عوامل تعیین کننده نقدینگی سهام: اطلاعات آینده نگر ، حاکمیت شرکت ها و اطلاعات نامتقارن

ساخت وبلاگ

هرچه بازار سرمایه مایع تر باشد ، جذاب تر خواهد بود تا سرمایه گذاران پول خود را در بازار سرمایه قرار دهند. بنابراین ، هدف از این مطالعه بررسی عواملی است که بر نقدینگی سهام شرکتهای بخش تولیدی که در بورس اوراق بهادار در اندونزی قرار دارند تأثیر می گذارد. متغیرهای مستقل مورد استفاده در این مطالعه افشای اطلاعات آینده نگر ، مالکیت نهادی ، مالکیت خارجی و فعالیت هیئت مدیره با عدم تقارن اطلاعات به عنوان یک متغیر مداخله کننده و نقدینگی سهام به عنوان متغیر وابسته است. جمعیت این مطالعه شرکت های بخش تولیدی است که در بورس اوراق بهادار اندونزی (IDX) ذکر شده است. نمونه ها بر اساس روش نمونه گیری تصادفی انتخاب می شوند و تعداد نمونه ها بر اساس فرمول اسلوین محاسبه می شود. نمونه 59 تولید کننده بود و داده ها گزارش های سالانه (به مدت 2 سال) و معاملات سهام از سال 2016 تا 2017 بود. نتایج این مطالعه نشان داد که افشای اطلاعات آینده نگر تأثیر معنی داری بر عدم تقارن اطلاعات دارد. عدم تقارن اطلاعات و مالکیت خارجی تأثیر قابل توجهی در نقدینگی سهام دارد ، در حالی که عدم تقارن اطلاعات واسطه رابطه بین افشای آینده نگر و نقدینگی سهام است. علاوه بر این ، صحت اطلاعات در مورد یقین فعالیت تجاری هم اکنون و هم در آینده می تواند اعتماد به نفس ذینفعان را در تعامل و همکاری القا کند.

کلید واژه ها

  • رو به جلو
  • افشای
  • حاکمیت شرکتی؛
  • اطلاعات عدم تقارن ؛
  • نقدینگی سهام ؛
  • بورس اوراق بهادار اندونزی

1. معرفی

بازار سرمایه نقش مهمی در حفظ رشد اقتصادی دارد. هرچه بازار سرمایه با ثبات تر باشد ، سرمایه گذاران برای سرمایه گذاری پول خود در بازار سرمایه جذاب تر خواهند بود. علاوه بر این ، در قرار دادن سرمایه خود ، سرمایه گذاران انتظار دارند که پولی که سرمایه گذاری کرده اند می تواند بازده سودآور را فراهم کند. نقدینگی سهام (نقدینگی سهام) امکان خرید یا فروش سهام سریع و در حجم زیاد بدون تأثیرگذاری بر قیمت ها و بدون ایجاد افزایش در هزینه های معامله است.

نقدینگی سهام را می توان با فرکانس معاملات ، حجم معاملات و ارزش معاملات یک سهام اندازه گیری کرد. نقدینگی سهام یکی از معیارهای کلیدی است که باید قبل از انجام تجزیه و تحلیل سهام از جنبه فنی و جنبه اساسی توسط سرمایه گذاران در نظر گرفته شود (اوتامی و همکاران ، 2017). در سال 2017 ، نقدینگی بازار سرمایه محلی نسبتاً کم بود. بیش از 500 سهم در بورس اوراق بهادار اندونزی (IDX) ذکر شده است. با این حال ، تنها درصد کمی از سهام دارای ارزش معاملات روزانه بالاتر از 10 میلیارد RP هستند. از 500 سهام به علاوه ، فقط 20 ٪ یا تقریباً 115 سهم دارای مقادیر معاملات روزانه بالاتر از 10 میلیارد RP هستند. Samsul Hidayat ، مدیر ارزیابی شرکت IDX ، گفت که یکی از راه های افزایش نقدینگی سهام ، بهبود مکانیسم پیشنهاد عمومی اولیه (IPO) برای شرکت هایی است که می خواهند سهام خود را به بازار عرضه کنند (Ipotnews ، 2017). نقدینگی بورس سهام در اندونزی مدتهاست که بهینه تلقی نمی شود. بسیاری از سهام ذکر شده در IDX وجود داشت که تا مارس 2017 به طور فعال معامله یا غیرقابل تحمل نبودند. از سال 2013 ، حدود 27 شرکت پس از تعلیق ماه ها از IDX حذف شده و از تجارت خودداری کردند.

یکی از دلایل تعلیق یا خاتمه تجارت به این دلیل است که هیچ حرکت سهام و گزارشگری مالی وجود ندارد. به گفته سوسی ملینا (رئیس شرکتهای اوراق بهادار اندونزی انجمن-اپی) ، 80 ٪ سهام مایع هستند (فوردداانتا ، 2016). نظریه کارآمد بازار (EMT) اظهار داشت که قیمت سهام ، حجم و فراوانی سهام معاملاتی در بازار بازتابی از اطلاعات و شرایط موجود است. سرمایه گذاران به سرعت به اطلاعات جدید واکنش نشان می دهند تا تصمیم بگیرند وارد بازار شوند تا سرمایه خود را سرمایه گذاری کنند به گونه ای که تأثیر تعدیل قیمت سهام بلافاصله اتفاق می افتد (Nofsinger ، 2001). با این حال ، Ball and Brown (1968) ، Fama (1969). لای و همکاران.(2009) اظهار داشت که در صورت وجود اطلاعات مفید در بازار ، قیمت سهام تغییر خواهد کرد.

