در این سری کوتاه از پست های وبلاگ، مقدمه ای بر مشتقات و ساختارهای بازار مرتبط ارائه خواهیم کرد. ما به طور خلاصه به اصلاحات در حال انجام در بازارهای مشتقات فرابورس می پردازیم و با ارائه چند مشاهدات در مورد بازارهای مشتقات مبتنی بر بلاکچین در حال گسترش به پایان می رسیم.
تجارت چیست؟
در حالی که تجارت الکترونیک مدرن ممکن است فعالیتی مبهم و طاقت فرسا به نظر برسد (واسط های کاربری پر از چراغ های سبز و قرمز چشمک زن، نمودارها با شمعدان و انواع ابزار برای تحلیل فنی و غیره) با عملیات پیچیده پیش از تجارت (مانند مدل سازی/شبیه سازی، بازار). تجزیه و تحلیل، تحلیل تکنیکال و غیره)، تجارت در واقع یک مفهوم بسیار ساده است. معامله به سادگی شامل «توافق» (یعنی «دست دادن»/ «امضا قراردادها»، به شکل 1 زیر) و «مبادله» (یعنی تحویل شرایط قرارداد) است. هیچ چیز بیشتر.
شکل 1: نمونه ای از قرارداد ساده شده مرتبط با معامله سهام سهام XXX. این قرارداد به محض تغییر «پول و سهام» که نمادی از فسخ قرارداد است، تسویه خواهد شد.
در بسیاری از زمینه ها (به عنوان مثال خرید خانه، خرید یک محصول مالی) توافق باید توسط یک قرارداد کتبی که توسط هر دو طرف امضا شده است، مطابق با قانون کلاهبرداری تجسم شود (اینجا را نیز ببینید).
(توجه: برای سهولت در اینجا بر توافقات دوجانبه تمرکز خواهیم کرد). به محض اینکه دو طرف بر سر شرایط معامله توافق کردند، قرارداد را اجرا می کنند (یعنی هر دو قرارداد توافق شده را امضا می کنند)، پس از آن شرایط آن از نظر قانونی لازم الاجرا می شود (به عنوان مثال به قانون قراردادهای انگلیسی مراجعه کنید) برای طرفین قرارداد¹.
در زمینه های کمتر رسمی (مثلاً هنگام مذاکره در مورد قیمت گوجه فرنگی در یک بازار محلی)، توافق اغلب به صورت شفاهی یا با «دست دادن» بیان و مهر و موم می شود. با این حال، اجرای چنین اشکالی از توافق های غیر مکتوب دشوارتر است و عموماً به اعتماد و شهرت متکی است.
در مجموع، همه بدون اینکه به آن فکر کنند، در زندگی روزمره خود معامله می کنند. اگر تا به حال چیزی خریده اید، درگیر یک تجارت بوده اید. تجارت بخشی از آن چیزی است که ما هستیم. ما همه تاجر هستیم.
اهمیت مدیریت ریسک
ما دیدیم که تجارت تماماً مربوط به ایجاد و امضای قراردادها و مبادله (طبق شرایط قرارداد) است. علاوه بر این، دیدیم که به محض امضای قرارداد توسط همه طرفین، قرارداد اجرا می شود و پس از آن قرارداد طبق قانون قرارداد از نظر قانونی لازم الاجرا می شود.
اما ، اگر قرارداد حاوی اصطلاحات مبهم باشد که می تواند علیه شما چرخانده شود ، چه می شود؟چه می شود اگر همتای قرارداد نتواند وظیفه خود را طبق توافق انجام دهد؟اگر بازار علیه شما حرکت کند ، تجارت شما سودآور نیست؟و به طور کلی تر: اگر محیط شما به شکلی که انتظار نمی رود تکامل یابد و شما را در معرض آسیب مالی یا ضرر قرار دهد؟
مطمئناً ، تجارت با برخی از خطرات خود همراه است (صرفاً واقعیت امضای قراردادها ریسک ها را تشکیل می دهد ؛"ریسک قرارداد ذاتی" ، خطر نقض قرارداد توسط طرف مقابل همچنان ادامه دارد. با استفاده از هجوم ، این خطرات نیز در مورد تجارت اعمال می شود). علاوه بر این ، هر دارایی معامله شده انواع مختلفی از خطرات را که خاص در بازار هستند ، القا می کند.
