هزینه جذب توضیح داده شده ، با جوانب مثبت و منفی و مثال

ساخت وبلاگ

آلیشیا تووویلا یک حسابدار معتبر عمومی با 7+ سال تجربه در حسابداری مالی ، با تخصص در تهیه بودجه ، بسته شدن ماه و پایان سال ، آماده سازی و بررسی صورتهای مالی و تجزیه و تحلیل مالی است. او یک متخصص در امور مالی و مالیات شخصی است و کارشناسی ارشد خود را در حسابداری در دانشگاه فلوریدا مرکزی به دست آورد.

توماس جی. بروک یک CFA و CPA با بیش از 20 سال تجربه در زمینه های مختلف از جمله سرمایه گذاری ، مدیریت نمونه کارها بیمه ، امور مالی و حسابداری ، مشاوره سرمایه گذاری شخصی و برنامه ریزی مالی و توسعه مطالب آموزشی درباره بیمه عمر و سالیانه است.

Yarilet Perez یک روزنامه نگار با تجربه چندرسانه ای و حقایق با کارشناسی ارشد علوم در روزنامه نگاری است. او در چندین شهر کار کرده است که اخبار ، سیاست ، آموزش و موارد دیگر را شامل می شود. تخصص وی در امور مالی و سرمایه گذاری شخصی و املاک و مستغلات است.

Absorption Costing

Investopedia / Michela Buttignol

هزینه جذب چیست؟

هزینه جذب ، که گاهی اوقات "هزینه کامل" خوانده می شود ، یک روش حسابداری مدیریتی برای گرفتن کلیه هزینه های مرتبط با تولید یک محصول خاص است. تمام هزینه های مستقیم و غیرمستقیم مانند مواد مستقیم ، کار مستقیم ، اجاره و بیمه در هنگام استفاده از این روش به حساب می آیند.

طبق اصول حسابداری به طور کلی پذیرفته شده (GAAP) ، شرکت های آمریکایی ممکن است از هزینه جذب برای گزارشگری خارجی استفاده کنند ، اما هزینه متغیر مجاز نیست.

غذای اصلی

  • هزینه جذب با هزینه متغیر متفاوت است زیرا هزینه های سربار ثابت را برای هر واحد از یک محصول تولید شده در دوره اختصاص می دهد.
  • هزینه جذب هزینه های سربار ثابت را به یک محصول اختصاص می دهد که آیا در این دوره فروخته شده است یا خیر.
  • این نوع روش هزینه به این معنی است که هزینه بیشتری در موجودی پایان گنجانده شده است ، که به عنوان یک دارایی در ترازنامه به دوره بعدی منتقل می شود.
  • از آنجا که هزینه های بیشتری در پایان دادن به موجودی گنجانده شده است ، در هنگام استفاده از هزینه جذب ، هزینه های صورت درآمد کمتر است.

هزینه جذب

درک هزینه جذب

هزینه جذب شامل هر چیزی است که هزینه مستقیم در تولید کالای مناسب در پایه هزینه آن است. هزینه جذب همچنین شامل هزینه های سربار ثابت به عنوان بخشی از هزینه های محصول است. برخی از هزینه های مرتبط با تولید یک محصول شامل دستمزد کارکنان که از نظر جسمی روی محصول کار می کنند ، مواد اولیه مورد استفاده در تولید محصول و تمام هزینه های سربار (مانند تمام هزینه های ابزار) مورد استفاده در تولید است.

بر خلاف روش هزینه متغیر ، هر هزینه به محصولات تولیدی اختصاص می یابد ، خواه آنها تا پایان دوره فروخته شوند یا نه.

موارد بالاتر و پایین

هزینه جذب به این معنی است که پایان دادن به موجودی در ترازنامه بیشتر است ، در حالی که هزینه های صورت درآمد کمتر است.

اجزای هزینه جذب

اجزای هزینه جذب شامل هزینه های مستقیم و هزینه های غیرمستقیم است. هزینه های مستقیم آن هزینه هایی است که می توان مستقیماً در یک محصول یا خدمات خاص ردیابی کرد. این هزینه ها شامل مواد اولیه ، نیروی کار و هر هزینه مستقیم دیگری است که در فرآیند تولید متحمل می شوند.

هزینه های غیرمستقیم هزینه هایی است که نمی توان مستقیماً در یک محصول یا خدمات خاص ردیابی کرد. این هزینه ها همچنین به عنوان هزینه های سربار شناخته می شوند و شامل مواردی مانند آب و برق ، اجاره و بیمه هستند. هزینه های غیرمستقیم به طور معمول بر اساس برخی از اندازه گیری فعالیت ها ، مانند تعداد واحدهای تولید شده یا تعداد ساعات کار مستقیم مورد نیاز برای تولید محصول ، به محصولات یا خدمات اختصاص می یابد.

