ما این صفحه را بایگانی کرده ایم و آن را به روز نمی کنیم.
می توانید از آن برای تحقیق یا مرجع استفاده کنید.
ما این صفحه را بایگانی کرده ایم و آن را به روز نمی کنیم.
می توانید از آن برای تحقیق یا مرجع استفاده کنید.
خیر: IT-479r
تاریخ: 29 فوریه 1984
موضوع: معاملات قانون مالیات بر درآمد در اوراق بهادار
مرجع: بخش 39 (همچنین بخش های 9 و 49 و بخش 6200 آیین نامه)
(توجه: مرجع متقابل IT114 توسط ITD4 #(3) لغو می شود
این بولتن جایگزین و لغو تفسیر بولتن IT-479 مورخ 22 ژوئن 1981. بازنگری های فعلی توسط خطوط عمودی تعیین می شود.
1. سود یا ضرر ناشی از تمایل سهام یا تعهد بدهی مانند اوراق قرضه ، بدهی ، صورتحساب ، یادداشت یا هیپوتک به عنوان سود یا ضرر درآمد یا به عنوان سود یا ضرر سرمایه مالیات می شود. در این معاملات بولتن از نوع سابق به عنوان "حساب درآمد" و معاملات نوع دوم به عنوان "حساب سرمایه" گفته می شود.
سود سرمایه تضمین شده
2. در جایی که یک مالیات دهنده امنیت کانادا را در یک سال مالیات دفع کرده است ، بخش 39 (4) مقرر می کند که مالیات دهندگان ممکن است در بازگشت درآمد برای آن سال انتخاب کنند
(الف) هر امنیت کانادا متعلق به مالیات دهندگان در آن سال یا هر سال بعدی به نظر می رسد که در آن سالها متعلق به سرمایه است و
(ب) هرگونه امنیت امنیتی کانادا متعلق به مالیات دهندگان در آن و هر سال بعدی به عنوان یک املاک سرمایه تلقی می شود.
تأثیر چنین انتخاباتی این است که تمام شرایط امنیتی کانادا در سال انتخابات و تمام سالهای بعدی ، با توجه به اظهارنظرها در 3 و 4 زیر ، باید به دست آوردن سرمایه یا ضرر و زیان داده شود و انتخابات را نمی توان از بین برد.
فرم انتخاباتی ویژه (T123) برای استفاده توسط مالیات دهندگان هنگام انتخابات در زیر بخش 39 (4) در دسترس است.
3. مطابق با بخش 39 (5) ، انتخابات زیر بخش 39 (4) در مورد امنیت کانادا توسط یک مالیات دهنده اعمال نمی شود که در زمان دفع امنیت ، است.
(الف) یک معامله گر یا فروشنده در اوراق بهادار ،
(ب) بانکی که قانون بانک یا قانون پس انداز بانک کبک اعمال می شود ،
(ج) شرکتی که طبق قوانین کانادا یا استان مجاز به ادامه کار در کانادا برای ارائه خدمات به عموم به عنوان متولی مجاز است ، مجوز یا در غیر این صورت مجاز است
(د) اتحادیه اعتباری به معنای اختصاص داده شده توسط بخش 137 (6) ،
(ه) غیر مقیم ، یا ، پس از 12 نوامبر 1981
(ج) یک شرکت بیمه ،
(ز) شرکتی که تجارت اصلی آن وام پول یا خرید تعهدات بدهی یا ترکیبی از آن یا هر ترکیبی از آن است.
4- انتخاباتی که در زیر بخش 39 (4) انجام شده است ، در مورد هیچ اوراق بهادار دفع شده در مدت زمانی که بخش 39 (5) برای یک مالیات دهنده اعمال می شود ، صدق نمی کند. در مدت زمانی که انتخابات اعمال نمی شود ، نظرات از 9 تا 22 زیر در تعیین اینکه آیا سود یا ضرر در درآمد یا حساب سرمایه است ، قابل اجرا است. اگر بخش 39 (5) از کاربرد خود متوقف شود ، انتخابات قبلی تحت بخش 39 (4) پس از آن زمان قابل استفاده مجدد می شود.