با این حال ، خطرات به سادگی در همه جا وجود دارد. همه ما در دنیایی پیچیده و پرخطر زندگی می کنیم که به سادگی نمی توانیم کنترل کنیم. زندگی در مورد خطرات روز به روز با خطرات روبرو است و وضعیت فعلی جهان نمونه های بی شماری از خطرات مؤثر بر جامعه را به طور کلی ارائه می دهد (به عنوان مثال تهدیدهای مربوط به تغییرات آب و هوا ، همه گیر Covid19 ، بدتر شدن مختلف در روابط بین الملل و غیره).
البته پذیرش وضع موجود بسیار رضایت بخش خواهد بود. پذیرش خطرات بیشتر و بیشتر بر روی شانه های شخص ، چشم انداز نسبتاً بدبین برای تکامل جامعه فراهم می کند.
در عوض ، ما دائماً از خود می خواهیم: چگونه می توانیم در حالی که خطراتی را که همه ما بر روی شانه های خود تحمل می کنیم به حداقل برسانیم؟آیا می توانیم ابزارهای مدیریت ریسک را طراحی کنیم که باعث شود افراد با راهی برای خلاص شدن از شر برخی از خطرات روبرو شوند؟
پاسخ بله است". به قلمرو مشتقات خوش آمدید.
مشتق
مشتق یک قرارداد بین دو یا چند طرف است که قیمت آن را از دارایی (گروه) اساسی (گروه) بدست می آورد.
مثال (گزینه ها)
یک گزینه یک قرارداد (مشتق) بین دو طرف است که یک طرف را به یک طرف حق می دهد ، اما نه تعهد ، برای خرید مقدار مشخصی از دارایی از (در این حالت ما در مورد "گزینه تماس" صحبت می کنیم) ، یا فروش مشخص شدهمبلغ دارایی (در این حالت ما در مورد "گزینه قرار داده شده") طرف مقابل با قیمت مشخص (به نام قیمت تمرین) قبل از تاریخ انقضا مشخص صحبت می کنیم. با توجه به این مثال ، به مدل ذهنی محور قرارداد محور ما ، خرید یک گزینه را می توان به عنوان خرید یک قرارداد ، امضا شده توسط صادرکننده گزینه ، مشاهده کرد که اظهار می دارد که صادرکننده گزینه یا می فروشد (گزینه های تماس) یا خرید (گزینه ها) زیرین (به عنوان مثال پرتقال ، گندم ، سهام سهام) به دارنده گزینه برای قیمت معین و در یک مقطع زمانی معین ، اگر دارنده تصمیم بگیرد گزینه را در گزینه های (یا قبل از آن-برای گزینه های سبک آمریکایی) اعمال کند. تاریخ انقضا.
اگر ما یک قرارداد گزینه را به عنوان یک قرارداد دو جانبه بین صادرکننده و دارنده ببینیم ، پس از آن به دو امضا نیاز دارد. دارنده قرارداد (خریدار گزینه) می تواند تصمیم بگیرد که یا قرارداد را امضا کند و در نتیجه آن را برای مبادله مشخص شده اجرا کند ، یا تصمیم بگیرد که قرارداد را دور بیندازد (یعنی آن را اجرا نکنید). در کل ، خرید یک گزینه به طور مؤثر خرید یک حق است - که به عنوان مجموعه ای از شرایط قرارداد رسمی می شود. در صورت اعمال این حق ، صادرکننده وظیفه قانونی را برای پیروی از شرایط قرارداد دارد و طبق شرایط قرارداد ، اساسی را خریداری یا فروش می کند.
دو دسته اصلی از گزینه ها وجود دارد: تحویل فیزیکی و گزینه های تنظیم شده پول نقد. بسیاری از طعم های مختلف در این دو دسته اصلی وجود دارد. به عنوان مثال مراجعه کنیدبرای کسب اطلاعات بیشتر در مورد گزینه های استاندارد.