علاوه بر این ، اجرای مدیریت خوب شرکت ها (GCG) می تواند نظارت مدیریت را برای ترغیب شرکت ها به تصمیم گیری صحیح ، جلوگیری از اقدامات فرصت طلبانه که مغایر با منافع و اهداف شرکت است ، افزایش دهد. علاوه بر این ، GCG همچنین به کاهش عدم تقارن اطلاعات بین مدیریت و ذینفعان شرکت کمک می کند (Nugroho & Nezzim Bararah ، 2018 ؛ Peamasari ، 2018 ؛ Utami et al. ، 2020). شیوه های GCG مشکل عدم تقارن اطلاعات را کاهش می دهد و اعتماد ذینفعان را افزایش می دهد ، که بر نقدینگی سهام تأثیر می گذارد (Loukil & Yousfi ، 2012). به گفته چانگ و همکاران.(2010) و وانگ و ژانگ (2009) ، شرکت هایی که دارای GCG هستند دارای باریک تر هستند ، شاخص کیفیت سهام پایین تر از اطلاعات مبتنی بر تجارت. افشای اطلاعات شرکت باعث کاهش عدم تقارن اطلاعات می شود که مانع از تخصیص منابع در بازار سرمایه می شود.

در این مطالعه ، کیفیت مکانیسم های CG با ساختارهای مالکیت (مالکیت نهادی و مالکیت خارجی) و فعالیت های هیئت مدیره اندازه گیری می شود. تمرکز مالکیت در تصمیم گیری یک شرکت بسیار تأثیرگذار است. سطح مالکیت مربوط به تعداد سهام متعلق به چندین سهامدار در ساختار مالکیت سهم است. چنین املاکی می تواند متعلق به عموم یا غیر عمومی ، نهادی یا غیر مؤسسه باشد. اگر احزاب خارجی بر مالکیت سهم تسلط داشته باشند ، مشکلات نمایندگی بین مدیریت (به عنوان نماینده) و سهامدار (به عنوان اصلی) کاهش می یابد (دالتون و همکاران ، 2007). علاوه بر این ، امکان درگیری وجود دارد که در آن گروه های خاص توسط گروه های خاص وجود داشته باشد به گونه ای که فرصتی برای به دست آوردن اطلاعات مهم مربوط به وضعیت شرکت وجود دارد که گروه های دیگر آن اطلاعات را دریافت نمی کنند. بنابراین ، مشکل آژانس نه تنها بین مدیران و سهامداران و ذینفعان بلکه در بین سهامداران نیز رخ می دهد (دالتون و همکاران ، 2007).

2. بررسی ادبیات و توسعه فرضیه

در بخش بررسی ادبیات ، ما یک مبنای نظری مربوط به متغیرهای مؤثر بر نقدینگی سهام ، که شامل افشای اطلاعات آینده نگر ، حاکمیت خوب و عدم تقارن اطلاعات است ، ارائه خواهیم داد. در مرحله بعد ، به پدیده ها ، تدوین مسئله و بررسی ادبیات این مطالعه اشاره دارد تا فرضیه های این تحقیق ایجاد شود.

2. 1نظریه نمایندگی

نظریه آژانس که توسط FAMA (1969) و جنسن و مکلینگ (1976) مطرح شده اند ، اظهار داشتند که مدیران نمایندگان صاحب شرکت محسوب می شوند. در شرکت های بزرگ ، مالک قادر به نظارت مستقیم بر مدیر نیست. بنابراین مالک یک مکانیزم کنترل برای اطمینان از کار مدیر برای منافع خود ایجاد می کند. نظریه آژانس فرض می کند که انسان ها عقلانی ، خودخواه (خودخواه) و موجودات فرصت طلب هستند. با این فرضیات ، مدیر در نظر گرفته می شود که فرصتی برای انجام اقدامات فرصت طلبانه ، یعنی ساختن سیاست یا اقدام برای به حداکثر رساندن منافع خود نسبت به مالک یا سازمان داشته باشد. احتمال تعارض منافع با مالک زیاد است زیرا مدیر اطلاعات بیشتری در مورد عملکرد شرکت نسبت به مالک (عدم تقارن اطلاعات) کنترل می کند. مدیران انگیزه بیرونی دارند ، یعنی رضایت از قالب پول ، راحتی و جلوگیری از مجازات ها. بنابراین ، گودوین (2003) و سارنس و همکاران.(2009) اظهار داشت كه برای كاهش تضاد منافع ، مدیر می تواند بر ارائه صورتهای مالی دوره ای كه توسط نماینده با توانمندسازی عملکرد حسابرسی داخلی و كمیته حسابرسی انجام می شود ، نظارت كند. علاوه بر این ، برای کاهش تضاد منافع ، نمایندگان باید از طریق صورتهای مالی که توسط حسابرسان خارجی حسابرسی شده است ، اعتماد داده شده توسط اصولگرایان را در نظر بگیرند. صورتهای مالی حسابرسی شده باید اطمینان کافی داشته باشد که صورتهای مالی ارائه شده توسط نماینده عاری از سوءاستفاده های مادی است ، بنابراین اطمینان حاصل می کند که می توان از صورتهای مالی توسط ذینفعان برای تجزیه و تحلیل شرکت استفاده کرد (Beretta & Bozzolan ، 2004 ؛ Blackwell et al. ، 1998).

