آیا مالیات افتراقی کوتاه مدت نسبت به سود سرمایه بلندمدت بر سرمایه گذاری بلندمدت تأثیر می گذارد؟

ساخت وبلاگ

فشار سرمایه گذاران کوتاه مدت می تواند به سرمایه گذاری در پروژه های نوآورانه و بلندمدت با افزایش ارزش آسیب برساند. ما کارآیی یک ابزار سیاستی مبتنی بر مالیات پیشنهادی را برای کاهش این مشکل بررسی می کنیم: تحمیل مالیات های متفاوت تر بر سود سرمایه کوتاه مدت در مقابل سود سرمایه بلندمدت. با استفاده از پانلی متشکل از 30 کشور OECD که در آن هفت کشور 21 تغییر را در مالیات بر عایدی سرمایه متفاوت طی سال های 1991 تا 2006 نشان می دهند، متوجه می شویم که پاداش دادن به مالکیت بلندمدت از طریق مالیات های کمتر با نوآوری بیشتر همراه است. این شواهد به درک ما از اثرات واقعی مالیات بر تجارت سرمایه گذار می افزاید و بحث در مورد استفاده از مالیات بر عایدی سرمایه برای رسیدگی به نزدیک بینی شرکت ها را نشان می دهد.

معرفی

سرمایه گذاری در فناوری ها و محصولات نوآورانه برای رشد اقتصادی بلندمدت مهم است (سولو، 1957؛ رومر، 1990)، اما مالکیت سهام کوتاه مدت می تواند مانع از نوآوری شود. بحث این است که دنبال کردن نوآوری اغلب مستلزم سرمایه گذاری های اولیه گسترده در تحقیق و توسعه، سرمایه انسانی، و سایر دارایی های نامشهود است که انتظار می رود در درازمدت نتیجه دهد، اما به ضرر سود کوتاه مدت باشد. بنابراین، ممکن است مدت زیادی طول بکشد تا ارزش این سرمایه گذاری ها برای افراد خارجی آشکار شود و در ارزش گذاری های شرکت منعکس شود. بنابراین، مدیرانی که به اندازه کافی نگران ارزش گذاری های کوتاه مدت هستند، ممکن است در نوآوری کمتر سرمایه گذاری کنند (استاین، 1989).

مالکیت کوتاه افق بیشتر، انگیزه های مدیریتی را برای چنین رفتار نزدیک بینی از دو طریق تقویت می کند (استاین، 1989؛ شلیفر و ویشنی، 1990؛ فروت و همکاران، 1992). اول، مدیرانی که منافع سهامداران را درونی می کنند ممکن است بیشتر بر ارزش گذاری های کوتاه مدت متمرکز شوند. دوم، مالکیت کوتاه مدت بیشتر ممکن است کاهش ارزش سرمایه گذاری های بلندمدت را تشدید کند، زیرا سرمایه گذاران افق کوتاه ممکن است تلاش های تحقیقاتی خود را به جای تلاش برای درک دورنماهای بلندمدت سبد تحقیق و توسعه یک شرکت، به پیش بینی سود فصلی اختصاص دهند. چندین مطالعه (هم مبتنی بر نظرسنجی و هم بایگانی) شواهدی را ارائه می دهند که با این اثر مخرب مالکیت کوتاه مدت سهام مطابقت دارد. 2، 3

در این مطالعه ، ما اثربخشی یک ابزار سیاست گذاری مبتنی بر مالیات را که اغلب در کاهش این تأثیر منفی از مالکیت سهم کوتاه مدت است ، ارزیابی می کنیم: تحمیل مالیات های بالاتر بر سود سرمایه کوتاه مدت نسبت به سود سرمایه بلند مدت. 4 فرضیه این است که یک ساختار مالیاتی که به سهامداران اجازه می دهد بخش بزرگتر (کوچکتر) از سودهای ارزیابی تولید شده در افق های طولانی تر (کوتاه تر) را حفظ کنند ، باعث می شود تا سهامداران به سمت طولانی مدت تر باشند. مدیران ، که به نفع سهامداران عمل می کنند ، بیشتر روی ارزیابی های بلند مدت تمرکز می کنند ، که به نوبه خود ، سرمایه گذاری در نوآوری را ترغیب می کند. در حمایت از این ایده ، چندین مطالعه پژوهشی نشان می دهد که انگیزه برای صرفه جویی در مالیات بر سود سرمایه ، در واقع سرمایه گذاران انفرادی و صندوق های متقابل را در افق های طولانی تر قفل می کند (Reese ، 1998 ؛ Huddart and Narayanan ، 2002 ؛ Cici ، 2012 ؛ Ivković et al. ،2005 ؛ سیالم و استاركس ، 2012). علاوه بر این ، Dimmock و همکاران.(2018) دریافت که این سرمایه تأثیر "قفل" را نیز به دست می آورد ، همچنین بر رفتار سرمایه گذاران تأثیر می گذارد به گونه ای که نشان دهنده تعامل بلند مدت با شرکت های سرمایه گذار است.

