مدیران غالباً می خواهند مشاغل خوبی را که نباید خریداری کنند - یا مشاغل خود را که باید بفروشند ، نگه دارند. در اینجا نحوه تصمیم گیری های سخت در اینجا آمده است.
یادداشت ویراستاران: برای شرکت هایی که مدیریت یک نمونه کارها از مشاغل را دارند ، تصمیمات سرمایه گذاری به ندرت واضح است-به ویژه هنگامی که عقلانی های منطقی متفاوت با هم اختلاف دارند. این گزیده ، اقتباس از استراتژی کتاب جدید برای سطح شرکت ها: کجا سرمایه گذاری ، چه چیزی را کاهش دهیم و چگونه سازمانها را با بخش های مختلف رشد دهند (Jossey-Bass ، ژوئن 2014) ، برخی از سؤالات و معاملات تبلیغاتی را بررسی می کند کهاین موارد سخت تر مطرح می شود.
مدیران به طور معمول تصمیمات نمونه کارها را بر اساس یک سری توجیهات منطقی می گیرند. انتخاب سرمایه گذاری ، کاهش ، خرید یا خروج از نظر ایده آل با قدرت جذابیت ساختاری یک تجارت (منطق تجارت) هدایت می شود. پتانسیل بهبود تجارت یا ایجاد هم افزایی با سایر مشاغل (منطق ارزش افزوده). و وضعیت بازارهای سرمایه-چه احتمالاً آنها بیش از حد ارزش کسب و کار را نسبت به ارزش خالص فعلی یا NPV از جریان نقدی آینده خود (منطق بازار سرمایه) داشته باشند.
این سه منطق هر یک برای تصمیم گیری در مورد نمونه کارها مهم هستند. اگر سه منطق همه در یک جهت قرار بگیرند ، تصمیم آسان است. وقتی آنها این کار را نمی کنند ، تصمیمات می توانند پیچیده شوند. به عنوان مثال ، اگر احتمالاً یک تجارت بیش از آنچه ارزشش را دارد بفروشد ، دلیل کمی برای خرید و دلیل خوبی برای فروش وجود دارد - مگر اینکه تجارت تحت مالکیت شما بسیار بهتر عمل کند یا چیزی را به تجارت دیگری که شما در اختیار دارید اضافه می کند. اگر یک تجارت از نظر ساختاری کمتر جذاب باشد زیرا در یک صنعت کم حاشیه است و دارای ضرر رقابتی قابل توجهی است ، به احتمال زیاد می خواهید آن را بفروشید یا آن را ببندید-تا زمانی که قیمتی که می توانید بدست آورید بیشتر از ارزش ادامه استمالک آن بود. اما اگر بتوانید موقعیت رقابتی آن را بهبود بخشید یا اگر موقعیت شما را تقویت کند یا قابلیت های خود را در یک بخش مرتبط اضافه کند ، ممکن است بخواهید تجارت را حفظ کنید.
ترفند این است که از بین این دلایل مختلف برای خرید یا فروش مشاغل ، تجارت آگاهانه ایجاد کنید. مهم است که به هر سه منطق وزن دهید و از ایجاد حرکت در اطراف یک استفاده کنید تا دیگران تأثیر کمی داشته باشند یا نادیده گرفته شوند. غالباً ، ما با تیم های اجرایی روبرو می شویم که تصمیم می گیرند ابتدا چه چیزی را خریداری کنند و در نظر بگیرند که چگونه فقط به عنوان بخشی از روند ارزیابی یا ادغام ارزش افزوده می کنند - یا اینکه متعهد شوند بدون در نظر گرفتن اینکه آیا ممکن است خریداران مشتاق را به خود جلب کند ، بر روی یک تجارت کم تحرک قرار بگیرند. اما این مقاله مربوط به کسانی نیست که نتوانند از این سه منطق استفاده کنند. این در مورد موارد دشوار است که منطق مسیرهای مختلفی را به جلو نشان می دهد - و اینکه چگونه مدیران به نتیجه گیری رسیدند. 1 1. 27 ترکیب بالقوه از سه منطق وجود دارد. ما در اینجا روی تعداد انگشت شماری از افراد متداول تمرکز می کنیم. علاقه مندان به توضیحات جامع تر در مورد چگونگی مقابله با همه موقعیت های مختلف می توانند از Corporatelevelstrategy. info بازدید کنند.