علاوه بر این ، به دلیل وظایف واگذار شده توسط مدیر به نماینده برای مدیریت شرکت ، احتمال تضاد منافع وجود دارد. تضاد منافع عدم تقارن اطلاعات است. به گفته آرنوت و استیگلیتز (1988) ، ایگاوا و كناتاس (1990) و وانیا و همكاران.(2018) ، عدم تقارن اطلاعات شرایطی است که در آن عدم تعادل در کسب اطلاعات بین مدیریت به عنوان ارائه دهنده اطلاعات و سهامداران و ذینفعان به عنوان کاربران اطلاعات وجود دارد. دو نوع عدم تقارن اطلاعات وجود دارد ، یعنی: (i) انتخاب نامطلوب ، یعنی مدیران و سایر خودیها معمولاً بیشتر از سرمایه گذاران خارج از کشور و حقایق شرکت بیشتر می دانند که می تواند بر تصمیمات سهامداران تأثیر بگذاردبرای افشای اطلاعات به سهامداران ؛(ب) خطر اخلاقی ، یعنی فعالیتهای انجام شده توسط مدیران توسط سهامداران یا وام دهندگان کاملاً مشخص نیست.

2. 2افشای اطلاعات آینده نگر

گزارش های مالی شامل صورتهای مالی و گزارش های غیر مالی است (Hidayah و همکاران ، 2019 ؛ Skouloudis و همکاران ، 2010). گزارشگری مالی اطلاعات مربوط به شرایط شرکت ، چه شرایط فعلی و چه در آینده است. همچنین ، اطلاعات مالی اضافی وجود دارد که به دو دسته ، یعنی اطلاعات عقب مانده و اطلاعات مالی آینده نگر گروه بندی می شود (Ball et al. ، 2012). اطلاعات مالی آینده نگر می تواند توسط ذینفعان و سرمایه گذاران برای تخمین های مربوط به پایداری شرکت استفاده شود. بنابراین ، اطلاعات مالی آینده نگر ارزش را به شرکت می افزاید و از این طریق اعتماد سرمایه گذاران و ذینفعان را افزایش می دهد. اطلاعات مالی آینده نگر در مورد پیش بینی های شرکت در آینده در دسترس کاربران صورت خواهد بود ، بدون آنکه شرایط شرکت را پیش بینی کند به گونه ای که کاربران صورتهای مالی بتوانند از اطلاعات مالی حداکثر استفاده کنند (Alkhatib ، 2014). اطلاعات مالی آینده نگر می تواند به صورت کمی ، کیفی ، مالی و غیر مالی باشد. علاوه بر این ، اطلاعات مالی آینده نگر شامل تخمین های درآمد سال و جریان نقدی سال آینده است. همچنین ، اطلاعات غیر مالی وجود دارد که اطلاعاتی در مورد خطرات و عدم قطعیت ها ارائه می دهد که ممکن است به طور قابل توجهی بر نتایج واقعی تأثیر می گذارد و باعث ایجاد اختلاف با پیش بینی ها و برنامه های ساخته شده شده است (Lata ، 2020 ؛ Wyatt ، 2008).

2. 3مدیریت خوب شرکت (GCG)

پایداری فعالیت های یک شرکت یک مسئله اساسی برای ذینفعان ، به ویژه سرمایه گذاران است. هدف یک شرکت داشتن یک دید معنی دار و سپس سودآوری در دستیابی به آن است. مدیران و ذینفعان همان علایق و اهداف را دارند و اطمینان می دهند که می توان به این اهداف دست یافت و قادر به دانستن پیشرفت شفاف ، لازم است که GCG داشته باشد. GCG با هدف نظارت بر فرآیندها و فعالیتهای شرکت به گونه ای که چشم انداز و مأموریت شرکت و همچنین استراتژی های اجرا شده در پی تعهدات است و تحقق یا خروجی مطابق با اهداف و انتظارات همه ذینفعان است (Napitupulu و همکاران ،2020). اجرای GCG به افزایش قیمت سهام شرکت کمک خواهد کرد. به این ترتیب ، سرمایه گذاران از طریق اطلاعات مالی آینده نگر و اعتبار شرکت می توانند تجزیه و تحلیل پیش بینی شرایط مالی آینده شرکت را انجام دهند (آلتمن ، 1968 ؛ سوریو و همکاران ، 2019). بنابراین ، اطمینان وجود دارد که سرمایه گذاران به صورت سود سهام که مطابق انتظارات آنها در آینده است ، بازپرداخت می کنند (لا پورتا و همکاران ، 1999). علاوه بر این ، استفاده از GCG در یک شرکت می تواند هزینه های نظارت و ممیزی را کاهش دهد و منجر به کاهش هزینه های سرمایه شود (امان و همکاران ، 2011). با این حال ، انتقاداتی وجود دارد که بیان می کند که پذیرش GCG هزینه بالاتری نسبت به سهم افزایش درآمد در یک شرکت دارد (Chhaochharia & Grinstein ، 2007 ؛ Gillan & Starks ، 2005). همچنین ، مالکیت نهادی با GCG ارتباط دارد ، جایی که مالکیت اکثریت سهام متعلق به موسسات مالی مانند بانک ها ، بیمه ها ، صندوق های بازنشستگی می تواند عملکرد GCG را بهبود بخشد. دلیل این امر این است که نظارت شرکتهایی که سهام آنها متعلق به موسسات مالی است فعال تر و برنامه ریزی تر و شدیدتر می شود (هرینگ و کارمسی ، 2008).

