روشنگری زامبی و نارضایتی های آن

ساخت وبلاگ

Nina Munk,

اقتصاد سیاسی نظریه توسعه اصلی بود. آدام اسمیت در کلاسیک خود ثروت ملل ، که در سال 1776 منتشر شد ، پیشنهاد کرد که مردم بیشترین تولید را دارند - هم از نظر استفاده از ظرفیت های کامل خود و هم به نفع جامعه - اگر کار آنها به طور عقلانی سازمان یافته باشد و به سادگی مجاز به پیروی از مسیرهای ارثی پیش فرض نباشد.، که در روز اسمیت تا حد زیادی توسط قانون محافظت می شد. بنابراین ، اگر پدر من نجار بود ، من بدون در نظر گرفتن استعداد ، تمایل و و غیره ، من نیز حق می شوم که یکی شوم. دولت در زندگی مردم مداخله می کند زیرا "عادی" دیگر تصور نمی شد به اندازه کافی خوب باشد. افراد درگیر در تئوری و عمل کمک های توسعه هنوز هم از این احساسات طنین انداز هستند.

اما ایده اسمیت از "مداخله دولت" ما نبود - در واقع ، تقریباً برعکس بود. اگر دولت مداخله کند تا اطمینان حاصل کند که افراد به جای حق ، به کار می روند و یا در غیر این صورت طبقه بندی می شوند ، فرض می کنیم که دولت ، به عنوان مثال ، برخی از آموزش ها را ارائه می دهد و برخی از امتحانات را انجام می دهد. در مقابل ، اسمیت بسیار لیبرال تر بود ، اگر نه "نئولیبرال". او معتقد بود كه ایجاد بازارهایی كه قبلاً وجود نداشته باشد ، بشریت را هوشمندانه می كند ، زیرا مردم مجبور می شوند در مورد چیزهایی كه در گذشته برای آنها تصمیم می گرفتند تصمیم بگیرند ، اگر فقط به دلیل عدم انتخاب انتخاب شود. بنابراین ، اسمیت دشمن بزرگ معاملات محافظت شده وثیقه بود که به موجب آن شخص باید از یک نجار متولد شود تا نجار شود. در عوض ، او معتقد بود كه به هر كس اجازه داده می شود كه دست خود را در تجارت امتحان كند و مصرف كنندگان بالقوه برای تصمیم گیری در مورد نتیجه باقی بمانند. Caveat Emptor!

تحت نوشتن لیبرالیسم اسمیت یک ایمان اساسی بود که به دستگاه های خود واگذار می شد و مردم می توانند خود را مرتب کنند. از این نظر ، او بسیار فرزند "سن عقل" بود. نجاران مشتاق که نتوانند مشتری کافی پیدا کنند ، سعی می کنند بهتر از بازار پذیرایی کنند یا به تجارت جدید تغییر کنند. اما اشتباه نکنید: برای اسمیت دولت و بازار متعادل نیستند بلکه به طور متقابل یکدیگر را ترویج می کنند. ایده های امروز در مورد "شکست دولت" و "شکست بازار" (هرکدام که به کمک دیگری نیاز دارند) بخشی از واژگان وی نبودند. یک کشور قدرتمند برای رشد بازارها لازم است ، بنابراین اسمیت فکر می کرد ، اگر فقط این امتیاز ارثی به سادگی توسط الیگوپلی های بالایی جایگزین نشود که می تواند موفقیت اولیه بازار را به یک مزیت دائمی تبدیل کند. این یکی از چندین درس اسمیت است که جفری ساکس ، اقتصاددان توسعه و فعال فوق العاده ، هرگز به نظر نمی رسید که علی رغم اینکه بیشتر شهودهای هدایت اسمیت را به اشتراک می گذارد ، یاد نگرفته است.

اثر ساکس

ساکس مشهورترین اقتصاددان توسعه جهان در سه ماهه گذشته بوده است. CV ستاره ای وی شامل جوانترین استاد مستمر در هاروارد و رئیس پروژه هزاره سازمان ملل متحد برای از بین بردن فقر جهانی است. وی اخیراً توسط ائتلافی از کشورهای جهانی در حال توسعه برای اداره بانک جهانی معرفی شد و به عنوان نامزد آینده ریاست جمهوری ایالات متحده در آینده ، چند ساله بازیگران (حداقل توسط افراد جذب شده به رالف نادر) است. از ابتدای کار خود ، ساکس به خوبی برای بهبود شرایط زندگی مناطق مختلف جهان که نیاز به توانبخشی اقتصادی دارند ، از جمله امپراتوری شوروی سابق و ملل مختلف آمریکای لاتین و آفریقا قرار گرفته است. با این وجود ، هر موفقیتی که از مشاوره سیاست وی برخوردار بوده است ، بسیار مخالف روحیه ای است که وی در آن ارائه داده است.