در هزینه جذب ، هر دو هزینه مستقیم و غیرمستقیم در هزینه یک محصول گنجانده شده است. این بدان معنی است که هزینه هر واحد یک محصول نه تنها هزینه های مستقیم تولید آن واحد را شامل می شود ، بلکه بخشی از هزینه های غیرمستقیم را که در فرآیند تولید متحمل شده اند ، نیز شامل می شود. سپس کل هزینه های تولید براساس تعداد واحدهای تولید شده برای تعیین هزینه هر واحد تقسیم می شود. فرمول هزینه جذب را می توان به شرح زیر نوشت:

 

هزینه جذب = (هزینه های مستقیم نیروی کار + هزینه های مستقیم مواد + متغیر تولید هزینه های سربار + تولید ثابت سربار) / تعداد واحدهای تولید شده.

 

هزینه جذب در مقابل هزینه متغیر

هزینه یابی جذبی و هزینه یابی متغیر دو روش مختلف هزینه یابی هستند که برای محاسبه بهای تمام شده یک محصول یا خدمات استفاده می شوند. در حالی که هر دو روش برای محاسبه بهای تمام شده یک محصول استفاده می شوند، اما در انواع هزینه هایی که شامل می شوند و اهدافی که برای آنها استفاده می شود متفاوت هستند. تفاوت بین هزینه یابی جذبی و هزینه یابی متغیر در نحوه برخورد با هزینه های سربار ثابت است.

تحت هزینه یابی جذبی، تمام هزینه های ساخت، اعم از مستقیم و غیرمستقیم، در بهای تمام شده یک محصول لحاظ می شود. این بدان معناست که هزینه هر واحد از یک محصول نه تنها شامل هزینه های مستقیم تولید آن واحد مانند مواد اولیه و نیروی کار می شود، بلکه بخشی از هزینه های غیرمستقیم که در فرآیند تولید متحمل شده است، مانند هزینه های سربار را نیز شامل می شود. هزینه یابی جذبی معمولاً برای اهداف گزارشگری خارجی مانند محاسبه بهای تمام شده کالای فروخته شده برای صورتهای مالی استفاده می شود.

از طرف دیگر هزینه یابی متغیر فقط شامل هزینه های مستقیم در بهای تمام شده محصول می شود. هزینه های غیرمستقیم یا هزینه های سربار در بهای تمام شده محصول تحت هزینه یابی متغیر لحاظ نمی شود. در عوض، آنها به عنوان هزینه دوره تلقی می شوند و در صورت سود و زیان دوره وقوع آنها ثبت می شود. هزینه یابی متغیر معمولاً برای اهداف تصمیم گیری و برنامه ریزی مدیریت استفاده می شود، زیرا نمایش دقیق تری از هزینه های افزایشی مرتبط با تولید یک واحد اضافی از یک محصول را ارائه می دهد.

هزینه یابی متغیر هزینه هر واحد سربار ثابت را تعیین نمی کند، در حالی که هزینه یابی جذبی تعیین می کند. هزینه یابی متغیر هنگام محاسبه سود خالص در صورت سود و زیان، یک اقلام ردیف هزینه را برای هزینه های سربار ثابت ایجاد می کند. هزینه یابی جذبی منجر به دو دسته از هزینه های سربار ثابت می شود: هزینه های قابل انتساب به بهای تمام شده کالای فروخته شده و هزینه های قابل انتساب به موجودی.

Image

تصویر سابرینا جیانگ © Investopedia 2021

درآمد خالص بالاتر

هزینه یابی جذبی منجر به درآمد خالص بالاتر در مقایسه با هزینه یابی متغیر می شود.

مزایا و معایب هزینه یابی جذبی

دارایی ها، مانند موجودی، در پایان دوره در ترازنامه واحد تجاری باقی می مانند. از آنجایی که هزینه یابی جذبی هزینه های سربار ثابت را هم به بهای تمام شده کالای فروخته شده و هم به موجودی کالا تخصیص می دهد، هزینه های مرتبط با اقلامی که هنوز در موجودی پایانی هستند در هزینه های صورت سود و زیان دوره جاری منظور نمی شود. هزینه یابی جذبی نشان دهنده هزینه های ثابت بیشتری است که به موجودی نهایی نسبت داده می شود.

هزینه جذب برای پایان دادن به موجودی ، حسابداری دقیق تری را تضمین می کند زیرا هزینه های مرتبط با آن موجودی با هزینه کامل موجودی موجودی مرتبط است. علاوه بر این ، هزینه های بیشتری در محصولات فروخته نشده به حساب می آید ، که باعث کاهش هزینه های واقعی گزارش شده در دوره فعلی در مورد صورت درآمد می شود. این منجر به محاسبه درآمد خالص بالاتر در مقایسه با محاسبات هزینه متغیر می شود.

