در مقاله ای در صفحه اول روز سه شنبه ، Binyamin Appelbaum کار خوبی را برای برجسته کردن تفاوت در دیدگاه های رابرت شیلر و یوجین فاما ، که جایزه یادبود نوبل اقتصاد امسال را با لارس پیتر هانسن به اشتراک گذاشت ، انجام داد. اما این خطر وجود دارد که برخی از خوانندگان ممکن است از مقاله و سایر اخبار این جایزه دور شوند ، با این تصور که مسئله اینکه آیا بازارهای مالی کارآمد هستند ، ناآرام است. اینطور نیستپس از زندگی در یک حباب بازار سهام و حباب اعتباری در یک دهه و نیم گذشته ، می توانیم کاملاً مطمئن باشیم که بازارهای مالی گاهی اوقات به طور مزمن ناکارآمد هستند. تنها سؤال برجسته این است که این ناکارآمدی تا چه حد گسترش می یابد.
وولفرز می گوید ، در مورد تصمیم کمیته نوبل برای افتخار شیلر و فاما در همان سال ، Appelbaum به نقل از جاستین ولفرز ، یک اقتصاددان در دانشگاه میشیگان: "این وضعیت اقتصاد مدرن را محاصره می کند."وی گفت: "ما سؤالات مهم بزرگی داریم که تا حد زیادی باز است و غول هایی داریم که شواهدی را تحمل می کنند. و به نظر می رسد که پاسخ پیچیده تر از بازارها کارآمد است - یا بازارها ناکارآمد هستند. "علاوه بر تدریس و انجام تحقیقات خود ، Wolfers ، از طریق ستون های خود در Bloomberg View و حضور منظم وی در توییتر ، کار یومن را در کمک به آموزش مردم در مورد اقتصاد انجام می دهد. من اغلب از او یاد می گیرم. اما من می ترسم که او در این مورد اشتباه کند. نه فاما و نه شیلر غول های فکری نیستند. آنها هر دو استاد باهوش و تجربی هستند که کارهای تأثیرگذار و مهمی انجام داده اند. قرار دادن آنها بر روی پایه ، هیچ هدفی ندارد. همچنین ، همانطور که در افتتاح گفتم ، مسئله کارآیی بازار مالی دیگر باز نیست. در هر چیزی جز باریکترین حس فنی ، که کارآیی را با پیش بینی در هم می آمیزد ، در منفی مستقر شده است.
بخشی از مشکل این است که چگونه اقتصاددانان مالی کارآیی را تعریف می کنند. در اکثر زمینه های اقتصاد ، کارآیی از نظر چگونگی تخصیص منابع به منابع تعریف می شود. اگر یک بازار خاص آنها را به گونه ای اختصاص دهد که افزایش رفاه یک نفر را بدون کاهش رفاه حداقل یک شخص دیگر غیرممکن می کند ، گفته می شود که بازار "کارآمد پارتو" است. یكی از دستاوردهای بزرگ اقتصاد قرن بیستم این بود كه نشان داد كه چگونه در برخی شرایط بسیار محدود كننده ، اقتصاد بازار آزاد می تواند نتیجه كارآمد پارتو را ایجاد كند.
از نوزده و شصت ، هنگامی که FAMA شروع به کار کرد ، راندمان بازار مالی بسیار متفاوت تعریف شده است. مطابق تعریف FAMA ، که به سرعت استاندارد شد ، اگر قیمت ها تمام اطلاعات گذشته مربوط به بازار را نشان دهند ، مانند تاریخچه حرکات قیمت ، یک بازار مالی "با شکل ضعیف" کارآمد است. اگر منعکس کننده تمام اطلاعات عمومی گذشته و فعلی باشد ، بازار "نیمه قوی و کارآمد" است. و اگر تمام اطلاعات دولتی و خصوصی را منعکس کند ، "با فرم قوی کارآمد" است.