2. 4نقدینگی سهام

نقدینگی سهام یک مسئله اساسی برای سرمایه گذاران است که بتوانند سرمایه خود را در این شرکت قرار دهند. هرچه نقدینگی سهام بهتر باشد ، سرمایه گذاران سرمایه گذاری خود را برای سرمایه گذاران جذاب تر می کنند. به گفته ادلمن و بیکر (1990) ، چندین عامل بر نقدینگی سهام از جمله تعداد سهام ذکر شده ، قیمت سهام ، عوامل اساسی صادرکننده ، افشای اطلاعات و احساسات بازار تأثیر می گذارد. نقدینگی سهام یک شاخص و پاسخ بازار به اطلاعیه ای است که با فعالیت حجم معاملات (TVA) اندازه گیری می شود. به گفته Suryawijaya و Setiawan (1998) ، فعالیت حجم معاملات (TVA) ابزاری برای دیدن واکنش بازار سرمایه به اطلاعات از طریق پارامترهای حرکت حجم فعالیتهای تجارت سهام در بازار سرمایه است. با این وجود ، آناند و همکاران.(2013) اظهار داشت که چهار بعد نقدینگی سهام یعنی (1) بی فوری (طراوت) وجود دارد ، که اندازه گیری سرعت سرمایه گذاران در یک دارایی را اندازه گیری می کند.(2) عرض (عرض پیشنهاد پیشنهاد پیشنهاد) ، جایی که نقدینگی از هزینه هایی که باید برای معامله دارایی حاصل شود ، مشاهده می شود.(3) عمق ، جایی که نقدینگی از تعداد خرید و فروش سفارشات موجود در بازار دیده می شود.(4) انعطاف پذیری ، جایی که نقدینگی از چقدر سریع می تواند دارایی به سطح قبلی برگردد در صورت عدم تعادل خرید و فروش فعالیت ها در تعداد زیادی.

2. 5توسعه فرضیه

Trust Investor یکی از عناصری است که باید برای پایداری عملیاتی شرکت حفظ شود. با این حال ، فعالیت های تجاری آینده پر از عدم قطعیت است. بنابراین کاهش در قالب اطلاعاتی که شرکت بتواند فعالیتهای تجاری خود را به دنبال تعهدات همه ذینفعان انجام دهد ، لازم است. به همین ترتیب ، افشای نقدینگی سهام تحت تأثیر اطلاعات آینده نگر قرار خواهد گرفت ، زیرا با وجود اطلاعات آینده نگر ، ذینفعان به اطلاعات مربوط به برنامه ها و استراتژی های شرکت و همچنین تعهد شرکت برای دستیابی به اهداف طبق انتظارات دسترسی دارند. از ذینفعان

شکل 1: چارچوب مفهومی فرضیه

بنابراین ، وجود اطلاعات آینده نگر اعتماد به نفس سرمایه گذاران را در مورد مزایای سرمایه سرمایه گذاری شده در شرکت فراهم می کند. همچنین ، استفاده از GCG تضمین می کند که عملکرد و فعالیت های شرکت از قوانین و مقررات داخلی شرکت و همچنین مقررات دولتی پیروی می کند. بنابراین وجود GCG پتانسیل کلاهبرداری را کاهش داده و به نقدینگی سهام کمک می کند. چارچوب مفهومی توسعه فرضیه به شرح زیر است:

بنابراین ، فرضیه در این مطالعه شامل موارد زیر است:

H1: افشای اطلاعات آینده نگر بر اطلاعات نامتقارن تأثیر می گذارد.

H2: مالکیت نهادی بر اطلاعات نامتقارن تأثیر می گذارد.

H3: مالکیت خارجی بر اطلاعات نامتقارن تأثیر می گذارد.

H4: فعالیت هیئت مدیره بر اطلاعات نامتقارن تأثیر می گذارد.

H5: افشای اطلاعات آینده نگر بر نقدینگی سهام از طریق اطلاعات نامتقارن تأثیر می گذارد.

H6: مالکیت نهادی از طریق اطلاعات نامتقارن بر نقدینگی سهام تأثیر می گذارد.

H7: مالکیت خارجی از طریق اطلاعات نامتقارن بر نقدینگی سهام تأثیر می گذارد.

H8: فعالیت هیئت مدیره از طریق اطلاعات نامتقارن بر نقدینگی سهام تأثیر می گذارد.