همانطور که آرمانگرایانه روشن می کند ، ساکس خود را می بیند - و بسیاری دیگر را به دیدن او - به عنوان نهایی بشردوستانه ، متقاعد کرده است - به عنوان نهایی بشردوستانه ، کسی با ایمان بی حد و مرز به توانایی حتی فقیرترین مردم برای پرورش خود ، یک بار فرصت هایی را فراهم می کند که غربی ها به راحتی می توانند تأمین کنند. از طرف دیگر ، ساکس برای مرگ فردا بودند ، او عمدتاً به عنوان شخصی که رژیم های مختلف سوسیالیستی سابق را ترغیب می کند ، درگیر سیاست های شدید بازاریابی شود که زندگی بسیاری از افراد را در کوتاه مدت خراب می کند قبل از تعادل اقتصادی جدید. هنگامی که یک یا دو نسل دیگر گذشت ، شاید در دست برخی از هگل در اواخر قرن بیست و یکم با طعم و مزه برای طنز جهانی ، ساکس ممکن است به عنوان پیشگام نولیبرالیسم جهانی شده ، استاد دوراندیشی مورد استقبال قرار گیرد. اما مشخص است که در موقت به اصطلاح "الیگارشی روسی" که قبلاً بدهکار سپاسگزاری از ساکس را مدیون است که آنها را قادر به استفاده کامل از فروش آتش سوزی در دارایی های اتحاد جماهیر شوروی پس از سال 1989 کردند.

با این حال ، در محافل که عبارت "ایده آل گرا" به طور غیر آهنی برای محاصره کردن حرفه ساکس گرفته می شود ، وی به نوع حسابداری الهام بخش که در تمام مباحث کمک های توسعه معلق است ، اعتبار می یابد-یعنی اینکه فقر می تواند به سادگی از بین برودبا توزیع مجدد 1-2 ٪ از ثروت جهان. این که این اتفاق نیفتاده است ، نشانگر حرص و طمع و سرسختی ثروتمندان است. بسته به تشخیص ارجح ، این به نوبه خود ممکن است به دلیل کلیشه های فرهنگی باشد که ثروتمندان ممکن است فقرا را حفظ کنند - بی پروا ، غیرقابل تحمل ، هر چه - یا تمایلات تکاملی عمومی تر که تعصب به سمت کسانی که با آنها در روابط متقابل سودمند هستند کمک می کند (به عنوان مثال ، اسرائیل ، مصر ، پاکستان ، در مورد ایالات متحده) - این افراد فقیر در مکان های دور افتاده نیستند که با آنها شانس کمی برای تماس آینده وجود ندارد. اما هر کدام از تشخیص ها را ترجیح می دهد ، ایده آل گرایان مانند ساکس فرض می کنند که سیاست های توزیع مجدد مقرر این ترفند را انجام می دهد. مشکل "به سادگی" یکی از اهدا کنندگان است که به صفحه می رود ، زیرا هنگامی که آنها این کار را انجام می دهند ، فقرا به همین ترتیب پاسخ می دهند تا استاندارد زندگی خود را بهبود بخشند.

Poor Economics

ساکس و همراهان او از افراد مشهور وجدان مانند مرد جلوی U2 Bono Vox (که پیشگفتار را به پرفروش ترین پرفروش ساکس در پایان فقر می اندازد) و هموطنان آکادمیک هوشیار مانند پیتر سینگر ، فیلسوف سودمند ، هرگز به این تفاوت توجه نکرده است. بین آنچه اقتصاددانان هزینه های "مستقیم" و "غیرمستقیم" می نامند. در نتیجه ، آنها نمی بینند که تصمیمات به سادگی برای اقدامات اقدام نمی کنند بلکه اقداماتی را به خودی خود انجام می دهند که هزینه های خود را انجام می دهند - از این حالت ، از یک طرف ، برای به دست آوردن نیکوکاران بالقوه به جایی که کمک های مناسب انجام می دهند ،و از سوی دیگر ، برای به دست آوردن ذینفعان تا جایی که دریافت می کنند و سپس از آنها استفاده می کنند ، کمکهای مالی را در روحی که در آن قرار دارد استفاده می کنند. هنگامی که همکاران ساکس صلاحیت اقتصادی وی را به طور کامل سؤال می کنند ، این فقط این نابینایی برای فراگیر بودن هزینه های غیرمستقیم است که آنها در ذهن دارند. در ایده آل گرایانه ، به نظر می رسد که برجسته ترین منتقد ساکس ، نویسنده اقتصاد فقیر است ، استر دوفلو ، که استدلال می کند که ساکس هرگز به نظر نمی رسد که "کمک های توسعه" کمتر در مورد "کمک" و بیشتر در مورد "توسعه" باشد، "هزینه های آن فراتر از انتقال کامل ثروت است.

