نیاز به توسعه شهرهایی که نیازهای کودکان را برآورده کنند حیاتی است. همانطور که محله ها برای هدف پایداری شهری اهمیت بیشتری پیدا می کنند، باید نیازهای رشدی کودکان را با اجازه دادن به آنها برای دسترسی مستقل به مکان ها، اجتماعی شدن و یادگیری از محیط ساخته شده در نظر بگیرند. ابزارهای ارزیابی موجود کمتر مربوط به شهرهای پراکنده معمولی در ایالات متحده است که بیش از حد پیچیده هستند و تمرکز بر همسایگی ندارند. در این مقاله، ما یک ابزار ارزیابی محله دوستدار کودک را برای استفاده توسط برنامه ریزان شهری و سیاست گذاران توسعه می دهیم. ما یک پایلوت در مقیاس کوچک در چهار محله در گلندیل، آریزونا انجام می دهیم و متوجه می شویم که هر محله در ابعاد چندگانه کمبود دارد. سپس عملکرد و محدودیت های ابزار ارزیابی را ارزیابی کرده و راه هایی برای بهبود آن در تکرارهای آینده پیشنهاد می کنیم. در نهایت، ما در مورد اینکه چگونه برنامه ریزان شهری می توانند از این ابزار استفاده کنند و چگونه به سیاست هایی برای ایجاد محله های دوستدار کودک و پایدار متصل می شود، بحث می کنیم.
معرفی
کودکان بخش قابل توجهی از جمعیت ایالات متحده را تشکیل می دهند که 22. 2٪ از کل جمعیت زیر 18 سال هستند (اداره سرشماری ایالات متحده 2019). پیش بینی می شود تا سال 2050، ایالات متحده نزدیک به 100 میلیون کودک داشته باشد که تقریباً 80 میلیون کودک در مناطق شهری زندگی می کنند. همانطور که برنامه ریزان شهری و تصمیم گیران، جوامع پایداری را برنامه ریزی می کنند که سلامت و رفاه شهروندان را تامین می کند، نیازهای کودکان نیز باید در نظر گرفته شود. بسیاری از مناطق شهری در ایالات متحده که با محیط های شهری کم تراکم و سیستم های حمل و نقل وابسته به خودرو مشخص می شوند، به اندازه کافی نیازهای کودکان را برآورده نمی کنند.
مفهوم یک شهر دوستانه کودک از کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل متحد (UNICEF 1992) تهیه شده است. ابتکار عمل شهر دوستانه یونیسف (CFCI) برای حمایت از دولت های محلی در ایجاد محیط های دوستانه کودک در سراسر جهان (UNICEF 2019a) تهیه شده است و CFCI ابزارهای ارزیابی و نظارت متعددی را تولید کرده است (یونیسف 2004) و شاخص های پیشنهادی برای پرداختن گستردهطیف وسیعی از مسائل مربوط به کودکان ، به ویژه در شهرهایی که در کشورهای کمتر توسعه یافته روبرو هستند. با این حال ، این ابتکارات شهر دوستانه کودک در ایالات متحده تأثیر محدودی داشته است که در آن بسیاری از شاخص های توسعه یافته در زمینه آمریکای شمالی کمتر اهمیت دارند. علاوه بر این ، ابزارهای ارزیابی موجود به طور مستقیم به برنامه ریزان شهری اهمیت کمتری دارند زیرا آنها عناصر بی شماری را در خارج از محیط ساخته شده ارزیابی می کنند. علاوه بر این ، ابزارهای ارزیابی موجود به طور معمول بر شهر به عنوان واحد تجزیه و تحلیل تمرکز می کنند ، نه محله ، که مقیاس مهمی برای کار در توسعه پایدار است ، با مفاهیم برنامه ریزی نوظهور مانند شهر 15 دقیقه ای (مورنو و همکاران 2021 ؛ O 'سالیوان و سعادت 2020) به اطلاع رسانی در مورد چگونگی ساخت محله های پایدار کمک می کنند.