3. روشهای تحقیق

در این مطالعه ، نوع تحقیقات مورد استفاده تحقیقات علی است که تأثیر یک متغیر مستقل بر متغیر وابسته را توضیح می دهد. متغیرهای مستقل در این مطالعه افشای اطلاعات آینده نگر و GCG است ، در حالی که متغیر وابسته نقدینگی سهام است. کل جمعیت شرکتهای تولید کننده ذکر شده در IDX 145 شرکت است. علاوه بر این ، برای محاسبه تعداد نمونه های یک جمعیت خاص ، از فرمول اسلوین به شرح زیر استفاده می شود:

ه: سطح خطا یا مقدار بحرانی

این نمونه گیری در سطح اطمینان 90 ٪ یا مقدار بحرانی 10 ٪ انجام می شود تا اندازه نمونه به شرح زیر محاسبه شود:

جدول 1: متغیرهای عملیاتی سازی

براساس محاسبات ، نمونه های گرفته شده 59 صادرکننده (گردآوری شده) در سال با دو سال گزارش سالانه و معاملات سهام از 2016-2017 بود. کل داده های نمونه برداری 118 داده (59 صادرکننده x 2 سال) بود. داده ها از وب سایت IDX گرفته شده است. علاوه بر این ، متغیرهای عملیاتی به شرح زیر است:

اطلاعات آینده نگر به چشم انداز افشای گزارش در گزارش های یکپارچه اشاره دارد. طبق گفته IIRC ، 2013 ، شش دسته (چشم انداز) وجود دارد که سپس به 27 مورد افشای اطلاعات تقسیم می شوند ، همانطور که در جدول 2 ارائه شده است. یعنی ، تعداد موارد مشخص شده بر اساس کل موارد تقسیم می شود.

جدول 2: موضوع افشای در دیدگاههای گزارش دهی یکپارچه بر اساس IIRC 2013

روش تحلیلی مورد استفاده در این مطالعه چند رگرسیون خطی با معادله فرمول رگرسیون به شرح زیر است:

( شروع متن= & alpha+ beta 1 متن+ beta 2 mathrm_ mathrm \ &+ beta 3 mathrm_ mathrm+ beta 4 mathrm_ mathrm+ mathrm end ) (1)

mathrm+ mathrm end ) (2)

TVA: نقدینگی سهام

BID_ASK: اطلاعات نامتقارن

افشای اطلاعات: اطلاعات آینده نگر

افشای Inst/kep_inst: مالکیت نهادی f

oreign/kep_asing: مالکیت خارجی

board_act/act_dewan: فعالیت هیئت مدیره

4. نتایج و بحث

براساس نتایج پردازش داده ها با استفاده از نرم افزار EViews 10 نتایج زیر به دست می آید:

revention مروری سازمانی و محیط خارجی (ORG)

■ حاکمیت (GOV) uf0a7 مدل کسب و کار (اتوبوس)

■ خطرات و فرصت ها (خطر)

■ استراتژی و تخصیص منابع (STR)

در زیر توضیحی در مورد متغیرهای تحقیق بر اساس نتایج آماری توصیفی (جدول 3) آمده است:

جدول 3: آمار توصیفی

■ افشای ارگ دارای شش مورد است ، حداکثر تعداد موارد افشای شش و حداقل 0. میانگین موارد افشای 3. 49 است و این نشان می دهد که افشای جنبه های سازمانی حدود 58. 16 ٪ از کل است.

■ افشای حاکمیت دارای پنج مورد است ، حداکثر تعداد موارد افشای پنج و حداقل آن 0 است. میانگین موارد افشای 2. 82 است و این نشان می دهد که افشای جنبه های حاکمیتی حدود 56. 4 ٪ از کل است.

■ افشای مدل کسب و کار (BUS) دارای چهار مورد است ، حداکثر تعداد موارد افشای چهار و حداقل 2 مورد 2 است. میانگین موارد افشای 2. 21 است و این نشان می دهد که افشای جنبه های مدل تجاری حدود 55. 2 ٪ از کل است.

■ افشای ریسک (ریسک) چهار مورد دارد ، حداکثر تعداد موارد افشای چهار و حداقل آن 0 است. میانگین موارد افشای 1. 8 است و این نشان می دهد که افشای جنبه های ریسک حدود 45. 7 ٪ از کل است.

■ استراتژی افشای (STR) دارای پنج مورد است ، حداکثر تعداد موارد افشای پنج و حداقل آن 0 است. میانگین موارد افشای 2. 64 است و این نشان می دهد که افشای جنبه های استراتژی حدود 52. 8 ٪ از کل است.

■ افشای عملکرد (PERF) دارای سه مورد است ، حداکثر تعداد موارد افشای سه و حداقل 0. میانگین موارد افشای 0. 53 است و این نشان می دهد که افشای جنبه های عملکرد حدود 17. 7 ٪ از کل است.

افشای اطلاعات آینده نگر به طور کلی هنوز هم نسبتاً کم است. کمترین افشاگری از جنبه های عملکردی است که فقط به 17. 7 ٪ رسیده است ، در حالی که افشای عملکرد به دلیل ارتباط شدید آن با چشم انداز شرکت مهمترین است.

Based on Graph 1 above, it can be seen that the Jarque-Bera value is 5.134646 and the significance probability is 0.076>α 0. 05 ، به این معنی که داده های باقیمانده به طور معمول توزیع می شوند.

شکل 2: هیستوگرام - عادی بودن

نتایج پردازش آماری مطابق جدول 4 نشان می دهد که مقدار ضریب هر متغیر از 0. 8 تجاوز نمی کند. بنابراین ، می توان نتیجه گرفت که هیچ چند قطبی بین متغیرهای مستقل در مدل رگرسیون وجود ندارد.

جدول 4: تست چند قطبی

همچنین ، بر اساس نتایج آزمایش هتروسکوپی که در جدول 5 نشان داده شده است ، مقدار P-VAB * R-Square 0. 0415

جدول 5: آزمون ناهمگونی

از نتایج خروجی فوق (جدول 6) ، مقدار D-W به دست آمده از مدل رگرسیون 1. 7609 است. این مقدار با مقدار جدول با استفاده از مقدار معنی دار 5 ٪ ، تعداد نمونه های 118 (n) و تعداد متغیرهای مستقل 4 (k = 4) مقایسه می شود. بنابراین در جدول Durbin Watson ، مقدار پایین محدود (DL) 1612 با حد بالایی (DU) 1. 7887 است. نتایج آماری دوربین واتسون به دست آمده 1. 7609 در منطقه ای است که هیچ همبستگی وجود ندارد.