از آنجا که هزینه جذب شامل هزینه های سربار ثابت در هزینه محصولات آن است ، در مقایسه با هزینه متغیر در هنگام مدیریت تصمیمات قیمت گذاری افزایشی داخلی نامطلوب است. این امر به این دلیل است که هزینه متغیر فقط شامل هزینه های اضافی تولید واحد افزایشی بعدی یک محصول خواهد بود.

علاوه بر این ، استفاده از هزینه جذب باعث ایجاد وضعیتی می شود که در آن به سادگی تولید کالاهای بیشتری که تا پایان دوره فروخته نمی شوند ، درآمد خالص را افزایش می دهد. از آنجا که هزینه های ثابت در تمام واحدهای تولید شده گسترش می یابد ، با تولید کالاهای بیشتر ، هزینه ثابت واحد کاهش می یابد. بنابراین ، با افزایش تولید ، درآمد خالص به طور طبیعی افزایش می یابد ، زیرا بخش ثابت هزینه کالاهای فروخته شده کاهش می یابد.

جوانب مثبت و منفی هزینه جذب

با در نظر گرفتن هزینه های مستقیم و غیرمستقیم ، تصویری کامل تر از کل هزینه یک محصول را ارائه می دهد.

در تعیین کل هزینه واقعی کالاهای فروخته شده و هزینه موجودی در ترازنامه کمک می کند.

به یک شرکت اجازه می دهد تا هزینه کامل هر محصول یا خدماتی را که ارائه می دهد درک کند.

ممکن است هزینه های افزایشی مرتبط با تولید یک واحد اضافی یک محصول را به طور دقیق منعکس نکند ، زیرا شامل هزینه های سربار ثابت است که با حجم تولید متفاوت نیست.

اگر تغییرات قابل توجهی در حجم تولید وجود داشته باشد ، می تواند منجر به داده های تحریف شده شود.

ممکن است اطلاعاتی را برای تصمیم گیری مدیریت به عنوان هزینه متغیر ارائه ندهد.

نمونه ای از هزینه جذب

فرض کنید شرکت ABC ابزارک می کند. در ماه ژانویه ، 10،000 ویجت ایجاد می کند که از این تعداد 8000 تا پایان ماه فروخته می شوند و 2،000 موجودی را نیز در خود جای می دهند. هر ویجت از 5 دلار از نیروی کار و مواد که مستقیماً به این کالا نسبت داده می شود استفاده می کند. علاوه بر این ، هر ماه 20،000 دلار هزینه سربار ثابت در هر ماه با تسهیلات تولید وجود دارد. طبق روش هزینه جذب ، ABC 2 دلار اضافی را به هر ویجت برای هزینه های سربار ثابت اختصاص می دهد (20،000 دلار در کل 10،000 ابزارک تولید شده در ماه).

هزینه جذب برای هر واحد 7 دلار است (5 دلار نیروی کار و مواد + 2 دلار هزینه سربار ثابت). با فروش 8000 ویجت ، کل هزینه کالاهای فروخته شده 56،000 دلار (7 دلار کل هزینه برای هر واحد 8000 ویجت فروخته شده) است. موجودی در پایان شامل ابزارک های 14000 دلار (7 دلار کل هزینه برای هر واحد 2،000 widget است که هنوز در پایان موجودی است).

تفاوت بین هزینه متغیر و هزینه جذب چیست؟

هزینه های جذب و هزینه های متغیر هزینه های سربار ثابت متفاوت است. هزینه جذب هزینه های سربار ثابت را در تمام واحدهای تولید شده برای دوره اختصاص می دهد. از طرف دیگر ، هزینه های متغیر ، تمام هزینه های سربار ثابت را با هم اضافه می کند و هزینه را به عنوان یک مورد جدا از هزینه کالاهای فروخته شده یا هنوز در دسترس برای فروش گزارش می دهد. به عبارت دیگر ، هزینه متغیر یک کالای خط هزینه برای هزینه های سربار ثابت هنگام محاسبه درآمد خالص را به همراه خواهد داشت ، در حالی که هزینه جذب منجر به دو دسته از هزینه های سربار ثابت خواهد شد: آنهایی که به هزینه کالاهای فروخته شده نسبت داده می شوند و مواردی که به آنها نسبت داده می شودفهرست.