مبادا کسی فکر کند که ساکس ناعادلانه محسوب می شود ، لحظه ای گفتار در ایده آل گرایانه در مبادله ای بین ساکس و پل کشاورز ، یک انسان شناس مشهور پزشکی و بنیانگذار شرکا در بهداشت اتفاق می افتد ، که تقوی سکولار آن خود ساکس را رقم می زند. ساکس در تشویق خود به کشاورز اعلام کرد که مشکلات مراقبت های بهداشتی ضعیف در هائیتی نیاز به افزایش بودجه از میلیون ها دلار به میلیارد ها دلار دارد. خواننده با این تصور باقی مانده است که ساکس معتقد است که مشکل اصلی در اینجا ضعف اراده از طرف اهدا کنندگان بالقوه است - و نه هیچ مقاومت یا شاید کمبودی از طرف خود گیرندگان.

در دیدگاه تاریخی دیده می شود ، شور و شوق ساکس برای کمک به توسعه همراه با فراموشی وی به هزینه های غیرمستقیم آن ، وی را به عنوان یک وستیژ از روشنگری در شکل اصلی قرن 18 خود نشان می دهد. در واقع ، ساکس و هوادارانش "روشنگری زامبی" را ترویج می کنند که نمی بینند که امروزه در هنگام ورود ، محل آن مرده است. طبق استانداردهای امروز ، عقل روشنگری اصلی - حداقل آدام اسمیت - جسورانه و بی پروا نبودند. آنها با یک دیدگاه کلامی که قرار بود از نظر مادی بازخرید شوند ، در "بهشت روی زمین" صادر می شدند تا عبارتی را که توسط بزرگترین مورخ مدرن آمریکایی این دوره ، کارل بکر استفاده می شود ، به یاد بیاورند. در اینجا باید به یاد بیاوریم که در طول قرن ها ، کلیسای کاتولیک رومی در یادآوری بشریت از وضعیت کتاب مقدس خود بسیار مؤثر بوده است تا در مورد ظرفیت ما برای خودمختاری شک داشته باشد. در عین حال ، از ابتدای مسیحیت ، رشته های مختلف بد اخلاقی - که مهمترین آنها ناشی از وکیل سلتیک قرن پنجم Pelagius است - استدلال می کند که بشریت می تواند خود را از بوت های خود بیرون بکشد ، بدون هیچ گونه کمک صریح از خدا ، دوباره به دست آورد. حق الهی آن. در واقع ، اگر Pelagius صحیح باشد ، خدا حتی ممکن است آن را از این طریق بخواهد.

به طور کلی ، اصلاحات پروتستان به پیشبرد این ایده کمک کرد که "در آنجا که یک اراده وجود دارد ، راهی وجود دارد" با توجه به نجات ، اما روشنگری آن را یک قدم جلوتر برد. مطمئناً بسیاری از مسیحیان اصلاح شده ، به ویژه پوریتانی های انگلیسی که تبعید اجباری به آمریکا منجر به ایالات متحده می شود ، الگوهای هزینه های پراکنده سلطنت های عمدتاً کاتولیک اروپا را تحقیر می کردند. اما ویتس روشنگری اصلی معتقد بود که چنین مصرف خود نوعی سرمایه گذاری است ، بازده کامل آن فقط در صورتی که افراد عادی در یک بازار کار آزاد آزاد می شوند که به آنها امکان می دهد از هر چه سلیقه های جدیدی که اشراف ممکن است توسعه داده باشند ، پذیرایی می کنند ، تحقق می یابد. همانطور که آنها اطلاعات بیشتری در مورد آنچه جهان گسترده تر ارائه داده است ، کسب کردند. با گذشت زمان ، بنابراین ، Wits تصور می کرد ، این امر باعث افزایش سطح مدنی همه افراد می شود زیرا عرضه و تقاضا در معرض تبعیض بیشتر قرار گرفت ، به ویژه توسط مصرف کنندگان که پست را کشف می کردند که آیا ارزش پول دریافت کرده اند.