5- به منظور بخش زیر 39 (5) این اداره اصطلاح "معامله گر یا فروشنده در اوراق بهادار" را به معنای مالیات دهنده ای که در ارتقاء یا تحقق بخش خاص سهام ، اوراق قرضه یا سایر اوراق بهادار یا مالیات دهندگان شرکت می کند ، تفسیر می کند. خود به عنوان نمایندگی در سهام ، اوراق قرضه یا اوراق بهادار دیگر در معرض دید عموم قرار گرفت. این اصطلاح در نظر گرفته نمی شود که شامل یک افسر یا کارمند یک شرکت یا شرکت باشد که درگیر ارتقاء یا تحقق بخشیدن به مسائل مربوط به سهام ، اوراق قرضه یا اوراق بهادار دیگر باشد و نه یک افسر یا کارمند یک مالیات دهنده که خود را به عنوان یک نفر در اختیار عموم قرار می دهدفروشنده در سهام ، اوراق قرضه یا سایر اوراق بهادار ، مگر اینکه آن افسر یا کارمند در اوراق بهادار در نتیجه فعالیت های تبلیغ یا تحریر این کارفرما در اوراق بهادار انجام شود. هر شخصی که در نتیجه دانش ویژه یک شرکت خاص که در دسترس عموم نیست ، از این دانش برای تحقق سود سریع استفاده می کند ، توسط این اداره به عنوان "معامله گر یا فروشنده در اوراق بهادار" برای آن اوراق بهادار خاص در نظر گرفته می شود. هر شرکتی که فعالیت تجاری اصلی او در سهام یا تعهدات بدهی باشد ، در اوراق بهادار "معامله گر یا فروشنده" نیز در نظر گرفته می شود ، اما این شامل شرکتی نیستزمان.
6. انتخابات تحت بخش 39 (4) فقط در مورد "اوراق بهادار کانادایی" اعمال می شود. این اصطلاح در بخش 39 (6) به عنوان یک امنیت (غیر از امنیت مقرر) تعریف شده است که سهمی از سهام سرمایه یک شرکت ساکن کانادا ، یک واحد از اعتماد صندوق متقابل (قابل استفاده در سال 1979 و سالهای پس از مالیات متعاقب آن است.) یا اوراق قرضه ، بدهی ، صورتحساب ، یادداشت ، وام ، هیپوتک یا تعهد مشابهی که توسط شخص مقیم کانادا صادر شده است. امنیت کانادا شامل چنین امنیتی است که کوتاه فروخته می شود. اصطلاح "امنیت مقرر" توسط بخش 6200 آیین نامه تعریف شده است.
7. هنگام تعیین مشاغل اصلی یک شرکت برای اهداف 3 (f) فوق ، نظرات در 5 ، 7 و 8 IT-371 دارای اهمیت هستند.
8- در مواردی که یک مالیات دهنده در زیر بخش 39 (4) انتخاب نکرده باشد یا واجد شرایط انتخابات نباشد ، مالیات دهندگان باید تعیین کنند که آیا معامله در اوراق بهادار در حساب درآمد یا حساب سرمایه است. تعیین اینکه سود یا ضرر در حساب درآمد یا حساب سرمایه است در 9 تا 22 زیر مورد بحث قرار گرفته است.
استفاده از اوراق بهادار - درآمد یا سرمایه
9. برخی از معاملات امنیتی به وضوح در حساب درآمد است و این نوع معاملات در 15 تا 21 در زیر مورد بحث قرار می گیرد. برای سایر معاملات امنیتی ، بررسی حقایق پرونده خاص برای تعیین اینکه آیا یک معامله در درآمد یا حساب سرمایه است ، لازم است. آزمایشاتی که دادگاهها در انجام چنین تعیین کننده ای اعمال کرده اند ، موارد "دوره رفتار" و "قصد" است و این آزمایشات در 10 تا 13 زیر مورد بحث قرار گرفته است. عواملی که باید هنگام تعیین سود یا ضرر در مورد اوراق قرضه ، بدهی ، صورتحساب ، یادداشت ، وام ، رهن ، هیپوتک یا تعهد مشابه (تعهد بدهی) در حساب درآمد یا حساب سرمایه در IT-114 بیان شده باشد ، در نظر گرفته می شود."تخفیف ، حق بیمه و پاداش در مورد تعهدات بدهی".
10. جایی که کل دوره رفتار نشان می دهد
(الف) در معاملات امنیتی ، مالیات دهندگان اوراق بهادار را به گونه ای که قادر به تولید سود و با آن شیء هستند ، دفع می کند و
(ب) معاملات از همان نوع است و به همان روشی که یک معامله گر یا فروشنده در اوراق بهادار انجام می شود ، انجام می شود. درآمد حاصل از فروش به طور معمول درآمد حاصل از یک تجارت و بنابراین در حساب درآمد در نظر گرفته می شود.
