افغانستان و جامعه جهانی: حالا چه؟

ساخت وبلاگ

Harpviken ، Kristian Berg & Ae Strand (2001) افغانستان و جامعه بین المللی: اکنون چه چیزی؟ گفتگوی امنیتی 32 (4): 507-509.

Fghanistan و جامعه جهانی: اکنون چه؟

همانطور که می نویسیم ، نیروهای ایالات متحده و انگلیس درگیر اقدامات نظامی علیه رژیم طالبان در افغانستان هستند. به طور همزمان ، اتحاد شمالی در حال دریافت حمایت مالی و نظامی از خارج از کشور است و برای تشدید تلاش های جنگی خود تشویق شده است. به همان اندازه مهم ، طیف وسیعی از کشورها با علاقه به افغانستان ، از جمله ایالات متحده آمریکا ، با گروه های مختلفی همکاری می کنند که فکر می کنند ممکن است در یک مجموعه سیاسی آینده نقش داشته باشد. در این مرحله ، با کنار گذاشتن سؤالات مربوط به خرد اخلاقی و سیاسی جنگ در حال انجام ، ما می خواهیم به چشم انداز ایجاد یک مقام مرکزی قانونی که قادر به اطمینان از ثبات سیاسی در افغانستان است ، بپردازیم. در واقع ، برقراری مجدد یک کشور کارآمد ، که توسط کشورهای همسایه پشتیبانی می شود و در جامعه بین المللی ادغام می شود ، احتمالاً مؤثرترین استراتژی در جلوگیری از استفاده مداوم از گروه های تروریستی از افغانستان به عنوان یک پناهگاه امن است.

گروه های مهم تأثیرگذار در افغانستان ، سازمان های نظامی و نه سیاسی هستند. در طول یک دهه گذشته جنگ داخلی ، هرکدام سابقه ای از نقض گسترده حقوق بشر ، جرم سیستماتیک و فساد و عدم توانایی در کمک به ترتیبات واقعی تقسیم قدرت را ایجاد کرده اند. 1 بنابراین ، هیچ یک از طرفین این درگیری توسط جمعیت افغانستان به عنوان بازیگران سیاسی مشروع شناخته نمی شوند و ادعای آنها برای قدرت در درجه اول به توانایی های نظامی واگذار می شود. این فرضیه ایستاده است حتی اگر طالبان سعی در بازسازی یک سیستم اداری بر اساس مدل پیش از جنگ در مناطقی که کنترل می کنند اما با صلاحیت و کمبودهای رهبری بازگردانده شده اند. 2

تعدادی از مفسران آکادمیک اخیراً توجه خود را به این واقعیت جلب کرده اند که هیچ یک از احزاب افغان ابراز جاه طلبی های جدایی طلبانه نکرده اند ، 3 مورد دلالت بر این که لزوماً با نوعی تقسیم قدرت مشخص می شوند. با این حال ، این باید با توجه به شرایطی که جنگ سالاران های مختلف در حال اجرا رژیم های مستقل هستند و در آنجا چندین جناح ، از جمله به اصطلاح شبه نظامیان اوزبک به رهبری رشید دوستوم و حزب وهدات مستقر در هزرا (مستقر در هزرارا ، درک می شوند ، درک شود. حزب وحدت) ، در حال بررسی ترتیبات نوع فدراسیون است. حتی اگر معتقدیم که فقدان جاه طلبی های جدایی طلبانه مثبت است ، احساسات متضادی وجود دارد که یک چالش خود را به همراه دارد. گرایش احزاب افغانستان و رهبران آنها فرض بر این است که تنها راه حل برای خفگی این کشور در یک دولت مرکزی قوی نهفته است ، و اغلب در حاکمیت یک فرد قوی نیز قرار دارد. این تا حدی نتیجه عدم اعتماد اساسی بین طرفین بعد از سالهای جنگ وحشیانه و تغییر اتحادها است ، اما به نظر می رسد که این اعتقاد عمیق است که به سیاست افغانستان نفوذ می کند. تفکیک در مذاکرات آشگاباد بین طالبان و اتحاد شمالی ، که با اصرار طالبان مبنی بر حفظ کرسی برتر توسط رهبر خود ، ملا عمر ، به عنوان تصویری از دغدغه با رهبری مرکزی قوی حفظ می شود. بنابراین این یک چالش اساسی برای تهیه یک فرمول جدید برای تقسیم قدرت است ، که برای عدم تمرکز قدرت بدون تهدید وحدت کشور ، باز می شود ، همچنین مبتنی بر تنوع بازیگرانی که جامعه مدنی افغانستان را تشکیل می دهند.