قسمت تاریک روشنگری

اما یک جنبه تاریک برای این خوش بینی روشنگری وجود داشت ، که به توضیح اینکه چگونه ساکس ، اکنون قدیس بزرگ بشردوستانه ، می توانست کار خود را با استفاده از آنچه منتقدین وی "شوک درمانی" می نامند تا بازارها را در رژیم های سابق سوسیالیستی باز کند ، آغاز کند. در دیالکتیک روشنگری ، کار بنیادی دانشکده تئوری انتقادی فرانکفورت ، تئودور آدورنو و مکس هورکیمر استدلال کردند که روشنگری مردم را از پیوندهای اجتماعی ارثی خود آزاد می کند تا آنها را مجبور به اثبات در سینک یا شنا کند (همانطور که ممکن است کسی باشدگزاره علمی) تناسب اندام آنها در نظم اجتماعی در حال ظهور لیبرال. در واقع ، مردم به طور قانونی از بشریت كوچكی كه به آنها حق داده شده بود ، محروم شدند (از طریق وضعیت اجتماعی نسبت به آن) و مجبور شدند دوباره به احساس بالقوه بسیار بیشتری از بشریت بپردازند اما اکنون در شرایط عدم اطمینان قابل توجهی قرار دارند. امید این بود که مردم به طور خودجوش استعداد ویژه خود یا "مزیت تطبیقی" را کشف کنند و به دنبال به حداکثر رساندن آن در وضعیت جدید آزادی خود باشند. با دلالت ، کسانی که نتوانستند اشتغال در این محیط را تأمین کنند ، نتوانستند به عنوان "انسانی" واجد شرایط شوند. البته ، می توان اخلاص اشراف را که Wits روشنگری برای بازارهای رایگان برای آنها ایجاد کرد ، زیر سوال ببرد.(و خود ساکس مطمئناً شکایت کرده است که مشتریان سیاسی وی نتوانسته اند از توصیه های خود پیروی کنند.) اما خود عقل واضح بود که هر آنچه که یارانه به این موضوعات تازه آزاد ارائه می شد باید با روحیه توسعه سرمایه باشد - بر خلاف خیریه، که اشراف همه به آسانی برای آرامش فقرا از آن استفاده کرده بودند ، با نتیجه ناخواسته دستگیری رشد اقتصادی.

به عبارت دیگر ، تفاوت بین خوش بینی اصلی روشنگری و آگاهی هوشیارتر که توماس کارلی را در اواسط قرن نوزدهم سوق داد ، اقتصاد را به عنوان "علم ناامید کننده" در شناخت هزینه های غیرمستقیم انجام کار توسعه می گذارد. دو نوع هزینه غیرمستقیم مربوط به کمک های توسعه فراتر از ارزش ثروت است که از ثروتمندان به فقیر منتقل می شود. اول ، هزینه های فرصت وجود دارد - این هزینه ها ، از یک طرف ، از نیکوکاران از چشم اندازهای جایگزین برای سرمایه گذاری و از سوی دیگر ، ذینفعان را از ادامه کار با شیوه فعلی خود محروم می کند. دوم ، هزینه های معامله وجود دارد که برخی از آنها به عنوان "سربار" در بودجه محاسبه می شوند ، که ممکن است از نظر اثربخشی نهایی کمک های توسعه از اهمیت بیشتری برخوردار باشد. اینها شامل هزینه ترغیب ثروتمندان برای بخشی از ثروت خود و هزینه ترغیب فقرا برای پذیرش ثروت ، چه با روحیه مناسب - و به طور خاص ، هزینه گرفتن هر دو برای رفتار به طور منظم است، به ویژه از نظر القاء فقرا برای شروع سفر خود از کشف "مزیت مقایسه ای". شور و شوق بی نظیر ساکس در مواجهه با این چالش ها ، او را به وضوح به عنوان یک چهره روشنگری روز دوم در حالت زامبی نشان می دهد.

