
برای سفارش یک کپی چاپی برای خواندن متن کامل ، روی تصویر کلیک کنید
جک گرین یک بیتنیک بود که در دهه 1950 در سمت پایین شرق شهر نیویورک زندگی می کرد. وی یک روزنامه زیرزمینی زیرزمینی با عنوان روزنامه را از یک فروشگاه در خیابان 225 شرقی 5 خیابان منتشر کرد. این مقاله که تجربیات خود را با Peyote شرح می دهد ، که مدت ها قبل از آن نوشته شده است ، در مورد مالکیت و فروش آن ، که در ابتدا در سال 1959 ظاهر شد ، در روزنامه شماره 8 وجود داشت. در یک شومیز مدال طلای Fawcett در مارس 1960 (#S982) با عنوان Beats ، گلچینی از نوشته های نسل Beat که توسط سیمور کریم ویرایش شده است ، گنجانده شده است. این مقاله در سال 1993 در خبرنامه زندانیان روانگردان شماره 2 چاپ شد. سبک تایپی از اصل حفظ می شود.
یکی از زیباترین مواردی است که برای من اتفاق افتاده است
من فکر کرده بودم که نمی توانم از مواد مخدر چیزی بگیرم
با دیدن اینکه 2 نفر از دوستانم چقدر خوشحال بودند ، در Peyote ، تصمیم گرفتم آن را امتحان کنم
pe-�-te = peyotl ، nahuatl word for caterpillar با استناد به مرکز پایین دکمه (وبستر)
Lophophora Williamsii ، گیاهی از خانواده کاکتوس
در نزدیکی ریو گراند رشد می کند
توسط هندی ها در مکزیک و جنوب غربی استفاده می شود
کلیسای پیشرو در کلیسای آمریکایی بومی آمریکا دارای Peyote Rite است
استفاده از Peyote قانونی است و از طریق پست می توان آن را ارزان خریداری کرد
داروی اصلی در آن مسکالین است
.
یک گیاه Peyote با ریشه چیزی شبیه به یک ICECREAMCONE PISTACHIO است
قسمت بالای سبز دکمه است که حاوی بیشتر دارو است
شما 2 تا 8 گیاه را شستشو می دهید ، پوست را از ریشه و کرکی از دکمه بردارید و بخورید
High در یک ساعت طول می کشد و حدود 8 ساعت به طول می انجامد و به آرامی از بین می رود
بسیاری از مردم از طعم و مزه خوشم نمی آیند و ممکن است در ساعت 1 خسته و کمی مضطرب باشند
بدون خماری ، و دارو ضد اعتیاد آور است
در صورت وجود هرگونه جنبه سمی در طول بالا
من معمولاً شب را بعد از گرفتن آن نمی خوابیدم اما دراز کشیدم ، که اغلب بی قرار موقعیت را تغییر می داد
هشدار: من 2 نفر را می شناسم که به دلیل گرفتن Peyote در بیمارستان Bellevue مدتی بودند
من چنین مواردی را در ادبیات ذکر نکرده ام تا آنها نادر باشند
پیشانی با دفاع سبک در برابر اسکیزوفرنی ممکن است در صورت گرفتن پیوت ، زودتر قسمت های روانی داشته باشد
نه در حالی که او بالاست اما بعد از آن
این دارو از بین می رود ، دفاع ها دوباره شکل نمی گیرند ، هرج و مرج از طریق آن شکسته می شود
هنگامی که ناراضی هستید ، باید Peyote گرفته شود اما وقتی احساس می کنید حداقل نسبتاً خوب احساس می کنید
اولین باری که مسکالین را گرفتم (مشتق شده از Peyote یا سنتز آن ، تقریباً همان اثر گیاه را دارد اما بسیار گران تر است) نارضایتی من در ساعت 1 به عنوان اعتقادی که من یک قرص هروئین را خرد کرده ام شکل گرفت و قلاب شدبرای زندگی
سپس جلوه های واقعی شروع شد ، و همانطور که من هفته ای چندین بار در 2 MOS Peyote گرفتم ، قوی تر شدم
من یک دفتر خاطرات Peyote را نگه ندادم و از حافظه می نویسم
مواقعی وجود داشت که احساس می کردم نقاط زیاد را توصیف می کنم
وقتی من زیاد بودم ، رنگ ها بسیار روشن تر و غنی تر بودند
رنگ روشن تأثیر اصلی در حواس من بود
همه چیز هیجان انگیز و زیبا به نظر می رسید ، و همین باعث خوشحالی من شد
به مدت 20 دقیقه به هلو نگاه کردم ، من بیشتر مجذوب شدم ، نه با قسمت برنج پوست بلکه با تغییرات ظریف رنگ در قسمت paleyellowgreen
اشیاء ، به عنوان مثال یک زباله ، دارای اهمیت بصری ذاتی بودند که هیچ ارتباطی با کلمات نداشتند.