این مقاله یک ابزار ارزیابی شاخص محله دوستانه کودک را بر اساس یک چارچوب شاخص تهیه شده توسط محققان یونیسف و CUNY برای استفاده توسط شهرداری ها تهیه می کند (Giusti ، Hart و Wridt 2010 ؛ Hart ، Wridt و Giusti 2011). مجموعه اولیه شاخص های شرح داده شده در روش شناسی ما و تصفیه شده در بحث ما ، تلاش برای تهیه یک ابزار ارزیابی است که می تواند به راحتی توسط برنامه ریزان شهری و سایر تصمیم گیرندگان در شهرهای اطراف ایالات متحده استفاده شود تا نه تنها چگونه محلات فردی دوستانه کودکدر شهرهای آنها وجود دارد ، اما این معیارها را با سیاست هایی که می تواند محله ها و جوامع آنها را دوستانه تر کند ، گره بزنید. این ابزار ارزیابی شاخص همچنین می تواند برای اندازه گیری تأثیرات گسترده تر پراکندگی شهری ، به ویژه در مورد کودکان و کمک به برنامه ریزان شهری که به دنبال دنبال پروژه های توسعه شهری هستند که هدف آنها ایجاد محیط های پایدار شهری است ، استفاده شود.
این مقاله دارای چندین هدف است. اول ، ما یک ابزار شاخص برای استفاده در ارزیابی دوستانه کودک از محلات در شهرها و حومه ها تهیه می کنیم. دوم ، با استفاده از این ابزار ارزیابی شاخص ، ما یافته های یک مطالعه مقدماتی در مقیاس کوچک را در گلندیل ، آریزونا ، حومه ای در کلانشهر ققنوس که نمونه ای از محیط های شهری با چگالی کم است ، ارائه می دهیم. سوم ، بر اساس عملکرد و محدودیت های خلبان ، ما در مورد چگونگی اصلاح آن در برنامه های آینده و متناسب با زمینه های خاص شهری و حومه ای بحث می کنیم تا برای تمرین برنامه ریزی شهری مفیدتر باشند. سرانجام ، ما بحث می کنیم که چگونه برنامه ریزان و سیاست گذاران شهری می توانند از ابزار ارزیابی در جوامع خود استفاده کنند و چگونه می توانند آن را به سیاست ها و اقدامات برای ایجاد محلات دوستانه کودک و پایدار پیوند دهند. به ویژه ، ما تأکید می کنیم که این ابزار می تواند به عنوان اولین قدم در یک فرایند برنامه ریزی جامعه استفاده شود که کودکان را در تصمیم گیری درگیر می کند.
کودکان و پراکندگی شهری
یک چهارم از جمعیت در شهرهای ایالات متحده کودکان هستند ، اما با این وجود شهرهای ما به طور مداوم برای این جمعیت شناختی غیرقابل مهار هستند. در حالی که ادبیات گسترده ای در مورد تأثیرات پراکندگی شهری وجود دارد ، کمتر از این تحقیق به طور مستقیم در مورد کودکان است و نیاز به برنامه ریزی برای نیازهای کودکان وجود دارد. به طور فزاینده ، برنامه ریزان شهری این دیدگاه را اتخاذ می کنند که اگر شهرها به خوبی برای کودکان برنامه ریزی شود ، احتمالاً آنها برای کل جمعیت بهتر برنامه ریزی می شوند (8 80 شهر 2019). نیاز به شهرها به کودک دوستانه بخشی از نیاز گسترده تر شهرها برای پایدار و عادلانه بودن و رفع نیازهای همه ساکنان آنها در تمام مراحل زندگی است.
مطالعات اولیه کودکان در محیط های شهری بر رفاه ، فقر ، کار کودکان و سلامت متمرکز شده است. از دهه 1960 شروع به بررسی نوع فعالیت های کودکان در چه نوع محیط های شهری (Hurtwood 1968 ؛ Marcus and Moore 1976) ، از جمله مرگ جین Jacobs و زندگی در شهرهای بزرگ آمریکایی ، که در آن او تفاوت هایی در این کشور مشاهده می کند. انواع فعالیت های کودکان در پیاده روهای شهر در مقابل پارک های محصور (Jacobs 1961) شرکت می کنند. بزرگ شدن کوین لینچ در شهرها استفاده از خیابان های محلی توسط نوجوانان و موانع حرکت در شهر را مورد بررسی قرار داد ، مانند ترس ، ترافیک ، کمبود دانش مکانی ، هزینه حمل و نقل عمومی و کنترل والدین (لینچ 1977). مطالعات دیگری که بر اساس این کار برای بررسی وابستگی مکان و سفر در محله شخص ساخته شده است (مور و جوان 1978) ؛رابطه کودکان با محیط شهری و مشارکت آنها در برنامه ریزی شهری (بخش 1978) ؛و چگونگی استفاده از زمین بر الگوهای بازی کودکان ، تأثیر محیط فیزیکی در دسترسی به زمین های بازی و تعاملات اجتماعی کودکان تأثیر گذاشته است (مری و مدریچ 1980).