11. برخی از عواملی که باید در بررسی این مسئله در نظر بگیرند که آیا روند رفتاری مالیات دهندگان نشان می دهد که ادامه یک تجارت به شرح زیر است:
(الف) فرکانس معاملات - سابقه خرید و فروش گسترده اوراق بهادار یا گردش سریع املاک ،
(ب) دوره مالکیت - اوراق بهادار معمولاً فقط برای مدت زمان کوتاه متعلق به
ج) دانش در مورد بازارهای اوراق بهادار - مالیات دهندگان دانش یا تجربه ای در مورد بازارهای اوراق بهادار دارند ،
(د) معاملات امنیتی بخشی از تجارت عادی یک مالیات دهنده را تشکیل می دهد ،
(ه) زمان صرف شده - بخش قابل توجهی از زمان مالیات دهندگان صرف مطالعه در بازارهای اوراق بهادار و بررسی خریدهای احتمالی ،
(ج) تأمین مالی - خریدهای امنیتی در درجه اول در حاشیه یا توسط برخی از بدهی های دیگر تأمین می شود ،
(ز) تبلیغات - مالیات دهندگان تبلیغ کرده یا در غیر این صورت شناخته شده است که او مایل به خرید اوراق بهادار است و
(ح) در مورد سهام ، ماهیت آنها - به طور معمول در طبیعت یا از نوع غیر اختصاصی.
12. اگرچه هیچ یک از عوامل فردی در 11 مورد فوق ممکن است برای توصیف فعالیت های یک مالیات دهنده به عنوان یک تجارت کافی نباشد ، اما ترکیب تعدادی از این عوامل ممکن است برای این منظور کافی باشد. علاوه بر این ، بخش 248 (1) اصطلاح "تجارت" را برای "یک ماجراجویی یا نگرانی در ماهیت تجارت" تعریف می کند و دادگاه ها اظهار داشته اند که "یک ماجراجویی یا نگرانی در ماهیت تجارت" می تواند شامل یک معامله منزوی در سهام باشدجایی که "دوره رفتار" و "قصد" به وضوح نشان می دهد که چنین است.
13. قصد یک مالیات دهندگان برای فروش با سود ، به خودی خود کافی نیست تا ثابت کند که مالیات دهندگان در یک ماجراجویی یا نگرانی در ماهیت تجارت درگیر بوده اند. این قصد تقریباً همواره وجود دارد حتی اگر یک سرمایه گذاری واقعی به دست آورد اگر شرایطی بوجود بیاید که باعث شود فروش سرمایه گذاری از نظر مالی سود بیشتری داشته باشد تا اینکه همچنان به نگه داشتن آن ادامه دهد. با این حال ، جایی که ، یک یا دیگری از تست های فوق به وضوح نشان دهنده یک ماجراجویی یا نگرانی در ماهیت تجارت است و علاوه بر این ، می توان آن را تأسیس کرد یا استنباط کرد که قصد مالیات دهندگان فروش ملک در اولین فرصت مناسب است ، قصد خواهد داشتبه عنوان شواهد تأیید کننده تلقی شود. از طرف دیگر ، عدم توانایی در ایجاد قصد فروش ، مانع از این نمی شود که معامله ای به عنوان یک ماجراجویی یا نگرانی در ماهیت تجارت در نظر گرفته شود ، در صورتی که در غیر این صورت می تواند به موجب یک یا چند مورد از تست های فوق در نظر گرفته شود.
14. تعیین اینکه آیا معاملات امنیتی انجام شده توسط مؤسسات مالی ، مانند موارد ذکر شده در 3 (ب) به (f) فوق در حساب درآمد یا حساب سرمایه بستگی به ماهیت حساب کاربری که از آن معامله می شود و واقعیت ها بستگی داردپرونده
15. کلیه دستاوردها یا ضررهای یک مالیات دهنده که مربوط به مشارکت در ارتقاء یا تحقق بخشیدن به یک موضوع خاص از یک امنیت است ، مربوط به حساب درآمد است. به همین ترتیب ، سود یا ضرر و زیان حاصل شده یا متحمل شده توسط یک افسر یا کارمند یک شرکت یا شرکتی که درگیر ارتقاء یا تحقق اوراق بهادار است ، در صورت عدم نتیجه از خرید اوراق بهادار که توسط کارفرمای وی انجام شده یا تحت تأثیر قرار گرفته است ، به حساب درآمد است. با توجه به هر مالیات دهندگان دیگری که خود را به عنوان نمایندگی در اوراق بهادار در اختیار عموم قرار می دهد ، این فرض وجود دارد که تمام سود یا ضرر در معاملات امنیتی بخشی از عملیات عادی چنین شغلی است و بنابراین در حساب درآمد است. علاوه بر این ، سود و زیان حاصل شده توسط شرکتی که فعالیت اصلی آن در اوراق بهادار است ، به حساب درآمد در نظر گرفته می شود ، با وجود این که شرکت خود را به عنوان یک معامله گر یا فروشنده در اوراق بهادار در اختیار عموم قرار نمی دهد.
