جمع آوری پاسخ های رفتاری قابل اعتماد به صدا از افراد دارای اختلال حرکتی یا رشد قابل توجهی ، شایع ترین انواع ناتوانی همراه در کودکان مبتلا به کم شنوایی ، می تواند چالش برانگیز باشد (به عنوان مثال ، موسسه تحقیقات گالودت ، 2011). هدف از این مطالعه ، آزمایش امکان استفاده از یک روش مبتنی بر انتخاب 2 واسطه ، اجباری ، ناظر برای افراد در نظر گرفته شده با استفاده از ارزیابی های شنوایی رفتاری است.
روش
شرکت کنندگان 5 کودک مبتلا به اختلال حرکتی و رشد ، سنین 5 تا 15 سال بودند (M = 11. 6 ، SD = 4. 6). توانایی های عملکردی همه شرکت کنندگان بیشتر از 2 SD زیر میانگین بود ، همانطور که توسط فرم رتبه بندی مراقب والدین Vineland-II اندازه گیری شد. شرکت کنندگان یا یک گوینده مرد را گوش می دادند که کلمه "زمین بازی" یا یک صدای زرنگ 1000 هرتز را نشان می دهد ، که از طریق هدفون درج یا بلندگو فیلد صوتی ارائه شده است. یک ناظر ، کور به ارائه سیگنال ، 1 از 2 فواصل زمانی را انتخاب کرد و تعیین کرد که حاوی سیگنال فقط بر اساس رفتار شرکت کننده است. معیار زمانی حاصل شد که ناظر به طور صحیح فاصله حاوی سیگنال را برای 8 از 10 آزمایش گذشته مشخص کرد.
نتایج
معیار 80 ٪ صحیح برای همه شرکت کنندگان برآورده شد ، که امکان استفاده در کودکان مبتلا به اختلال حرکتی یا رشد را نشان می دهد. دو شرکت کننده با استفاده از یک روش ردیابی تطبیقی مورد آزمایش قرار گرفتند. برآورد آستانه قابل اعتماد برای هر دو کودک بدست آمد. این روش نوید را برای کودکانی که در انجام ارزیابی های شنوایی رفتاری در حال حاضر در حال استفاده از نظر بالینی هستند ، ارائه می دهد.
شیوع ناتوانی های اضافی در کودکان مبتلا به کم شنوایی تقریباً 30 ٪ -60 ٪ است ، که معمولاً شامل اختلالات حرکتی یا رشد است (دارین ، هاننر ، و تیرینگر ، 1997 ؛ موسسه تحقیقات گالودت ، 2011 ؛ ون ناارد بررون و همکاران ، 2015 ؛Van Naarden ، Decouflé ، & Caldwell ، 1999). جدیدترین بررسی منطقه ای و ملی پژوهشگاه گالودت ، از جمله داده های بیش از 37000 کودک مبتلا به کم شنوایی ، لیست عقب ماندگی ذهنی (8. 3 ٪) ، ناتوانی یادگیری (8 ٪) ، اختلال کمبود توجه یا اختلال کمبود توجه/بیش فعالی (5. 4 ٪) ، تأخیر در رشد (5. 3 ٪) و اختلال ارتوپدی (4. 4 ٪) به عنوان پنج ناتوانی متداول اضافی که برای کودکان مبتلا به کم شنوایی مشخص شده است (موسسه تحقیقات گالودت ، 2011). داده های اپیدمیولوژیک برای کودکان در انگلستان (17160 نفر =) تأخیر در رشد و فلج مغزی را به عنوان سوم و چهارم ناتوانی های شیوع که توسط کودکان مبتلا به کم شنوایی تجربه می شود ، به ترتیب نشان می دهد (Fortnum ، Marshall ، & Summerfield ، 2002). مشاهدات مشابه به صورت طولی در مقیاس کوچکتر انجام شده است. به عنوان مثال ، برآوردهای مداوم از منطقه متروپولیتن آتلانتا ، ناتوانی فکری و فلج مغزی را به عنوان دو ناتوانی شایع که در کودکان مبتلا به کم شنوایی مشخص شده است ، گزارش می دهد ، با اختلال طیف اوتیسم به سرعت در شیوع افزایش می یابد (ون نواردن برون و همکاران ، 2015 ؛ ون ناارد و همآل. ، 1999).