تا دهه 1990 ، محققان تشخیص دادند كه كودكان در شهرها به تدریج از استفاده ایمن و لذت بردن از محله های خود قطع شده اند (كاهیل 1990 ؛ گاستر 1991 ؛ لنارد و لنارد 2000) در نتیجه افزایش جرم ، ترافیک خودرو و بدتر شدن پارک ها ، بدتر شدن پارک هازمین های بازی و مدرسه (Gaster 1991). توسعه شهری پس از جنگ جهانی دوم بر ساخت و سازهای بزرگراه و فضاهای باز محدود متمرکز شده است (Talen 2005) ، در حالی که تحولات جدید حومه شهر با جاده های گسترده و کله های دریایی ساخته شده است ، که قصد داشت با محدود کردن ترافیک ، خیابان های محله را برای کودکان ایمن تر کند. در حقیقت ، یکی از نیروهای محرک حومه سازی در ایالات متحده ، نیاز به ایجاد محیط های جدید شهری برای غنی سازی زندگی کودکان و ایجاد فضاهای جدید که خانواده گرا بودند (فیشمن 1987). محیط های شهری و حومه موجود تا حدودی به عنوان راهی برای جدا کردن کودکان از سایر فضاهای عمومی توسعه یافته است (فیشمن 1987 ؛ جیکوبز 1961). نیاز کودکان به استقلال و تحرک برای اسکان این خودرو قربانی شد (لنارد و لنارد 2000) و به شرایطی منجر شده است که 20 ٪ از مرگ و میر کودکان زیر 19 سال نتیجه تصادفات ترافیکی است (نیومن 2018).
در بسیاری از شهرها و حومه ها ، کودکان فاقد تحرک مستقل (گولگنن و کرونا 2015) هستند و برای حمل و نقل به بزرگسالان وابسته شده اند. حومه شهر باعث افزایش فاصله بین خانه و مدرسه و افزایش وابستگی به اتومبیل می شد به این معنی که کودکان فرصت کمتری برای معاشرت با دوستان در خارج از یک مدرسه یا یادگیری مستقل از محیط محله خود داشتند. علاوه بر این ، محیط های شهری با چگالی کم ، همراه با کمبود درآمد و تنوع نژادی ، فرصت هایی را برای تماس اجتماعی محدود می کند. کلانشهرهای ایالات متحده از سال 1970 به طور فزاینده ای با درآمد جدا شده اند که این امر بر توزیع مدل های نقش ، همسالان و شبکه های اجتماعی تأثیر می گذارد (واتسون 2006 ؛ موریس و پفیفر 2017) ، که می تواند پیامدهای قابل توجهی در رشد کودکان داشته باشد.
تغییرات در شکل شهری در طول قرن بیستم نیز منجر به پایین آمدن فعالیت بدنی شده است ، تا حدودی به این دلیل که کودکان مکان هایی برای سازماندهی فعالیت های خود ندارند. پارک ها از خانه های خود دور هستند ، خیابان ها برای رسیدن به آنجا خطرناک است ، و ترس والدین از ایمنی فرزندانشان باعث می شود که آنها از تشویق بچه ها در خارج از خانه خودداری کنند. درعوض ، بسیاری از کودکان با تلویزیون ، بازی های ویدئویی و رایانه ها به یک "زندگی روی صفحه نمایش" متناوب می شوند (Hofferth and Sandberg 2001 ؛ Lennard and Lennard 2000). چاقی دوران کودکی اکنون یک بیماری همه گیر است ، با 20 ٪ از کودکان 6 تا 19 ساله چاق در نظر گرفته می شود (هالز و همکاران 2017) ، که مربوط به عدم فعالیت بدنی ، فعالیت های بی تحرک و رژیم غذایی ضعیف است (مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری ها 2016؛ واسودا ، گاتاتاکورتا ، و آگاروال 2009 ؛ سالیس و گلانز 2006 ؛ کامینز و جکسون 2001) ، و پراکندگی شهری در شهرها یک عامل اصلی کمک کننده است (Burchell and Mukherji 2003 ؛ Frumkin 2002). تحقیقات کاملاً محیط ساخته شده را به انتخاب حالت حمل و نقل مرتبط کرده است (Cervero and Kockelman 1997 ؛ Ewing and Cervero 2010) و نشان داده است که محیط های متراکم تر شهری منجر به فعالیت بدنی بیشتر و سلامت بهتر می شوند (دورا 1999 ؛ اوینگ و همکاران 2003 ؛ سیلنس و همکاران. 2014). پر کردن محیط های شهری منجر به نتایج سلامتی ضعیف برای بزرگسالان و کودکان می شود.