شما می توانید ارزش اضافه کنید ، اما تجارت از نظر ساختاری کمتر جذاب است
اکثر تیم های مدیریتی سعی می کنند از مشاغل دارای بازده پایین ، موقعیت های ضعیف و چشم انداز رشد محدود ، به ویژه در صنایع پیچیده جلوگیری کنند. اما اگر در افزودن ارزش به این مشاغل خوب باشید ، چه می کنید؟پاسخ پیش فرض این است که روی آنچه در آن خوب هستید تمرکز کنید.
پرونده Grupo Bimbo ، 14. 1 میلیارد دلار 2 را در نظر بگیرید. از 11 ژوئن 2014. غول پخت مکزیکی ، بزرگترین شرکت تولید نان در جهان. این کار در یک تجارت سخت فعالیت می کند: محصولات نانوایی. این محصولات حاشیه های بسیار کمتری دارند ، بخشی از آن به این دلیل که مشتریان حساس به قیمت هستند. برخی از رقبا ، مانند مارک های مهماندار ، ورشکسته شده اند و برخی دیگر در حال کاهش تدریجی بوده اند. با این حال ، قیمت سهام Grupo Bimbo از سال 2000 700 درصد افزایش یافته است و درآمد در پنج سال گذشته تقریباً دو برابر شده است.
راز Grupo Bimbo این است که ارزش زیادی را به مشاغل نانوایی که در اختیار دارد اضافه می کند. تمرکز جدی روی عملیات دارد. به عنوان مثال ، این امر به ویژه در مدیریت مسیرهای تحویل برای کامیون های خود مهارت دارد. این شرکت سه تا پنج زایمان در هفته در بیش از 52000 مسیر به 2. 2 میلیون امتیاز فروش در شبکه های ملی ، منطقه ای و محلی انجام می دهد. هر کامیون برای کمک به فرآیند بهینه سازی یک کامپیوتر را حمل می کند. 3 3. شبکه وبلاگ HBR ، "چگونه بزرگترین نانوایی جهان قبل از استراتژی اعدام را اجرا می کند" ، ورود وبلاگ توسط Esteban García-Canal و Mauro F. Guillén ، 2 اکتبر 2012 ، blogs. hbr. org. همچنین در بهینه سازی استفاده از اجاق گاز در 100 گیاه خود مهارت دارد. و شرکت مهارت های مکمل دارد. بخش عمده ای از ماشین آلات مورد استفاده در کارخانه های آن در بخش صنعتی آن توسعه یافته و تولید می شود. همچنین بخش قابل توجهی از بسته بندی های پلاستیکی مورد استفاده در محصولات خود را تولید می کند. سرانجام ، تمرکز این شرکت بر روی عملیات شامل تأکید بر تولید نان با کیفیت بالا در برخی از پیشرفته ترین امکانات برای پخت است. این قابلیت ها به Grupo Bimbo اجازه می دهند تا با سلیقه ها و نیازهای محلی در مقیاس جهانی سازگار شود ، با فعالیت در 19 کشور در چهار قاره. از طریق رشد ارگانیک در کشورهای اصلی خود و از طریق کسب تهاجمی ، از جمله Weston Foods (عملیات پخت آمریکایی سارا لی) ، بخش هایی از تجارت نان مارک های میزبان و اخیراً نان کانادا ، امروز یکی از بزرگترین نانوایان جهان است.
دستیابی به مشاغل در صنایع پیچیده و کم حاشیه استراتژی برای توصیه به آسانی نیست. یکی از خطر خرید یا نگه داشتن مشاغل ساختاری غیر جذاب این است که آنها به طور معمول بازده معقولی برای سرمایه گذاری های افزایشی ارائه نمی دهند. از این رو تصمیم گیرندگان ، مانند Grupo Bimbo ، باید هر سه منطق را جمع کنند. صنعت چقدر دشوار است؟آیا آنها می توانند ارزش کافی برای جبران بازده زیرین کم اضافه کنند؟آیا آنها می توانند دارایی را با تخفیف خریداری کنند یا بدون پرداخت حق بیمه خرید خیلی زیاد؟
شما نمی توانید ارزش اضافه کنید ، اما تجارت از نظر ساختاری جذاب است
هر مدیر یک تجارت جذاب را دوست دارد ، یکی با حاشیه های بالا که مزیت رقابتی دارد. اما اگر در افزودن ارزش به این تجارت خوب نیستید ، چه می شود؟پاسخ پیش فرض این است که یاد بگیریم که چگونه ارزش اضافه کنید و این کار را سریع انجام دهید.