با این حال ، حتی اساسی تر مشکلی است که دستگاه دولت افغانستان به حدی فرسوده شده است که قدرت کمی برای به اشتراک گذاشتن وجود دارد. قدرت در افغانستان امروزی در درجه اول نظامی است و به احزاب فردی واگذار می شود ، که رهبران آنها به نوبه خود ممکن است علاقه زیادی به بی ثباتی داشته باشند ، با فرصت های کافی برای سود در اقتصاد جنگ. برای از بین بردن این قدرت به منظور داشتن سهمی از قدرتی که وجود ندارد ، به سختی یک گزاره وسوسه انگیز است ، به ویژه در شرایطی که تاریخ اخیر بی اعتمادی عمیقاً در بین همه طرف ها ایجاد کرده است. در عین حال ، همه احزاب اصلی درگیری از مشکلات مشروعیت رنج می برند. از این رو ، آسیب پذیری کلیدی هرگونه ترتیب تقسیم قدرت این است که ، اگر نمایندگی در درجه اول بازتابی از قدرت نظامی باشد ، احتمالاً چنین آرایشی از درون از بین می رود. تعهدات فعلی حمایت از جناح های مسلح ، چه نظامی و چه بشردوستانه ، به زودی ممکن است ضد تولید شود.

همچنین در سطح منطقه چالش هایی وجود دارد. شش کشور مرز افغانستان: پاکستان ، ایران ، تاجیکستان ، ازبکستان ، ترکمنستان و چین. این کشورها منافع بسیار متفاوتی مربوط به درگیری در کشور دارند و آنها استراتژی های سیاسی بسیار متفاوتی را دنبال کرده اند. درگیری افغانستان پیامدهای داخلی قابل توجهی برای همه این کشورهای همسایه دارد ، اگرچه پیامدهای آن به وضوح برای پاکستان بسیار سنگین است. دومی به دنبال راه حل هایی بوده است که می تواند تأثیر خود را در افغانستان تضمین کند ، که می داند آن را با "عمق استراتژیک" در روابط مشکل ساز خود با هند فراهم می کند و در ایجاد ظرفیت نظامی طالبان نقش مهمی داشته است. در مقابل ، ایران به شدت با طالبان مخالف است و به دنبال تأمین علاقه خود از طریق حمایت از اتحاد شمالی ، به طور مستقیم با جاه طلبی های پاکستان است. از دیدگاه بزرگتر ، سیاست ایران در افغانستان با رقابت خود با عربستان سعودی هدایت شده است. تاجیکستان و ازبکستان هر دو تحت تأثیر اثرات درگیری افغانستان قرار گرفته اند ، که روسیه از آن به عنوان استدلال اصلی خود برای حفظ نقش اساسی در ترتیبات امنیتی منطقه ای استفاده می کند. تاجیکستان از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و میزبان یک پایگاه هوایی است که اتحاد شمالی را تأمین می کند. هم ترکمنستان و هم چین به دلایل مختلف روابط سیاسی و اقتصادی را با طالبان پرورش داده اند.

در نتیجه ، تصویر منطقه ای پیچیده است ، و برنامه های کشورهای همسایه غالباً با مشکلاتی که ممکن است با همسایگان خود داشته باشد ، از نزدیک در هم تنیده است ، همانطور که از اهمیت موضع پاکستانی درگیری با هند یا نقش روسیه برای این امر منعکس می شود. سیاست هایی که توسط جمهوری های آسیای میانه دنبال می شود. در حال حاضر ، هیچ سازمان منطقه ای که شامل ایالات با هم مرز با افغانستان باشد ، وجود دارد ، اگرچه سازمان ملل یک مجمع غیررسمی را ایجاد کرده است ، گروه 6+2 ، که شامل ایالات متحده و روسیه نیز می شود تا این امر را جبران کند. گروه 6+2 به طور معقول خواستار پایان دادن به کلیه منابع نظامی به طرفین افغانستان شده است ، تقاضا که چندین نفر از اعضای آن به طور مداوم نقض می کنند.

همسایگان افغانستان ایستاده اند که از مارپیچ نزولی منافع متضاد خود از دست بدهند ، زیرا مشکل افغانستان تمایل به بخشی یکپارچه از چالش های امنیتی داخلی آنها دارد. در نهایت ، یک افغانستان پایدار به نفع همه است ، اما ایجاد اعتماد به نفس لازم برای شکستن مارپیچ کار آسانی نیست. با این حال ، اساساً ، راه حلی برای مشکل افغانستان باید بر تعهد مثبت کشورهای همسایه بنا شود. این تنها در صورتی که همه آنها موافقت کنند که در صدر برنامه های سیاست خارجی خود توافق کنند ، موفق می شوند. این همچنین ممکن است زمان بحث در مورد نهاد رسمی امنیتی منطقه ای برای همسایگان افغانستان باشد. تثبیت افغانستان تنها در صورتی که براساس تعهد منطقه ای بلند مدت باشد ، می تواند موفق شود.

