اصول زیست شناسی

ساخت وبلاگ

انتخاب های اخلاقی ، چه جزئی و چه عمده ، هر روز در ارائه مراقبت های بهداشتی برای افراد با ارزش های متنوعی که در یک جامعه کثرت گرا و چند فرهنگی زندگی می کنند ، با ما مقابله می کنند. در مواجهه با چنین تنوع ، وقتی سردرگمی یا درگیری در مورد آنچه باید انجام شود ، می توانیم راهنماهای اخلاقی پیدا کنیم؟چنین دستورالعمل هایی باید در بین مذهبی و غیر مذهبی و برای افراد در فرهنگ های مختلف به طور گسترده قابل قبول باشد. با توجه به متغیرهای زیادی که در زمینه موارد بالینی وجود دارد و همچنین این واقعیت که در مراقبت های بهداشتی چندین اصل اخلاقی وجود دارد که به نظر می رسد در بسیاری از مواقع قابل اجرا است ، این اصول مطلق محسوب نمی شوند ، اما به عنوان راهنماهای قدرتمند در بالینی عمل می کننددارو. برخی از اصول اخلاق پزشکی قرنهاست که مورد استفاده قرار گرفته است. به عنوان مثال ، در قرن چهارم قبل از میلاد ، بقراط ، پزشک-فیلوسوفر ، به پزشکان دستور داده شده "به کمک و هیچ آسیبی" کمک کنند "(اپیدمی ، 1780). به همین ترتیب ، ملاحظات احترام به افراد و عدالت در توسعه جوامع از اولین زمان وجود داشته است. با این حال ، به طور خاص با توجه به تصمیمات اخلاقی در پزشکی ، در سال 1979 تام بیوچامپ و جیمز Childress اولین نسخه از اصول اخلاق زیست پزشکی را منتشر کردند ، اکنون در نسخه هفتم خود (2013) ، محبوبیت استفاده از اصولگرایی در تلاش برای حل مسائل اخلاقی در کلینیکدارو. در همان سال ، سه اصل احترام به اشخاص ، سود و عدالت به عنوان دستورالعمل تحقیقات مسئول با استفاده از موضوعات انسانی در گزارش بلمونت (1979) شناخته شد. بنابراین ، در هر دو پزشکی بالینی و در تحقیقات علمی به طور کلی معتقد است که این اصول حتی در شرایط منحصر به فرد نیز می توانند برای کشف وظایف اخلاقی ما در آن شرایط راهنمایی شوند.

چگونه اصول "برای یک مورد" اعمال می شود؟

به طور شهودی ، به نظر می رسد که اصول استفاده فعلی در اخلاق مراقبت های بهداشتی از ارزش بدیهی و کاربرد واضح برخوردار است. به عنوان مثال ، این تصور که پزشک "نباید به هیچ بیمار آسیب نرساند" بر چهره خود است که برای اکثر افراد قانع کننده است. یا این ایده که پزشک باید یک برنامه مراقبت را تهیه کند تا از نظر سایر گزینه های رقیب "بیشترین سود" را برای بیمار فراهم کند ، هم منطقی و هم به نظر می رسد. علاوه بر این ، قبل از اجرای برنامه مراقبت های پزشکی ، اکنون معمولاً پذیرفته شده است که به بیمار باید فرصتی داده شود تا در مورد مراقبت از خود انتخاب آگاهانه ای انجام دهد. سرانجام ، مزایای پزشکی باید به طور عادلانه توزیع شود ، به طوری که افراد با نیازهای مشابه و در شرایط مشابه با انصاف ، یک مفهوم مهم با توجه به منابع کمیاب مانند اندام های جامد ، مغز استخوان ، تشخیص گران ، روش ها و داروها درمان می شوند.