هرچه بیشتر به یک چیز نگاه می کردم بیشتر به من علاقه مند است
یکی از دوستان ، بالا ، یک خیابان آشنا را به رسمیت نمی شناسد زیرا قبلاً او قبلاً دیده نشده بود
این مانند دیدن طبیعی نیست ، جایی که شما فقط آنچه را که یک رابطه ، معمولاً نادرست با اهداف عملی دارد ، ثبت می کنید
من رنگهای روشن را که از روغن در پرهای پرنده منعکس شده بود دیدم
رنگ ها باید قبلاً در آنجا بوده اما من آنها را متوجه نشده ام
در مورد Peyote متوجه همه چیزهایی می شوید که می توان بدون تلاش احساس کرد
در فروشگاه من نشسته ام ، دیدم که هیچ رنگی وجود ندارد
دیوارهای سفید من از لامپ های لامپ زرد رنگ بودند و از روکش قدیمی رنگ سبز قوی وجود داشت
یک Eyechart مانند نسخه های خطی قدیمی چینی کیفیت غیرمعمول داشت زیرا این مقاله کمی از سن زرد رنگ شده بود
اولین بار که من زیاد بودم در NewyorkCity Nite بود
میدان کوپر مانند شنبه Nite در Coneyisland یا Times Square روشن شد
چرا عجیب به نظر می رسید؟
آیا Peyote عادی می بیند یا توهم؟
من فکر می کنم چشمان پیوت من طبیعی بود و چشمان عادی من ، بدون پیوت ، توهم می شدند
تا حدودی شهر Nite عجیب به نظر می رسید زیرا عجیب است ، شما از نورهای نوری و بدون تاریکی
بیشتر به نظر می رسید که به نظر می رسد عجیب و غریب و عجیب است زیرا من عادت نداشتم رنگها را به همان اندازه روشن ببینم
این تغییر از بینایی کسل کننده به چشم انداز Peyote بود که عجیب بود ، مانند ناگهان شنیدن بعد از سالها ناشنوا
درک درست است اما مغز تعجب می کند و تفاوت را به یاد می آورد
از دست دادن رنگهای روشن من ، به عنوان یک کودک ، باید آنقدر کند بود که متوجه آن نشدم
هنگامی که من در روز ، در نور آفتاب ، پیوت را گرفتم ، به یاد آوردم که چگونه 20 سال قبل ، و نه از آن زمان ، خورشید آن روشن و گرم را درخشید ، و نور غنی و گرمی را بر آنچه که جلال می داد ، ریخت
این مرا خوشحال کرد که بعد از ظهر بلند شدم و تماشای آفتاب روشن تر از زمان پایین آمدن
با اعتقاد به اینکه هرگز چشمان جدیدم را از دست نخواهم داد ، بعد از ظهر زندگی ام روشن تر از ظهر آن احساس کردم
با نگاهی به یک پیاده رو سوخته
بی معنی و غبار آلود به آن نیست ، اما مانند یک چوب چوب
چاله ها دو برابر بیشتر از حد معمول به نظر می رسید
من فکر می کنم درک طبیعی من مسافت های مسطح را صاف کرده است و Peyote عمق واقعی را به من نشان داد
یک نان نان که از آن یک تکه پاره شده مانند غاری که از فاصله دور دیده می شود
من مجذوب شکل های متغیر شدم زیرا نان به آرامی در جایی که پاره شده بود گسترش یافت
معمولاً بیرون یک پنجره را به عنوان یک مستطیل مسطح می بینم ، اکنون به داخل نگاه کردم
من در غروب به ساختمانها نگاه کردم ، آنهایی که دور شدند بیشتر به عقب افتادند
چیدمان شکل ها و عمق داستان ها بدون کلمه ، همانطور که چهره ها انجام می دهند
من برای نقاشی ها چشم ضعیفی داشتم
حالا من در یک صحنه 3 بعدی واقعی از دنیای Elses به یک پنجره (قاب) نگاه می کردم
در یک نقاشی نیمه قطعه ، رنگ روی سطح بوم باقی نمی ماند اما همانطور که این هنرمند در نظر داشت ، از چشم انداز برگشت
احتمالاً اگر من از قبل به خوبی از چشمانم استفاده می کردم ، مانند یک نقاش ، Peyote اثر کمی داشت
این ممکن است هیچ تاثیری یا تأثیر نگران کننده ای بر چشمان غیرمجاز ، چشمان بدون آسیب دیده از زندگی نداشته باشد
من چند دید یا توهم داشتم ، چشم ها باز یا بسته شده (اما به هنری میشائوکس ، معجزه ناعادلانه ، موناکو 1956 ؛ L infini آشفته ، پاریس 1957 ؛ در حال بررسی در Evergreen Review #1 ، 1957 ، 37 ؛ New World Writing #15 ،1959 ، 96)
من سعی کردم دوزهای سنگین تری مصرف کنم تا ببینم چه اتفاقی می افتد اما مقاومت وجود دارد ، من با تجربه می جنگم و از آن جدا می شوم و ناراضی ، هرج و مرج و جرات برای ترک فروشگاه هستم
من دوزهای نوری را ترجیح می دهم که تجربه زندگی من را حفظ کند
Peyote به من انرژی موتور زیادی می دهد و شناسه آن را اجرا می کند و همه مناظر را می بینم
سپس ساکت می شوم ، به خانه بیایید و با چشمان بسته دراز بکشید*
*اگر من در اطراف اوج دویدم ، اگر سرگرم شدم یا با شخص دیگری که بلند بود ملاقات کردم ، یا ممکن است گیر بیفتد ، در حواس پرتی بیرونی هزینه شده است.