نمونه های دیگر قراردادهای مشتقات عبارتند از: آینده ، رو به جلو ، مبادله در میان دیگران.
در حالی که تجارت حق خرید چیزی با قیمت معین و تاریخ با تاریخ ممکن است مانند یک عمل تا حدودی مبهم و عجیب و غریب از امور مالی مدرن به نظر برسد ، اما این برعکس است. این بسیار طبیعی است و یک ستون اساسی از یک اقتصاد کاملاً کارآمد است. ارزش قراردادهای مشتقات معاملات برای هزاره ها به رسمیت شناخته شده است. در حالی که اعتقاد بر این است که اولین معاملات مشتقات در سومر ، منطقه ای از بین النهرین جنوبی اتفاق افتاد - جایی که مردم نشانه های خاک رس را به گونه ای که شبیه قراردادهای آینده امروز است ، رد و بدل می کردند و ضبط می کردند - اولین تجارت ضبط شده که به شدت تکرار می شود تجارت گزینه های امروز در سیاست ارسطو ظاهر می شود، کتاب 1 که در آن او تجارت ساخته شده توسط فیلسوف تالس از میلتوس را بازگو می کند.
بنابراین ، در حالی که عناوین التهابی در مورد مشتقات به جای این استثناء است ، مقصر این ابزارها به دلیل دلیل بحران بزرگ مالی 2008/2009 (به عنوان مثال در اینجا مراجعه کنید) ، افزایش حدس و گمان در مورد بازارهای مالی و غیره ، ارزش دارد. با برداشتن قدم به عقب و در معرض دید چگونگی ابزارهای مدیریت ریسک مانند مشتقات می توانند به نفع جامعه باشند. مانند هر ابزار ، مشتقات می توانند در واقع "کشتار جمعی" ایجاد کنند - اگر بیش از حد و نادرست استفاده شوند (جزئیات بیشتر در مورد آن بعداً).
هدف اجتماعی قراردادهای مشتق
هدف از بازارهای سهام کاملاً واضح است. واسطه هایی وجود دارد که شرکت ها می توانند به سرمایه دسترسی پیدا کنند. برای این منظور ، شرکت ها سهام تجارت خود را صادر کرده و به فروش می رسانند ، که سرمایه گذاران به دست می آورند. با خرید سهام ، سرمایه گذاران به شرکت ها اجازه می دهند تا تجارت خود را رشد دهند (در سایت های تولید جدید سرمایه گذاری کنند ، افراد بیشتری را استخدام کنند و غیره) ، در حالی که امیدوارند سود خود را برای سرمایه گذاری خود تحقق بخشند.
همانطور که در بالا دیدیم ، تجارت ذاتاً خطرناک است (اما لازم است). معاملات در یک محیط همیشه در حال تغییر اتفاق می افتد که توسط همتایان تجاری قابل کنترل نیست. بنابراین اگر بازارهای عدالت نقش اساسی را برای تخصیص سرمایه انجام دهند ، اساساً به رشد یک اقتصاد دامن می زنند ، بازارهای مشتقات به همان اندازه نقش اساسی در محافظت از سرمایه تازه تخصیص یافته را برآورده می کنند. مشتقات ابزاری برای کاهش ریسک مؤثر هستند که از فرسایش سرمایه جلوگیری می کنند و ثبات را فراهم می کنند.
مثال
یک کشاورز چغندر می تواند از یک قرارداد مشتق (به عنوان مثال گزینه چغندر چغندر) استفاده کند تا قیمت چغندر را قفل کند (که ممکن است بین اکنون و برداشت بعدی به دلیل - در میان دیگران - شرایط آب و هوایی غیرقابل پیش بینی) به منظور از بین بردن خطرات مربوط به قیمت های نوسان باشد. و در یک محیط با ثبات تر کار کنید. به همین ترتیب ، شرکت های هواپیمایی می توانند از قراردادهای مشتق (به عنوان مثال گزینه های تماس نفتی) برای قفل کردن قیمت نفت استفاده کنند و خود را از تصمیمات مخرب اوپک محافظت کنند و به طور مؤثر ثبات را در تجارت خود به وجود آورند.