چهار اصل ذکر شده در اینجا غیر سلسله مراتبی است ، به این معنی که هیچ یک از اصولی به طور معمول "ترامپ" دیگری را انجام نمی دهد. ممکن است کسی استدلال کند که ما ملزم به در نظر گرفتن همه اصول فوق در هنگام کاربرد در مورد بالینی مورد نظر هستیم. با این حال ، هنگامی که دو یا چند اصل اعمال می شود ، ممکن است متوجه شویم که آنها درگیری هستند. به عنوان مثال ، یک بیمار مبتلا به ضمیمه حاد را در نظر بگیرید. هدف پزشکی ما باید بیشترین سود را برای بیمار فراهم کند ، نشانه ای برای جراحی فوری. از طرف دیگر ، جراحی و بیهوشی عمومی میزان کمی از خطر را برای یک بیمار سالم در غیر این صورت به همراه دارد و ما تحت تعهد "آسیب دیدن" بیمار قرار نمی گیریم. حساب عقلانی ما معتقد است كه اگر ما عمل نكنیم ، در صورت عدم عمل جراحی و بیهوشی ، در صورت عدم عمل به عمل جراحی ، در معرض خطر بسیار بیشتری قرار دارد. علاوه بر این ، ما مایل هستیم این فرضیه کار را برای آزمون گفتمان عقلانی قرار دهیم ، و معتقدیم که افراد دیگری که به طور منطقی عمل می کنند موافق خواهند بود. بنابراین ، وزن و تعادل خطرات و مزایای احتمالی به یک مؤلفه اساسی روند استدلال در استفاده از اصول تبدیل می شود.

به عبارت دیگر ، در مواجهه با هیچ ادعای رقابتی دیگر ، ما وظیفه داریم از هر یک از این اصول (یک وظیفه اولیه) حمایت کنیم. با این حال ، در شرایط واقعی ، ما باید با تعیین اینکه وزن بیشتری در مورد خاص دارد ، خواسته های این اصول را متعادل کنیم. فیلسوف اخلاقی ، دبلیو دبلیو راس ، ادعا می کند که وظایف Prima Facie همیشه الزام آور است ، مگر اینکه با وظایف قوی تر یا سختگیرانه تر مغایرت داشته باشند. وظیفه واقعی یک شخص اخلاقی که با وزن و متعادل کردن همه وظایف رقابتی پریما در هر مورد خاص تعیین می شود (فرانکنا ، 1973). از آنجا که اصول خالی از محتوا است ، کاربرد این اصل از طریق درک ویژگی ها و حقایق منحصر به فرد که زمینه را برای این پرونده فراهم می کند ، مورد توجه قرار می گیرد. بنابراین ، به دست آوردن حقایق مرتبط و دقیق یک مؤلفه اساسی این رویکرد برای تصمیم گیری است.

اصول اصلی اخلاق پزشکی چیست؟

چهار اصل رایج اخلاق مراقبت های بهداشتی ، گزیده ای از Beauchamp و Childress (2008) ، شامل موارد زیر است:

  1. اصل احترام به استقلال ،
  2. اصل عدم سوء استفاده ،
  3. اصل سود ، و
  4. اصل عدالت.

1. احترام به استقلال هرگونه مفهوم تصمیم گیری اخلاقی فرض می کند که عوامل منطقی در تصمیم گیری های آگاهانه و داوطلبانه نقش دارند. در تصمیمات مراقبت های بهداشتی ، احترام ما به استقلال بیمار ، به طور مشترک دلالت می کند که بیمار توانایی عمل عمد ، با درک و بدون کنترل تأثیراتی را دارد که در برابر یک عمل آزاد و داوطلبانه کاهش می یابد. این اصل پایه و اساس عمل "رضایت آگاهانه" در معامله پزشک/بیمار در مورد مراقبت های بهداشتی است.(همچنین به رضایت آگاهانه مراجعه کنید.)