به خوبی مشخص شده است که شناسایی و مداخله اولیه باعث ایجاد گفتار ، زبان و نتایج آموزشی بهینه برای همه کودکان مبتلا به کم شنوایی می شود (به عنوان مثال ، مولر ، 2000). مهمتر از همه ، مزایای مشابه مرتبط با شناسایی و مداخله زودهنگام برای کودکان مبتلا به کم شنوایی که دارای معلولیت اضافی هستند و همتایان آنها بدون معلولیت اضافی مشخص شده است (به عنوان مثال ، Cupples et al. ، 2018 ؛ Yoshinaga-itano ، Sedey ، Coulter ، & Mehl ،1998). بر این اساس ، کمیته مشترک در مورد شنوایی نوزادان ، غربالگری شنوایی جهانی تازه متولد شده را تا 1 ماه سن توصیه می کند ، آزمایش تشخیصی کامل تا 3 ماهگی برای نوزادانی که غربالگری را پشت سر نمی گذارند ، و مداخله 6 ماهگی برای نوزادان با کاهش شنوایی تأیید شده (کمیته مشترک دادرسی نوزادان ، 2007). علاوه بر این ، ارزیابی به موقع شنوایی به موقع برای نوزادان و کودکان مبتلا به عوامل خطر برای کاهش شنوایی پیشرونده ، مانند عفونت سیتومگالوویروس ، تشخیص اختلال عصبی و دریافت اکسیژن رسانی غشایی خارج از بدن یا شیمی درمانی توصیه می شود (کمیته مشترک شنوایی نوزادان ، 2007). برای کودکان مبتلا به کم شنوایی و ناتوانی های اضافی ، کم شنوایی از دست رفته یا تحت کنترل می تواند تأثیرات آبشار بر گفتار ، زبان و پیامدهای آموزشی داشته باشد. ورودی شنوایی کافی همچنین ممکن است از نتایج بهینه برای سایر مداخلات درمانی با تکیه بر دستورالعمل کلامی و تقویت جلوگیری کند (به عنوان مثال ، فیزیوتراپی ، کاردرمانی ؛ راول ، 2010). توانایی ارزیابی دقیق و مدیریت کاهش شنوایی ، پیشرو اساسی برای شروع هرگونه استراتژی مداخله مؤثر برای کودکان مبتلا به کم شنوایی و سایر معلولیت ها است.
پاسخ های رفتاری به صدا ، مطمئن ترین و دقیق ترین منبع اطلاعاتی است که ما در مورد شنوندگان انسانی شنیدیم ، نمایانگر عملکرد کل مسیر شنوایی ، از حاشیه شنوایی تا قشر (Dworsack-Dodge et al. ، 2012 ؛ Widen ، 1993)بشربا این حال ، همه شنوندگان قادر به ارائه پاسخ های متعارف به صدا نیستند که با تکنیک های شنوایی رفتاری فعلی انتظار می رود. این تکنیک ها در پاسخ به صدا مانند فشار دادن یک دکمه (شنوایی سنجی معمولی) ، قرار دادن یک بلوک اسباب بازی در یک سطل (شنیداری پخش کننده) یا چرخش سر (شنوایی تقویت کننده بصری ؛ VRA) به عملکرد شنونده قابل اعتماد و به موقع نیاز دارند. این نوع پاسخ های رفتاری ممکن است برای شنوندگان با اختلالات حرکتی یا رشد قابل توجهی غیرقابل تحمل یا به تأخیر بیفتد.
یک گزینه جایگزین برای برآورد حساسیت شنوایی از طریق اندازه گیری های عینی مانند آزمایش پاسخ ساقه مغز (ABR) است که از الکترودهایی استفاده می کند که پاسخ عصب شنوایی را به صداها ضبط می کنند. اگرچه آزمایش ABR ممکن است برای جمعیت هایی که برای آزمایش رفتاری چالش برانگیز هستند ، مفید باشد ، اما داده های به دست آمده منعکس کننده عملکرد شنوایی در ساقه مغز یا زیر آن هستند. این تنها اطلاعات جزئی در مورد یکپارچگی مسیر شنوایی و توانایی های شنوایی عملکردی ارائه می دهد. محدودیت دیگر این است که ABR برای برآورد حساسیت شنوایی در کودکان مبتلا به اختلالات شنوایی مؤثر بر همزمانی عصبی (به عنوان مثال ، نوروپاتی شنوایی) مناسب نیست. سرانجام ، آزمایش ABR نسبت به حرکت شنونده و سر و صدا بسیار حساس است ، و شرکت کنندگان را ملزم می کند تا برای مدت زمان ارزیابی ، در حالت بسیار استراحت یا خواب باقی بمانند ، که می تواند 1-2 ساعت طول بکشد. در نتیجه ، ممکن است آرام بخش برای به حداکثر رساندن احتمال دستیابی به نتایج موفقیت آمیز مورد نیاز باشد. این خطر بالقوه برای عوارض پزشکی قابل توجه را ایجاد می کند و ممکن است برای کودکان مبتلا به اختلالات حرکتی یا رشد که دارای شرایط پزشکی دیگر مانند ناهنجاری های قلبی عروقی یا بیماری تنفسی و عفونت هستند ، قابل توجیه نباشد (Krauss & Green ، 2006 ؛ Tobias & Leder ، 2011).