در طول قرن بیستم ، محیط های ساخته شده به روش های مختلفی که اکنون به تأثیرات منفی گره خورده اند ، مانند پراکندگی شهری ، وابستگی به خودرو و سایر موارد تکامل یافته اند (گیلهام 2002 ؛ دوانی ، پلاتر زبرک و اسپک 2000 ؛ حمیدی و همکاران 2015). در حالی که در ابتدا محیط های شهری با چگالی پایین تر برای کودکان ایمن تر بودند ، تجربه و تحقیقات نشان داده است که این محیط های شهری چالش های خاص خود را برای کودکان ارائه می دهند. در نتیجه ، هر دو محیط شهری و حومه شهر نتوانند تمام نیازهای کودکان را برآورده سازند و همیشه به همان اندازه دوستانه خانواده نیستند. برای پرداختن به این نواقص ، مفهوم یک شهر دوستانه کودک ایجاد شد که در بخش بعدی بحث می کنیم.
یک شهر دوستانه کودک چیست؟
یک شهر دوستانه کودک مسیری است که رشد سالم کودکان را ارتقا می بخشد ، به آنها اجازه می دهد تا مستقل باشند و آنها را در جامعه وسیع تر معاشرت می کنند و پاسخی به این تشخیص است که کودکان در شهرها و حومه شهرها با مشکلات زیادی روبرو هستند. محدودیت های محیط محله می تواند کودکان را از حق اساسی کودکی محروم کند - حق تجربه و کشف دنیای اطراف خود با خیال راحت ، خودجوش و به تعبیر خودشان. چندین جنبه جسمی و اجتماعی محله ها عوامل تعیین کننده رفتار فردی هستند (تیلور 1988 ؛ کولتون ، کوربین و سو 1996) و تأثیر می گذارد که یک شهر دوستانه کودک است (هومل و برنز 1989).
از دهه 1980 ، تحقیقات بیشتری شروع به فهمیدن یک محیط کودک دوستانه از منظر کودکان کرد. بخش اعظم این تحقیق در محدوده یافته های آن محدود است و قابل تعمیم نیست و بنابراین نیازهای جهانی کودکان را برطرف نمی کند. با این وجود ، این می تواند به عنوان نقطه شروع در تعریف یک شهر دوستانه کودک باشد. مطالعات بیشماری نشان می دهد که کودکان مانند مکانهایی که پر از فعالیت هستند ، مانند خیابان ها ، پیاده روها یا مراکز خرید یا مکانهایی که از فعالیتهای متنوعی مانند پنهان و جستجو ، بازی فانتزی پشتیبانی می کنند ، یا با مواد دستکاری شده مانند آب ، ماسه بازی می کنندیا برف (Francis 1982 ؛ Grey and Brower 1977 ؛ Løndal ، Norbeck و Thorén 2015 ؛ Egli et al. 2020) و ترجیح قوی برای محیط های شهری غیر برنامه ریزی شده دارند (هارت 2010). فرصتی برای تعاملات اجتماعی ، به ویژه توانایی تعامل با کودکان دیگر ، عامل اصلی در چگونگی جذابیت یک مکان برای کودکان است (Zeer 1977 ؛ Muscovitch 1980 ؛ Wilson et al. 2019 ؛ Egli et al. 2020 ؛ Rogers 2012). محیط های شهری دوستانه کودک شامل فضاهایی با طبیعت (یعنی چمن ، درختان ، باغ ها و پارک ها) است که کودکان ترجیح زیادی برای آنها دارند (فریمن و همکاران 2015 ؛ فرانسیس 1988 ؛ نوردستروم 2010 ؛ سوزان و همکاران 2019) ، به ویژه چندگانه بزرگ-استفاده از پارک ها (الی و همکاران 2020). فضاهای طبیعی نشان داده شده است که توجه و تسکین استرس در کودکان را بازگرداند (تنسی و سیمپریچ 1995 ؛ ولز و ایوانز 2003). سرانجام ، مکانهایی که برای کودکان جذاب هستند ، اغلب بی خطر ، صمیمی ، محصور و پنهان هستند (هارت 2010 ؛ زرنر 1977). ویلسون و همکاران.(2019) دریافت که ایمنی ، داشتن پیاده روها برای پیاده روی ، دیدن درختان و نقش مهمی در چگونگی دوست داشتن سفر فعال خود به مدرسه بازی می کند. بسیاری از فضاها که برای کودکان در شهرها و حومه شهرها در نظر گرفته شده است ، تعداد بسیار کمی از این کارکردهای حیاتی را ارائه می دهد.