مورد 1 در یک مفهوم اولیه، ما باید همیشه به استقلال بیمار احترام بگذاریم. چنین احترامی صرفاً یک موضوع نگرش نیست، بلکه راهی برای عمل به منظور شناخت و حتی ترویج اعمال خودمختار بیمار است. فرد خودمختار می تواند آزادانه ارزش ها، وفاداری ها یا سیستم های اعتقاد مذهبی را انتخاب کند که سایر آزادی های آن شخص را محدود می کند. به عنوان مثال، شاهدان یهوه اعتقاد دارند که پذیرش انتقال خون اشتباه است. بنابراین، در شرایط تهدید کننده زندگی که برای نجات جان بیمار نیاز به تزریق خون است، باید به بیمار اطلاع داده شود. عواقب امتناع از انتقال خون باید برای بیمار در معرض خطر مرگ ناشی از از دست دادن خون روشن شود. پزشک با مایل به "نفع" بیمار، ممکن است شدیداً بخواهد انتقال خون را انجام دهد و معتقد است که این یک "پزشکی" واضح است. سود."هنگامی که بیمار به درستی و دلسوزانه اطلاع رسانی شود، پس از آن آزاد است که تصمیم بگیرد که آیا انتقال خون را با توجه به میل شدید به زندگی بپذیرد یا از انتقال خون خودداری کند و به اعتقادات مذهبی خود در مورد نادرست بودن آن اولویت بیشتری بدهد. انتقال خون، حتی تا حد پذیرش مرگ به عنوان یک نتیجه قابل پیش بینی. این فرآیند ارتباطی باید دلسوزانه باشد و به ارزش های منحصربه فرد بیمار احترام بگذارد، حتی اگر با اهداف استاندارد زیست پزشکی متفاوت باشد.

بحث در مورد تجزیه و تحلیل مورد فوق ، پزشک وظیفه اصلی را برای احترام به انتخاب خودمختار بیمار و همچنین یک وظیفه اصلی برای جلوگیری از آسیب و تأمین مزایای پزشکی داشت. در این حالت ، که با استفاده از عمل جامعه و مفاد قانون برای اعمال آزاد دین شخص ، پزشک اولویت بیشتری را نسبت به سایر وظایف در اولویت احترام به استقلال بیمار قرار داد. با این حال ، برخی از اخلاق گرایان ادعا می کنند که در رعایت انتخاب بیمار برای دریافت خون ، اصل عدم حساسیت نیز اعمال می شود و باید با توجه به سیستم اعتقاد بیمار در مورد ماهیت مضرات ، در این حالت یک آسیب معنوی تفسیر شود. در مقابل ، در مواقع اضطراری ، اگر بیمار مورد نظر یک کودک ده ساله باشد ، و والدین از اجازه زندگی نجات خون خودداری می کنند ، در ایالت واشنگتن و سایر کشورها نیز تقدم قانونی برای پیشگیری وجود داردخواسته های والدین با درخواست قاضی دادگاه نوجوانان که از طرف دولت مجاز به محافظت از زندگی شهروندان خود ، به ویژه خردسالان است ، تا رسیدن به سن اکثریت و می تواند چنین انتخاب هایی را به طور مستقل انجام دهد. بنابراین ، در مورد کودک خردسال آسیب پذیر ، اصل اجتناب از آسیب مرگ و اصل تأمین فواید پزشکی که می تواند کودک را به سلامت و زندگی بازگرداند ، بر استقلال والدین کودک به عنوان اولویت بندی می شودتصمیم گیرندگان جانشین (مک کورمیک ، 2008).(به تصمیم گیری والدین مراجعه کنید)