از نظر هزینه های فرصت ، این آموزنده است که در مقابل تلاش چین برای "خرید جهان" ، یک عبارت از اقتصاددان توسعه انگلیس ، پیتر نولان ، با آنچه که معمولاً به عنوان "کمک توسعه" تلقی می شود ، آموزنده باشد. چین یارانه های مالی عظیمی را برای آفریقایی ها - بیش از بانک جهانی - فراهم می کند ، اما فقط کافی است تا آنها را برای تهیه کالا و خدمات برای کارگران چینی که به منابع طبیعی آفریقا وارد می شوند ، تهیه کنند. چین بدون نشان دادن نگرانی از معیارهای پروژه هزاره ساکس ، قصد دارد اطمینان حاصل کند که آفریقایی ها در استخراج منابع خود همکاری می کنند. این یک روش نسبتاً بی رحمانه اما تاکنون موفق است که یک نیکوکار با کمک به فقرا ، "هزینه فرصت" را متحمل نشود. برای اینکه سازمان ملل متحد از چین برای افزایش یا حتی تغییر مجدد سرمایه گذاری های آفریقایی خود ، باعث افزایش هزینه های معامله شود ، چیزی که به طور معمول از سرمایه گذاری در کشورهایی با حداقل دستمزد و کدهای بهداشتی و ایمنی قوی جلوگیری می کند.

اما یک تحلیل مبتنی بر هزینه فرصت به همان اندازه در مورد «فرهنگ فقر» اعمال می شود که مانع از آن می شود که فقرا کمک ها را به عنوان طرحی برای خودسرمایه سازی ببینند که توسعه دهندگان قصد دارند. در اینجا باید مقاومت فقرا را به عنوان یک دفاع ساده از فرهنگ آنها مثبت دید. در حالی که برخی از فقرا ممکن است بخواهند میراث خود را تجارت کنند، برخی دیگر ممکن است از دست دادن هویت فرهنگی را به عنوان هزینه ای غیرقابل تحمل در نظر بگیرند و از این رو ترجیح می دهند در وضعیت "توسعه نیافته" باقی بمانند و بسته های کمکی خود را با نیازهای موجود تطبیق دهند بدون اینکه تغییر اساسی ایجاد کنند. حالت وجودPoor Economics این وضعیت را به عنوان مانع اصلی «شناختی» برای اثربخشی کمک های توسعه معرفی می کند، جایی که «شناختی» نشان می دهد که نویسندگان بر این باورند که اتخاذ هویت جدیدی که این کمک برای آن طراحی شده است، به نفع درازمدت فقرا است. ترویج. به صراحت، فقرا باید یاد بگیرند که بهتر فکر کنند. در قرن نوزدهم و بیستم، این نگرش به دلیل ارائه «توسعه نیافتگان» به انتخاب جدی پیش رفتن با بقیه بشریت یا عقب ماندن در پس آب های فرهنگی آنها، «امپریالیستی» نام گرفت. چنین امپریالیسم - و کمونیسم جهانی طعنه آمیز آن - اساساً نحوه ی ترویج روشنگری است که پس از تحت تأثیر قرار دادن واقعیت در قالب پیامدهای ناخواسته منفی انقلاب های فرانسه و صنعتی، که هر دو از توصیه های سیاستی الهام گرفته شده بودند، ادامه یافت. در دوران روشنگری

این ما را به هزینه های معامله می رساند تا هم نیکوکاران بالقوه و هم ذینفعان را قادر به ماندن در دوره مورد نیاز هر یک از طرفین برای درک اینکه سرمایه گذاری آنها ارزشمند است ، بمانند. سطح و مدت زمان سرمایه گذاری فراتر از پروژه های توسعه ویترین است که ساکس توجه رسانه های زیادی را به خود جلب کرده است ، که اغلب محصول یک سنبله در کمک های مالی در یک فضای نسبتاً کوچک در طی یک دوره نسبتاً کوتاه است. یک پیشرو کمی شناخته شده از اقتصاددانان مدرن ، جان رائه ، در اوایل سال 1834 "نظریه جامعه شناختی سرمایه" پیشرفت کرد که "پیش بینی" و "پرهیز" را به عنوان ویژگی های اخلاقی لازم برای ارتقاء توسعه اقتصادی بلند مدت پیشنهاد می داد. با هم جمع شده این خصوصیات می تواند برخی از الگوهای پیش فرض رفتاری را نادیده بگیرد-در عبارت "فروش کوتاه"-که باعث می شود مردم از دستیابی به دید طولانی مدت و ماندگاری قدرت مورد نیاز برای سعادت پایدار جلوگیری کنند. امروزه اقتصاددانان با این موارد تحت عنوان "نظریه ترجیح زمان" ، که هسته فکری پرونده اقتصاد ضعیف علیه ساکس را تشکیل می دهد ، با این امور سر و کار دارند.

