حلقه ای از پژواک

ساخت وبلاگ

نویسنده و ویراستاران کاترین مورفی و توماس کارشان در مقدمه ی خود بر روی مقالات: مونته تا به امروز، صدای شاعر و مقاله نویس آمریکایی راشل بلاو دو پلسیس را فرا می خوانند که از منظر یک تمرین کننده روی این مقاله می نویسد. بلاو دو پلسیس می گوید: «با توجه به اینکه مقاله تماماً حاشیه، حاشیه و نوشتار بینابینی است، مفهوم مرکز را به شیوه های مثمر ثمری بازآرایی می کند، ترکیب می کند، و می افکند و فرسایش می دهد.» بلاو دو پلسیس می پرسد که کجاست. با توجه به اینکه بخش اعظم مقاله نقل قول، ارجاع و اشاره به بیرون است، ممکن است صدا - و دست - نویسنده وارد عمل مقاله نویسی شود. در کنش عروضی مورفی و کارشان، در اینجا، سهمی که این جلد در زمینه پژوهش در این مقاله می کند، به یکباره توضیح داده شده و اجرا می شود.

مجلدات تک نویسنده ای در این مقاله - به عنوان یک ژانر، یک حالت، یک نگرش - در زمان های اخیر هم از مطبوعات دانشگاهی و هم از مطبوعات تجاری به سرعت منتشر شده است. من فکر می کنم که ما می توانیم این خط کار را از «روح مقاله گرایانه» کلر دو اوبالدیا در اواسط دهه 90 تا مقاله نویسی جدی و خودبازتابی برایان دیلون در سال 2017 دنبال کنیم - و به بعد، در مورد شک. اینها در پی افزایش آگاهی عمومی از مقاله به عنوان یک فرم، و مجموعه های مقاله - که خود توسط تعدادی از مجموعه های مقاله های معروف منتشر شده توسط مؤسسات انتشاراتی بزرگ (مجموعه Joan Didion از Estate 4، Let me) پرورش یافته است. منظورم را بگویم، انتشار کتاب Feel Free اثر زادی اسمیت توسط پنگوئن و آینه ترفند جیا تولنتینو با رندوم هاوس به ذهن متبادر می شود) و شاید با ظهور مقاله شخصی به عنوان شیوه ای از نوشتن اینترنتی. این بدان معناست که رشته تحصیلی در مورد مقاله، مانند خود فرم در بیشتر گزارش ها، به نظر می رسد. به جای اینکه برای بیان یک تاریخ واحد که به «نتیجه گیری» محکم ختم می شود، در کثرت سرازیر می شود، متکثر صحبت می کند و از انحراف لذت می برد.

بنابراین ، آیا این نسخه خود نیز در برابر تکیوگرایی مقاومت می کند. مشارکتهای آن از چندین برداشت از نظر تاریخی از مقاله ، برای شروع کار می کند. گرچه مورفی و کرشان در بیانیه مقدماتی خود اعتراف می کنند که بیشتر تاریخچه مقاله با مونتاژ ، وارن بوتچر "مقاله مونتاژیان و متفرقه های نویسنده" آغاز می شود ، برای یک مورد ، یک مورد قانع کننده را برای تاریخ طولانی تر و گسترده تر می سازد. Boutcher ادعا می کند که "آنچه شاید در انتقاد معاصر از بین رفته باشد ، این است که چگونه مقاله [تعبیه شده است ... در یک سنت بسیار گسترده تر اروپایی از نوشتن های مختلف و متفرقه که مدتها قبل از مونتاژ ، که شامل او بود ، و مدتها پس از او ادامه داشتداستان او این است که مقاله انگلیس این زمان نه تنها به مونتاژ ، بلکه به یک سنت طولانی تر از نوشتن "متفرقه" و انتقال دانش ، در پاسخ توسعه یافته است. برای بوتچر ، این سنت با دوران باستان آغاز می شود ، با نوجوانان ، هوراس ، مراقبه های مارکوس اورلیوس و داستانهای داستانهای آلیان درباره حیوانات. این کشور از طریق رنسانس اروپا به عنوان یک شکل ناهمگن ، گاه به گاه ، خودجوش ، نامنظم از نوشتن منتسب به یک "متفرقه" ، نویسنده ، و سپس توسط مونتاژ و کسانی که دستمال خود را می گرفتند ، بیان می شود. و ، با این حال ، مورفی و کرشان همچنین در میان حجم آنها مشارکتهای زیادی را شامل می شوند که موقعیت مونتاژ را به عنوان "شکل دهنده" معمول برای مقاله پیش بینی می کند. به طور جدی ، هیچ نسخه خاصی از تاریخ مقاله وجود ندارد که به طور کلی در جلد مورد علاقه باشد - یعنی به معنای بوتچر ، که این مجموعه به خودی خود در سنت مقاله گرایانه کار می کند ، بیشتر شبیه یک "رجیستری" به طور تصادفی استمجموعه ای از یک دائر ycl المعارف سیستماتیک.