2. اصل عدم سوء استفاده از اصل عدم حساسیت به ما نیاز دارد که ما به طور عمدی آسیب یا آسیب به بیمار ایجاد نکنیم ، چه از طریق اقدامات کمیسیون یا حذف. در زبان مشترک ، اگر کسی خطر بی دقتی یا غیر منطقی آسیب به دیگری را تحمیل کند ، آن را سهل انگاری می دانیم. ارائه یک استاندارد مراقبت مناسب که از خطر آسیب جلوگیری می کند یا به حداقل می رساند ، نه تنها با اعتقادات اخلاقی متداول ما بلکه توسط قوانین جامعه نیز پشتیبانی می شود (به قانون و اخلاق پزشکی مراجعه کنید). این اصل نیاز به صلاحیت پزشکی را تأیید می کند. واضح است که ممکن است اشتباهات پزشکی رخ دهد. با این حال ، این اصل یک تعهد اساسی از طرف متخصصان مراقبت های بهداشتی برای محافظت از بیماران خود را در برابر آسیب ها بیان می کند.

مورد 2 در دوره مراقبت از بیماران ، موقعیت هایی وجود دارد که در آن نوعی آسیب اجتناب ناپذیر به نظر می رسد ، و ما معمولاً از نظر اخلاقی مجبور هستیم کمتر از این دو شر را انتخاب کنیم ، اگرچه ممکن است کمتر از شرارت ها با شرایط تعیین شود. به عنوان مثال ، اگر این روش مورد نظر باعث طولانی شدن عمر شود ، بیشتر مایل به تجربه درد هستند. با این حال ، در موارد دیگر ، مانند مورد بیمار در حال مرگ در اثر کارسینوم روده دردناک ، بیمار ممکن است در صورت بازداشت قلبی یا تنفسی ، از CPR خودداری کند ، یا ممکن است بیمار از فناوری پایدار زندگی مانند دیالیز جلوگیری کندیا دستگاه تنفسدلیل چنین انتخابی مبتنی بر اعتقاد بیمار است که زندگی طولانی مدت با یک بیماری دردناک و ناتوان کننده از مرگ بدتر است ، یک آسیب بیشتر است. همچنین توجه به این نکته حائز اهمیت است که این تعیین توسط بیمار انجام شده است ، که به تنهایی اقتدار در تفسیر آسیب "بیشتر" یا "کمتر" برای خود است.(نگاه کنید به نگه داشتن یا برداشت از درمان پایدار).

بحث و گفتگو در مورد موارد دیگری وجود دارد که گیج کننده است زیرا یک عمل واحد ممکن است دو اثر داشته باشد ، یکی که اثر خوبی محسوب می شود ، دیگری اثر بد. چگونه وظیفه ما نسبت به اصل عدم سوءاستفاده ما را در چنین مواردی هدایت می کند؟نام رسمی برای اصل حاکم بر این دسته از موارد معمولاً اصل اثر مضاعف نامیده می شود. یک مثال معمولی ممکن است این سؤال باشد که چگونه می توان یک زن باردار را که به تازگی به سرطان رحم مبتلا شده است ، درمان کرد. درمان معمول ، برداشتن رحم یک درمان صرفه جویی در زندگی است. با این حال ، این روش منجر به مرگ جنین خواهد شد. از نظر اخلاقی چه عملی مجاز است ، یا وظیفه ما چیست؟در این مورد استدلال می شود که زن حق دفاع از خود را دارد و عمل هیسترکتومی با هدف دفاع و حفظ زندگی خود انجام می شود. نتیجه ناخواسته قابل پیش بینی (گرچه ناخواسته) مرگ جنین است. چهار شرط وجود دارد که معمولاً در مورد اصل اثر مضاعف اعمال می شود:

  1. ماهیت عمل. خود عمل نباید ذاتاً اشتباه باشد. این باید یک عمل خوب یا حداقل از نظر اخلاقی بی طرف باشد.
  2. قصد نمایندهنماینده فقط در نظر دارد اثر خوب ، نه اثر بد ، حتی اگر پیش بینی شود.
  3. تمایز بین وسایل و اثرات. اثر بد نباید وسیله اثر خوب باشد ،
  4. تناسب بین اثر خوب و اثر بد. اثر خوب باید بر شر مجاز و به عبارت دیگر اثر بد، بیشتر باشد.