سپس اگر من دراز کشیدم و هیچ کاری نکردم ، به طور پیوسته و به آرامی افزایش می یابد
هیچ قانونی لازم نبود ، من آنچه را که بدنم به من گفت برای انجام تجربیات برنامه ریزی شده با Peyote انجام دادم ، با استفاده از Peyote برای خودسازی و تمام آن جاز خود ناخودآگاه فقط در راه است
ضدپیوت آن نیز این است که در آیین کلیسای بومی آمریکا، تمام شب را در یک موقعیت می نشینند
من الگوهایی از نورهای رنگی یا شبکه هایی از سازه ها را دیدم که توصیف آنها با کلمات دشوار است
برای من طاقت فرسا یا نفرت انگیز نیست، همانطور که میشوها برای او بودند
(حتما با آن مبارزه می کرد)
اما جالب، اغلب سرگرم کننده
مناظر برای من ناآشنا بود، گاهی اوقات احساس می کردم که پیوت فردی از فضای بیرونی است که به من حمله کرده است و مناظر سیاره نسبتاً عجیب خود را به یاد می آورد.
فکر می کنم از آنجایی که چشمان من کاملاً باز (تا بسته) و فعال بودند، بینایی ها پدیده های واقعی ناشی از انرژی زیاد ناگهانی در چشم ها بودند، نه اختراع مغز من، بنابراین می توانستند تحت تأثیر پیشنهاد قرار گیرند.
من نزدیک بین هستم و تصاویر متعددی را می بینم
قبل از پیوت، از بلوک دورتر به یک تابلوی نئونی دایره ای توخالی نگاه کنید.
بالا، من از دیدن بیست یا سی دایره کاملاً مشخص شگفت زده شدم
من فکر می کنم دکتر wm h bites (بینایی بهتر بدون عینک) درست می گوید که نزدیک بینی ناشی از فشار عضلانی است.
ادامه فشار عضلانی ( زره پوش ، اصطلاح ویلهلم رایش ) در نهایت باعث نقص ساختاری می شود.
تصور می کنم پیوت خستگی چشم های من را تسکین داد و به من امکان دید واضح را داد، اما چندین تصویر یک نقص ساختاری غیرقابل برگشت یا غیرقابل برگشت ساختاری بود که به دلیل چندین دهه زره کردن چشم ایجاد می شد.
بالا، اکثر اجسام هنوز مبهم بودند، زیرا چندین تصویر با هم همپوشانی دارند مگر اینکه خیلی نازک باشند
من اهمیتی نمی دادم، و بیشتر دوست داشتم که نقص بصری من با ستاره ها انجام دهد، اما گاهی اوقات از اینکه فقط دید «محدود» داشتم، به نظر می رسید که ابرها و ستاره ها به جای اینکه دورتر و دورتر بروند، روی یک پس زمینه کروی مسطح پخش شده اند.
آرزو داشتم از پس زمینه عبور کنم و به جای اینکه فقط به سمت ابرها باشم، تمام راه را به ابرها نگاه کنم
مثل دراز کردن دستت نه چندان دور برای درک آنچه می خواهی
البته می توانستم عینکم را بزنم و تصاویر واضحی ببینم، اما پیوت گفت، تقلبی است!
عینک ها درست می دیدند، اما من نه
واقعیت در دیدن این است که با چشمان خود چه می کنید، نه تصویری که از آنها می گیرید
یک نکته عجیب در مورد تناهی و بی نهایت
مناظری که وقتی چشمانم را بستم دیدم
من الگوهایی را در یک فضای محدود و یک فضای کاملا مسطح می دیدم
اما تصاویر به جریان افتادند و پیچیدند و باز شدند و به گونه ای متفاوت تکرار شدند، بارها و بارها برای همیشه (یعنی طولانی تر از حد انتظار)
در چند ثانیه طول کشید تا به بخشی از دیدگاهی که تغییر می کرد یا جای دیگری بود نگاه کنم.