بسیاری از شهرها سیاست هایی را برای بهبود محیط شهری و تأمین نیازهای کودکان تدوین کرده اند. ابتکار عمل Child Lidge City (CFCI) (UNICEF 2019a) ، که توسط یونیسف در دهه 1990 ساخته شده است ، شناخته شده ترین و سازمان یافته ترین برنامه ای است که از دولت های محلی در ایجاد محیط های دوستانه کودک پشتیبانی می کند. تحت CFCI ، مفهوم یک شهر دوستانه کودک بسیار گسترده است ، از ارائه زیرساخت های اساسی (به عنوان مثال آب تمیز و فاضلاب) ، تا اینکه بتوانید با خیال راحت در خیابان ها پیاده روی و مسافرت کنید و همچنین در تصمیم گیری در مورد تصمیمات شرکت کنند. آینده شهر آنها (یونیسف 2004). به همین دلیل ، شیوه هایی که شهرها دنبال می کنند شهرهای خود را دوستانه تر می کنند می توانند بسیار متفاوت باشند. در ایالات متحده ، هیچ برنامه ملی یا ایالتی برای ترویج شهرهای دوستانه کودک وجود ندارد و فقط تعداد معدودی از شهرداری ها برنامه های خود را تهیه کرده اند ، مهمترین آنها برنامه "در حال رشد بولدر" در بولدر ، CO ، که از سال 2009 آغاز شد (در حال رشد بولدر است. 2020). و در تابستان سال 2020 ، اولین گروه پشتیبانی یونیسف از شهرهای ایالات متحده برنامه آزمایشی شهر دوستانه کودک را آغاز کرد که شامل هیوستون ، مینیاپولیس ، سانفرانسیسکو و شهرستان پرنس جورج مریلند (یونیسف 2020) بود.
گذشته از این برنامه های سازمان یافته و حمایت مالی ، برای برنامه ریزان شهری در شهرها و جوامع حومه شهر در اطراف ایالات متحده مهم است که شهرها را برای تأمین نیازهای کودکان برنامه ریزی کنند. از آنجا که بسیاری از شهرها و حومه ها رشد و توسعه بی سابقه ای را تجربه می کنند ، فرصت های بی شماری برای شرکت در این کار وجود دارد. باقیمانده این مقاله جزئیات و نتایج حاصل از خلبان یک ابزار ارزیابی شاخص را برای برنامه ریزان شهری برای ارزیابی چگونگی دوست داشتن کودکان در جوامع خود ارائه می دهد. سپس بحثی را در مورد چگونگی استفاده از این ابزار توسط برنامه ریزان شهری ارائه می دهیم و برای تأمین نیازهای خاص جامعه اصلاح می شود.
مواد و روش ها
در این بخش ، ما یک ابزار ارزیابی شاخص را برای استفاده برای اندازه گیری میزان دوستانه کودک در یک محله توصیف می کنیم. یک شاخص خوب مربوط به جامعه ، معتبر ، قابل اندازه گیری ، قابل درک و مقرون به صرفه است (McAslan 2015 ؛ Leitmann 1999 ؛ Levett 1998 ؛ Phillips 2003 ؛ تعریف مجدد پیشرفت 1997). ابزار ارزیابی که ما توسعه داده ایم و خلبان می کنیم ، ابزارهای ارزیابی دوستانه کودک را از سه روش اصلی بهبود می بخشد. اول ، این امر بیشتر به برنامه ریزی و برنامه ریزی شهری مربوط می شود. دوم ، آن را به عنوان واحد تجزیه و تحلیل بر خلاف شهر متمرکز می کند. و سوم ، این به داده های موجود در دسترس است که برنامه ریزان شهری به آنها دسترسی دارند ، بر خلاف تکیه بر آنها برای جمع آوری داده ها به تنهایی.