حدس و گمان
خواننده توجه می فهمد که یک قطعه گمشده برای این "مشتق به عنوان ابزار کاهش خطر" وجود دارد. یک قرارداد مشتق یک طرفه نیست ، بنابراین ، برای اینکه کشاورز یا شرکت هواپیمایی CFO از شر برخی از خطرات خود خلاص شوند ، شخص دیگری باید مایل باشد طرف مقابل تجارت را بگیرد (یعنی آنها به قراردادهای خود نیاز به یک همتای دارند)!
این جایی است که "دلالان" به آنجا می روند. اغلب در مورد "طاعون بازارهای مالی" در عناوین صحبت می کردند ، دلالان در جستجوی سود از پیش بینی های ذهنی از حرکات قیمت (مانند Thales of Miletus در مثال بالا ، بازیگران را در نظر می گیرند!). با اشتباه بودن با "قمار" ، رفتار سوداگرانه لزوماً مربوط به جذابیت برای خود ریسک یا جذابیت برای احساس بازی نیست (مانند "ریسک پذیر" یا قمارباز). در عوض ، دلالان از دانش خود برای ایجاد نظر در مورد حرکات قیمت استفاده می کنند و با این کار به اطمینان حاصل می کنند که قیمت ها منعکس کننده ارزش های اساسی هستند.
در واقع ، بازیگران ریسک پذیر (مانند کشاورز چغندر ما یا CFO هواپیمایی ما در بالا) و دلالان مخالف قطب های یک آهنربا هستند و یکدیگر را به خود جلب می کنند ، به طور موثری به بازیگران ریسک اجازه می دهند تا خطرات خود را بر روی شانه های دلالان که امیدوارند بارگذاری کنند ، از بین ببرند. پول نقد در برخی از سود. سودهایی که دلالان به دست می آورند ، در اصل جبران خسارت کارهایی که در جمع آوری اطلاعات در مورد دارایی معامله شده و ارائه آن به بازار انجام داده اند ، و همچنین ریسک گرفته شده با ورود به موقعیت (نظر سوداگر در مورد حرکت قیمت می تواند تبدیل شودبرای اشتباه بودن)
چنین انتقال ریسک فرصت های اقتصادی جدیدی ایجاد می کند و مهمتر از همه - ثبات را برای مشاغل فراهم می کند که می توانند از سرمایه خود بهتر محافظت کنند و از پیش برنامه ریزی کنند (یقین و ثبات برای یک تجارت بسیار مهم است).
بردن
قراردادهای مشتق تجاری و حدس و گمان دو طرف یک سکه هستند. آنها که غالباً منفی دیده می شوند ، با فراهم کردن راهی برای خلاص شدن از خطرات خود ، اساساً از سرمایه خود و کاهش عدم اطمینان از تجارت ، نقش اساسی را بر عهده می گیرند. مفهوم "مشتقات" بسیار گسترده است و شرایط قرارداد را محدود نمی کند. به همین ترتیب ، از مشتقات می توان برای تجارت هر دارایی اساسی (بدون بار نگه داشتن آن) در هر شرایط بازار (بازار گاو نر/خرس) استفاده کرد.
قدرت نفوذ
اهرم یک مفهوم مهم در تجارت است. در اصل ، معاملات اهرم مکانیسمی است که با استفاده از آن سرمایه گذاران می توانند ضمن پرداخت کمتر از مبلغ کامل سرمایه گذاری ، قرار گرفتن در معرض بازار را افزایش دهند (اهرم افزایش سود و همچنین ضررهای شخص را تقویت می کند). به عبارت دیگر ، Levere راهی را برای سرمایه گذاران فراهم می کند تا با سرمایه خود بیشتر دست یابند. از این رو بهبود کارآیی سرمایه.
