من تقریباً در سه ثانویه حفظ شدم زیرا فقط از 7 موضوع 2 را پشت سر می گذارم. جوجه ها مانند طاعون از من اجتناب کردند زیرا من در هر کجا که می روم فضای زیادی را به دست می آورم.
بدیهی است ، من در موقعیتی قرار داشتم که نمی خواهید در آن حضور داشته باشید. اما من همه اینها را تغییر دادم.
مشاعره من سینه شد. من با افتخارات کلاس 1 فارغ التحصیل شدم. من یک معامله گر مستقل شدم.
اگر بتوانم همه اینها را تغییر دهم چه می شود؟
چه می شود اگر بتوانم چیزی را که از آن ناراضی هستم تغییر دهم؟
... من می خواهم داستان خود را در مورد نحوه انجام این کار با شما به اشتراک بگذارم. این درسهای قدرتمندی است که می توانید برای خود درخواست کنید.
شما می خواهید هر کلمه ای از آن را بخوانید.
روزهای چربی من

چربی من
چاق بودن سخت است
من خرید لباس را به عنوان یک کار سخت می دانم زیرا به نظر می رسد هیچ چیز مناسب نیست. پیراهن های من xxl است و شلوار من به اندازه 42 نیاز دارد. اندازه هایی هستند که شما به راحتی در جای دیگر دریافت نمی کنید ، بنابراین تنها منطقه خرید من در آلت تناسلی است ، جایی که آنها لباس های بزرگی را می فروشند.
لباس یک چیز است ، اعتماد به نفس من چیز دیگری است.
من به مردم و کلمات اطرافم حساس بودم. هربار که در ملاء عام هستم ، نمی توانم کمک کنم اما تعجب می کنم که آیا دیگران به من نگاه می کنند ، خواه من را بوی بد و کثیف پیدا کنند.
آیا می توانید تصور کنید که در هر کجا که می روید چنین افکاری داشته باشید؟
تخلیه و غیرممکن می شود که واقعاً از خود لذت ببرید وقتی که دائماً سعی می کنید در آن قرار بگیرید.
جای تعجب نیست که چرا اکثر افراد چربی ترجیح می دهند در خانه بمانند و خود را قفل کنند ، نه اینکه خود را در خارج از کشور تحت فشار قرار دهند.
اما اتفاق بزرگی یک روز سرنوشت ساز رخ داده است ...
چگونه من 30 کیلوگرم را از دست دادم و یک معامله گر خوشحال شدم:
این فقط یک روز عادی دیگر استخورشید پر است ، پرندگان در حال طغیان هستند و جهان در حال حرکت است.
من و دوستانم در خارج از خانه در حال شلیک بودیم و در یک سالن ورزشی شانس داشتیم. وای ، یک سالن ورزشی! من هرگز در 16 سال وجودم وارد یکی نشده ام.
من در ابتدا مردد بودم ، از شکل خارج شدم و از آنچه انتظار داشتم نامشخص بود. اما فهمیدم که من چیزی برای از دست دادن ندارم و اولین قدم را برداشتم. من تمرینات اساسی را انجام دادم و احساس خوبی کردم.
روز بعد تمام بدن من فقط از چند تمرین اساسی درد می کند. عضلات "پنهان" من باعث ناراحتی زیادی می شد. اما در اعماق درون ، احساس خوبی کردم.
از آنجا که برای اولین بار در زندگی من ، من کاری را برای سالم تر انجام می دهم. بله ، مثل sh*t صدمه می زند اما من این فکر دیوانه وار را داشتم ، اگر برای 3 ماه آینده ادامه دهم؟چقدر متفاوت به نظر می رسم؟
من رژیم خود را از نزدیک تماشا کردم. کربوهیدرات ها ، روغن و شکر را کاهش دادم.
یک وعده غذایی معمولی می تواند ماهی بخار ، نیمی از کاسه برنج و آب ساده باشد.
3 ماه 6 ماه شد. 6 ماه یک سال شد. در حال حاضر بیش از 10 سال است و من هرگز به عقب نگاه نکرده ام.
من از 108 کیلوگرم به 78 کیلوگرم فعلی خود رفتم.

بهتر است عمل و شکست بخورید تا کاری انجام ندهید و راکد بمانید. به یاد داشته باشید ، هیچ چیز مانند عدم موفقیت ، فقط بازخورد وجود ندارد.
درس من آموخته است:
اگر می خواهید همه چیز تغییر کند ، اقدام کنید.
