر نیازهای بیمار محاصره شده است و نه بهترین شیوه های درک شده - از یکنواخت و با موفقیت استفاده کند. پس از اجرای آن ، نرخ رقیق بیمار 60 ٪ کاهش یافت.
تولید ایده
هنگامی که آنها نیازهای مشتریان را درک کردند ، مبتکران برای شناسایی و پیگیری راه حل های خاص که مطابق با معیارهایی است که شناسایی کرده اند ، حرکت می کنند.
خروج، اورژانس.
اولین قدم در اینجا تنظیم گفتگو در مورد راه حل های بالقوه ، برنامه ریزی دقیق چه کسی شرکت خواهد کرد ، چه چالشی به آنها داده می شود و چگونه این مکالمه ساختار می یابد. پس از استفاده از معیارهای طراحی برای انجام برخی از طوفان های مغزی ، شرکت کنندگان برای به اشتراک گذاشتن ایده ها و ایجاد خلاقانه بر روی آنها جمع می شوند - بر خلاف مذاکره در مورد مصالحه در هنگام بروز اختلافات.
هنگامی که سیستم سلامت کودکان تگزاس ، ششمین مرکز پزشکی کودکان در ایالات متحده ، نیاز به یک استراتژی جدید را مشخص کرد ، این سازمان ، به رهبری معاون رئیس جمهور بهداشت جمعیت ، پیتر رابرتز ، از تفکر طراحی استفاده کرد تا از مدل تجاری خود استفاده کند. بشردر طی فرایند کشف ، پزشکان تعصب خود را کنار گذاشتند که آنچه بیشتر از همه مهم بود مداخله پزشکی بود. آنها فهمیدند که اگر جمعیت محلی در دالاس وقت و توانایی جستجوی دانش پزشکی را نداشته باشند ، مداخله به تنهایی کار نمی کند و شبکه های پشتیبانی قوی ای ندارد - چیزی که خانواده های معدودی از این منطقه از آن لذت می برند. پزشکان همچنین فهمیدند که مرکز پزشکی نمی تواند با موفقیت مشکلات خود را برطرف کند. جامعه باید برای هر راه حلی محوری باشد. بنابراین سلامت کودکان شرکای جامعه خود را برای رمزگذاری یک اکوسیستم سلامتی جدید که مرزها (و منابع) آنها بسیار فراتر از مرکز پزشکی است ، دعوت کرد. این تیم با تصمیم گیری برای شروع کوچک و مقابله با یک شرایط واحد ، برای ایجاد الگوی جدیدی برای مدیریت آسم جمع شد.
در این جلسه ، مدیران بیمارستان ، پزشکان ، پرستاران ، مددکاران اجتماعی ، والدین بیماران و کارمندان مناطق مدرسه دالاس ، اداره مسکن ، YMCA و سازمان های مبتنی بر ایمان گرد هم آمده است. اول ، تیم نوآوری اصلی یادگیری را از فرایند کشف به اشتراک گذاشت. در مرحله بعد ، هر شرکت کننده به طور مستقل در مورد توانایی هایی که موسسه وی ممکن است در رفع مشکلات کودکان کمک کند ، فکر می کرد و ایده هایی را در مورد یادداشت های چسبناک انجام می داد. سپس از هر شرکت کننده دعوت شد تا در یکی از پنج جدول به یک گروه کوچک بپیوندد ، جایی که شرکت کنندگان ایده های فردی را به اشتراک می گذاشتند ، آنها را به مضامین مشترک گروه بندی کردند و تصور می کردند که یک تجربه ایده آل برای بیماران جوان و خانواده های آنها چگونه خواهد بود.
تجارت با گزینههای باینری...
ما را در سایت تجارت با گزینههای باینری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : حمیدرضا پگاه
بازدید : 28
تاريخ : چهارشنبه
4 مرداد
1402 ساعت: 12:17