یک رویکرد جدید احتمالی برای کمک به بازسازی افغانستان طی چند ماه گذشته تدوین شده است. توالی متعارف این است که تنها کمک های کوتاه مدت و پایدار به زندگی در کشورهایی که در حالت "اضطراری پیچیده" قرار دارند ، و حرکت به کمک طولانی مدت برای بازسازی و توسعه پس از دستیابی به یک شهرک سیاسی ، ارائه شود. در افغانستان ، تأکید منحصر به فرد بر کمک های پایدار زندگی تقویت شده است زیرا روابط بین طالبان و جامعه بین المللی پژمرده شده است. اکنون پیشنهاد شده است که ایجاد صلح و کمک های در مقیاس بزرگ باید با استفاده از کمک برای آماده سازی زمینه برای صلح ، به صورت پشت سر هم برود. 4 دبیرکل سازمان ملل متحد کوفی عنان ، به روشی مرتبط ، خواستار یک کارنامه بزرگتر در رویکرد سازمان ملل به افغانستان شد و مجازات هایی را با پاداش های قابل توجهی تکمیل کرد. تنگنا برای بازسازی در مقیاس بزرگ ، با این حال ، در سمت اجرا است: برای چنین تلاشی برای مؤثر بودن ، باید از رویکردهای قطره ای هوا برای توزیع دور شود ، ظرفیت های موجود را در مرکز قرار دهد و هدف اصلی اقتصادی و اجتماعی واقعی باشد. توسعه. در حال حاضر ، با این حال ، کل دستگاه کمک به سمت کمک های اضطراری کوتاه مدت است. سرمایه گذاری عمده در زمینه صلاحیت در بین افغان ها باید در هر ابتکار جدیدی مهم باشد. 5

با توجه به بی اعتمادی بین طرفین به درگیری و مارپیچ رو به پایین که توسط منافع متضاد کشورهای همسایه با توجه به افغانستان ایجاد شده است ، بسیار محتمل است که در یک دوره سیاسی ، یک مشارکت قابل توجه بین المللی با یک حضور بین المللی همراه باشدانتقالدر حال حاضر هر دلیلی وجود دارد که هشدار دهیم که یک رژیم جدید که از خارج نصب شده است ، غیرقانونی تلقی می شود. دولت جدید باید از درون کار کند ، اما تسهیل بین المللی لازم خواهد بود. علاوه بر این ، هنگامی که یک ترتیب انتقال وجود داشته باشد ، احتمالاً بقای آن به حضور بین المللی وابسته است. بنابراین زمان آن فرا رسیده است که ما شروع به بحث در مورد اینکه چه شکلی می تواند حضور بین المللی داشته باشد ، و کار را برای بسیج کردن منابع مورد نیاز ، از نظر پرسنل و همچنین امور مالی شروع کنیم. در مورد اولین سؤال ، احتمالاً حضور بین المللی می تواند بر اساس نوعی همکاری بین سازمان ملل و سازمان کنفرانس اسلامی باشد. ناظران باید از کشورهایی (به احتمال زیاد اسلامی) استخدام شوند که از هیچ یک از طرفین درگیری در افغانستان حمایت نکرده اند و سیاست آنها از نزدیک با ایالات متحده و متحدین ناتو گره خورده نیست. از این رو ، همه کشورهای همسایه مستثنی خواهند شد. نقش آنها حمایت از انتقال با تعهد منطقه ای خواهد بود. در مورد بسیج منابع ، امیدوار است که تحقق در حال ظهور چگونگی وضعیت امروزی به بخشی ناشی از از دست دادن علاقه جامعه جهانی بزرگتر به افغانستان با ناپدید شدن تهدید کمونیستی منجر به رویکرد متفاوتی برای دهه ما شود. تازه وارد شده اندبه خودی خود ، پیامدهای منفی کمپین مسلح حاکی از مسئولیت اخلاقی گسترده است.

کریستیان برگ هارپویکن

همکار پژوهش ، موسسه تحقیقات بین المللی صلح ، اسلو (PRIO) ، و گروه جامعه شناسی و جغرافیای انسانی ، دانشگاه اسلو ، نروژ

همکار پژوهش ، Chr. موسسه میشلن ،

واحد بازسازی و توسعه برگن ، نروژ و پس از جنگ ، دانشگاه یورک ، انگلستان

تجارت با گزینه‌‌های باینری...
ما را در سایت تجارت با گزینه‌‌های باینری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : حمیدرضا پگاه بازدید : 38 تاريخ : چهارشنبه 15 شهريور 1402 ساعت: 1:01