روش های مبتنی بر مشاهده گر جایگزین های بالقوه ای را برای آزمایش افرادی ارائه می دهند که قادر به پاسخگویی قابل اعتماد با استفاده از ارزیابی های شنوایی سنجی رفتاری سنتی نیستند. این روش ها برای ارزیابی طیف گسترده ای از توانایی های شنوایی در نوزادان و کودکان نوپا، از جمله تشخیص تن در سکوت، محلی سازی، تشخیص شکاف و تمایز فرکانس مورد استفاده قرار گرفته اند (Dasika, Weer, Norton, Nie, & Rubinstein, 2009; Grieco-Calub, Litovsky، & Weer، 2008؛ Morrongiello، Fenwick، & Chance، 1990؛ Olsho، Koch، Carter، Halpin، & Spetner، 1988؛ Olsho، Koch، & Halpin، 1987؛ Weer & Gillenwater، 1990؛ Weer، Halpin،اسپتنر و گیلن واتر، 1992). روش روان فیزیکی مبتنی بر مشاهده گر تک بازه ای (OPP) که توسط اولشو، کخ، هالپین و کارتر (1987) ایجاد شد، از شرطی سازی عامل برای تقویت پاسخ های نوزاد به محرک های شنوایی استفاده می کند. در OPP، ناظر نسبت به اینکه آیا سیگنالی در یک آزمایش مشخص رخ داده است یا خیر، کور است. ناظر باید وجود یا عدم وجود سیگنال را در طول آزمایش تنها بر اساس رفتار شنونده تعیین کند. بسته به سن شنونده، رفتارهای معمولی شامل چرخش سر، دارت چشم، توقف مکیدن یا حرکات دیگر و گشاد شدن چشم است (واتروس، مک کانل، سیتون و فلیت، 1975). تقویت بصری و اجتماعی زمانی به شنونده ارائه می شود که ناظر آزمایش هایی را که در آن سیگنال ارائه شده است به درستی شناسایی کند (به عنوان مثال، فعال کردن یک اسباب بازی مکانیکی روشن در یک جعبه پلکسی گلاس).
VRA و OPP مشابه هستند ، به این ترتیب که هر دو به تهویه عمل متکی هستند. علاوه بر این ، تحقیقات قبلی نشان داده است که OPP و VRA آستانه های مشابه تشخیص تون خالص را در طیف وسیعی از فرکانس ها دارند (اولسو ، کوچ ، هالپین ، و کارتر ، 1987). با این حال ، چندین تفاوت مهم بین VRA و OPP وجود دارد. یک تفاوت اساسی بین دو روش این است که VRA تحت تأثیر تعصب آزمایش کننده قرار می گیرد زیرا ناظر ارائه سیگنال ها را آغاز می کند. دانستن زمان ارائه سیگنال ممکن است بر تصمیم ناظر در مورد اینکه آیا شنونده پاسخی داده است یا خیر ، تأثیر بگذارد. در OPP ، ناظر هر آزمایش را آغاز می کند اما از ارائه سیگنال کور می شود یا خیر. این فرصتی را برای پذیرش انواع پاسخ های شنونده به صدا فراهم می کند ، مشروط بر اینکه این پاسخ ها قابل اعتماد باشند. اگرچه VRA در شنوندگان با سن رشد زیر 6 ماه از ابزارهای محدودی برخوردار است (Gans & Gans ، 1993) ، OPP می تواند در نوزادان تا سن 1 ماهگی مؤثر باشد (Weer & Gillenwater ، 1990). انعطاف پذیری OPP از لحاظ پذیرش انواع پاسخ های رفتاری به صدا ، ابزار آشکار برای ارزیابی کودکان با اختلالات حرکتی و رشد است ، زیرا پاسخ آنها ممکن است ظریف ، تأخیر یا متناقض باشد. این واقعیت که ناظر به نوع آزمایشی کور شده است در برابر تعصب پاسخ ناظر محافظت می کند ، و اطمینان به تخمین قابلیت اطمینان پاسخهای رفتاری برای یک کودک معین می دهد.