اهرم را می توان به عنوان بدهی نسبت (یا اندازه یک نمونه کارها) دانست: سرمایه (به عنوان مثال 25: 1 ، به این معنی که برای 1 دلار سرمایه ، شما 25 دلار را کنترل می کنید). به همین ترتیب ، به راحتی می توان نحوه "دستکاری" اهرم را مشاهده کرد. برای افزایش اهرم ، افزایش بدهی و/یا کاهش سرمایه. برای کاهش اهرم (به عنوان مثال "Delewage") ، کاهش بدهی و/یا افزایش سرمایه.
اهرم را می توان از دو طریق به دست آورد:
- با "وام گرفتن پول به تجارت" (یعنی اهرم ترازنامه) ، یا
- از طریق معاملات خارج از ترازنامه (به عنوان مثال معاملات مشتقات)
اهرم ترازنامه کاملاً ساده است و به وام گرفتن صریح کاهش می یابد (به عنوان مثال یک امنیت معین برای تجارت آن ، وام گرفتن پول به تجارت و غیره). هنگامی که بازده مورد انتظار از سود وام و هزینه های باز کردن موقعیت فراتر می رود ، این استراتژی قابل دوام خواهد بود.
تجارت اهرم از طریق مشتقات به مفهوم ارزش مفهومی متکی است. ارزش مفهومی کل مبلغ اصلی تجارت مشتق است. به عنوان مثال با نگاهی به قراردادهای آتی (به عنوان مثال معاملات آتی نفت خام یا آینده S& P 500) ، می بینیم که هر قرارداد دارای اندازه/ضرب استاندارد است که نمایانگر "مقدار زیربنایی برای هر قرارداد مشتق" است (در آن به عنوان "واحد قرارداد" در این زمینه مشخص می شودمثالهایی که در بالا مرتبط است). به همین ترتیب ، مقدار مفهومی به این صورت محاسبه می شود: ارزش مفهومی = اندازه قرارداد * قیمت زیرین. همانطور که در اینجا توضیح داده شد ، خرید چنین قراردادهایی نیاز به یک سرمایه کوچک سرمایه (بسیار کوچکتر از مبلغ مفهومی) در حالی که به معامله گر اجازه می دهد بازده مبلغ مفهومی قرارداد را بدست آورد!
مثال
با فرض اینکه قیمت بشکه نفت خام 70 دلار است ، سپس خرید یک قرارداد آتی نفت خام به شما امکان می دهد کنترل کنید: 1000 * 70 = 70،000 دلار در این بازار. به همین ترتیب ، با مقدار کمی سرمایه لازم برای خرید قرارداد ، می توانید 70،000 دلار بازده کسب کنید.
"مانند هر ساز ، مشتقات می توانند در واقع" کشتار جمعی "ایجاد کنند - اگر به صورت بیش از حد و نادرست استفاده شود (جزئیات بیشتر در مورد آن بعداً)."
به یاد داشته باشید وقتی گفتیم که مشتقات می توانند زودتر در این پست مشکل ایجاد کنند؟خوب ... یکی از راه هایی که "مشتقات می توانند اشتباه کنند" وقتی معامله گران بیش از حد استفاده می شوند (توجه داشته باشید که بیش از حد ، در بازارهای دیگر نیز می تواند اتفاق بیفتد!). در واقع ، ما می دانیم که ، برای یک استراتژی تجاری خاص ، یک سطح اهرم بهینه وجود دارد که بالاتر از آن معامله گر تقریباً در دراز مدت سرمایه را از دست می دهد - به عنوان مثال مراجعه کنید. معیار کلی که مرز نظری شرط بندی های منطقی را توصیف می کند ، که در بالای آن خطر افزایش یافته و سود با گذشت زمان کاهش می یابد. با این حال ، ماهیت معامله گران مشتقات ، جدی بودن موضوع را دیکته می کند. در حالی که بازرگانان مشتقات خرده فروشی بیش از حد بیش از حد مایه تاسف آور هستند و می توانند چنین معامله گران را در شرایط مالی دشوار قرار دهند (به طور موثری برای حمایت بیشتر از مصرف کننده/خرده فروشی و آموزش مالی توسط نگهبانان مالی در حوزه های قضایی مختلف گدایی می کنند) ، چنین سناریویی به گفته "کشتار جمعی" نیست. مسئله واقعی زمانی است که مؤسسات مالی مهم از نظر سیستماتیک چنین نوع تجارت است ، به طور مؤثر در حال افزایش منابع خطرات سیستمیک (بیشتر در مورد پست وبلاگ بعدی این سری).