بر خلاف استدلال های فوق ، این امر باعث می شود که سهامداران برای نقدینگی سهام خود در افق مورد نظر خود ، بتوانند نوآوری را مهار کنند. افزایش هزینه های مالیاتی ممکن است به دلیل آسیب پذیری در برابر شوک های نقدینگی ، تأمین سرمایه برای تأمین بودجه از سرمایه گذاران را که توانایی انحلال سریع سهام را با هزینه کم به دلیل آسیب پذیری در برابر شوک های نقدینگی کاهش می دهند ، کاهش دهد (به عنوان مثال ، لوین ، 1991 ؛ Bencivenga و همکاران ، 1995 ؛ لوین ،2005). علاوه بر این ، کاهش مشارکت چنین معامله گران نقدینگی در بازارهای سهام می تواند تجارت توسط معامله گران آگاه را کاهش دهد (به عنوان مثال ، کایل ، 1989) ، و به کارآیی اطلاعاتی قیمت ها آسیب می رساند. این می تواند با کاهش مشوق های مدیریتی برای سرمایه گذاری هایی که ارزش آنها در قیمت ها منعکس نشده است ، نوآوری را بیشتر ببخشد (هولمستروم و تیرول ، 1993). سرانجام ، مالیات بر سود سرمایه دیفرانسیل می تواند اعتبار "تهدید خروج" را به عنوان وسیله ای برای مدیران نظم و انضباط با هزینه تر کردن سرمایه گذاران برای فروش سهام ، صدمه ببیند (Admati and Pfleiderer ، 2009). با توجه به عدم توانایی در محافظت از سرمایه گذاری خود از طریق خروج سریع ، سرمایه گذاران ممکن است مایل به تأمین بودجه نوآوری نباشند.

برای آزمایش فرضیه ما ، ما یک مجموعه داده جامع بین المللی از نرخ مالیات سود سرمایه را برای 30 کشور OECD از سال 1991 تا 2006 تهیه می کنیم. ما می دانیم که هفت کشور دارای 21 تغییر مبهم در مالیات های اضافی هستند که نسبت به سود سرمایه بلند مدت نسبت به سود سرمایه بلند مدت متهم شده اند (از این پس ، TaxDiff). ما از این تنوع غنی در یک طراحی تفاوت کلی در ابعاد (DID) استفاده می کنیم که در آن تخمین می زنیم که چگونه تغییر در تولید نوآوری یک کشور (تفاوت اول) با میزان تغییر در مالیات بر مالیات (تفاوت دوم) متفاوت است. ما با استفاده از حق ثبت اختراع با موفقیت به یک صنعت-صنعت توسط دفتر ثبت اختراعات ایالات متحده (USPTO) ، بازده نوآوری را در سطح صنعت اندازه گیری می کنیم. 5

ما می دانیم که وقتی کشورها با شارژ مالیات های اضافی در کوتاه مدت نسبت به سود سرمایه بلند مدت ، پاداش برای مالکیت بلند مدت را افزایش می دهند ، بنگاه های موجود در آن کشور افزایش قابل توجهی در بازده نوآوری نشان می دهند. تخمین ها از نظر اقتصادی بزرگ هستند: افزایش پنج درصدی در مالیات بر مالیات با افزایش 2 ٪ -3 ٪ در بازده نوآوری سالانه تا پایان سه سال پس از تغییر مالیات همراه است. در حمایت از فرض روند موازی ذاتی در طراحی DID ، ما هیچ مدرکی مبنی بر تغییر نوآوری در پنج سال قبل از تغییرات مالیاتی نمی یابیم. ما در ادامه می بینیم که نتایج ما بدون در نظر گرفتن افزایش مالیات بر سود سرمایه کوتاه مدت یا کاهش مالیات بر سود سرمایه بلند مدت ، بدون توجه به افزایش مالیات بر سود سرمایه افزایش می یابد. این واقعیت که افزایش نوآوری حتی پس از افزایش مالیات سود سرمایه کوتاه مدت تجلی می یابد ، حاکی از آن است که یافته های ما را نمی توان با کاهش هزینه سرمایه توضیح داد (حداقل) (به عنوان مثال ، بکر و همکاران ، 2013 ؛ هویزا و همکاران. ، 2018 ؛ Dimitrova and Eswar ، 2019) یا از نسخه ریسک مدیریتی کاهش یافته (یوست ، 2018) که ناشی از کاهش سطح مالیات سود سرمایه است.