به طور خلاصه ، اقتصاد فقیر ساچ را به دست کم گرفتن میزان نیازهای توسعه "تخفیف آینده" متهم می کند ، زیرا ، بدون توجه به ثروت خوبی که کمک های توسعه به طور موقت به ارمغان می آورد ، فقیر همچنان معتقدند که تقریباً یکسان زندگی خواهند کردچهل سال که اجداد آنها زندگی کرده اند و فرهنگ و نهادهای آنها طراحی شده اند. به سادگی به آنها بگویید که اکنون علم و فناوری در دسترس است تا امید به زندگی آنها دو برابر شود ، احتمالاً با همان باورنکردنی صحبت می کند که TED مذاکرات که مرتباً در دنیای توسعه یافته به ما می گوید که ما به زودی قادر خواهیم بود تا امید به زندگی خود را به 150 دو برابر کنیم.-200 سالعلاوه بر این ، در هر دو مورد ، مقاومت ذینفعان هدف برای ایجاد مکث به نیکوکاران بالقوه که نگران زنده ماندن سرمایه گذاری های خود هستند ، کافی است. در اینجا اقتصاد فقیر برخی از پیشنهادات کاملاً قابل قبول اما گران را برای موفقیت های کمک به توسعه کمک می کند. به نظر می رسد که اینها تفاوت چندانی با آنچه امپریالیسم را قادر می سازد و همچنین انجام می دهد ، تفاوت چندانی ندارند ، اگر "غربی کردن" جهان غیر غربی به عنوان هدف درک شود. بنابراین ، مهاجرت غربی های با استعداد به جهان در حال توسعه ، استخدام عمیق بومیان امیدوار غیر غربی به این امر ، و یک کمپین ایدئولوژیک جدی با هدف توسعه دهندگان و توسعه دهندگان و توسعه یافته همه در تلاش امپریالیستی برای دیدارهزینه های معامله مستلزم انتقال ثروت از توسعه به جهان در حال توسعه است.

اما حتی پس از آن ، همانطور که مورخ نیل فرگوسن به طرز وحشیانه ای مشاهده کرده است ، امپریالیسم نتوانست به این دلیل که نتوانسته است تأثیرات طولانی مدت مورد نظر را داشته باشد ، اما عمدتاً به این دلیل که بعد از جنگ جهانی دوم فعال ترین مروج آن (از جمله وینستون چرچیل) تصمیم گرفت که این کار نیستمقرون به صرفه طولانی تر(شاهد هند ، از زمان آغاز به کار ، بزرگترین دموکراسی جهان است.) این موضوع به میزان احتمالی بازده هر سرمایه گذاری در آینده کاهش یافت. یک داوری مشابه احتمالاً در انتظار کمک به توسعه در مقیاس قهرمانانه است که در اقتصاد ایده آل گرایانه و ضعیف ارتقا یافته است. در پایان ، تنها تفاوت واقعی بین ساکس و نویسندگان انتقادی این دو کتاب در این است که دومی مهارت های حسابداری بسیار بهتری دارند ، که نمایانگر چهره سخت تر یک روشنگری است که از واقعیت هزینه های معامله ناشی می شود. این که آیا این کافی است برای رها کردن اراده سیاسی و منابع اقتصادی که شایسته یک امپریالیسم 2. 0 است ، یک سوال باز است. اما چشم اندازهای بلند مدت برای کمک های توسعه ممکن است به آن بستگی داشته باشد-این یعنی ، البته ، چینی ها موفق می شوند که به جهانیان آموزش دهند که چگونه نئولیبرال های مناسب باشند.

استیو فولر ([ایمیل محافظت شده]) صندلی آگوست Comte را در معرفت شناسی اجتماعی در گروه جامعه شناسی در دانشگاه وارویک در کاونتری ، انگلیس برگزار می کند.

تجارت با گزینه‌‌های باینری...
ما را در سایت تجارت با گزینه‌‌های باینری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : حمیدرضا پگاه بازدید : 26 تاريخ : چهارشنبه 7 تير 1402 ساعت: 19:39