در کل ، و بازگشت به مفهوم اهرم: اهرم بیش از حد بد است (خطرات پیش فرض را افزایش می دهد) ، اما وام/اهرم معقول یک ضرورت برای یک اقتصاد خوب است. به عنوان مثال ، بدون وسیله ای کارآمد برای وام گرفتن برای معاملات روزانه ما ، تعداد کمی از افراد قادر به تهیه یک خانه به عنوان مثال هستند. امتناع از استفاده از اهرم به این معنی است که معاملات به سرمایه های بزرگی نیاز دارند که بسیار ناکارآمد است و مردم را به معاملات مورد نظر خود محدود می کند.
در ادامه ، ما در زمینه مشتقات معاملات به اهرم اشاره خواهیم کرد.
حاشیه
همانطور که دیدیم ، مشتقات معاملاتی اجازه می دهند تا با ارزش سرمایه ای محدود ، در معرض ارزش مفهومی قراردادها قرار بگیرند. این سرمایه اولیه - که برای ورود به تجارت مشتقات مورد نیاز است - حاشیه اولیه نامیده می شود.
حاشیه اولیه (IM)
برای تجارت در حاشیه (یعنی انجام معاملات اهرمی) ، ابتدا باید "حاشیه اولیه" را واریز کرد. IM مقدار وثیقه/سرمایه برای واریز در حساب به نام حساب حاشیه برای "کنترل یک قرارداد مشتق" (به عنوان مثال برای یک نیاز حاشیه اولیه 30 ٪ ، شما باید 300 پوند را به عنوان وثیقه/حاشیه اولیه در حساب حاشیه خود قرار دهید تاقادر به باز کردن موقعیت 1000 پوند).
حاشیه نگهداری
پس از افتتاح موقعیت ، معامله گر حاشیه در معرض بازار قرار می گیرد و مانده حساب حاشیه با توجه به تغییر در قیمت قرارداد (که از قیمت زیرین حاصل می شود) نوسان می کند. سود بزرگ می شود ، اما تلفات تشدید می شود. بنابراین ، به منظور حفظ حلال سیستم و محدود کردن ریسک طرف مقابل (یعنی "خطر پیش فرض" را در اینجا محدود کنید) ، معامله گران موظفند میزان حساب های حاشیه خود را بالاتر از آستانه خاص نگه دارند: نیاز حاشیه نگهداری. این آستانه نشان دهنده میزان حاشیه (یعنی میزان پول نقد یا اوراق بهادار بسیار مایع پذیرفته شده به عنوان وثیقه) است که برای حفظ موقعیت باز شده باید به حساب حاشیه واریز شود (این مبلغ زیر IM است).
اگر مانده حساب حاشیه به سمت "نیاز به حاشیه نگهداری" کاهش یابد ، معامله گر یک تماس حاشیه ای از اپراتور حساب حاشیه دریافت می کند (به عنوان مثال کارگزار). تقریباً صحبت کردن یک تماس با حاشیه می تواند به زبان انگلیسی ساده به عنوان هشدار زیر ترجمه شود: "شما پول زیادی را از دست می دهید ، سرمایه بیشتری را در حساب قرار می دهید ، یا ما موقعیت شما را می بندیم!"به عبارت دیگر ، بازار علیه معامله گر که اکنون نیاز به افزایش سرمایه در حساب حاشیه خود دارد (و در نتیجه کاهش نسبت اهرم را کاهش می دهد) حرکت می کند تا موقعیت خود را باز کند.