یک نگرانی طبیعی از طرح تحقیق ما این است که تغییرات مالیاتی سود سرمایه ممکن است به طور سیستماتیک با سایر تقاضا و شوک های عرضه نوآوری همزمان باشد و استنتاج های ما را گیج کند. اگرچه ما مجموعه ای جامع از کنترل ها را برای شرایط اقتصادی محلی برای جذب تأثیر چنین شوک هایی درج می کنیم ، اما ما به چندین روش دیگر به این نگرانی پرداخته ایم. اول ، ما شامل کلاس ثبت اختراع و جلوه های ثابت تعاملی برای جذب هرگونه روند در بازده نوآوری که ناشی از شوک تقاضا در سطح کلاس ثبت اختراع خاص است. به عنوان مثال ، در حالی که ممکن است افزایش حجم ثبت اختراع در USPTO برای فن آوری های صفحه لمسی به دلیل افزایش تقاضا برای تلفن های صفحه لمسی وجود داشته باشد ، چنین شوک تقاضا نمی تواند نتایج ما را توضیح دهد زیرا باید بر روی کشورهای تحت درمان و کنترل تأثیر بگذارد. بنابراین ، تأثیر تغییرات مالیاتی با مقایسه تغییر در بازده نوآوری در یک کلاس فناوری خاص یک کشور که یک تغییر مالیاتی را در تغییر معاصر در بازده نوآوری در همان کلاس فناوری در کشور دیگری که مالیات ندارد ، برآورد می شود. تغییر دادن. دوم ، نتایج ما برای کنترل سایر تغییرات در مقررات مالیاتی (به عنوان مثال ، مشوق های مالیاتی تحقیق و توسعه یا نرخ مالیات بر درآمد شخصی) که به طور بالقوه می تواند همراه با مالیات سود سرمایه به عنوان بخشی از اصلاحات مالیاتی بزرگتر تغییر کند ، قوی است. سوم ، مطابق با تغییرات مالیاتی ما منجر به نتایج ، می یابیم که این اثرات در کشورهایی بزرگتر است که سهم بیشتری از مالکیت از طرف سرمایه گذاران حساس به مالیات بر سود سرمایه حاصل می شود.

در مرحله بعد ، ما دو الگوی مقطعی را مستند می کنیم که با استنتاج ما سازگار است. در مقایسه با فن آوری های افزایشی ، افزایش نوآوری برای فناوری هایی که به احتمال زیاد اساسی و مسیری هستند بیشتر است. پتانسیل تجاری چنین فناوری هایی به احتمال زیاد برای تحقق بیشتر طول خواهد کشید و آن را در برابر فشارهای نزدیک بینی آسیب پذیرتر می کند. ما همچنین می یابیم که افزایش نوآوری در کشورهایی که احتمالاً قبل از تغییر مالیات سرمایه مربوطه ، از فشارهای کوتاه مدت بیشتر رنج می برند ، قابل توجه است. به طور خاص ، افزایش نوآوری در بین کشورهایی که (I) تحت سلطه شرکتهای متعلق به عموم در مقابل بنگاههای خصوصی است که با مالکیت غیرقانونی ، طولانی مدت و (ب) دارای گردش مالی سهام بالا در مقابل سهام هستند ، بیشتر است. بازارهایی با تجارت کمتر فعال و در نتیجه تجارت کوتاه مدت کمتر.

احتیاط به ترتیب است. در حالی که ما در تجزیه و تحلیل های تجربی خود برای کاهش نگرانی در مورد شوک های غیرقابل کنترل که ممکن است با تغییرات مالیاتی سود سرمایه یا نگرانی در مورد طرح های مبهم به طور کلی همزمان باشد (به عنوان مثال ، گودمن-باکون 2021) ، بسیار مورد توجه قرار می گیریم (به عنوان مثال ، پانل بزرگ بین المللی ما ، پرداختن به این مسئله را دشوار می کند. مسئله به طور قطعیتحقیقات آینده ممکن است در تنظیمات باریک تر برای محکم کردن شناسایی بیشتر متمرکز شود.