این باعث شد فضا به نوعی بی نهایت به نظر برسد
این ممکن است از نظر بیولوژیکی طبیعی باشد که هیچ اشیاء ثابت (ثابت شده توسط کلمات در ذهن) اما یک شار همیشه تغییر یافته است
من به گربه ها با چشمان Peyote نگاه کردم و توهمات خود را در مورد خصوصیات انسانی آنها از دست دادم
آنها مانند مردم نبودند و شخصیت نداشتند
بیشتر آنها به طرز خارق العاده ای از حیوانات هشدار می دادند و به همه چیز واکنش نشان می دادند
به چشمان آنها نگاه کردم ، و هیچ چیز به من نگاه نمی کرد
پاکسازی آنها یک واکنش حیوانات است و هیچ ارتباطی با محبت ندارد
طبیعی است که یک گربه هنگام شنیدن جعبه یخ از بازوهای شما در یک شکاف پرش کند ، و یک عمل ناسپاس یک حیوان خانگی نیست
آنها حتی مستقل نیستند ، این گروه هیچ ارتباطی با آنها ندارد
شنوایی طبیعی من بسیار خوب است
Peyote آن را کمی تغییر داد
به نظر می رسید یک آهنگ هندی Peyote با طبل (وای!) در حال آمدن است ، نه از بلندگوهای آوایی من ، بلکه از آنجا که ضبط شده است
من معمولاً از موسیقی تجاری متنفرم ، که برای من همان تجربه ملاقات با یک شخص ناخوشایند ناخوشایند است
بالا ، هر موسیقی انجام می داد
در حقیقت ، راک و رول بیشتر با پر جنب و جوش با بتهوون متفاوت بود
شاید عملکرد بتهوون کسل کننده باشد ، زیرا بیشتر نوازندگان حرفه ای از قلب بازی نمی کنند
در Peyote من عملکرد را از موسیقی جدا نکردم ، کار ناخودآگاه گوش دادن از طریق عملکرد را به بتهوون واقعی انجام دادم
امکانات دیگری نیز وجود دارد اما من آنها را دوست ندارم
شنوایی برای من شگفتی های کمی داشت ، اما بوی و طعم و مزه زیادی داشت!
من دختری با 10 گربه و 4 پنجره بسته را می شناسم
ID همیشه از بوی شدید تلخ و منزجر کننده شیرین در آپارتمان خود شکایت می کرد
من روی درب بلند روی Peyote آمدم ، و نه تنها واکنش من به بوی متفاوت بود بلکه بوی خود متفاوت بود!
اکنون ، یک بوی شیرین زمینی قوی مانند یک انبار ، نه به هیچ وجه ناخوشایند است
من معتقدم که بوی انبار واقعی بود و من در نتیجه توالت کودکی بوی تیز را توهم کردم
من مجبور شدم ، چه از نظر جسمی و چه با فشار اخلاقی ، در کودکی غذاهای خوب خاصی بخورم
بعداً ، من نمی توانستم هر یک از این غذاها را بخورم
چند سال پیش ، در یک آزمایش برای شکست دادن برخی از تهویه ها و بازیابی برخی از آزادی ، من می گویم ، می گویم ، برخی از سوسکها ، و خودم را باز می کنم تا هرچه احساس می کردم احساس کنم
در ابتدا من آن را بیرون می زنم و چهره می زنم ، به سختی طعم آن را ثبت می کنم
این عصیان از بین می رود و باعث می شود غذا کم و بیش غذا را طعم دهد
مشکل این آزمایش این بود که من را نسبت به خودم آگاه تر و شکاف بیشتر بین وظیفه و شورشی
به نوعی ، به دلایل پیشرفته ، من در اواخر تاریخ به اقتدار تسلیم می شدم ، و می خورم.