هیچ چیز به عنوان شکست ، فقط بازخورد وجود ندارد.
به معنای سرباز بودن چیست
در 19 سالگی ، غیر منتظره رخ داد. من در گردان 1 کماندو ثبت نام کردم.
این احتمالاً بهترین اتفاقی بود که در 19 سالگی برای من اتفاق افتاد.
از متوسط بودن در تمام زندگی من تا قرار گرفتن در یک واحد مبارزات نخبه ، من برای یک شوک فرهنگی درگیر شدم.
برخی از کارهای دیوانه وار که انجام دادم:
1. از هواپیما پرید.
3. به مدت 8 روز در یک جنگل زندگی می کرد.
4. 5 روز sh*t را نگه داشت.
در این 2 سال ، برخوردهای بی شماری رخ داد که احساس می کردم ترک می کنم.
به خاطر افراد اطرافم.
همان افرادی که دو سال با آنها گذراندم.
همان افرادی که من در یک نبرد برای آنها می میرم.
همان افرادی که من آن را برادران می نامم.
درس من آموخته است:
شخصیت شما توسط افراد اطراف شما شکل خواهد گرفت.
هیچ چیز غیرممکن وجود ندارد ، فقط هنوز انجام نشده است.
چگونه دانش آموز بهتری باشیم
بعد از حماسه کاهش وزن من ، احساس کردم هنوز چیزی ناخوشایند است. این نتایج ضعیف دانشگاهی من بود.
من به سختی از سطح O خارج شدم و برای دیپلم خود نتایج متوسطی داشتم. تمام زندگی من در مطالعات مکید و این یک واقعیت بود.
در این مرحله ، من 21 ساله بودم و فقط خدمات ملی خود را در گردان 1 کماندو به پایان رساندم. من برای ادامه تحصیل در دانشگاه لندن ثبت نام کردم.
با این حال ، این زمان متفاوت است. من گرسنه بودم و می خواهم از همه چیز در قدرت خود برای دستیابی به افتخارات کلاس 1 استفاده کنم. گفتن خنده دار است ، اما من مجبور شدم به خودم بیاموزم که چگونه مطالعه کنم.
من از Google ، YouTube ، کتاب های درسی و اساساً هر چیزی که می توانم دستانم را بدست آورم استفاده کردم.
مجبور شدم خودم را درک کنم ، یاد بگیرم که در کدام ساعت از روز بهترین کار را می کنم و قدرت و ضعف من چیست.
پس از 21 سال بودن ، قدرت و ضعف خود را پیدا کنید.
من به نتایج زیر رسیدم:
سال 1
معرفی به Econs - 53
سال 2
امور مالی شرکت - 63
عناصر روانشناسی اجتماعی و کاربردی - 81
روشهای علوم مدیریت - 74
سال 3
مدیریت سرمایه گذاری - 80
اوراق بهادار و تجزیه و تحلیل ارزش گذاری - 88
واسطه مالی - 71
معرفی سیستم های اطلاعاتی - 53
در زیر روزی است که نتایج من بیرون آمد:
در طول دوره تحصیلی ، 2 سؤال قدرتمند را یاد گرفتم که مرا به جلو سوق داد.
شماره 1 چه اشتباهی رخ داد؟
شماره 2 چه چیزی می توانم بهبود پیدا کنم؟
در سال 1 ، نتایج من انتظارات من را برآورده نکرد. به جای سرزنش کردن اساتید یا خود امتحانات ، از خودم پرسیدم چه اشتباهی رخ داده است؟
توجه کنید که چگونه مسئولیت 100 ٪ را پذیرفتم؟
در سال 2 ، نتایج من بهتر شد و انتظاراتم را برآورده کردم. با این حال ، من راضی نبودم چون می دانستم می توانم بهتر عمل کنم. از خودم پرسیدم ، در چه چیزی می توانم پیشرفت کنم؟
این سوال دائماً من را روی انگشتان خود نگه می دارد زیرا من هرگز نمی خواهم شکایت کنم. من می خواهم بهترین تلاش خود را کنم و دائماً خودم را بهبود بخشم.
در سال 3 ، نتایج من مرا از بین برد.
و بهتر می شود:
من در گروه خود به دوم آمدم و این افتخار را داشتم که یک سخنرانی معتبر ارائه دهم.