یک فصل که بر نقش بنیادی Montaigne ، Contra Boutcher تأکید دارد ، سهم خود مورفی است ، "چوب و سنگ: مقاله ، تجربه و آزمایش." در آن ، مورفی داستانی راجع به درگیری مقاله با فوری تجربه احساس می کندبشردر گفتن این داستان ، او همچنین یک ضد استدلال زیبا و اصلی را به فرمولاسیون Offited Adoo از مقاله می دهد ، به گفته مورفی ، "محل مقاومت در برابر علم و روشنگری".-ارث های زبانی از سنت او ، در تجربی با آب و هوای فکری دوران خود ، مورفی ادعا می کند که "این تصادفی نیست که [این نوشتار] همزمان با تجربی فلسفی بوجود می آید ، و نه اینکه باکون فرانسیس هر دو اولین کسی بود که منتشر کرد"مقاله" در چاپ در انگلیس ، و مبدأ علوم تجربی. "این دیدگاه ، مانند چند نفر دیگر در کتاب ، به طور اساسی بیشترین روایت های ما از پیدایش و توسعه مقاله را تجدید نظر می کند. دیدگاه آدورنو در مورد مقاله یک نکته اصلی در بسیاری از دوره ها و گلچین های کارشناسی است. ضد شکل گیری مورفی قانع کننده و قانع کننده است-و بنابراین ، ممکن است برخی از اصلاحات اساسی را به روشی که ما در سالهای آینده آموزش و تفکر می کنیم ، نشان دهد.

اگر مورفی علاقه مقاله به تجربی را ترسیم کند ، مارکمن الیس در نوشتار خودش از نظر روش شناختی قابل توجه است. ایجاد یک مورد برای رابطه بین مقاله نویسی روزانه تماشاگر و فرهنگ روزنامه چاپ در قرن 18 (و به این ترتیب ، به مدرنیته و فرآیندهای مادی تولید انبوه) الیس باعث می شود که واقعاً بنشیند و تماشاگر را در ریتم بخواندکه در آن منتشر شد. او می نویسد: "با شروع مارس 2010 ،" کم و بیش 299 سال پس از اولین بار تماشاگر ، من یک مقاله را در روز خواندم ، یکشنبه ها استثناء ، تا دسامبر 2011 ، با مقاله شماره 555 ، اولین بار در 6 دسامبر 1712 منتشر شد. "او می گوید ، روش مصرف به او اجازه می دهد تا "متفرقه" - پژواک Boutcher - از نسخه ها ، و دوره پر پیچ و خم آنها را از طریق مباحث مربوط به طور اتفاقی یا شاید به هیچ وجه خیلی زیاد احساس کند.

در این نسخه ، یک پر پیچ و خم خاص و حلقه ای از مداحی بین قسمت های تشکیل دهنده نیز ممکن است رابطه هر فصل با سایر فصل ها را توصیف کند. مطمئناً لذت - و لذت ، در فصل خود ادعا می کند که اسکات بلک ، غالباً بالاترین هدف مقاله بوده است - در شنیدن همخوانی بین فصل ها ، جایی که حداقل ممکن است انتظار آن را داشته باشید. شاید در شنیدن ناهماهنگی های جزئی ، لذت و لذت بیشتری داشته باشد. اگرچه این فصل ها به طور گسترده ای به صورت زمانی مرتب شده اند ، اما به نظر می رسد که هر یک از آنها نیز در یک نوع مکالمه وسیع تر با کسانی که بلافاصله اطراف آن هستند ، قرار می گیرند. سوال از لغزش معرفت شناختی مقاله-تعدیل آن بین حقایق تجربه حس و تخیل و عادت آن برای قرار دادن راویان داستانی در دنیای واقعی و اجتماعی که در آن فعالیت می کند-از طریق خانه های قهوه که توسط جوزف آدیسون و مکرر انجام می شود ، ردیابی می شود. ریچارد استیل (یا آواتارهای آنها) ، مقاله های "آشنا" چارلز بره ، و تا آنجا که استفاده کلودیا رانکین از شخص دوم است. این جمع بندی واقعیت و داستانی را می توان در فصل هایی که تصادف مقاله و رمان در ادبیات مدرن آنگلوفون ، از جمله قطعه اسکات بلک در تریسترام شاندی ، گزارش مایکل وود از مقاله در رمان معاصر انگلیس ، و بهارات تاندون را شنید ، شنید. بحث و گفتگو مبنی بر اینکه مقاله "رمان نویس هایی مانند الیوت و هاردی را ارائه می دهد ، وسیله ای متمایز برای تعامل با آن مباحثات و گسترده تر زیبایی شناسی و فرهنگی در مورد دانش و اثبات ، اعتقاد و کفر ، که رمان های آنها هم منعکس می شود و هم تصویب می کنند."