اگر تراز حساب حاشیه زیر نیاز حاشیه نگهداری کاهش یابد و به سطح انحلال برسد ، موقعیت منحل می شود. به عنوان مثال ، این می تواند اتفاق بیفتد ، هنگامی که معامله گر در صورت وجود بازارهای بسیار بی ثبات ، وثیقه بیشتری را در حساب حاشیه واریز نکرد. به زبان انگلیسی ساده ، این به پیام زیر از اپراتور حساب Margin ترجمه می شود: "شما پول زیادی را از دست داده اید ، این برای باز نگه داشتن موقعیت شما ناامن بود زیرا می توانستید پیش فرض کنید. به همین ترتیب ، ما موقعیت شما را بستیم در حالی که شما هنوز هم می توانید آنچه را که به سمت برنده بازار مدیون هستید بپردازید. "
یادآوری این نکته حائز اهمیت است که هر تجارت یک قرارداد دو جانبه است. به همین ترتیب ، اگر یک طرف پول زیادی را از دست بدهد ، طرف مقابل پول زیادی کسب می کند ("سمت از دست دادن بازار طرف برنده را می پردازد"). حاشیه در اینجا است تا اطمینان حاصل شود که طرف برنده تجارت همیشه پرداخت می شود (یعنی جلوگیری از پیش فرض طرف مقابل).
پاکسازی
ما این پست وبلاگ را با تعریف معاملات به عنوان یک فرآیند 2 مرحله ای شروع کردیم: اجرای و تسویه حساب.
ما اظهار داشتیم که "تجارت" ایجاد و اجرای قرارداد با یک طرف مقابل است. با این وجود ، در حالی که در مورد "تجارت اهرم" صحبت می کنیم ، ما شروع به دیدن این کردیم که چگونه این تعریف رضایت بخش و ناقص است.
لازم به ذکر است که هدف اساسی روابط قرارداد عبارتند از: مبادله. جوهر یک قرارداد یک رابطه متقابل است که در آن هر یک از طرفین چیزی را برای به دست آوردن چیزی تسلیم می کنند. اگر "مبادله" اتفاق نیفتد (به عنوان مثال به دلیل پیش فرض طرف) ، هدف از قرارداد باید مورد سؤال قرار گیرد!
به همین ترتیب ، تعریف "تجارت" به عنوان یک فرآیند 3 مرحله ای که در آن یک قدم اضافی-پاکسازی-بین اعدام و حل و فصل قرار دارد ، دقیق تر است.
ما چرخه عمر "تجارت" را در زیر خلاصه می کنیم:
- اعدام: موافقت ، امضای قرارداد/"لرزش دست"
- پاکسازی: اقدامات واسطه ای برای "فعال نگه داشتن قرارداد و ترتیب انتقال پول و اوراق بهادار". مراحل انجام شده تا اطمینان حاصل شود که توافق نامه قرارداد با موفقیت اتفاق می افتد
- حل و فصل: اجرای قرارداد ، هر دو طرف تعهدات خود را انجام می دهند ، "دست های تغییر نقدی"
recap "
در این پست وبلاگ ما آن را دیدیم:
- معاملات همه چیز در مورد اجرای قراردادها (یعنی امضای) و تبادل کالا یا خدمات طبق شرایط قانونی الزام آور قرارداد است.
- معاملات ضروری است اما خطرات آن را تشکیل می دهد.
- خطرات را می توان با استفاده از قراردادهای مشتق منتقل کرد.
- معاملات حاشیه امکان بهره وری بهتر سرمایه را فراهم می کند.
- فرایند مدیریت حاشیه وجود دارد تا اطمینان حاصل شود که سیستم حلال باقی مانده و از دست دادن موقعیت ها به موقع منحل می شود یا با حاشیه اضافی "در صدر" قرار می گیرد تا باز شود (به طور مؤثر موقعیت را نادیده می گیرد).
در پست بعدی ، ما به دو خانواده از قراردادهای مشتق شیرجه می زنیم: مشتقات معامله شده با مبادله (ETD) و مشتقات بدون نسخه (OTC). ما در مورد ساختار این محصولات بحث خواهیم کرد و می بینیم که چگونه آنها ساختارهای خاص بازار را القا می کنند. ما در مورد برخی از اصلاحات در بازارهای OTC بحث خواهیم کرد و با ارائه چند مشاهدات در مورد زمینه نوظهور مشتقات غیرمتمرکز نتیجه می گیریم.