(Beauchamp & Childress, 1994, p. 207)

خواننده ممکن است این چهار معیار را در مورد بالا اعمال کند و متوجه شود که اصل اثر مضاعف اعمال می شود و چهار شرط توسط برنامه درمانی تجویز شده نقض نمی شود.

3. اصل سودمندی معنای عادی این اصل این است که ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی وظیفه دارند برای بیمار منفعت داشته باشند و همچنین گام های مثبتی برای پیشگیری و رفع آسیب از بیمار بردارند. این وظایف عقلانی و بدیهی تلقی شده و به عنوان اهداف مناسب پزشکی پذیرفته شده است. این اصل در قلب مراقبت های بهداشتی قرار دارد و به این معناست که یک درخواست کننده رنجور (بیمار) می تواند با فردی که جامعه مجوز ارائه مراقبت های پزشکی را به او مجوز داده است، با اعتماد به اینکه هدف اصلی پزشک کمک است، وارد رابطه شود. هدف از ارائه منفعت می تواند هم برای بیماران فردی و هم برای خیر جامعه به عنوان یک کل اعمال شود. به عنوان مثال، سلامت یک بیمار خاص، هدف مناسب پزشکی است و پیشگیری از بیماری از طریق تحقیق و استفاده از واکسن، همان هدفی است که به کل جمعیت گسترش یافته است.

گاهی اوقات معتقدند که عدم النفع یک وظیفه ثابت است، یعنی هرگز نباید به دیگری آسیبی وارد کرد، در حالی که احسان یک وظیفه محدود است. یک پزشک وظیفه دارد به دنبال منافع یک یا همه بیماران خود باشد، با این حال، یک پزشک همچنین ممکن است انتخاب کند که چه کسی را در مطب خود بپذیرد، و وظیفه اکیدی برای بهره مندی از بیمارانی که در پانل تایید نشده اند را ندارد. اگر دو بیمار در یک لحظه درخواست درمان کنند، این وظیفه پیچیده می شود. ممکن است از برخی معیارهای فوریت نیاز استفاده شود، یا برخی از اصول اولویت اول، برای تصمیم گیری در مورد اینکه چه کسی باید در لحظه کمک شود.

مورد 3 یک مثال واضح در مراقبت های بهداشتی وجود دارد که در آن اصل سودمندی بر اصل احترام به استقلال بیمار اولویت دارد. این مثال از اورژانس پزشکی آمده است. هنگامی که بیمار به دلیل ماهیت شدید حادثه یا بیماری ناتوان می شود، تصور می کنیم که فرد معقول می خواهد با او برخورد پرخاشگرانه شود و با مهار خونریزی، ترمیم شکستگی یا بخیه زدن مجروح، به مداخله مفید می شتابیم.

بحث در این فرهنگ ، هنگامی که پزشک از روحیه خیرخواهانه ای در ارائه درمان سودمند عمل می کند که به نظر پزشک به نفع بیمار است ، بدون مشورت با بیمار ، یا با غلبه بر خواسته های بیمار ، "پدری در نظر گرفته می شود. واضح ترین مورد پدری توجیه شده در معالجه بیماران خودکشی که یک خطر واضح و در حال حاضر برای خود هستند ، مشاهده می شود. در اینجا ، وظیفه نیکوکاری مستلزم آن است که پزشک به نمایندگی از نجات جان بیمار یا قرار دادن بیمار در یک محیط محافظ ، با این عقیده که بیمار به خطر می افتد و نمی تواند در حال حاضر به نفع خودش عمل کند ، مداخله کند. مثل همیشه ، واقعیت های این پرونده برای قضاوت در مورد اینکه استقلال بیمار به خطر می افتد بسیار مهم است.