تفاوت فقط این بود که من از عصیان زندگی می کردم
شباهت این بود که من برای یک مزایای آینده در آینده درد فعلی را تحمل کردم
از آنجا که این آزمایش یک تقسیم کننده بود ، نمی توانست توسعه یابد ، و منزوی ، بی ثمر باقی مانده است
تجربه Peyote ساده و خوب بود
در هنگام شام ، من اسکواش را که 20 سال از خوردن آن امتناع کرده بودم ، سرو کردم
من از خاطره ساخته شده برای خوردن آن لذت بردم
به نظر می رسید مسخره است که بزرگسالان فقط برای ایجاد مشکل بیشتر به دردسر رفته اند
با خوردن کدو حلوایی ، من به سمت راست طعم واقعی آن را چشیدم
هیچ تاثیری از تهویه مطبوع و عصیان وجود نداشت
این طعم تازه و ظریف و ظریف دلپذیر داشت و توانایی خود را برای بریدن در گلویم و خفه کردن من از دست داده بود
وقتی هلو خوردم ، هلو را دوست دارم آنها خوشمزه تر از حد معمول بودند
من آنها را به طور کارآمد و مکانیکی نخوردم ، اما مکیده ، جوید و با آنها بازی کردم به گونه ای که در خیابان های کشور متمدن ما ، مرا دچار مشکل می کند
من بو و طعم قوی تر و مشخص تر کردم
یک شیشه ژله ای که بوی دیگران کمی از آن بوی می داد ، و معمولاً برای من مجبور بود ، غذا خوردن خیلی پوسیده بود
طعم مواد افزودنی شیمیایی به شدت از طعم مواد غذایی حاوی آنها جدا شد
مواد افزودنی خنده دار بودند ، نه مانند غذا ، اما غذا می توان آن را خورد
حس منفعل من از لمس حساس است و Peyote به سختی آن را تحت تأثیر قرار داده است
اما من از سنجش نتایج حرکات خودم کمتر مسدود شدم
من با اعتماد به نفس و لطف آرامش بیشتری پیدا کردم
هنگامی که من دراز کشیدم چشمان بسته نگاه کردم به یک دید مسخره از الگوهای بیان پیچیدگی ، ناراحتی ، ناهنجاری
(در اواخر من ، اوج های غم انگیز من اشک خون دیدم)
ناگهان فهمیدم که دید بدن خودم را نشان می دهد
من در موقعیتی تنگ دراز کشیده بودم که گرفتگی های ناخودآگاه عادت من را برجسته می کرد (زره پوش)
من یک موقعیت آسان تر گرفتم و دید بر این اساس تغییر کرد
من کنجکاو شدم که چقدر می توانم استراحت کنم
من متحیر شدم که ، به عنوان مثال ، می توانم لگن خود را به طور مستقل از پاها و پشتم ، به راحتی و بدون فشار حرکت دهم
من در سالهای معالجه توسط یک روانپزشک رایشیان آموخته بودم که نمی توانید از عضلات زرهی ، به ویژه در منطقه لگن ، بدون آماده سازی طولانی مدت ، رها کنید
و این که هیچ زرهی بدون ترکیدن از احساساتی که عقب مانده است حل نمی شود
اما آرامش در Peyote یک بحران یا ظهور عاطفی ایجاد نکرد
خیلی خوب بود اما رهایی عمده ای نداشت
نتیجه گیری من این است که Peyote درایو انرژی را از هسته بیولوژیکی کاهش می دهد ، به طوری
به همین دلیل می توان آن را رها کرد*
*به همین دلیل ، یک بیمار در درمان ریچیان که Peyote را گرفت ، زره پوش خود را به طور دائم حل نمی کند
از بین می رود ، احساسات سرکوب شده آزاد نشده اند ، زره ها دوباره شکل می گیرند
Peyote ممکن است مراحل تشخیصی را سرعت بخشد
این با دوست داشتن غذای بهتر ، زیاد ، اما احساس نمی کنم که مجبور به خوردن هستم
قابل تصور است که ، محروم از غذا ، من به جای اینکه برای تهیه غذا به دردسر زیادی بروم ، با خوشحالی گرسنه می شدم
همان افزایش لذت و خودانگیختگی ، و کاهش رانندگی ، ضرورت در رابطه جنسی یک موضوع به نوعی توسط دانشمندان همکار من نوشته نشده است
در مقاربت جنسی من شادتر ، کمتر ناخوشایند ، راحت تر و خودجوش تر بودم
این تغییر حتی بیشتر در استمناء مشخص شد