اکنون تعجب می کنید:
چگونه این 2 سوال را برای خودتان اعمال می کنید؟
اولین سوال مفید است که در زندگی با مشکلات روبرو شوید. شما می خواهید درک کنید که چه اشتباهی انجام داده اید ، برای دریافت بازخورد ، بنابراین دوباره همان اشتباهات را تکرار نمی کنید.
سوال دوم زمانی مفید است که شما خوب عمل کردید و می خواهید راه هایی برای بهبود آن پیدا کنید. این می تواند یک روش سریعتر یا پربارتر برای انجام کاری باشد.
درس من آموخته است:
همیشه بازخورد را جمع کنید و راه هایی برای بهبود پیدا کنید.
چگونه وارد تجارت اختصاصی شدم
در طول روزهای دانشگاه ، من 3 سال است که با نتایج شکستن به تنهایی معامله می کردم.
بنابراین بلافاصله پس از فارغ التحصیلی ، مسیر شغلی خود را می دانستم. تجارت اختصاصی.
اما همه چیز برای شروع قایقرانی صاف نبود. مشاغل موجود در بنگاه های تجاری اختصاصی دارای دهانه های زیادی نیستند و به شدت تقاضا هستند.
من شخصاً درهای بنگاه های مختلف را زدم ، با رد بی شماری روبرو شدم و بعد از 6 ماه توسط 2 شرکت مختلف به کار رسید.
شرکت A مؤسسه ای بود که حقوق ثابت ، ساعات کار کوتاه تر و پیشرفت شغلی خوب دارد. این نقش یک معامله گر اعدام بود.
شرکت B یک شرکت تجاری اختصاصی بود که هیچ دستمزد ثابت ، ساعات کار طولانی تری ندارد و ریسک بالایی داشت. این نقش یک معامله گر اختصاصی بود.
کدام کار را می گیرید؟
نیازی به گفتن نیست ، من با شرکت تجاری اختصاصی رفتم.
شما باید تعجب کنید:
رینر ، شما آجیل هستید؟
دلیل آن ساده است. من می دانستم که چه چیزی را می خواهم و من آماده هستم که همه را برای آن بیرون بیاورم. عواقب آن می تواند شدید باشد ، هزینه های فرصت می تواند بسیار زیاد باشد و تنها چیزی که من ایمان داشتم.
درس من آموخته است:
اگر به اندازه کافی بد می خواهید ، همه چیز را برای آن بیرون خواهید کرد.
تجارت من چگونه چرخید

تجارت برای من یک حرکت صاف نبود. من 50 ٪ از سرمایه تجاری خود را در این راه از دست داده ام.
سپس من همان 2 سوال را از خودم پرسیدم:
شماره 1 چه اشتباهی رخ داد؟
شماره 2 چگونه می توانم روی آن پیشرفت کنم؟
چه چیزی اشتباه پیش رفت؟
1. حرکت از یک سیستم تجاری به سیستم دیگر.
2. بدون برنامه معاملاتی.
این باعث شد من یک برنامه معاملاتی مشخص به همراه مدیریت مناسب ریسک داشته باشم. من نمی توانم به خودم اجازه دهم تا زمانی که رکورد 100 معاملات را داشته باشم ، به سیستم تجاری دیگری بپردازم.
اگر بعد از 100 معامله ، من انتظار منفی داشته باشم ، پس اجازه می دهم که یک سیستم معاملاتی دیگری را در کل پیدا کنم یا پیدا کنم.
به آرامی تجارت من سازگار شد و من فهمیدم که چه چیزی لازم است تا به طور مداوم سودآور باشد.
چگونه می توانم در آن پیشرفت کنم؟
1. نوسانات را در منحنی سهام من کاهش دهید.
2. تأمل و بهبود
اگرچه من سودآور هستم ، اما نوسانات منحنی سهام خود را دوست ندارم. بنابراین من خطر خود را بیشتر کاهش دادم و نوسانات را به یک سطح راحت کاهش دادم.
من همیشه در مورد معاملات خود تأمل می کنم و راه هایی برای بهبود آن پیدا می کنم. من معمولاً از خودم می پرسم:
- چگونه می توانم تجارت را بهتر مدیریت کنم؟
- چگونه می توانم بهتر از تجارت خارج شوم؟
- آیا من برنامه معاملاتی خود را دنبال کردم؟
درس من آموخته است:
تجارت نیاز به صبر ، نظم و انضباط و بار سخت کوشی دارد!
درسهای من از تجارت و زندگی
تجارت به زندگی من رسیده است.