4- اصل عدالت عدالت در مراقبت های بهداشتی معمولاً به عنوان نوعی انصاف تعریف می شود ، یا همانطور که ارسطو یک بار گفت ، "دادن به هر آنچه که او به دست می آید". این به معنای توزیع عادلانه کالاها در جامعه است و مستلزم آن است که ما به نقش حق بپردازیم. به نظر می رسد مسئله عدالت توزیع کننده به این واقعیت بستگی دارد که برخی از کالاها و خدمات کمبود دارند ، کافی نیست که به اطراف خود بپردازند ، بنابراین باید برخی از وسایل منصفانه برای اختصاص منابع کمیاب مشخص شود.

به طور کلی برگزار می شود که افرادی که برابر هستند باید واجد شرایط درمان برابر باشند. این امر در استفاده از Medicare ، که در دسترس همه افراد بالای 65 سال است ، به وجود آمده است. این دسته از افراد با توجه به این یک عامل ، سن آنها برابر است ، اما معیارهای انتخاب شده چیزی در مورد نیاز یا عوامل قابل توجه دیگر در مورد افراد در این گروه نمی گویند. در حقیقت ، جامعه ما از عوامل مختلفی به عنوان معیارهایی برای عدالت توزیع کننده استفاده می کند ، از جمله موارد زیر:

  1. به هر شخص سهم برابر
  2. به هر شخص با توجه به نیاز
  3. به هر شخص با توجه به تلاش
  4. به هر شخص با توجه به سهم
  5. به هر شخص با توجه به شایستگی
  6. به هر شخص با توجه به مبادلات بازار آزاد

(Beauchamp & Childress ، 1994 ، ص 330)

جان راولز (1999) و دیگران ادعا می کنند که بسیاری از نابرابری هایی که ما تجربه می کنیم نتیجه "قرعه کشی طبیعی" یا "قرعه کشی اجتماعی" است که فرد آسیب دیده مقصر نیست ، بنابراین ، جامعه باید حتی به زمین بازی کمک کندبا تأمین منابع برای کمک به غلبه بر وضعیت محروم. یکی از بحث برانگیزترین مسائل مربوط به مراقبت های بهداشتی مدرن این سؤال مربوط به "چه کسی حق مراقبت های بهداشتی دارد؟"یا به روش دیگری بیان کرد ، شاید به عنوان یک جامعه ، ما می خواهیم سودمند و منصفانه باشیم و بدون توجه به توانایی پرداخت ، حداقل مراقبت های بهداشتی مناسب برای همه شهروندان را ارائه دهیم. Medicaid همچنین برنامه ای است که برای کمک به تأمین اعتبار مراقبت های بهداشتی برای افراد در سطح فقر طراحی شده است. با این حال ، در مواقع رکود اقتصادی ، هزاران خانواده زیر سطح فقر از رول Medicaid به عنوان مانور صرفه جویی در هزینه پاک شده اند. اصل عدالت انگیزه ای قوی برای اصلاح سیستم مراقبت های بهداشتی ما است به طوری که نیازهای کل جمعیت در نظر گرفته می شود. خواسته های اصل عدالت باید در بستر بیماران فردی اعمال شود بلکه به صورت سیستماتیک در قوانین و سیاست های جامعه که حاکم بر دسترسی جمعیت به مراقبت های بهداشتی است ، اعمال می شود. کارهای زیادی در این عرصه باید انجام شود.