مزایای هزینه جذب چیست؟

مهمترین مزیت هزینه جذب این است که مطابق با اصول حسابداری به طور کلی پذیرفته شده (GAAP) است که توسط سرویس درآمد داخلی (IRS) مورد نیاز است. علاوه بر این ، تمام هزینه های تولید (از جمله هزینه های ثابت) را در نظر می گیرد ، نه فقط هزینه های مستقیم ، و به طور دقیق تر سود را در طی یک دوره حسابداری ردیابی می کند.

مضرات هزینه جذب چیست؟

مهمترین نقطه ضعف هزینه جذب این است که می تواند سودآوری یک شرکت را در طی یک دوره حسابداری معین باد کند ، زیرا تمام هزینه های ثابت از درآمد کسر نمی شود ، مگر اینکه تمام محصولات تولیدی این شرکت فروخته شود. علاوه بر این ، برای تجزیه و تحلیل طراحی شده برای بهبود کارآیی عملیاتی و مالی یا برای مقایسه خطوط محصول مفید نیست.

چه زمانی استفاده از هزینه جذب مناسب است؟

هزینه جذب به طور معمول در شرایطی استفاده می شود که یک شرکت می خواهد هزینه کامل تولید یک محصول یا ارائه خدمات را درک کند. این شامل مواردی است که یک شرکت موظف است نتایج مالی خود را به ذینفعان خارجی مانند سهامداران یا آژانس های نظارتی گزارش دهد.

هزینه یابی جذب اغلب برای اهداف تصمیم گیری داخلی، مانند تعیین قیمت فروش یک محصول یا تصمیم گیری برای ادامه تولید یک محصول خاص، استفاده می شود. در این موارد، شرکت ممکن است از هزینه یابی جذبی برای درک هزینه کامل تولید محصول و تعیین اینکه آیا محصول سود کافی برای توجیه ادامه تولید خود ایجاد می کند یا خیر، استفاده کند.

انواع هزینه های جذبی چیست؟

دو نوع اصلی هزینه یابی جذب وجود دارد: هزینه یابی جذب کامل و هزینه یابی جذب جزئی:

  • هزینه یابی جذب کامل شامل تمام هزینه های مرتبط با تولید یک محصول یا ارائه خدمات، شامل هزینه های ثابت و متغیر است. تحت هزینه یابی جذب کامل، هزینه کل یک محصول یا خدمات جذب می شود یا بر روی واحدهای تولید شده پخش می شود. به این معنی که هزینه هر واحد تولید شده شامل بخشی از هزینه های ثابت و همچنین هزینه های متغیر مربوط به آن واحد می شود.
  • هزینه یابی جذب جزئی فقط شامل برخی از هزینه های مرتبط با تولید یک محصول یا ارائه خدمات می شود. تحت هزینه یابی جذب جزئی، تنها بخشی از هزینه های ثابت در بهای تمام شده هر واحد تولیدی لحاظ می شود. مابقی هزینه های ثابت به عنوان هزینه دوره تلقی می شود و در دوره وقوع هزینه می شود.

خط پایین

هزینه یابی جذبی روشی از هزینه یابی است که شامل تمام هزینه های تولید اعم از ثابت و متغیر در بهای تمام شده یک محصول می شود. به آن هزینه یابی کامل یا هزینه یابی جذب کامل نیز می گویند. هزینه یابی جذبی به ترتیب برای تعیین بهای تمام شده کالای فروخته شده و مانده موجودی پایان یافته در صورت سود و زیان و ترازنامه استفاده می شود. همچنین برای محاسبه حاشیه سود هر واحد محصول و تعیین قیمت فروش محصول استفاده می شود.

تحت هزینه یابی جذبی، هزینه های سربار ثابت تولید به عنوان هزینه غیرمستقیم در بهای تمام شده محصول لحاظ می شود. این هزینه ها مستقیماً برای یک محصول خاص قابل ردیابی نیستند بلکه در فرآیند تولید محصول متحمل می شوند. هزینه های سربار ثابت تولید به هر واحد محصول بر اساس نرخ تخصیص سربار از پیش تعیین شده تخصیص می یابد که با تقسیم کل هزینه های سربار ثابت تولید بر تعداد کل واحدهایی که انتظار می رود تولید شوند، محاسبه می شود. علاوه بر هزینه های سربار ثابت تولید، هزینه یابی جذبی شامل هزینه های متغیر تولید در بهای تمام شده محصول نیز می شود. این هزینه ها مستقیماً برای یک محصول خاص قابل ردیابی است و شامل مواد مستقیم، نیروی کار مستقیم و سربار متغیر است.

تجارت با گزینه‌‌های باینری...
ما را در سایت تجارت با گزینه‌‌های باینری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : حمیدرضا پگاه بازدید : 37 تاريخ : يکشنبه 31 ارديبهشت 1402 ساعت: 11:37