جدول 6: تست همبستگی (دوربین واتسون)

در جدول 7 در بالا مقدار مربع R تنظیم شده 0. 2296 یا 22. 96 ٪ قبل از وارد شدن متغیر عدم تقارن به عنوان یک متغیر مداخله نشان داده شده است. نتایج نشان می دهد که 22. 96 ٪ از تغییر در تعداد نقدینگی سهام (TVA) را می توان با تغییر در افشای اطلاعات آینده ، مالکیت نهادی ، مالکیت خارجی و فعالیت هیئت مدیره به طور قابل توجهی توضیح داد. در حالی که (100 ٪ - 22. 96 ٪) = 77. 04 ٪ از کل نقدینگی سهام (TVA) توسط متغیرهای دیگر قابل توضیح است.

جدول 7: آزمون ضریب تعیین (عدم تقارن اطلاعات)

بر اساس جدول 7 ، می توان نتیجه گرفت که متغیرهای افشای اطلاعات آینده ، مالکیت نهادی ، مالکیت خارجی و فعالیت هیئت مدیره به طور همزمان بر عدم تقارن اطلاعات تأثیر می گذارد به گونه ای که این مدل امکان پذیر است برای تحقیقات نشان داده شده توسط Prob (F-Statistic)0. 000001

■ متغیر افشای اطلاعات آینده دارای مقدار T-6. 062911 و مقدار پروب است. 0،000 0. 05. این نشان می دهد که متغیر مالکیت نهادی (Inst) تأثیر مثبت اما معنی داری ندارد. بنابراین فرضیه H2 رد می شود ، این بدان معنی است که مالکیت نهادی تأثیر معنی داری بر عدم تقارن اطلاعات ندارد

■ The institutional ownership variable has a t-value of 0.605368 and a Prob value. 0.5461>0. 05این نشان می دهد که متغیر مالکیت نهادی (Inst) تأثیر مثبت اما معنی داری ندارد. بنابراین فرضیه H2 رد می شود ، این بدان معنی است که مالکیت نهادی تأثیر معنی داری بر عدم تقارن اطلاعات ندارد

■ The foreign ownership variable has a t-value of 1.103374 and a Prob value. 0.2722>0. 05این نشان می دهد که متغیر مالکیت خارجی (KEP_ASING) تأثیر مثبت اما معنی داری ندارد. بنابراین فرضیه H3 رد می شود ، به این معنی که مالکیت خارجی تأثیر معنی داری بر عدم تقارن اطلاعات ندارد.

■ The board activity variable has a t-value of 0.097606 and a Prob value. 0.9224>0. 05این نشان می دهد که متغیر فعالیت هیئت مدیره (ACT_DEWAN) تأثیر مثبت اما معنی داری ندارد. بنابراین فرضیه H4 رد می شود ، به این معنی که فعالیت هیئت مدیره تأثیر معنی داری بر عدم تقارن اطلاعات ندارد.

جدول 8 ضریب تعیین را نشان می دهد که مقدار R-Square تنظیم شده 0. 1290 را نشان می دهد. این بدان معناست که 12. 90 ٪ از تغییرات در تعداد نقدینگی سهام (TVA) را می توان با تغییر در افشای آینده اطلاعات ، مالکیت نهادی ، مالکیت خارجی و فعالیت های هیئت مدیره و همچنین عدم تقارن اطلاعات به عنوان یک متغیر مداخله به طور قابل توجهی توضیح داد. در حالی که (100 ٪ -12. 90 ٪) = 87. 10 ٪ میزان نقدینگی سهام (TVA) توسط متغیرهای دیگر قابل توضیح است. می توان نتیجه گرفت که با عدم تقارن اطلاعات ، مقدار مربع R تنظیم شده کاهش می یابد.

جدول 8: ضریب تعیین نقدینگی سهام را از طریق عدم تقارن اطلاعات آزمایش کنید

بر اساس جدول 8 ، می توان نتیجه گرفت که متغیرهای افشای اطلاعات آینده ، مالکیت نهادی ، مالکیت خارجی و فعالیت هیئت مدیره به طور مشترک بر عدم تقارن اطلاعات تأثیر می گذارد ، به این معنی که این مدل برای استفاده در تحقیقاتی که با یک Prob مشاهده می شود مناسب است (F-Statistic) ارزش 0،000951

■ The institutional ownership variable has a t-value of -1.217046 and a Prob value. 0.2261>0. 05این نشان می دهد که متغیر مالکیت نهادی (Inst) تأثیر منفی اما معنی داری ندارد. بنابراین فرضیه H6 رد می شود ، به این معنی که مالکیت نهادی تأثیر معنی داری بر نقدینگی سهام از طریق عدم تقارن اطلاعات ندارد.

■ The foreign ownership variable has a t-value of -1.820248 and a Prob value. 0.0714>0. 05این نشان می دهد که متغیر مالکیت خارجی (KEP_ASING) تأثیر منفی اما معنی داری ندارد. بنابراین فرضیه H7 رد می شود ، به این معنی که مالکیت خارجی از طریق عدم تقارن اطلاعات تأثیر معنی داری بر نقدینگی سهام ندارد.