خلاصه و نقد

این چهار اصل که در حال حاضر در اخلاق مراقبت های بهداشتی عمل می کنند ، حتی قبل از محبوبیت گسترده در اخلاق مشترک جامعه ما ، حتی قبل از محبوبیت بسیار گسترده به عنوان راهنماهای اخلاقی در اخلاق پزشکی طی چهل و یک سال گذشته از طریق کار اخلاق گرایان مانند Beauchamp و Childress ، دارای سابقه طولانی در اخلاق مشترک جامعه ما بودند. در مواجهه با شرایط اخلاقی مبهم در مراقبت های بهداشتی ، ظرافت های استفاده از آنها از طریق برنامه های بی شماری تصفیه شده است. برخی از زیست شناسان ، مانند برنارد گرت و همکارانش (1997) ، استدلال می کنند که به استثنای غیر دلهره ، این اصول به عنوان راهنماهای اخلاقی به عنوان آنها بسیار غیر خاص هستند ، به نظر می رسد که به سادگی تصمیم گیرنده را به ملاحظات یادآوری می کنند که باید در نظر گرفته شود که باید در نظر گرفته شودواددر واقع ، Beauchamp و Childress ادعا نمی کنند که اصولگرایی یک نظریه اخلاقی کلی را ارائه می دهد ، بلکه آنها سودمندی این اصول را در تأمل بر مشکلات اخلاقی و حرکت به سمت قطعنامه اخلاقی تأیید می کنند. گرت همچنین متهم می کند که اصولگرایی نتوانسته است بین قوانین اخلاقی و آرمانهای اخلاقی تمایز قائل شود و همانطور که قبلاً نیز گفته شد ، هیچ روش توافق شده ای برای حل و فصل درگیری ها وجود ندارد وقتی که دو اصل مختلف در مورد آنچه باید انجام شود ، مغایرت داشته باشد. وی ادعا می کند که رویکرد خودش ، اخلاق مشترک ، جذابیت از تأمل منطقی و باز برای شفافیت و تبلیغات ، یک رویکرد مفیدتر است (گرت ، کالور و کلوزر ، 1997). علاوه بر این ، Bioethicst آلبرت جونسن و همکارانش (2010) در کار خود ادعا می کنند که به منظور استفاده دقیق از این اصول در شرایط بالینی ، کاربرد آنها باید با زمینه یک مورد خاص شروع شود.(به ابزارهای زیستی مراجعه کنید) ..

این مقاله به عنوان مقدمه مختصری در مورد استفاده از اصول اخلاقی در اخلاق مراقبت های بهداشتی است. دانش آموزان اخلاق بالینی اطلاعات اضافی و تجزیه و تحلیل عمیق تر را در خوانش های پیشنهادی در زیر پیدا می کنند.

منابع

Beauchamp T ، Childress J. اصول اخلاق زیست پزشکی ، نسخه 7. نیویورک: انتشارات دانشگاه آکسفورد ، 2013.

فرانکنا ، WK. اخلاق ، چاپ دوم. Englewood Cliffs ، NJ: Prentice-Hall ، 1973. Gert B ، Culver CM ، Clouser KD ، Bioethics بازگشت به اصول. نیویورک: انتشارات دانشگاه آکسفورد ، 1997.

بقراطتاریخ اپیدمی. ساموئل فار (ترانس.) لندن: T. Cadell ، 1780.

Jonsen A ، Siegler M ، Winslade W. اخلاق ، چاپ هفتم. New York: McGraw-Hill Medical ، 2010.

مک کورمیک ، tr. مسائل اخلاقی ذاتی شاهدان یهوه. کلینیک های پرستاری بعد از عمل 2008 ؛ 3 (3): 253-259.

راولز J. نظریه عدالت. کمبریج ، کارشناسی ارشد: انتشارات دانشگاه هاروارد ، 1999.

مباحث/پیوندهای بحث مرتبط

رضایت آگاهانه ، تصمیم گیری والدین ، خودداری یا عقب نشینی از درمان پایدار ، ابزارهای زیستی

Thomas R. McCormick ، D دانشکده ، دانشگاه زیست شناسی و دانشگاه واشنگتن

تجارت با گزینه‌‌های باینری...
ما را در سایت تجارت با گزینه‌‌های باینری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : حمیدرضا پگاه بازدید : 48 تاريخ : پنجشنبه 21 ارديبهشت 1402 ساعت: 15:39