یک چالش مرتبط با OPP تک فاصله این است که آموزش برای آشنایی ناظران بی تجربه با رفتارهای مشترک مرتبط با پاسخ به صدا و کاهش میزان زنگ هشدار ناظر (Olsho ، Koch ، Halpin ، & Carter ، 1987) لازم است. اصلاح OPP تک نتیجه ای که می تواند برای ناظران برای تشخیص پاسخ های ظریف به محرک های شنوایی آسانتر شود ، استفاده از یک روش انتخاب اجباری دو فاصله (2IFC) است. در OPP منفرد ، ناظر باید در مورد مشاهده آنها در مورد ارائه سیگنال "بله" یا "نه" را نشان دهد. در روش مبتنی بر Observer 2IFC ، سیگنال در هر آزمایش در یکی از دو فواصل زمانی ارائه می شود. ناظر باید تصمیم بگیرد که کدام فاصله حاوی سیگنال است.
Browning ، Buss و Leibold (2014) امکان و کارآیی یک روش مبتنی بر Observer 2IFC را با استفاده از یک سر و صدای پهنای باند فیلتر شده با 500 میلی ثانیه برای نوزادان 7 تا 9 ماهه با شنوایی طبیعی ارزیابی کردند. این سیگنال در یکی از دو فواصل زمانی 500 میلی ثانیه ارائه شده است ، که از نظر بصری در زمان واقعی مشخص شده است ، با فاصله بین Interstimulus 300 MS (ISI) از هم جدا شده است. به ناظران پس از هر آزمایشی که نشان دهنده فاصله سیگنال بود ، بازخورد داده شد. شرکت کنندگان با فعال سازی و روشنایی یک اسباب بازی مکانیکی تقویت شدند که ناظر به درستی آزمایشات را که در آن سیگنال ارائه شده بود ، شناسایی کرد. این تقویت اسباب بازی برای حفظ رابطه زمانی مداوم بین سیگنال و تقویت ، صرف نظر از اینکه سیگنال در بازه اول یا دوم رخ داده است ، به پایان رسیده است. نتایج این مطالعه نشان داد که یک روش مبتنی بر ناظر 2IFC برای استفاده با نوزادانی که شنوایی طبیعی داشتند ، امکان پذیر است. علاوه بر این ، آزمایشات کمتری برای دستیابی به معیار تشخیص 80 ٪ صحیح برای روش مبتنی بر 2IFC Observer در مقایسه با مطالعات قبلی با استفاده از OPP تک بین (به عنوان مثال ، Leibold & Weer ، 2006 ؛ Weer & Boike ، 2001). این افزایش راندمان تست برای روش مبتنی بر 2IFC Observer ممکن است با کاهش تلاش مورد نیاز برای مشاهده تغییر در رفتار نوزادان بین دو فاصله گوش دادن در مقایسه با تلاش مورد نیاز برای تعیین یک رفتار مرتبط با تشخیص سیگنال بر اساس بازخورد کار همراه باشد. مجموعه ای از محاکمات ، مانند OPP تک درونی.
روش مبتنی بر ناظر 2IFC می تواند توانایی ما در ارزیابی شنوایی در شنوندگان با اختلالات قابل توجه رشد یا حرکتی را به طور قابل توجهی بهبود بخشد زیرا این امر طیف گسترده ای از پاسخ های شنونده را در خود جای می دهد ، در برابر تعصب امتحان محافظت می کند ، و ممکن است کارآمدتر از روشهای تک هدف باشد (Browning ETآل. ، 2014). هدف از این مطالعه آزمایش امکان سنجی یک روش مبتنی بر 2IFC برای ارزیابی رفتاری شنوایی در کودکان مبتلا به اختلال حرکتی و رشد بود. امکان سنجی با تعیین میزان موفقیت جفت های شرکت کننده/ناظر برای دستیابی به معیار ، به عنوان شناسایی صحیح ناظر از فاصله حاوی سیگنال برای هشت مورد از 10 آزمایش آخر در یک جلسه آزمایشی واحد مورد بررسی قرار گرفت. قابلیت اطمینان برای برآورد آستانه شنوایی از طریق بازرسی بصری آهنگ های تطبیقی ، تعیین دامنه معکوس ، ارزیابی نرخ ضربه کاوشگر و مقایسه برآورد آستانه در طی یک فرد ، از نظر کیفی در زیر مجموعه ای از کودکان مورد بررسی قرار گرفت.