16. همانطور که در IT-114 نشان داده شده است ، هرگونه سود یا ضرر ناشی از دستیابی و تعهد بدهی مربوط به حساب درآمدی است که در آن دستیابی به تعهدات بدهی ، چه به منظور فروش مجدد و چه برای نگه داشتن سررسید ، بخشی یا همه را تشکیل می دهد. از تجارت مالیات دهندگان. چنین موردی خواهد بود که مالیات دهندگان به وضوح وام دهنده پول یا معامله گر یا فروشنده در تعهدات بدهی بودند. علاوه بر این ، در جایی که یک مالیات دهنده "وام دهنده اصلی" بود ، همانطور که در 6 و 7 از IT-114 شرح داده شده است ، هرگونه سود یا ضرر در وام مذاکره شده توسط مالیات دهنده به طور کلی به عنوان حساب درآمد تلقی می شود.
17. این فرض که سود حاصل از معاملات امنیتی در حساب درآمد است نیز توسط اداره در هر شرایطی انجام می شود که بدیهی است که مالیات دهندگان از اطلاعات ویژه ای استفاده کرده اند که برای تحقق سود سریع در دسترس عموم نیست.
18. سود یا ضرر در "فروش کوتاه" سهام در حساب درآمد در نظر گرفته می شود.
19- هنگامی که تمایل به سهام در یک شرکت صرفاً یک روش جایگزین برای تحقق درآمد از فروش ملکی است که توسط شرکت برگزار می شود (به عنوان مثال املاک و مستغلات) ، سود حاصل از فروش آن سهام در درآمد گنجانده می شود که گوییخود ملک فروخته شده بود.
20. بخش 66. 3، سهام سرمایه ای را که تحت شرایطی که در زیربند 66. 1(6)(a)(v) یا 66. 2(5)(a)(v) توضیح داده شده است، دارایی سرمایه مالیات دهندگان نمی داند، بلکه موجودی به دست آمده است. هزینه ای برای مالیات دهندگان صفر است. در نتیجه سود یا زیان واگذاری این گونه سهام به حساب درآمد خواهد بود.
21. اگرچه ممکن است مالیات دهنده به عنوان «سرمایه گذار» طبقه بندی شود یا طبق بند 4 فرعی 39 انتخاب شده باشد، در نتیجه سود یا زیان ناشی از واگذاری تعهدات بدهی معمولاً به عنوان سود سرمایه یا زیان سرمایه در نظر گرفته می شود،مقررات قانون، همانطور که در زیر توضیح داده شده است، که مستلزم آن است که مقدار هر گونه سود باید به عنوان درآمد گزارش شود یا در مورد (و) زیر، ممکن است به انتخاب مالیات دهنده گزارش شود:
(الف) در مواردی که تعهد بدهی، پرداخت سود را پیش بینی نمی کند، یا نرخ بهره مشخص شده در تعهد به میزان قابل توجهی کمتر از نرخ بازار در تاریخ صدور باشد، هرگونه تحقق تخفیف در بازپرداخت همهیا بخشی از چنین تعهدات بدهی ممکن است به عنوان بهره طبقه بندی شود و به این ترتیب در درآمد تحت بند 12 (1) (ج) گنجانده شود (برای توضیحات بیشتر در مورد این وضعیت، به 3 و 4 IT-114 مراجعه کنید).
(ب) در انتقال یک تعهد بدهی، هر مبلغ دریافتی توسط انتقال دهنده که ممکن است به درستی به عنوان سود تعلق گرفته تلقی شود، باید در درآمد مؤدی، همانطور که در بخش 20 (14) الزامی است، لحاظ شود.