شخصی که امروز هستم با درسهایی که در تجارت آموخته ام شکل گرفته است.
اینها برخی از درسها هستند:
بازار همیشه درست است
شما می توانید بیش از نیمی از زمان اشتباه کنید و هنوز هم به طور مداوم سودآور باشید. در زندگی ، هیچ نکته ای برای تلاش برای پیروزی در هر استدلال وجود ندارد. شما می توانید در نبرد پیروز شوید اما جنگ را از دست دهید.
همیشه بخشی از سرمایه تجاری خود را به خطر بیندازید
اگر می خواهید برای 30 سال آینده تجارت خود را ادامه دهید ، هرگز همه چیز را در یک تجارت ریسک نکنید. در زندگی ، هرگز کل ارزش خالص خود را در یک سناریوی احتمالی خطر نکنید. شما می توانید بارها درست باشید ، اما در نهایت ، همه آن را از دست خواهید داد.
شما 100 ٪ مسئولیت را بر عهده دارید
برای موفقیت در تجارت ، مسئولیت 100 ٪ را قبول دارید. شما بازارها ، همستر حیوان خانگی خود یا هر چیز دیگری را مقصر نمی دانید. در زندگی ، چقدر موفق می خواهید باشید مسئولیت خود شماست. شما خانواده ، دوستان یا محیط زیست خود را سرزنش نمی کنید.
درس من آموخته است:
من همه چیز را نمی دانم
ریسک محاسبه شده را انجام دهید.
100 ٪ مسئولیت را بر عهده بگیرید.
سوالات متداول
شماره 1: هی رینر ، فکر می کنید من باید تجارت کنم تا بدهی هایم را زودتر بپردازم یا به کار تمام وقت خود بپردازم؟
توصیه من این است که شما می خواهید بدون بار بدهی تجارت کنید. از آنجا که با بدهی ، تمایل دارید که تصمیمات فقیرتر یا زیر مطلوبی بگیرید.
بهتر است یک کار تمام وقت برای پرداخت بدهی خود بدست آورید ، و پس از پرداخت بدهی ، پس از آن به تجارت بروید.
شماره 2: آیا می توان درآمد تمام وقت از معاملات PROP ایجاد کرد؟
بله ، اما توجه داشته باشید که میزان جذابیت یا نرخ خرابی حدود 90 ٪ یا بیشتر است.
شماره 3: وقتی شروع به مقیاس گذاری حساب معاملات خود می کنید ، هر بار چقدر اضافه می کنید؟
من به عنوان یک راهنمای کلی ، می گویم شما می توانید در هر زمان 10 ٪ تا 20 ٪ درآمد سالانه خود را اضافه کنید.
به عنوان مثال ، اگر سالانه 50،000 دلار درآمد کسب می کنید ، می توانید هر سال 5000 تا 10،000 دلار به حساب خود اضافه کنید.
نتیجه
من جواب همه چیز را ندارم.
من قطعاً با مشکلات بیشتری در زندگی روبرو خواهم شد. اما امیدوارم که برخی از این درس ها برای شما مفید باشد و به شما امکان می دهد در زندگی/تجارت پیش بروید.
اگر چیزی وجود دارد ، در صورت تمایل به من اطلاع دهید. من خوشحال می شوم که کمک کنم.
بنابراین ، داستان شما چیست؟
هنوز هیچ بررسی ای وجود ندارد. اولین کسی باشید که یکی را می نویسد.
لری می گوید:
چیزهای بسیار الهام بخشفقط برای به اشتراک گذاشتن برخی از نقل قول هایی که من شنیده ام: "اگر می خواهید موفقیت به همان اندازه که می خواهید نفس بکشید ، موفق خواهید شد."اریک توماس "کسی که فکر می کند می تواند ، و کسی که فکر می کند نمی تواند ، معمولاً درست است."ویل اسمیت ، به نقل از کنفوسیوس
رینر می گوید:
سلام لری ، ممنون که به اشتراک گذاشتید. بله ، من اریک توماس را دوست دارم ، چند فیلم او را دیده ام و واقعاً انگیزشی است. در مورد نقل قول کنفوسیوس ، من معتقدم که توسط هنری فورد نیز ذکر شده است. من امیدوارم که در آینده نزدیک بیشتر از شما بشنوم تجارت با گزینههای باینری...
ما را در سایت تجارت با گزینههای باینری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : حمیدرضا پگاه
بازدید : 25
تاريخ : چهارشنبه
7 تير
1402 ساعت: 17:48