هنگامی که رولز رویس در سال 1999 تجارت دریایی ویکرز را به دست آورد ، تعدادی از مشاغل مختلف را به دست آورد که یکی از آنها تجارت کشتی دریایی Ulstein بود. این تجارت کوچک نروژی مؤلفه ها و سیستم هایی را برای کشتی هایی که برای تهیه سکوهای نفتی استفاده می شود ، ساخته است - محیطی که از نظر فنی خواستار آن است که در آن کشتی ها ، در وسط دریاهای بسیار سنگین ، باید در چند متر از دکل باقی بمانند. رولز رویس می تواند ببیند که از منظر منطق تجارت ، این یک تجارت از نظر ساختاری جذاب بود. ارزش چنین کشتی به یک شرکت نفتی بسیار زیاد است و تعداد کمی از رقبا نیز قادر به طراحی و ساخت آنها بودند. متأسفانه ، Rolls-Royce بعید است که در کوتاه مدت ارزش زیادی به اولشتین اضافه کند. اولشتین برای گسترش محصولات خود ، اضافه کردن قابلیت های فناوری طاقچه و ایجاد توانایی خود برای فروش در سطح جهان نیاز داشت. در حالی که رولز رویس قابلیت های به ظاهر مرتبط با آن را داشت ، مانند فروش جهانی در هوافضا ، ترازنامه قوی ، استعداد و یک برند مشهور ، مدیران تشخیص دادند که ممکن است در چنین صنعت دیگری مناسب نباشد.
رولز رویس به جای فروش اولشتین ، مواظب ساخت برخی از قابلیت های جدید که باعث می شود در آینده ارزش افزوده ای را به آن اضافه کند. این شرکت سر جدیدی را برای مشاغل دریایی خود استخدام کرد. با استفاده از اولشتین و سایر مشاغل دریایی ، چه در داخل و چه بدون رولز رویس ، او تیمی را ساخت که می تواند از آنچه رولز رویس برای ارائه و انجام کارهای بیشتری استفاده می کند ، سوء استفاده کند. نکته اصلی درک تفاوت بین سیستم های فروش ، مانند سیستم های درایو کامل با کنترل های الکترونیکی و مؤلفه هایی مانند موتورهای دیزلی بود. سپس این تیم توانست در Rolls-Royce متناسب با آن توانایی ها را جلب کند. به عنوان مثال ، این تیم درسهای آموخته شده در هوافضا و دفاع مدنی را برای ارائه پشتیبانی خدمات بلند مدت به اپراتورهای کشتی جلب کرد. نتیجه؟تجارت دریایی رولز رویس از حدود 750 میلیون پوند درآمد در سال 2000 به بیش از 2. 5 میلیارد پوند در سال 2010 افزایش یافت و امروز این یک رقیب پیشرو در این بخش است. اما برای رسیدن به آنجا ، باید بسیاری از مهارت های مالکیت مورد نیاز را برای تبدیل این دیدگاه به واقعیت توسعه داد.
به راحتی می توان تصور کرد که یک شرکت قادر خواهد بود یاد بگیرد که یک مالک خوب باشد ، به خصوص وقتی که تجارت جذاب باشد ، اما توسعه مهارت های جدید در سطح شرکت ها آسان نیست. این اغلب نیاز به تغییرات چشمگیر در افراد و تمایل به رها کردن عادات و فرآیندهای گذشته دارد - و عدم انجام این کار رایج است.
شما می توانید به یک تجارت از لحاظ ساختاری جذاب اضافه کنید ، اما گران قیمت است
هنگامی که یک تجارت جذاب را پیدا کردید که می توانید به آن ارزش افزوده ای اضافه کنید ، غریزه شما این است که آن را بدست آورید یا روی آن نگه دارید. اما اگر شما شغلی داشته باشید که قیمت آن در بازارهای سرمایه بالاتر از NPV باشد - برای مثال ، اگر تجارت در یک بخش داغ باشد و رقبا برای چند جایزه در حال رقابت هستند؟باید بفروشید؟اگر قصد دستیابی به آن را دارید ، آیا باید از مناقصه خارج شوید؟پاسخ پیش فرض بستگی به این دارد که آیا شما به دنبال دستیابی به آن هستید یا اینکه آیا در حال حاضر تجارت دارید و آیا دلیل ارزش افزوده در بازارهای سرمایه احتمالاً موقت یا دائمی خواهد بود.