ج) ممکن است طبق قاعده مربوط به پرداخت های ترکیبی در بخش 16، بخشی از هرگونه پرداخت دریافتی در مورد تعهد بدهی که به عنوان در نظر گرفته شده برای اموالی که قبلاً توسط دارنده تعهد فروخته شده است، در نظر گرفته شود.(1) (نظرات بیشتر در مورد این موضوع در 11 تا 13 از IT-265R آمده است).
(د) ارزش یک تعهد بدهی که برای ارضای بدهی درآمدی اخذ می شود، ممکن است لازم باشد طبق قوانین مندرج در بخش 76 در درآمد لحاظ شود (به (IT-77R مراجعه کنید). با انحلال تعهدات بدهی باید به روش عادی رفتار شود، یعنی اینکه سود یا زیان ناشی از درآمد باشد یا به دلیل سرمایه یک مسئله واقعی است که به شرایط مورد بستگی دارد.)
(ه) بخش های 16 (2) و 16 (3) قوانین ویژه ای را برای تعهد ارائه می دهند که اوراق قرضه ، بدهی ، صورتحساب ، یادداشت ، وام ، رهن ، هیپوتک یا تعهد مشابهی است که توسط شخص معاف از مالیات تحت بند 149 یا غیرقانونی استشخص مقیم که مشاغل خود را در کانادا یا دولت ، شهرداری یا سایر نهادهای عمومی انجام نمی دهد که عملکردی از دولت را انجام می دهد. در شرایط خاص ، تخفیف در این تعهدات در درآمد اولین صاحب تعهداتی که ساکن کانادا است ، گنجانده شده است. نظرات در 17 و 18 IT-114 مربوط به این شرایط است.
(ج) مطابق با بند 12. 1 ، "پاداش نقدی" در وثیقه پس انداز کانادا که ممکن است به عنوان سود سرمایه گزارش شود ، ممکن است در صورت انتخاب مالیات دهندگان ، به عنوان درآمد بهره گزارش شود.
22. در جایی که مالیات دهندگان که تعهد بدهی را به دست می آورد ، شخصی است که تعهد را صادر کرده است ، مفاد بند 20 (1) (f) و بخش 39 (3) همانطور که در 21 و 22 از IT-114 توضیح داده شده است.
23- گزینه سهم امنیت کانادا در تعریف در بخش 39 (6) نیست. در نتیجه ، معاملات گزینه سهم نمی تواند واجد شرایط انتخابات ضمانت شده سرمایه باشد (به 2 نگاه کنید). نظرات در 24 تا 32 در زیر دیدگاه های این بخش را در رابطه با درمان مالیاتی معاملات گزینه سهم ارائه می دهد. مرجع در این بخش از بولتن به "دارنده" گزینه به شخصی که گزینه را بدست می آورد و اشاره به "نویسنده" به شخصی که گزینه را اعطا می کند ، اشاره دارد. اگر نویسنده صاحب سهام زیرین در زمانی باشد که نویسنده گزینه را اعطا می کند ، گزینه به عنوان گزینه "تحت پوشش" شناخته می شود ، اما اگر نویسنده در آن زمان سهام خود را در اختیار نداشته باشد ، گزینه به عنوان گزینه "برهنه" شناخته می شودبشر
24. سود و زیان در معاملات گزینه سهام توسط مالیات دهندگان شرح داده شده در 15 و 17 فوق در حساب درآمد در نظر گرفته شده است. نظرات در 14 مورد فوق در نظر گرفته شده است که برای معاملات گزینه های سهام موسسات مالی مانند بانک ها ، شرکت های اعتماد ، اتحادیه های اعتباری ، شرکت های بیمه عمر و سایر شرکت های مشابه اعمال می شود.
25. برای مالیات دهندگان ، به غیر از مواردی که در 24 فوق توضیح داده شده است ، این یک سوال از این مسئله است که آیا سود یا ضرر در معاملات گزینه سهم در حساب درآمد یا حساب سرمایه است. با این حال ، این بخش به طور کلی تصور می کند
(الف) سود یا ضرر تحقق یافته توسط یک دارنده گزینه ها در همان حساب معاملات دارنده در سهام است.
(ب) سود یا ضرر تحقق یافته توسط نویسنده گزینه های تحت پوشش ، در همان حساب سهام اصلی است. وت
(ج) سود یا ضرر تحقق یافته توسط نویسنده گزینه های برهنه به طور معمول در حساب درآمد است. با این حال ، این اداره گزارش سود و زیان حساب سرمایه را پذیرفته است به شرط اینكه این عمل به طور مداوم از سال به سال دنبال شود.