■ The board activity variable has a t-value of -0.025338 and a Prob value. 0.9798>0. 05این نشان می دهد که متغیر فعالیت هیئت مدیره (ACT_DEWAN) تأثیر منفی اما معنی داری ندارد. بنابراین فرضیه H8 رد می شود ، به این معنی که فعالیت هیئت مدیره از طریق عدم تقارن اطلاعات تأثیر معنی داری بر نقدینگی سهام ندارد.

از نظر تئوری ، افزایش سطح افشای احتمال افزایش اطلاعات نامتقارن را کاهش می دهد ، که از طریق گسترش پیشنهادات ، نقدینگی سهام و نوسانات بازده سهام اندازه گیری می شود (کورمیر و همکاران ، 2010). افشاگری ها می توانند شرایط مختلفی را به خود اختصاص دهند ، و همه انواع افشای اطلاعات تأثیر یکسانی در بازار سرمایه نخواهد داشت. هم مدیران و هم سیاستگذاران علاقه مند به اطمینان از اینکه کدام اطلاعات برای سرمایه گذاران مفید است و کدام یک از آنها می تواند در بازار سرمایه تأثیر بگذارد. به ویژه ، اطلاعات آینده بسیار حیاتی شده است زیرا ممکن است اطلاعات تاریخی برای سرمایه گذاران کافی نباشد. هر دو سازمان و محققان اهمیت اطلاعات آینده را برای بهبود تخمین در مورد شرکت ها و تسهیل روند تصمیم گیری در بازار سرمایه بیان کرده اند.

از طرف دیگر ، بحث در مورد چگونگی ارزش گذاری سرمایه گذاران و تفسیر اطلاعات فاش شده توسط شرکت ها وجود دارد (Beyer et al. ، 2010). هرچه اطلاعات نامتقارن بالاتر باشد ، پیشنهاد پیشنهاد بیشتر نیز بیشتر می شود. در این حالت ، انتظار می رود افشای صورتهای مالی عدم تقارن اطلاعات را به گونه ای کاهش دهد که گسترش پیشنهاد نیز کاهش یابد (اوتامی ، 2006). نتایج این مطالعه مطابق با براوو (2015) است ، که اظهار داشت که افشای اطلاعات آینده بر اطلاعات نامتقارن تأثیر می گذارد ، که با نوسانات سهام مجزا است.

با اصل شفافیت در اجرای CG ، شرکت هایی که ساختارهای دارایی نهادی بالا دارند ، باید فشار بیشتری داشته باشند تا افشای بهتری داشته باشند. متوسط مالکیت نهادی در بخش تولید حدود 36. 94 ٪ است که درصد کمی است و نمی تواند عدم تقارن اطلاعات را کاهش دهد. این مطابق با تحقیقات انجام شده توسط پوروانتی (2013) است ، که اظهار داشت که مالکیت نهادی بر اطلاعات نامتقارن تأثیر نمی گذارد.

تان و ماهونی (2006) اظهار داشتند که هزینه آژانس شرکت های چند ملیتی بالاتر از شرکت های ملی است. این امر به این دلیل است که سایر کشورهایی که دفتر مرکزی یک شرکت تابعه را باز می کند از ویژگی های متفاوتی نسبت به دفتر مرکزی برخوردار است و نظارت بر شرکت تابعه خارجی را که به دلیل موانعی مانند جغرافیایی و مشکلات زبانی با مشکلات نامتقارن اطلاعات روبرو است ، دشوار می کند.

نقش فعالیت های نظارتی از هیئت مدیره و افشای اطلاعات توسط سرمایه گذاران برای کاهش استفاده از کنترل خصوصی متعلق به سهامداران بزرگ مورد نیاز است (Allegrini & Greco 2013). اثربخشی عملکرد کمیته حسابرسی را می توان از طریق چندین ویژگی در اختیار کمیته حسابرسی از جمله تخصص ، فعالیت های کمیته حسابرسی و استقلال کمیته حسابرسی اندازه گیری کرد (Fiarti & Chariri ، 2016). نتایج این مطالعه با Chariri و Januarti (2017) متناقض است ، که اظهار داشتند جلسات روتین به کمیته های حسابرسی اجازه می دهد تا در نظارت بر فرآیندهای گزارشگری مالی و کنترل داخلی مؤثرتر باشند و کیفیت اطلاعات تولید شده توسط مدیریت را بهبود بخشند به گونه ای که می توان اطلاعات نامتقارن را کاهش دادواد

الجیفری و حسین (2007) ادعا کردند که مزایای افشای اطلاعات آینده نگر برای کمک به سرمایه گذاران در تصمیم گیری های سرمایه گذاری است. عدم وجود اطلاعات آینده نگر می تواند پیش بینی نادرستی از چشم انداز شرکت را ایجاد کند. اطلاعات مالی آینده نگر در مورد پیش بینی های این شرکت در آینده در دسترس کاربران صورت خواهد بود ، بدون اینکه شرایط شرکت را پیش بینی کند به گونه ای که کاربران صورتهای مالی بتوانند حداکثر استفاده از اطلاعات مالی را انجام دهند (Nugraha و همکاران ، 2018؛ Nugraha و همکاران ، 2020 ؛ Palea ، 2014). این مطالعه ، مطابق با تحقیقات امان و همکاران.(2011) ، که استدلال کرد که افشای شرکت ها خطر اطلاعات نامتقارن را کاهش داده و نقدینگی را افزایش داده و هزینه های سرمایه را کاهش می دهد.