روش
شركت كنندگان
کودکان بین 5 تا 15 سال با اختلال حرکتی یا رشد قابل توجهی برای مشارکت در طی یک دوره 2 ساله در دو محل آزمایش (دانشگاه کارولینای شمالی و بیمارستان ملی تحقیقات ملی پسران) استخدام شدند. از کودکان و بدون کم شنوایی برای شرکت در این کشور دعوت شد. معیارهای استخدام برای به حداکثر رساندن فرصت ها برای ثبت نام شرکت کنندگان گسترده بود. مراحل مطالعه توسط هیئت های بررسی نهادی در دانشگاه کارولینای شمالی و بیمارستان تحقیقات ملی پسران شهر تصویب شد. رضایت آگاهانه پس از فرآیندی که شامل یک بررسی رسمی از مدارک رضایت بخش ، یک تور غیررسمی از فضای آزمایشگاهی و آشنایی با غرفه صدا و مواد مطالعه شده بود ، بدست آمد. والدین کودکانی که قادر به نشان دادن رضایت نیستند (به عنوان مثال ، ارائه امضای ، به طور کلامی موافق است) رضایت فرزندان خود را ارائه داد ، و دلیل تکمیل فرم رضایت کودک ، مستند شد و به هیئت بررسی نهادی ارسال شد. والدین در مورد حق عقب نشینی مشاوره می شدند و کارکنان تحقیق کودکان را از نزدیک به علائم ناراحتی یا پریشانی تحت نظارت قرار می دادند.
برای این گزارش از پنج کودک برای شرکت در شرکت به عنوان C1 تا C5 موافقت شد. تشخیص شرکت کنندگان شامل فلج مغزی (3 نفر) ، اوتیسم (1 نفر) و اختلال متابولیک همراه با تاخیر حرکتی و رشد (1 نفر) بود. میانگین سنی شرکت کنندگان 11. 6 سال بود (SD = 4. 6 سال ، دامنه: 5-15 سال). سه کودک از دست دادن شنوایی شناخته شده بودند و تقویت دو طرفه را پوشیدند یا در روند بدست آوردن تقویت بودند. قبل از آزمایش ، مراقبان کلیه شرکت کنندگان نشان دادند که برخی از تأخیر حرکتی و رشد و رشد و یا عدم دستیابی به اطلاعات معتبر در مورد حساسیت شنوایی از طریق شنوایی سنجی رفتاری در یک محیط بالینی را نشان می دهند. جزئیات اضافی در مورد شرکت کنندگان در زیر ارائه شده است.
بررسی والدین
در حین آزمایش ، یک والدین یا سرپرست فرم رتبه بندی والدین/مراقب Vineland-II را تکمیل کردند (Vineland-II ؛ Sparrow ، Cicchetti ، & Balla ، 2005) ، برای ارزیابی توسعه و عملکرد افراد با و بدون معلولیت طراحی شده است. Vineland-II تخمین رفتار تطبیقی را ارائه می دهد ، که به عنوان عملکرد فعالیت های مورد نیاز برای کفایت شخصی و اجتماعی تعریف شده است. این سازه با تأیید اینکه رفتار تطبیقی مربوط به سن است ، تعریف شده توسط انتظارات و استانداردهای افراد در جامعه شخص ، قابل اصلاح و تعریف شده توسط عملکرد معمولی است ، نه توانایی.
محرک
سیگنال هدف یا ضبط کلمه "زمین بازی" تولید شده توسط یک گوینده مرد بالغ ، با مدت زمان 815 میلی ثانیه یا یک صدای جنگی 1000 هرتز بود که به مدت 500 میلی ثانیه با افزایش 10 میلی ثانیه و زمان سقوط بود. دلیل استفاده از محرکهای گفتار و تنال ، ارائه انعطاف پذیری آزمایش به منظور به حداکثر رساندن فرصت ها برای موفقیت بود. سیگنال هدف توسط کارکنان تحقیق بر اساس پاسخگویی مشاهده شده کودک قبل از جلسه گوش دادن و مکالمه با والدین بر اساس رفتارهای معمولی کودک در خارج از آزمایشگاه انتخاب شد. تحقیقات قبلی نشان داده است که گفتار به احتمال زیاد پاسخ بدون قید و شرط نسبت به تن های خالص ایجاد می کند (به عنوان مثال ، Hoversten & Moncur ، 1969). پس از انتخاب ، از همان هدف برای تمام مراحل آزمایش استفاده شد.