پیش فرض ذکر شده در بالا ممکن است در آن شرایط غیرمعمول اعمال نشود که حقایق به وضوح نشان دهنده غیرقانونی هستند. به عنوان مثال ، این می تواند در صورتی باشد که دارنده گزینه ها معمولاً در سهام در حساب درآمد معامله می کند ، اما گروهی از سهام را برای اهداف سرمایه گذاری که به درستی در حساب سرمایه گزارش شده است ، در اختیار دارد. در این شرایط ، معاملات گزینه با توجه به گروه سابق باید در حساب درآمد و گروه دوم در حساب سرمایه گزارش شود.
26. نظرات در 28 و 29 در زیر در مورد زمان گزارش سود و زیان گزینه های تماس مبادله ای مبادله شده است در حالی که نظرات در 31 و 32 در زیر درباره زمان گزارش سود و ضرر در بازرگانی مبادله ای بحث می کند. این نظرات همچنین برای گزینه های put و تماس مشابه با مواردی که در یک مبادله معامله می شوند اما در خارج از مبادله وارد می شوند ، مرتبط هستند. گزینه های تماس و تماس با قرارداد به صورت حامل هستند که به دارنده حق فروش (در صورت استفاده) یا خرید (در صورت تماس) را می دهد (در صورت تماس) تعداد مشخصی از سهام با قیمت معین در یا قبل از زمان مشخص شدهبرای حق بیمه توافق شده
27. تحت تنظیمات برخی از بورس اوراق بهادار ، چه در کانادا و چه در خارج از کانادا ، یک مبادله ممکن است بازار گزینه های تماس در سهام را فراهم کند. دارنده این گزینه ، در صورت انتخاب دارنده ، این حق را دارد که از یک شرکت پاکسازی که توسط یک مبادله تأسیس شده است ، تعداد واحدهای امنیتی زیربنایی را که در گزینه با قیمت تمرینی بیان شده در هر زمان قبل از تاریخ انقضاء تعیین شده است ، خریداری کند. گزینهنویسنده از طریق کارگزار خود متعهد است که در صورت استفاده از گزینه توسط دارنده ، امنیت اساسی را که در گزینه مشخص شده است ، به شرکت پاکسازی ارائه دهد. به عنوان توجه به تعهد نویسنده ، دارنده این گزینه مبلغی را که به عنوان "حق بیمه" شناخته می شود به نویسنده می پردازد ، که مبلغ آن با حراج در کف مبادله تعیین می شود. در جایی که یک بازار ثانویه در گزینه ها توسط یک مبادله حفظ می شود ، یا دارنده یا نویسنده گزینه ممکن است موقعیت خود را قبل از تاریخ انقضا گزینه بسته کند. دارنده یک گزینه ممکن است گزینه را در بازار ثانویه بفروشد و میزان حق بیمه ای را که در حال حاضر برای آن گزینه قابل اجرا است ، دریافت کند. نویسنده یک گزینه به طور معمول ممکن است با دستیابی به بازار ثانویه گزینه ای را که دارای ویژگی های مشابهی است که قبلاً نوشته شده بود ، تعهدات تحت گزینه را فسخ کند. این معامله ، شامل پرداخت حق بیمه قابل اجرا ، تأثیر لغو تعهدات پیش از نویسنده را دارد.
28. در جایی که دارنده سود و زیان را در گزینه های تماس به عنوان حساب درآمد و گزینه استفاده می کند ، مبلغ حق بیمه و هزینه های کارگزاری که در زمان بدست آوردن گزینه به دست می آید ، به هزینه سهام به دست آمده اضافه می شود. در صورت عدم استفاده از گزینه ، هزینه دستیابی به گزینه باید در سال مالیات که در آن گزینه منقضی می شود کسر شود. اگر گزینه در بازار ثانویه بسته شود ، حق بیمه دریافت شده (یا دریافتنی) در درآمد گنجانده شده است و هزینه دستیابی به گزینه در سال مالیات که در آن گزینه بسته شده است ، خاموش است. در جایی که دارنده گزینه تماس با سود و زیان را به عنوان حساب سرمایه رفتار می کند ، قوانین در بخش 49 قانون قابل اجرا است. در صورت استفاده از گزینه ، هزینه دستیابی به گزینه به هزینه سهام اضافه می شود. اگر گزینه اعمال نشود ، بند 54 (ج) (ب) (د) اعمال می شود و هزینه دستیابی به گزینه در سال مالیات که در آن گزینه منقضی می شود ، به ضرر سرمایه تبدیل می شود. اگر دارنده گزینه موجود در بازار ثانویه را ببندد ، سود خالص یا ضرر در دستیابی و استفاده از گزینه ، سود سرمایه یا ضرر سرمایه در سال مالیات است که در آن گزینه بسته شده است.