این محله به دو دلیل اصلی به عنوان تمرکز این ابزار انتخاب شد. اول این ایده است که این محله مقیاس کلیدی است که توسط آن شهرها در جهت دستیابی به پایداری شهری تلاش می کنند. این در اصول برنامه ریزی نوظهور مانند شهر 15 دقیقه ای منعکس شده است ، که مکالمات مربوط به دسترسی به نزدیکی را شامل می شود (مورنو و همکاران 2021). این شهر 15 دقیقه ای یک مدل توسعه شهری را ارتقا می بخشد که باعث توسعه جمع و جور می شود (Cervero and Kockelman 1997 ؛ Talen 2011) و دسترسی به کالاها و خدمات روزمره در طی 10 تا 15 دقیقه پیاده روی در خانه. دوم ، ما به دلیل اهمیت آن در رشد کودک ، روی محله تمرکز می کنیم. همانطور که مطالعات بیشماری که در بالا ذکر شد ، نشان می دهد ، محیط ساخته شده محله در تسهیل تعامل اجتماعی ، تفریح و بازی و یادگیری مهم است.
ابزار شاخصی که ما توسعه می دهیم برای ارزیابی همسایگی برای کودکان بین سنین حدود 6 تا 14 سال در نظر گرفته شده است. تحقیقات در مورد کودکان غالباً بین نوزادان ، کودکان و نوجوانان تمایز قایل می شود و تشخیص می دهد که نیازهای کودکان در سنین مختلف متفاوت است. به عنوان مثال ، کودکان کوچکتر از 6 سال هنوز هم برای بیشتر نیازها به والدین خود وابسته هستند. به کودکان بزرگتر از 14 سال (نوجوانان) اغلب استقلال بیشتری داده می شود. بین 6 تا 14 سالگی ، کودکان به طور فزاینده ای از والدین خود مستقل می شوند ، می توانند به تنهایی حرکت کنند ، شروع به معاشرت با همسالان کنند و بتوانند ارتباط با محیط اطراف خود برقرار کنند. بنابراین ، بین سنین 6 تا 14 سال ، محیط شهری می تواند تأثیر قابل توجهی در توسعه و بهزیستی داشته باشد. این گروه سنی همچنین با گروههای سنی متعدد تعیین شده توسط سرشماری ایالات متحده (زیر 5 ، 6-8 ، 9-10 ، 11-14 و 15-17 ساله) هماهنگ است (سرشماری ایالات متحده آمریکا 2019).
شهر گلندیل به دلیل این که یک حومه معمولی پس از جنگ است با ترکیبی از نوع شناسی های محله که در مناطق شهری گسترده در سراسر ایالات متحده آمریکا وجود دارد ، انتخاب شده است. جمعیت 252000 نفر از ساکنان (دفتر سرشماری ایالات متحده 2019) ، تقریباً 24. 4 ٪ از جمعیت زیر 18 سال (در مقایسه با 23. 3 ٪ در کلانشهر ققنوس). گلندیل همچنین به دلیل تمرکز همسایگی شهر ، که از طریق برنامه مشارکت همسایگی خود از طریق بخش توسعه جامعه Glendale نشان داده شده است ، انتخاب شد. مشارکت همسایگی با محله های ثبت شده در سال 192 و HOA در این شهر همکاری می کند و در آن زمان که ما مطالعه آزمایشی را انجام دادیم در حال تهیه بانک اطلاعاتی از ویژگی های هر محله بود. این امر به ما امکان دسترسی بهتر به داده ها را می داد و علاقه احتمالی در شهر را به ما نشان داد که احتمال بیشتری برای استفاده از یک ابزار شاخص مانند موردی که ما ایجاد کردیم استفاده می کنیم. یک عامل تعیین کننده نهایی این بود که شهر گلندیل داده های عمومی تری نسبت به سایر شهرهای منطقه از جمله داده های GIS در مورد امکانات عمومی و حمل و نقل ارائه می داد.