در هر آزمایش ، سیگنال هدف در یکی از دو فواصل گوش دادن به آرامش ارائه شد. زمان بین دو فواصل از 900 تا 1200 میلی ثانیه ، برای هر شرکت کننده بر اساس زمان پاسخ آنها تنظیم شده است. داعش 300 میلی ثانیه با موفقیت با نوزادان در حال رشد در یک پارادایم مبتنی بر 2IFC Observer در آزمایشگاه ما اجرا شده است (براونینگ و همکاران ، 2014). طیف وسیعی از داعش طولانی تر از آنچه قبلاً استفاده می شد در این مطالعه برای قرار دادن پاسخ حرکتی تأخیر در پیش بینی شده شرکت کننده انجام شد. آزمایش آزمایشی حداکثر ISI از 1200 ms را به منظور شرکت کنندگان در ایجاد موفقیت آمیز و حفظ رابطه بین سیگنال هدف و تقویت پاسخ نشان داد. مشابه روش مورد استفاده برای تعیین سیگنال هدف ، مدت زمان ISI بر اساس مشاهده رفتارهای کودک و مکالمات با والدین بر اساس رفتارهای معمولی کودک در خارج از محیط آزمایشگاهی انتخاب شد. تنظیمات به ISI در مرحله اول آزمایش انجام شد (به عنوان مثال ، مرحله تهویه ، که در زیر شرح داده شده است) ، اما پس از تعیین ISI مناسب ، هیچ تنظیم دیگری انجام نشده است.
از نرم افزار سفارشی برای کنترل تولید و ارائه محرک استفاده شد (MATLAB ، MATHWORKS). محرک ها تقویت شدند (تحقیق و فناوری کاربردی ، SLA4) و از طریق هدفون درج ER-1 (Etymotic Research ، Inc.) به سه شرکت کننده ارائه شد. دو شرکت کننده از طریق یک بلندگو صدا (Radioear SP90 ، Radioear) در 45 درجه آزیموت و ارتفاع 0 درجه به محرک ها گوش دادند. یکی از شرکت کنندگان که در زمینه صدا آزمایش شده بود ، در حین آزمایش زمینه صدا ، تقویت شخصی را پوشید.
تقویت پاسخ شرکت کنندگان
قبل از جلسه آزمون از مراقبان در مورد نیازها و ترجیحات فرزندشان سؤال شد و تقویت بصری متناسب با نیازهای شرکت کننده به صورت فردی ، همانطور که در زیر توضیح داده شده است. تقویت اجتماعی برای همه شرکت کنندگان فراهم شد.