پانویسها و منابع
[1]: این به عنوان مثال طبق قانون انگلیسی به خوبی تعریف شده است ، جایی که "قراردادهای ساده" و "اعمال" 2 شکل توافق نامه کتبی هستند ، به عنوان مثال. برای اطلاعات بیشتر در اینجا
[2]: ما توجه می کنیم که بسیاری از خطرات مرتبط با "قراردادهای هوشمند" مشابه خطرات قراردادهای "کاغذ" هستند (به عنوان مثال خطرات ناشی از زبان قرارداد مات/ریسک ذاتی/محتوای پیچیده قرارداد و غیره).
[3]: "امضای قراردادها خطرات را به همراه دارد. معاملات شامل امضای قراردادها و تبادل ، طبق شرایط قراردادها است. بنابراین ، تجارت خطرات دارد. "
[4]: نقل قول علاقه به شرح زیر است:
تالس ، بنابراین داستان می رود ، به دلیل فقر او با بی فایده بودن فلسفه طعنه زده شد. اما از دانش او از نجوم او مشاهده کرده بود در حالی که هنوز زمستان بود که محصول بزرگی از زیتون ها وجود دارد ، بنابراین او مبلغ کمی پول جمع آوری کرد و برای کل مطبوعات زیتون در Miletus و Chios پرداخت کرد، که او در اجاره کم استخدام کرد ، زیرا هیچ کس او را بالا نمی برد. و هنگامی که فصل فرا رسید ، در همان زمان تقاضای ناگهانی برای تعدادی از مطبوعات وجود داشت ، و با اجازه دادن به آنها به چه شرایطی که او دوست داشت مبلغ زیادی را بفهمد ، بنابراین اثبات اینکه ثروتمند بودن فیلسوفان آسان استاگر آنها انتخاب کنند ، اما این چیزی نیست که آنها به آن اهمیت می دهند.
به عبارت دیگر ، Thales of Miletus به طور موثری برای اطمینان از استفاده از مطبوعات (یعنی حق بیمه یک گزینه را پرداخت می کرد) به طور موثری پرداخت می کرد (یعنی حق بیمه یک گزینه را پرداخت می کرد) و در طول فصل اوج به آن پرداخته شد (گزینه را اعمال کرد و برخی از سود را به دست آوردکار با زیتون خود را تحت فشار قرار می دهد یا ظرفیت خود را به کسی که مایل به اداره آنها بود ، می فروشد).
[5]: با اشاره به بیانیه معروف وارن بوفه:
از نظر ما ، با این حال ، مشتقات سلاح های مالی کشتار جمعی هستند و خطراتی دارند که در حال حاضر نهفته است ، به طور بالقوه کشنده است.
[6]: اگر 15 سال پیش خانه خود را با مبلغ 200،000 پوند با سپرده 20،000 پوند و 180،000 پوند پول وام گرفته شده خریداری کرده اید ، و امروز آن را با 350،000 پوند فروخته اید ، تجارت اهرمی را انجام داده اید. شما با وام گرفتن پول ، قرار گرفتن در معرض بازار را افزایش داده و پس از فروش خانه خود (با فرض منافع وام رهنی) سود کسب کرده اید. چنین دستاوردهایی بدون بودجه وام گرفته شده قابل دستیابی نبود.
سپاسگزاریها
با تشکر از رابرت سامز برای ارائه بازخورد و پیشنهادات در مورد نسخه قبلی این پست.
به کاری که انجام می دهیم علاقه دارید؟
برای اطلاعات بیشتر در مورد ClearMatics و اطلاعات بیشتر در مورد تحقیقات ما ، به:
تجارت با گزینههای باینری...
ما را در سایت تجارت با گزینههای باینری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : حمیدرضا پگاه
بازدید : 28
تاريخ : چهارشنبه
4 مرداد
1402 ساعت: 14:52