اگر به دنبال بدست آوردن هستید ، پاسخ پیش فرض این است که استراتژی را تغییر دهید تا نیازی به خرید تجارت نباشید یا صبر کنید تا بازارهای سرمایه خود را اصلاح کنید. با این حال ، تاکتیک هایی وجود دارد که اگر می خواهید پیشرو تر باشید می توانید از آنها استفاده کنید. یک مورد مشترک این است که خطر بیش از حد پرداخت را محافظت کنید. اگر هم شرکت شما و هم هدف در چند برابر با سطح تاریخی معامله می کنند (و به خصوص اگر چند نفر شما به ویژه زیاد باشد) ، می توانید به جای پول نقد ، با سهام عدالت کسب کنید ، یا سهام جدیدی صادر کنید و از پول نقد برای خرید استفاده کنیدتحصیل. این منجر به پرداخت یک دارایی گران قیمت با ارزش سهام بیش از حد می شود. 4 4. مینگ دونگ و همکاران ، "آیا سرمایه گذار ناسازگاری بازار تصرف را هدایت می کند؟" ، مجله دارایی ، آوریل 2006 ، جلد 61 ، شماره 2 ، صص 725-62.
یکی دیگر از تاکتیک ها برای مقابله با قیمت های بالا ، ساختار معامله برای کاهش خطر پرداخت بیش از حد است-برای مثال ، با استفاده از "فرمول درآمد". این امر می تواند کار کند اگر فروشنده معتقد باشد که تجارت بیش از آنچه خریدار انجام می دهد ، ارزش دارد. یک درآمد درآمدی به هر دو طرف اجازه می دهد تا به دلیل ارزیابی های مختلف از چشم انداز آینده خود ، این معامله را جذاب بدانند. در صورتی که تجارت به انتظارات فروشنده عمل کند ، هر دو طرف خوشحال هستند. در صورت انجام انتظارات خریدار ، حداقل خریدار خوشحال است.
اگر در حال حاضر صاحب برتر یک تجارت هستید و قیمتی را که بالاتر از NPV آن است به شما پیشنهاد می شود ، پاسخ پیش فرض این است که نگه دارید. شما باید در مورد اجازه دادن به استراتژی خود توسط مبهم های بازارهای سرمایه ، احتیاط کنید ، به خصوص اگر معتقدید که ارزش افزوده با توانایی های برتر سایر شرکت ها برای افزودن ارزش توجیه نشده است. حتی در این صورت ، شما هنوز هم باید در برخی از شرایط فروش را در نظر بگیرید - اگر حق بیمه ارائه شده توسط خریدار برای نادیده گرفتن ، به عنوان مثال ، یا اگر پول نقد بر کمبود بودجه برای سرمایه گذاری در سایر بخش های نمونه کارها خود غلبه کند.
شما یک تجارت از نظر ساختاری غیر جذاب دارید و ارزش کمتری دارید ، اما خریداران قیمت منصفانه ای را ارائه نمی دهند
مدیران دارای مشاغل غیر جذاب که به آنها نمی توانند ارزش اضافه کنند ، معمولاً به فروش می رسند. اما اگر نتوانید شغلی را با قیمتی که مطابق با ارزش حفظ آن باشد ، بفروشید؟بسیاری از شرکت ها به سادگی چنین شغلی را حفظ می کنند و صبر می کنند تا بتوانند آن را با قیمت بهتری بارگیری کنند. اما تاکتیک هایی وجود دارد که فروشندگان می توانند از آنها برای افزایش قیمت خریداران ارائه دهند. کدام تاکتیک مناسب ترین است به دلیل قیمت پایین بستگی دارد - چه کمبود خریداران ، ماهیت آن خریداران ، اطلاعاتی که در مورد تجارت یا روند معامله دارند.
به عنوان مثال ، یک شرکت معدن می خواست یک کارخانه ذوب شده و بازیگران ترکیبی را دور بیندازد (تسهیلاتی که در آن فلز از ذوب آهن به محصولات نیمه کاره ریخته می شود). تعداد کمی از خریداران به پیشنهاد ترکیبی علاقه مند بودند-تا حدودی به دلیل اینکه ذوب آهن متعهد به خرید برق با قیمت بالا ثابت از ابزار محلی محلی برای یک دوره 20 ساله بود. برای حل مشکل ، این شرکت تجارت را به سه بخش جداگانه جدا کرد و آن را به یک گزاره قابل فروش تر و بهبود NPV کلی تبدیل کرد. خانه بازیگران اکنون می تواند به شرکتی که می خواست از فلز خاص خود به عنوان ورودی استفاده کند ، فروخته شود. قرارداد برق برای ذوب آهن از این ابزار خریداری شد. و ذوب آهن به عنوان یک دارایی مستقل که می تواند فروخته شود یا در صورت عدم رعایت قیمت ذخیره ، تعطیل شد.