عادات کلیشه ای و بعد از این ، این کار را از دست داد و من همانطور که خوشحالم انجام دادم
مقدار انرژی آزاد شده در ارگاسم احتمالاً کمتر بود
از دست دادن ضرورت برای نفس کشیدن ، مجبور به خوردن ، جفت گیری ، عشق از دست دادن آزادی و به نوعی انسان نیست
اما من این ضرر را ساختگی پیدا کردم و همینطور بسیاری دیگر
یعنی بیشتر مردم در حالت عادی از ضرورت فرار می کنند
درایو به هم ریخته ، پیچیده و مجبور به ناخودآگاه است و همه غرور است
در Peyote ، آنچه را که بیشتر از آن نداشتم از دست ندادم
تأثیر Peyote بر شخصیت
هاولوک الیس* در مورد تأثیرات دیدن نوشت اما گفت هیچ تغییر شخصیتی وجود ندارد
* Mescal: یک بهشت مصنوعی جدید ، بررسی معاصر لندن 1898 جلد 73 ، 130 ؛همچنین در گزارش سالانه موسسه اسمیتسونیان برای 1897 واشنگتن دی سی 1898 ، 537
(اثرات peyote از نظر فرد به فرد دیگر ، از دوز تا دوز ، لحظه به لحظه متفاوت است
تجربه من همانند سایر نویسندگان یا دوستانم نبود ، که به عنوان مثال به تله پاتی بسیار علاقه مند بودند)
این برای من به معنای خوشبختی ، ساده ، خوب ، محرمانه و سبکی بود که درهای ادراک را باز می کردم
سرخوشی دوست داشتنی بود
مشروبات
Peyote بر خلاف باریک شدن و غربالگری انجام می دهد
گروهی از ما ، در Peyote ، با گروهی در ماری جوانا کمی به اشتراک گذاشتیم
افراد سیگاری ماری جوانا در حال بحث در مورد سؤالات حداکثر عمق بودند و ما انگشتان خود را در ناف ها و کلاهبرداری های خود می چسبانیم
منطق به من گفت که سرخوشی من از یک آلکالوئید مودبانه است ، اما به طرز واقعی من می دانستم که من هستم ، و عدم خوردن برخی از گیاهان احمقانه
Truer زیرا فقط لحظه فعلی درست است
شخصیت Peyote من ممکن است تحت تأثیر پیشنهاد گروه قرار گرفته باشد
در سادگی و مستقیم بودن آن ، شبیه شخصیت یک اسکیزوفرنی ، بدون روان پریشی بود
(نگاه کنید به ویلهلم ریچ ، تجزیه و تحلیل شخصیت 3D Ed ، فصل 16 ؛ فریتز پیترز ، جهان در کنار جهان ؛ لنی مدیسون در ساحل معمولی Baaby Shore ؛ D. J. در داستان Truman Capote S Story The Headless Hawk ؛ Esme در ویلیام گادیس The William Gaddis the William Gaddis the William Gaddis the William Gaddis the William Gaddisشناخت همه کتابهای عالی)
حتی شباهت بیشتری به سالی مورتون پرنس در تفکیک شخصیت (ویرایش 2d ، 1908)
در این حالت تاریخ مشابه 3 چهره حوا ، سالی شخصیتی 2D است که در داخل کریستین بیوچامپ زندگی می کند
سالی همیشه کودکانه و بدون مشکل است ، تا حدودی به این دلیل که می تواند با بستن چشمان خود احساس لمس خود را از دست بدهد ، هرگز گرسنه یا تشنه نیست ، و معنای خستگی ، درد ، سلامتی را نمی داند (147-9)
Peyote با جدیت مخالف است ، حداقل نوع جدی من
من با خواندن و نوشتن به اندازه کافی سرگرم کننده نبودم
هنگامی که من برای نوشتن و چاپ در اسکراول کودکانه نشستم ، نام من جک گرین است و من شش ساله هستم
حتی این خیلی مشکل بود ، بنابراین من فقط خطوط موج دار درست کردم
اگر مردم ناراضی بودند ، به جای احترام به موقعیت ناگوار خود ، آنها را تشویق می کردم
اگر آنها نمی خواستند شناسه را به شخص دیگری ادامه دهند
از این کار اجتناب از سواد ، من صحبت کردم و فکر کردم ، و خیلی بهتر با Commonsense!
غالباً افکار من بسیار ساده بودند و مستقیماً از تجربه لحظاتی ، بدون زحمت ، بدون هیچ چیز از چکیده خشک برخاستند
استفاده از بینش تیز من بسیار تسکین بود ، نه اینکه ایده ای مبتکرانه را که در حال حاضر نمی توانم از آن استفاده کنم ، بدست آورم ، بلکه پاسخ درستی را برای استفاده فوراً بدست آورم