مطالعه ما با ارائه شواهدی در مورد چگونگی مالیات دیفرانسیل کوتاه مدت نسبت به سود سرمایه بلند مدت در سطح سهامدار فردی می تواند بر سرمایه گذاری شرکت ها در نوآوری ثبت اختراع تأثیر بگذارد. این شواهد در بحث سیاست در مورد استفاده از مالیات بر سود سرمایه دیفرانسیل برای مبارزه با نزدیک بینی شرکت ها تأثیر دارد. به طور گسترده تر ، مقاله ما این بحث را در مورد اینکه آیا مالیات بر فعالیت تجارت می تواند رفتار سرمایه گذار را که باعث ایجاد بیرونی های منفی اجتماعی می شود ، مهار کند. این ایده توسط بسیاری از اقتصاددانان با شروع کینز (1936) ارائه شده است. به عنوان مثال ، استیگلیتز (1989) با استفاده از مالیات معاملات مالی برای دلسرد کردن معاملات کوتاه مدت سوداگرانه که می تواند خارجی های منفی در اقتصاد واقعی ایجاد کند ، پیشنهاد کرد. مطالعات متعددی این ایده را با بررسی چگونگی تأثیر مالیات معاملات مالی بر نتایج بازار سرمایه مانند نوسانات بازده ، نقدینگی و رفتار تجارت سرمایه گذار بررسی می کنند (به عنوان مثال ، رول ، 1989 ؛ املاف ، 1993 ؛ جونز و سگوین ، 1997 ؛ بالتاگی و همکاران ، 2006 ؛Hau ، 2006 ؛ Liu and Zhu ، 2009 ؛ Pomeranets and Weaver ، 2018 ؛ Colliard and Hoffmann ، 2017). ما با بررسی تأثیر مالیات فعالیت تجاری بر اقتصاد واقعی به این کار اضافه می کنیم.

مطالعه ما همچنین به ادبیات مربوط به پیامدهای مالیات بر عایدی سرمایه مربوط می شود. یک جریان از این ادبیات بررسی می کند که چگونه مالیات بر عایدی سرمایه بر رفتار معاملاتی سرمایه گذاران و در نتیجه بر قیمت دارایی ها تأثیر می گذارد. یک یافته کلیدی از این کار که ما بر آن تکیه می کنیم این است که مالیات بر عایدی سرمایه متفاوت در واقع سرمایه گذاران و مؤسسات را در افق های سرمایه گذاری طولانی تر قفل می کند. سؤال تحقیق ما به جریان دوم در این ادبیات نزدیکتر است که تأثیر سطوح مالیات بر عایدی سرمایه را بر نتایج شرکت بررسی می کند. این کار نشان می دهد که مالیات بر عایدی سرمایه بالاتر (چه کوتاه مدت یا بلندمدت) می تواند با افزایش هزینه های تامین مالی خارجی بر سرمایه گذاری شرکت ها تأثیر منفی بگذارد (به عنوان مثال، Huizinga و همکاران، 2018؛ Dimitrova و Eswar، 2019) یا با افزایش مدیریتی. ریسک گریزی (Yost، 2018). برخلاف این مطالعات که بر تأثیر سطح مالیات بر عایدی سرمایه تمرکز می کنند، ما بررسی می کنیم که چگونه تفاوت بین مالیات بر سود سرمایه کوتاه مدت و بلندمدت می تواند با تغییر فشارهای نزدیک بینانه بر شرکت ها تأثیر بگذارد. شواهد ما مبنی بر افزایش نوآوری، حتی به دنبال افزایش مالیات بر عایدی سرمایه کوتاه مدت، برخلاف آنچه بر اساس تغییرات در هزینه سرمایه یا ریسک گریزی مدیریتی پیش بینی می شود، است. در نهایت، مطالعه ما با برجسته کردن نقش حیاتی افق سرمایه گذار در شکل دهی به سرمایه گذاری در بلندمدت، به ادبیات گسترده تر در مورد رفتار نزدیک بین کمک می کند (به بررسی رویچاودهری و همکاران (2019) مراجعه کنید.

قطعات بخش

ارتباط بین مالیات بر عایدی سرمایه متفاوت و نوآوری

اثرات نوآورانه جریمه کردن مالکیت سهام کوتاه مدت از طریق مالیات بر عایدی سرمایه متفاوت از لحاظ نظری مبهم است. در زیر، استدلال ها را خلاصه می کنیم.