در این مطالعه ، مالکیت نهادی به عنوان یکی از عناصر GCG مطابق با این بیانیه نیست که هرچه مالکیت نهادی بالاتر باشد ، سهام نقدینگی بیشتر معامله می شود. این برخلاف تحقیقات انجام شده توسط Sidhu (2016) است ، که اظهار داشت مکانیسم GCG بر نقدینگی بازار سهام تأثیر می گذارد. شرکت هایی که دارای شیوه های GCG هستند ، نقدینگی بازار سهام را افزایش می دهند زیرا باعث افزایش شفافیت مالی می شود و این منجر به کاهش عدم تقارن اطلاعات می شود.

غلظت مالکیت میزان درصد مالکیت سهم است که توسط دولتی یا خصوصی در ساختار مالکیت سهم یک شرکت برگزار می شود. اگر تمرکز مالکیت توسط احزاب خارجی حاکم باشد ، می تواند تضاد نمایندگی بین مدیران و سهامداران را کاهش دهد ، زیرا اکثریت سهامداران می توانند سیاست های مدیریت را آزادانه کنترل کنند بدون اینکه باعث درگیری بین سهامداران بلوک شوند. این برخلاف تحقیقات انجام شده توسط Sidhu (2016) است ، که اظهار داشت مکانیسم GCG بر نقدینگی بازار سهام تأثیر می گذارد. شرکت هایی که دارای شیوه های GCG هستند ، نقدینگی بازار سهام را افزایش می دهند زیرا باعث افزایش شفافیت مالی می شود و این منجر به کاهش عدم تقارن اطلاعات می شود.

ری و وانگ (2009) اظهار داشتند كه مالکیت خارجی تأثیر منفی قابل توجهی در نقدینگی سهام دارد ، در حالی كه مالکیت نهادی تأثیر منفی اما معنی داری بر نقدینگی سهام دارد. به گفته ری و وانگ (2009) ، چندین مکانیسم بالقوه باعث می شود که مالکیت خارجی تأثیر منفی بر نقدینگی سهام مانند (1) اطلاعات نامتقارن بیشتر ناشی از مالکیت خارجی داشته باشد (2) نوسانات بیشتر ناشی از فعالیت های تجاری موسسه خارجی (3) کاهش یافته است. نقدینگی به دلیل وجود معامله گران غالب و (4) معاملات غیرفعال به دلیل استراتژی خرید و فروش که توسط موسسات خارجی انجام شده است.

نظریه آژانس نیاز به افشای کامل و واضح در صورتهای مالی دارد. در این حالت ، برای اینکه بتوانیم شفافیت در صورتهای مالی را فراهم کنیم ، لازم است که با وجود برنامه برنامه کاری سالانه کمیته حسابرسی و جلسات منظم که توسط کمیته حسابرسی برگزار می شود ، پشتیبانی شود. بنابراین ، انتظار می رود شدت بالاتر جلسه ای که توسط کمیته حسابرسی برگزار می شود ، پیروی از افشای اجباری را افزایش دهد به گونه ای که تأثیر آن بر نقدینگی سهام معامله شده در بورس اوراق بهادار باشد. این برخلاف تحقیقات انجام شده توسط Sidhu (2016) است ، که اظهار داشت مکانیسم GCG بر نقدینگی بازار سهام تأثیر می گذارد. شرکت هایی که دارای شیوه های GCG هستند ، نقدینگی بازار سهام را افزایش می دهند زیرا باعث افزایش شفافیت مالی می شود و این منجر به کاهش اطلاعات نامتقارن می شود.

5. نتیجه گیری ها

افشای اطلاعات آینده نگر تأثیر منفی قابل توجهی در اطلاعات نامتقارن دارد ، در حالی که متغیرهای نهادی ، مالکیت خارجی و فعالیت های هیئت مدیره بر اطلاعات نامتقارن تأثیر نمی گذارد. در همین حال ، متغیرهای مالکیت خارجی از طریق اطلاعات نامتقارن بر نقدینگی سهام تأثیر منفی می گذارد. این مربوط به معاملات غیرفعال به دلیل استراتژی خرید انجام شده توسط موسسات بین المللی است. علاوه بر این ، اطلاعات نامتقارن تأثیر منفی قابل توجهی در نقدینگی بازار سهام دارد. این امر به این دلیل است که اطلاعات نامتقارن بالاتر بر نقدینگی سهام پایین تر تأثیر می گذارد. اطلاعات نامتقارن واسطه رابطه بین افشای آینده با نقدینگی سهام و بین مالکیت خارجی و نقدینگی سهام است.

علاوه بر این ، کامل بودن و صحت اطلاعات در مورد اطمینان از فعالیت تجاری هم اکنون و هم در آینده می تواند اعتماد به نفس ذینفعان را در تعامل و همکاری القا کند. بنابراین برای حفظ این اعتماد ، لازم است GCG جامع در هر فعالیت تجاری یک شرکت را اجرا کند.

تجارت با گزینه‌‌های باینری...
ما را در سایت تجارت با گزینه‌‌های باینری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : حمیدرضا پگاه بازدید : 33 تاريخ : يکشنبه 31 ارديبهشت 1402 ساعت: 11:14