من به یک مهمانی عادی رفتم و دختری را که دوستش داشتم دیدم که مرا رد کرده بود
او غمگین ، ناراضی به نظر می رسید
به این نتیجه رسیدم که ، بدون من ، این باید وضعیت لازم و تغییر ناپذیر او باشد
فکر کردم ، او حتی نمی تواند لبخند بزند
بدون استفاده از او در مورد او ، پوسته فقط من را ناراضی می کند
یک هفته بعد ، زیاد ، من او را در یک مهمانی دیدم
من رفتم و به او لبخند زدم و او لبخند زد
من احساس کردم که به روش های پیچیده و کلیشه ای پیچیده با مردم درهم تنیده شده ام ، جایی برای تازه و دلپذیر
اکنون هیچ مشکلی و درگیری نامحلول وجود نداشت ، فقط نتایج خنده دار توهماتی که می توانم لحظه ای را که آنها را دیدم رها کنم
مشکلی نیست ، فقط توهمات پیام Peyotes است
من از طریق خیابان ها حیرت زده و سپاسگزارم
Peyote به من می گفت که عاشق دوست دخترم نباشم بلکه از همه لذت ببرم و از هیچ چیز انتظار نداشته باشم
من نمی خواهم گوش کنم ، من بیش از حد سرمایه گذاری کرده ام که از لحظه به لحظه زندگی نکنم ، بیش از آنچه که داشتم ، تا جایی که ارتباط با آنچه داشتم از دست بدهم ، همیشه انتظار و خواستار آن است
همراهی با غریبه ها یا آشنایان آسان تر بود زیرا شرایط و عادت کمتری وجود داشت
به من دروغ گفته شد که باعث شد احساس کنم دوست دخترم مرا ترک کرده است
من به هر حال احساس خوشحالی کردم ، از آنجا که او در اتاق نبود و هیچ فرقی نمی کند که یک شخص غایب نسبت به من احساس کند
آینده فقط تئوری بود و نمی توانست تأثیر عاطفی بر من داشته باشد
اما احساس کردم درد جسمی از دست دادن سینه ام را محکم می کند
انگشتم را به طور تصادفی با یک سیگار سوزاندم
در حالت عادی من درد را کوچک می کردم ، به آن توجه می کنم ، امید به احساس خوب را رها می کنم تا اینکه دیگر درد وجود نداشته باشد
بالا ، درد بومی سازی شد ، من احساس خوبی کردم و فقط در انگشت صدمه دیدم
من با ارزش عرفانی Gurdjieff موافق نیستم که نباید احساسات منفی بیان شود
من با رایش موافقم که ترس ، عصبانیت و غم و اندوه بهتر از عقب نگه داشتن است
نه این که رنج برای شما خوب است ، فقط باعث رنج بیشتر می شود ، اما اگر از آن جلوگیری نشود ، نباید از آن فرار کرد
زیرا فرار از احساسات بدتر است
مثل اینکه وانمود کنید که به جای اینکه در چند دقیقه آن را بیرون بیاورید ، ساعت ها عصبانی نشوید
اما در مورد Peyote من با Gurdjieff موافقت کردم ، زیرا نیازی به احساسات منفی نبود
اگر نمی توانستم چیزی را که می خواستم بدست آورم ، چرا عصبانی می شوم وقتی چیزهایی به همان اندازه خوب بود که بخواهید درخواست کنید
من معمولاً خجالت می کشند که با یک گیتار در مقابل افرادی که می توانند آن را بازی کنند ، احمق شوند
بالا ، من ، سرگرم شدم ، هیچ چیز یاد نگرفتم و هیچ موسیقی سازمان یافته ای ایجاد نکردم ، هیچ کس فکر نمی کرد
نوازندگی پیانو ، که من مطالعه می کنم ، احساس کمی حوصله کردم ، انگار که در یک دفتر کار می کنم
من خواننده چهره خوبی هستم
بالا ، من می توانم چهره های بهتری بخوانم ، و شخصیت از بدن خیلی بهتر
بعضی اوقات من می دیدم که اجساد مردم از بیماری خود تحریف شده اند ، به خصوص نوعی چربی محلی یا نازک بودن که هیچ ارتباطی با وزن طبیعی ندارد
بعضی اوقات بیمار در افراد در مقایسه با آنچه به خوبی کار می کرد بی اهمیت بود
این فقط این بود که آنها نسبت به بخش بیمار که در آن زندگی می کردند آگاه بودند ، نفس می کشیدند ، حرکت می کرد.