تنظیم تجربی

آزمون های اصلی ما بررسی می کنند که چگونه تغییرات در مالیات بر عایدی سرمایه در کشورهای خارجی (به عنوان مثال، غیرآمریکایی) OECD بر تولید نوآوری عرضه شده به ایالات متحده در قالب ثبت اختراع در USPTO تأثیر می گذارد. ما 21 تغییر ناگهانی مالیات بر عایدی سرمایه را در هفت کشور از 30 کشور (اتریش، جمهوری چک، آلمان، پرتغال، اسلواکی، اسپانیا و ترکیه) کشف کردیم که به طور منطقی بین سال های 1991 تا 2006 پخش شده است. با سهم تقریباً 22. 7٪ از کل تولید ناخالص داخلی.، این هفت کشور مهم است

طرح پژوهش

آزمایشات ما بررسی می کند که چگونه نوآوری تأمین شده توسط کشورهای OECD خارجی با رژیم مالیاتی سود سرمایه آنها متفاوت است. ما از یک طراحی عمومی استفاده می کنیم که تخمین می زند که چگونه تغییر در بازده نوآوری یک کشور (تفاوت اول) با میزان تغییر در مالیات بر مالیات (تفاوت دوم) با استفاده از مشخصات رگرسیون زیر متفاوت است: Δ L N (1 + C I T A T I O N S) I ،c ، t + k = β Δ t a x d i f f c ، t + γ Δ x c ، t + α i ، t + k + ε i ، c ، t + k ، جایی که i ، c ، t صنعت (یعنی ،کلاس ثبت اختراع) ، کشور و سال ، به ترتیب ؛k

نتایج اصلی

در جدول 5 نتایج اصلی در مورد تأثیر مالیات بر نوآوری شرکت ها ارائه شده است. ما با بررسی تأثیر تغییرات مالیاتی بر بازده نوآوری سه سال پس از تغییرات مالیاتی با برآورد معادله (1) با استفاده از تفاوت در ثبت اختراع وزنی استناد ، سه سال پس از تغییر مالیات و سال تغییر مالیات شروع می کنیم (یعنی LN (()1 +استنادها)t+3- LN (1 +استناد)حرف) به عنوان متغیر وابسته ، جایی که T نشان دهنده سال تغییر مالیات است. ما سه سال پس از تغییر مالیات تمرکز می کنیم

تنوع مقطعی

در این بخش ، ما سه منبع از تغییرات مقطعی در تأثیر مالیات سود سرمایه را بررسی می کنیم تا پشتیبانی بیشتری از توضیحات نزدیک بینی ارائه دهیم.

اقدامات اضافی سرمایه گذاری های بلند مدت

در حالی که تمرکز اصلی ما روی نوآوری است ، اکنون تأثیر Δtaxdiff را بر دو شکل دیگر سرمایه گذاری بررسی می کنیم: (i) مخارج سرمایه که توسط دارایی های تاخیر (CAPEX) و (ب) سرمایه گذاری در سرمایه انسانی اندازه گیری می شود ، همانطور که توسط تعداد مخترعین کمک می کندبه نوآوری ثبت اختراع (دانشمندان). کار قبلی نشان می دهد که سرمایه گذاری سرمایه نیز می تواند در برابر فشارهای کوتاه مدت بازار آسیب پذیر باشد (به عنوان مثال ، Asker et al. ، 2015 ؛ Kraft et al. ، 2018). با این حال ، میزان این فشارها (در مقایسه با

نتیجه گیری

مطالعات متعددی مستند می کند که فشار سرمایه گذاران افکار کوتاه می تواند انجام سرمایه گذاری های نوآورانه با دوره های حاملگی طولانی را برای شرکت ها دشوار کند. در این مطالعه ، ما شواهدی در مورد اثربخشی یک ابزار سیاست رایج برای کاهش این مشکل ارائه می دهیم: تحمیل مالیات بیشتر به سود سرمایه کوتاه مدت نسبت به سود سرمایه بلند مدت. با استفاده از پانل 30 کشور OECD و تغییرات مالیاتی متعدد سرمایه در طی 16 سال مبهم است ، ما می یابیم که

سپاسگزاریها

ما از جوآنا وو (ویراستار) ، داور ناشناس ، کریستین آندرس ، چی چن ، ایتای گلدشتاین ، زو جیانگ ، ریمی تامی (بحث و گفتگو) ، شیانگ ژنگ و همچنین شرکت کنندگان در سمینار و کنفرانس در دانشکده بازرگانی کلمبیا (کنفرانس برتون) تشکر می کنیم. کالج دارتموث ، دانشگاه دوک ، دانشکده فرانکفورت ، دانشگاه نظربایف ، دانشگاه تیلبورگ ، دانشگاه Tsinghua (کنفرانس بین المللی مدیریت شرکت) ، دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس ، دانشگاه هیوستون (حسابداری بائر

تجارت با گزینه‌‌های باینری...
ما را در سایت تجارت با گزینه‌‌های باینری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : حمیدرضا پگاه بازدید : 85 تاريخ : يکشنبه 22 مرداد 1402 ساعت: 18:37