دلخوشی این مقاله بین "عقب نشینی" از مراکز جهان وطنی و در آغوش گرفتن از اجتماعی بودن اجتماعی شهری از طریق کمک های متنوع از میدان اوفلیا و گرگوری دارت. این مقاله همچنین از طریق چهره تام اف. رایت از مقاله های توماس کارلایل و رالف والدو امرسون همانطور که توسط "یک رابطه مثلثی بین گوینده ، خواننده ، و مخاطبان گسترده تری که اغلب به عنوان جمعیت شنوندگان تصور می کردند ، کار می کند." من در مورد "عقب نشینی" فکر می کردم.- و اصرار مبهم مقاله مبنی بر اینکه محاصره فوری فرد ممکن است بهترین پایه و اساس یک دیدگاه باشد - در حالی که خواندن جلد در خانه من در سیدنی است. من تعجب می کنم ، به همین ترتیب ، اگر این مجموعه نیز ممکن است شامل کار در مقاله در فرهنگ ادبی محاصره فوری من باشد. مقاله در استرالیا - یا در نیوزیلند ، کانادا چیست؟مقاله در فرهنگ های غیر آنگلوفون (مانند Montaigne) چیست؟در عمل ، البته ، یک گلچین که شامل کار برای پرداختن به متن ممکن است که هر خواننده ممکن باشد کمتر شبیه یک مجموعه متفکر باشد ، و در عوض شکل بی شکل تر و بدون مرکز را بدست می آورد. شاید این فقط اینترنت باشد. شاید ، مقاله غیرقابل توصیف باشد ، و به همین ترتیب ممکن است به نوعی درست باشد که هر مجموعه ای روی آن باید در دامنه محدود باشد: آدورنو آن را دارد که مقاله "در جایی که تمام شده است متوقف می شود ، نه در آنجاحرفی برای گفتن نیست. "این باعث می شود که در حاشیه بیشتر این مجموعه ، در را باز کند: مقاله های بیشتری برای آمدن.

کرشان و مورفی آن را به صراحت بیان نمی کنند ، اما این مجموعه همچنین به معنای افق جدیدی برای آنچه که ممکن است "مقاله نویسی" باشد - افق ای است که در استناد مقدماتی آنها از راشل بلوو دو پلیسس اشاره شده است. آنچه در سطح میکروسمی این استناد اتفاق می افتد این است که نویسندگان (سه مورد از آنها ، شاید در اینجا) هر دو چشم انداز مقاله را ترسیم می کنند و یکباره همان دید را انجام می دهند. یعنی اگر ما این اقدام را انجام دهیم ، هر دو می گویند که مقاله چیست و این مقاله را انجام می دهد تا چیزی شبیه به صحبت کردن از طریق استناد جمع شده باشد. آنها از تعدد صحبت می کنند ، و چند برابر صحبت می کنند. با صدای گردباد ، هارمونیک ، کثرت گرا. با توجه به این موضوع ، من نمی دانم که چه احترامی از عمل تحریریه مورفی و کرشان ممکن است خود نوعی "مقاله نویسی" باشد: یک روند استناد ، "نوشتن روی" و از آن ، از هشدار ، ارتباط و مکالمه هم از نظر تاریخی و هم به شدتخاص

ارین مکفادین نویسنده و مربی مستقر در بین سیدنی و انگلیس است. او به تازگی در ادبیات مدرن و معاصر در کمبریج یک MPHIL را به پایان رسانده است و کار او را می توان در نشریاتی از جمله Running Dog ، Art & Australia ، Sudo Joual و Profile Artist یافت ، جایی که در حال حاضر نویسنده اصلی است.

تجارت با گزینه‌‌های باینری...
ما را در سایت تجارت با گزینه‌‌های باینری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : حمیدرضا پگاه بازدید : 28 تاريخ : چهارشنبه 7 تير 1402 ساعت: 20:05