در حزب این موضوع درگیری بین برخی از مشاوران اردوگاه جوان مربع و چند بومیان سخت شده بود
من از این که میادین چقدر بیشتر بودند ، مورد توجه قرار گرفتم
تلاش های مداوم آنها برای مطابقت با تأثیر کمی در صدای ، خواسته ها ، شخصیت ها و راه های حرکت بسیار متفاوت آنها
Bohemians همه یکسان بودند
احتمالاً به این دلیل است که مربع ها واقعاً یکدیگر را نمی شناسند ، و Bohemians خیلی خوب ارتباط برقرار می کنند و بیش از حد به اشتراک می گذارند
زندگی عملی زحمت نداشت
تماشای چراغ راهنمایی و چنین ، بخش کوچکی از ذهنم را گرفت که من به خوبی از پس آن برآمده ام
دور ماندن از دردسر آسان بود
من هر دو به سیگار معتاد هستم و از خود برای سیگار کشیدن متنفر هستم
زیاد ، من هر وقت شروع به گرفتن علائم ترک نیکوتین می کردم و احساس گناهی نمی کردم
من اغلب از اثر سمی و ضعیف سیگار کشیدن آگاه بودم ، اما احساس می کردم ممکن است احساس عجیب و غریب کنم
آیا تجربه Peyote اصیل است
مصرف مواد مخدر نمی تواند شما را واقعاً آزاد کند
اما در Peyote من واقعاً آزاد بودم
یک تناقض جالب
نقل قول مشهور از هگل نشان دهنده تغییر تغییر در کمیت به تغییر در کیفیت است
بنابراین ، به عنوان مثال ، دمای آب اول از همه بی تفاوت در رابطه با حالت آن به عنوان یک مایع است. اما با افزایش یا کاهش دمای آب مایع ، نقطه ای به دست می آید که در آن این حالت انسجام تغییر می کند و آب از یک طرف به بخار و از طرف دیگر به یخ تبدیل می شود.(دائر ycl المعارف ، جمع آوری آثار 6: 217)
آستانه های تیز تغییر دولت بخش مهمی از آگاهی انسان است ، و واقعیت واقعی ، بنابراین واقعیت واقعی هر دو سیتی در ذن بودیسم و تجربه Peyote را توضیح می دهد
Satori یک لحظه کامل و نامتناهی از روشنگری است که نمی توان آن را با کلمات توصیف کرد ، مگر اینکه با نکاتی که منجر به مقایسه با بهترین لحظات شما می شود
راهب ذن سالها آماده سازی می کند تا این لحظه را بدست آورد
اکنون غیرممکن است که تمرین او ، که به عنوان مثال به زره های عضلانی یا احساسات سرکوب شده لمس نمی کند ، و هیچ ارتباطی با رابطه جنسی یا عشق ندارد ، می تواند حتی برای یک لحظه آزادی عینی واقعی ایجاد کند
زره پوش ، که علت غیر روشنایی است ، نمی توان در یک لحظه یا برای یک لحظه کاهش یافت
با این حال ، از نظر ذهنی ، تجربه Satori به همان اندازه واقعی است که قرمز رنگ قرمز است ، و به همان اندازه که خود عشق بدون شک ارزشمند است
این باید باشد که آماده سازی جامع ، به ویژه آماده سازی ناخودآگاه درگیر در مراقبه ، منجر به شکاف ناگهانی می شود که به عنوان یک وحدت ناگهانی درک می شود
بیشتر بیماری در یک مرد برای او نامرئی است ، بیهوش
آنچه در نزدیکی سطح است (نزدیک به شخصیت و علائم) می تواند تقسیم شود ، قسمت آزاد به هر آنچه در حال حاضر آزاد است می پیوندد ، قسمت بیمار مجبور می شود به ناخودآگاه در جایی که حتی کم نور حس نمی شود
فرار ذن از مشکلات زندگی واقعی به این امر کمک می کند ، هیچ درگیری برای جوشکاری بیمار و سالم به یک کل روشن نشده وجود ندارد
آنچه راهب نمی تواند با سهولت بپذیرد ، او رد می کند
در یک لحظه خاص تقسیم کامل است
تمام آنچه که رایگان نیست دفن می شود ، و بنابراین تمام آنچه درک می شود رایگان است
این لحظه Satori است
در تجربه من ، Peyote در مراحل پی در پی و به شدت تعریف شده آزاد می شود
من از هر چیزی که با من اشتباه بود آگاه نبودم تا لحظه ای که حالت را تغییر داد و درست شد
بعد از هر مرحله ، آنچه هنوز آزاد نبود ، اما قابل مشاهده نبود ، بنابراین ذهنی وجود نداشت
دلیل دیگری برای مداخله آگاهانه با اثرات Peyotes
بگذارید آنها به شما بیایند
بعد از 2 ماه من بیشتر و بیشتر از اینکه Peyote را مصرف کنم
این طعم بدتر و بدتر شد تا اینکه نتوانستم آن را بخورم
من سعی کردم از طعم ، خشک کردن یا جوشاندن آن در کپسول ها جلوگیری کنم
اما تأثیرات کمتر بود ، و خوشبختی با غم و اندوه ، جدا شدن از خودم و دیگران جایگزین شد
تمام آنچه باقی مانده بود ، اهمیت بصری کمی و جریان خودکشی های ویرانگر بود که من نمی خواستم
به مدت 9 ماه تجربه واقعی را نداشتم و اغلب برای آن سعی نمی کنم
من فکر می کنم من Peyote را از دست دادم زیرا این بیماری من را تهدید کرد ، که راه هایی برای دفاع از خود پیدا کرد
تأثیراتی که مدتها پس از دوز شدن دوز دوام داشت ، اما بیشتر آنها از بین رفته اند
Peyote عادت ها را می شکند ، که بعداً دوباره شکل می گیرد
آنچه من از Peyote آموخته ام هنوز با من است ، من کمی ساده تر و معقول تر هستم
تجارت با گزینههای باینری...
ما را در سایت تجارت با گزینههای باینری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : حمیدرضا پگاه
بازدید : 30
تاريخ : پنجشنبه
21 ارديبهشت
1402 ساعت: 12:59