29. در صورتی که نویسنده با دستاوردهای یا ضرر در گزینه های تماس به عنوان حساب درآمدی برخورد کند و گزینه ای از آن استفاده شود ، حق بیمه دریافت شده باید هنگام استفاده از گزینه ، درآمدی وارد شود. در صورت عدم استفاده از گزینه ، حق بیمه باید در صورت انقضاء گزینه درآمده باشد. اگر گزینه در بازار ثانویه بسته شود ، حق بیمه باید با هزینه دستیابی به گزینه جبران و سود حاصل از آن در زمان نزدیک شدن به حساب می آید. در جایی که نویسنده گزینه تماس با سود و زیان را در حساب سرمایه رفتار می کند ، قوانین در بخش 49 قانون در زمان اعطای گزینه اعمال می شود. از آنجا که بخش 49 (1) تصور می کند که نویسنده از املاکی که پایه هزینه تنظیم شده آن صفر است ، دفع کرده است ، نویسنده به طور معمول سود برابر با مبلغی که درآمد حاصل از گزینه از هرگونه هزینه استفاده فراتر می رود. اگر گزینه جبران کننده در بازار ثانویه به دست بیاید ، هزینه آن کسب در آن زمان ضرر خواهد بود. در صورت استفاده از گزینه ، بخش 49 (3) فقط در صورتی اعمال می شود که نویسنده نیز سود و زیان سهام را در حساب سرمایه گزارش می دهد ، در این صورت اثرات بخش 49 (1) باطل می شود و درآمد حاصل از گزینه استدر عوض ، او در محاسبه درآمد حاصل از سهام از سهام ، از سهام خود ادامه می دهد.
30. به همان روشی که برای گزینه های تماس همانطور که در 27 فوق توضیح داده شده است ، یک مبادله ممکن است بازاری برای گزینه های موجود در سهام فراهم کند. دارنده این گزینه در صورت انتخاب دارنده این حق را دارد که از طریق یک شرکت پاکسازی تعداد واحدهای امنیت مشخص شده را با قیمت تمرینی اعلام شده در هر زمان قبل از تاریخ انقضا گزینه بفروشد. نویسنده گزینه PUT متعهد است که در صورت استفاده از گزینه توسط دارنده ، امنیت اساسی را که در گزینه مشخص شده است ، از شرکت پاکسازی خریداری کند. نظرات باقیمانده در چهار جمله اخیر 27 نیز برای قرار دادن گزینه ها و همچنین گزینه های تماس قابل اجرا است.
31. در صورتی که دارنده سود و زیان را در گزینه های PUS به عنوان حساب درآمدی انجام دهد و گزینه ای از آن استفاده می شود ، میزان حق بیمه و کارگزاری که در زمان بدست آوردن گزینه حاصل می شود ، از درآمد حاصل از استفاده از سهام در آن کسر می شود. احترام به گزینه ای که اعمال شده است. در صورت عدم استفاده از گزینه ، هزینه دستیابی به گزینه باید از درآمد در سال مالیات که در آن گزینه منقضی می شود ، کسر شود. اگر گزینه در بازار ثانویه بسته شود ، حق بیمه دریافت شده (یا دریافتنی) در درآمد گنجانده شده است و هزینه گزینه در سال مالیات که در آن گزینه بسته شده است ، خاموش می شود. در جایی که دارنده گزینه Put ، سود و زیان را به عنوان حساب سرمایه رفتار می کند ، قوانین در بخش 49 اعمال می شود. در صورت استفاده از گزینه ، هزینه دستیابی به این گزینه از درآمد حاصل از فروش سهام کسر می شود. اگر گزینه اعمال نشود ، بند 54 (ج) (ب) (د) اعمال می شود و هزینه گزینه در سال مالیات که در آن گزینه منقضی می شود ، به ضرر سرمایه تبدیل می شود. اگر دارنده گزینه موجود در بازار ثانویه را ببندد ، سود خالص یا ضرر در خرید و تحقیر ، سود یا ضرر سرمایه در سال مالیاتی است که در آن گزینه بسته شده است.