راه دیگر برای افزایش قیمت ، طراحی مجدد روند معامله است. به عنوان مثال ، هنگامی که تسکو عملیات ژاپنی خود را به ائون واگذار کرد ، روند معامله را به دو مرحله تقسیم کرد. در مرحله اول ، به ائون پرداخت کرد تا 50 درصد از مشاغل را از دست خود بگیرد. 50 درصد باقیمانده در تاریخ بعدی فروخته می شوند. این امر به خریدار و فروشنده اجازه می داد که دیدگاه های مختلفی در مورد ارزش تجارت داشته باشند ، به توافق برسند. اگر تجارت خوب عمل کند ، تسکو قادر خواهد بود برای سهم 50 درصد باقیمانده قیمت بهتری کسب کند.
چه کاری باید انجام شود همچنین به خطرات مقدار کمبود بستگی دارد. اگر صاحب فعلی نه ارزش زیادی را اضافه کند و نه کم کند ، تجارت "بالاست" است. حفظ آن در مدتی بعید است که ارزش آن را کاهش دهد ، بنابراین فرایند فروش نیازی به عجله ندارد. به عنوان مثال ، یک شرکت با منابع طبیعی دارای یک تجارت آلومینیومی بود-که این یک مالک به خصوص خوب نبود. در آن زمان آلومینیوم به دلیل ظرفیت بیش از حد جهانی نیز یک تجارت جذاب نبود ، و شرکت های والدین بهتر چالش های خاص خود را داشتند ، بنابراین این تجارت نمی تواند با قیمت کافی جذاب فروخته شود. خوشبختانه ، این تجارت بخشی از یک سرمایه گذاری مشترک بود که توسط شریک این شرکت اداره می شد ، که به عنوان شرکت مادر نیز عمل می کرد. این شانس کمی باقی مانده است که شرکت منابع طبیعی ارزش آن را کم کند ، بنابراین تصمیم گرفت به سهم خود بپردازد و به دنبال فرصتی برای بارگیری سرمایه گذاری در آینده باشد.
اگر صاحب فعلی در حال حاضر مقدار کمتری داشته باشد ، فشار برای دفع فوری زیاد است. حفظ مشاغل به این معنی است که در آینده برای کمتر به فروش می رسد و از سوی مدیران والدین و شركت كه آنها را از كارهای تولیدی تر دور می كند ، توجه خواهد كرد. خلاص شدن از شر آن به سرعت - با استفاده از هرگونه تاکتیک موجود - احتمالاً کمترین راه حل است.
در هر یک از این موارد ، رهبران فقط با استفاده از هر سه منطق در کنار هم توانستند انتخاب های عاقلانه ای انجام دهند. آنها با مواجهه با درگیری ها بین منطق ، توانستند تاکتیکی پیدا کنند که به آنها امکان موفقیت را بدهد. تجزیه و تحلیل مالی کمک مهمی به این فرایند است. این می تواند به مدیران کمک کند تا تعریف کنند که یک شرکت حق بیمه چقدر می تواند پرداخت کند یا چه مقدار ارزش لازم را برای تبدیل یک تجارت غیر جذاب به شخصی که بازده خوبی را ارائه می دهد ، اضافه شود. اما تجزیه و تحلیل مالی نمی تواند قضاوت های استراتژیک در مورد جذابیت تجارت ، توانایی افزودن ارزش و دلایل ارزش بیش از حد یا کم ارزش در بازارهای سرمایه را جایگزین کند. این داوری ها برای تصمیم گیری های خوب نمونه کارها بسیار مهم هستند.
اندرو کمپبل دانش آموخته ای از دفاتر لندن و لس آنجلس مک کینزی و مدیر مرکز مدیریت استراتژیک دانشکده بازرگانی اشریج است ، جایی که جو وایتهد نیز مدیر است.
چاپ شده توسط مجوز ناشر ، Jossey-Bass ، از استراتژی برای سطح شرکت ها: کجا سرمایه گذاری ، چه چیزی را کاهش دهیم و چگونه سازمانها را با بخش های مختلف ، نسخه دوم ، توسط مارکوس الکساندر ، اندرو کمپبل ، مایکل گولد و جو رشد دهند. وایتهدکپی رایت © 2014 توسط جان ویلی و پسران ، آموزشی ویبولیتین کلیه حقوق محفوظ است.
تجارت با گزینههای باینری...
ما را در سایت تجارت با گزینههای باینری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : حمیدرضا پگاه
بازدید : 32
تاريخ : چهارشنبه
4 مرداد
1402 ساعت: 23:45