چارچوب نشانگر
ابزار ارزیابی نشانگر همسایگی که ما ایجاد کردیم شامل 23 شاخص برای ارزیابی دوستی کودک در شش بعد است: (1) محیط خانه.(2) خدمات بهداشتی و اجتماعی ؛(3) منابع آموزشی ؛(4) ایمنی ، محافظت و تحرک ؛(5) بازی و تفریح ؛و (6) زندگی جامعه. این دسته ها و شاخص های منتخب در هر گروه از ابزار ارزیابی جامعه دوستانه کودک (CFCAT) تهیه شده توسط محققان در مرکز تحقیقات UNICEF Innocenti و گروه تحقیقاتی محیط کودکان در CUNY (Giusti ، Hart و Wridt 2010 ؛ Hart ، Wridt ، Wridt ،و Giusti 2011). CFCAT مجموعه ای از شش ابزار ارزیابی است که توسط گروه های سنی (زیر 7 ، 8-12 و 13-18 سال) و جمعیت هدف آنها (به عنوان مثال کودکان ، نوجوانان ، والدین و CBO/سازمان های غیردولتی) از هم جدا شده است. این شش ابزار ارزیابی بین 53 تا 75 شاخص جداگانه بسته به مخاطب و خودشان مبتنی بر اصول کلیدی کنوانسیون حقوق کودک است (به یونیسف 1992 مراجعه کنید) ، (به جدول A1 در پیوست برای مجموعه کامل مراجعه کنیدسؤالات این ابزارهای ارزیابی). یکی از ویژگی های تعریف شده CFCAT این است که این یک بررسی جامعه مشارکتی است ، به این معنی که ابزار ارزیابی به گونه ای طراحی شده است که گروه های جامعه ، معلمان یا سایر افراد مبتنی بر جامعه (بر خلاف شهرداری) می توانند از این ابزار به طور مؤثر استفاده کنند. CFCAT همچنین مشارکتی است که شامل کودکان و والدین مستقیماً در ارزیابی است.
با این حال ، با استفاده از این ابزار ارزیابی در یک زمینه ایالات متحده ، چندین چالش را شناسایی می کنیم. اول این است که جمع آوری داده ها از کودکان و والدین می تواند گران و وقت گیر باشد و این امر را برای ارزیابی مداوم چالش برانگیز تر می کند. دوم ، بسیاری از شاخص ها مستقیماً با اهداف یا سیاست های برنامه ریزی شهری ارتباط ندارند و آن را به ابزاری کمتر مفید برای برنامه ریزی تبدیل می کنند. بنابراین ما CFCAT را از چند طریق اصلاح می کنیم.
اول ، به جای نظرسنجی از کودکان و والدین آنها ، ما این سؤالات را تطبیق می دهیم تا برنامه ریزان شهری یا کارکنان شهر بتوانند با استفاده از داده های موجود ، داده ها را جمع آوری کنند ، که این باعث کاهش هزینه و زمان برای انجام ارزیابی می شود. دوم ، ما تعداد کل سؤالات را کاهش دادیم تا فقط مواردی را که در شهرهای ایالات متحده و حومه شهر مرتبط هستند ، شامل شود. ما شاخص های مربوط به رفتارهای کودک و برنامه درسی مدرسه را حذف کردیم. سوم ، ما دو شاخص تحرک را که از CFCAT گم شده اند ، درج می کنیم. هدف از این تغییرات توسعه یک ابزار ارزیابی شاخص بود که می تواند توسط برنامه ریزان شهری به عنوان یک تحلیل اولیه از دوستانه کودک محله مورد استفاده قرار گیرد. هدف این است که از آن برای شناسایی محلات در شهری استفاده شود که ممکن است به پیشرفت و به چه روشهایی نیاز داشته باشد و سپس از این امر برای درگیر کردن کودکان و والدین آنها در یک فرآیند برنامه ریزی برای رفع هرگونه مشکل استفاده شود. 23 شاخص مورد استفاده در بخش بعدی در جدول 2 نشان داده شده است.
اندازه گیری شهرهای دوستدار کودک: توسعه و آزمایش ابزار ارزیابی شاخص برای برنامه ریزی محله پایدار
تجارت با گزینههای باینری...
ما را در سایت تجارت با گزینههای باینری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : حمیدرضا پگاه
بازدید : 35
تاريخ : پنجشنبه
21 ارديبهشت
1402 ساعت: 16:04