از آنجا که بازار سهام نمی تواند صحبت کند ، ما نمی توانیم از آن بپرسیم که آیا قیمت سهام I. B. M. به طور کامل آخرین تحولات را در تسهیلات تحقیقاتی I. B. M نشان می دهد یا خیر.(حتی اگر بازارها بتوانند صحبت کنند ، ممکن است حقیقت را به ما نگویند.) به جای اینکه مستقیماً کارآیی بازار را ارزیابی کنند ، اقتصاددانان بر آزمایش نظریه های باریک تر که به نظر می رسد نتیجه کارآیی است ، متمرکز شده اند. به عنوان مثال ، راندمان با فرم ضعیف دلالت بر این دارد که از تجزیه و تحلیل فنی ("Chartism") نمی توان برای ضرب و شتم بازار استفاده کرد. راندمان با فرم قوی نشان می دهد که کلیه تجزیه و تحلیل سهام بنیادی ، از نوع ، که اغلب در شرکت های کارگزاری و مدیریت صندوق انجام می شود ، بی معنی است. از آنجا که بازارهای کارآمد تمام اطلاعات را به طور عملی به طور عملی منعکس می کنند ، کسری که تحلیلگران می کنند در حال حاضر در قیمت منعکس شده اند.
از همان ابتدا مشخص بود که این مفهوم کارآیی مشکل ساز است. در یک سطح نظری ، در بهترین حالت می تواند یک تقریب خشن باشد. اگر بازارها با فرم قوی کارآمد باشند ، اتلاف وقت و تلاش برای هر کسی است که بتواند گزارش های سه ماهه یا مقالاتی درباره روند صنعت داشته باشد. اما اگر هیچ کس این نوع پردازش اطلاعات را انجام ندهد ، چگونه اطلاعات جدید در قیمت ها گنجانیده می شود؟همانطور که جوزف استیگلیتز و سانفورد گروسمن در سال 1975 به عقب برگشتند ، یک بازار کاملاً کارآمد غیرممکن است.
در یک سطح عملی تر نیز ، این مفهوم کارآیی مشکل ساز است. اگر قیمت در بازارهای مالی از قبل تمام اطلاعات مربوطه را منعکس کند ، آنها فقط باید در واکنش به اخبار حرکت کنند ، که طبق تعریف ، غیر منتظره است. بنابراین قیمت ها باید به طور تصادفی حرکت کنند - به طور قابل پیش بینی. بسیاری از مطالعات تجربی ، از جمله برخی انجام شده توسط FAMA در سالهای بعد وی ، نشان می دهد که آنها به طور کامل انجام نمی دهند. به طور کوتاه مدت ، سر و صدای زیادی در داده ها وجود دارد ، اما مقدار زیادی ماندگاری نیز وجود دارد: اگر یک سهام دیروز و روز قبل افزایش یابد ، کمی بهتر از پنجاه درصد احتمال رفتن استتا به امروز.. سهام کوچک تمایل به بهتر از سهام کلاه های بزرگ دارد. سهام ارزش-مواردی که نسبت قیمت به کتاب پایین دارند-به سهام بهتر از رشد. سهام هایی که در بازار برای کشش های طولانی کار می کنند ، تمایل به بازگشت و بهتر از آن دارند.
حرکت از اوراق بهادار فردی به بازار بیش از حد ، چگونه کارآیی را حفظ می کند؟خیلی خوب نیستدر بسیاری از بازارها ، نه فقط بازار سهام ، قیمت ها تمایل دارند که از یک جهت یا جهت دیگر غلبه کنند و در نهایت به میانگین برگردند. گاهی اوقات ، این پدیده اشکال شدید می گیرد. در اواخر دهه نوزده و نوزدهم ، حباب فناوری وجود داشت ، که در طی آن دستگاه پردازش اطلاعات بازار عملاً از کارکرد خود متوقف شد: برای مدتی ، تقریباً هر شرکتی با پسوند ".com" که به نام خود پیوست می تواند در یک سهام بسیار صادر کندقیمت بالاو فقط چند سال بعد ، یک حباب اعتباری وجود داشت که در طی آن بازده بدهی های خطرناک به سطح پوچ افتاد. اخیراً ، ما شاهد افزایش قیمت نفت ، طلا ، مس و سایر کالاهایی هستیم که براساس مبانی توجیه سخت بودند.
تجارت با گزینههای باینری...
ما را در سایت تجارت با گزینههای باینری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : حمیدرضا پگاه
بازدید : 27
تاريخ : چهارشنبه
7 تير
1402 ساعت: 19:30