32. در مواردی که نویسنده سود و زیان ناشی از اختیار فروش را در حساب درآمد تلقی می کند و این اختیار توسط دارنده اعمال می شود، حق بیمه دریافتی برای اختیار معامله توسط نویسنده باید از هزینه سهامی که نویسنده ملزم به خرید آن است کسر شود. در تعیین هزینه آنهادر صورت عدم استفاده از اختیار معامله، حق بیمه باید با انقضای اختیار به درآمد تبدیل شود. اگر اختیار معامله در بازار ثانویه بسته شود، حق بیمه باید با هزینه به دست آوردن گزینه جبرانی و سود یا زیان ناشی از آن در زمان بسته شدن محاسبه شود. در مواردی که نویسنده یک اختیار فروش سود و زیان را در حساب سرمایه تلقی می کند، قوانین مندرج در بخش 49 اعمال می شود. از آنجایی که بخش فرعی 49 (1) معتقد است که نویسنده دارایی را واگذار کرده است که مبنای هزینه تعدیل شده آن صفر است، نویسنده معمولاً سودی برابر با مقداری خواهد داشت که درآمد حاصل از اختیار بیش از هر هزینه واگذاری است. اگر یک گزینه جبرانی در بازار ثانویه خریداری شود، هزینه آن خرید در آن زمان زیان خواهد بود. در مواردی که اختیار توسط دارنده اعمال می شود، بخش 49 (3) فقط در صورتی برای نویسنده اعمال می شود که نویسنده سود یا زیان ناشی از سهام در حساب سرمایه را نیز گزارش کند، در این صورت اثرات بخش 49 (1) باطل می شود ودر عوض، درآمد حاصل از اختیار معامله در محاسبه بهای تمام شده سهام به دست آمده در نتیجه اعمال اختیار کسر می شود.
معاملات با بیش از یک نوع امنیت
33. به رسمیت شناخته شده است که گاهی اوقات یک مالیات دهنده ، به غیر از کسی که در زیر بخش 39 (4) انتخاب کرده است ، ممکن است اوراق بهادار خاصی را به عنوان یک سرمایه گذاری به دست آورد و ممکن است مانند اوراق بهادار دیگری که باید به درمان درآمد بپردازند ، بدست آورد. نمونه ای از چنین وضعیتی می تواند مالیات دهندگان باشد که دانش ویژه ای در برخی از معاملات سهم در دسترس عموم نیست اما در برخی دیگر بدون دانش خاص معامله می شود. در نتیجه ، یک مالیات دهنده می تواند در همان سال مالیات یا در سالهای مختلف مالیات ، برخی از سودها یا ضرر و زیان ناشی از معاملات در اوراق بهادار را به عنوان حساب درآمد و سایر سودها یا ضررها در حساب سرمایه گزارش دهد. با این حال ، به طور معمول ، چنین شرایطی نادر خواهد بود و پیش فرض اولیه این خواهد بود که دستاوردهای یا ضرر و زیان حاصل شده توسط یک مالیات دهنده خاص یا معاملات در اوراق بهادار ، با توجه به شرایط مالیات دهندگان ، یا همه ماهیت سرمایه یا همه آنها هستندماهیت درآمد ، همانطور که ممکن است باشد ، و در حمایت از هرگونه گزارش خلاف این دستاوردها یا ضررها ، شواهدی لازم خواهد بود. همچنین به رسمیت شناخته شده است که یک مأمور مالیات ممکن است در شرایطی که واجد شرایط سرمایه گذاری آنها باشد ، تعهدات بدهی را به دست آورد و ممکن است سهام را در ظرفیت یک معامله گر یا فروشنده بدست آورد ، یا مکالمه ممکن است وضعیت باشد. به همین ترتیب ، یک مالیات دهنده ، با توجه به اظهارنظرهای موجود در IT-346R ، ممکن است بتواند سود و زیان معاملات موجود در کالاها یا معاملات آینده کالا را به عنوان ماهیت درآمد و سود یا ضرر در معاملات در اوراق بهادار به عنوان ماهیت سرمایه گزارش دهد. یا برعکس.
تجارت با گزینههای باینری...
ما را در سایت تجارت با گزینههای باینری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : حمیدرضا پگاه
بازدید : 28
تاريخ : يکشنبه
22 مرداد
1402 ساعت: 23:17