روش
جلسات آزمون تقریباً 60-90 دقیقه به طول انجامید ، از جمله جلسه گوش دادن کودک و تکمیل مراقب Vineland-II. جلسه گوش دادن تقریباً 30 دقیقه به طول انجامید ، از جمله حداکثر سه مرحله: (الف) تهویه ، (ب) تعیین معیار ، و (ج) تخمین آستانه. یک ناظر ، نابینا از ارائه محرک ، در یک رایانه در مقابل پنجره ای نشسته بود که به یک غرفه تست با صدا و سیما نگاه می کرد. نقش Observer شامل مدیریت نرم افزار مورد استفاده برای کنترل آزمایشی ، شروع آزمایشات و نظارت بر رفتارهای شرکت کنندگان بود. فواصل گوش دادن به صورت بصری در مانیتور رایانه نشان داده شد. ناظر بازخوردی دریافت کرد که در مورد کدام بازه حاوی محرک پس از ارائه پاسخ در پایان یک آزمایش است. مطابق با تحقیقات قبلی با استفاده از پارادایم های مبتنی بر ناظر و 2IFC ، تقویت شده ، هنگامی که ناظر به درستی آزمایشاتی را که سیگنال در آن ارائه شده بود ، به شنونده ارائه می داد (به عنوان مثال ، براونینگ و همکاران ، 2014 ؛ اولشو ، کوچ ، هالپین ، و و وکارتر ، 1987). یک دستیار در داخل غرفه نشسته بود که حداکثر دو وظیفه اصلی را انجام می داد. دستیار تقویت بصری را برای شرکت کنندگان با اختلالات بینایی (به عنوان مثال ، فعال کردن یک اسباب بازی روشن در مجاورت شرکت کننده) و تقویت پاسخ تکمیلی به همه شرکت کنندگان با استفاده از عبارات دلگرم کننده و ستایش هنگامی که ناظر به درستی آزمایشاتی را که در آن سیگنال ارائه شده بود ، شناسایی کرد. آنها همچنین با ناظر همکاری کردند تا مشخص کنند چه موقع پاسخ به سیگنال برای بیشتر جلسات گوش دادن رخ داده است. اگرچه این یک رابطه مشترک بود ، ناظر مسئولیت تعیین نهایی بازه ای را که در آن سیگنال رخ داده است ، بر عهده داشت. دستیار و ناظر در بیشتر جلسات گوش دادن از طریق یک سیستم میکروفون از راه دور ارتباط برقرار کردند و به دستیار این امکان را می داد که بداند چه زمانی دو فواصل زمانی اتفاق می افتد. برای یک شنونده (C5) ، دستیار برای ارائه سیگنال کور نبود. در این حالت ، از سیستم میکروفون از راه دور استفاده نشده است ، و دستیار از همکاری با ناظر برای تعیین فاصله پاسخ خودداری کرد.
ناظر/جفت دستیار
داده ها توسط شش نفر جمع آوری شد که چهار نفر از آنها یا تکمیل شده یا در حال تکمیل یک دکترای بالینی در برنامه شنوایی شناسی با تمرکز در شنوایی شناسی کودکان بودند. دو پرسنل تحقیقاتی دیگر حداقل 1 سال تجربه کار با کودکان در آزمایشگاه ما داشتند. آموزش خاص در روش مبتنی بر 2IFC Observer در آزمایشگاه ما شامل مشارکت فارغ التحصیل از ناظر منفعل جمع آوری داده ها ، برای آزمایش دستیار ، به ناظر اصلی است. آموزش توسط آموزش Didactic و مباحث مقاله ژورنال تکمیل می شود. میزان کارکنان تحقیق آموزشی که قبل از مشارکت در جمع آوری داده ها برای این مطالعه دریافت شده است ، بر اساس تجربه قبلی آنها در مورد شنوایی شناسی کودکان و مراحل آزمایش مبتنی بر ناظر متفاوت است.
برای این مطالعه برای ارزیابی امکان سنجی برای استفاده در محیط های آزمایشی متشکل از آزمایش کنندگان مختلف بالقوه (به عنوان مثال ، کلینیک های شنوایی کودکان با حجم بالا ، آزمایشگاه های تحقیقاتی بزرگ) برای این مطالعه مورد استفاده قرار گرفت. جفت ناظر/دستیار برای هر شرکت کننده بر اساس در دسترس بودن کارکنان در زمان آزمایش متفاوت است. برای به حداکثر رساندن امکان برای جمع آوری داده های موفق ، ناظر در جفت ناظر/دستیار همیشه فردی بود که دارای آموزش در شنوایی شناسی کودکان بود. ناظر و دستیار به نوع محرکهای هدف مورد استفاده در یک جلسه آزمایش کور نشده بودند. دانش از محرک های هدف برای توصیف کار برای والدین و شرکت کنندگان و در طول تقویت پاسخ شرکت کنندگان استفاده شد.
مرحله تهویه
مرحله تهویه شامل ارائه محرک در 70 دسی بل SPL (C1 ، C2 ، C4 و C5) یا 80 dB SPL (C3) در دوم از دو فواصل زمانی بود. این سطح ارائه با این انتظار انتخاب شد که برای شرکت کنندگان به وضوح قابل شنیدن باشد. در این مرحله ، رابطه بین ارائه محرک و تقویت برقرار شد. این مرحله همچنین به ناظر اجازه می دهد تا با پاسخ های شرکت کننده به محرک ها آشنا شود. مرحله تهویه هنگامی به پایان رسید که ناظر از نظر ذهنی تعیین کند که کودک با موفقیت شرط شده و پاسخ های مداوم مشاهده می شود ، پس از حداقل سه آزمایش.
مرحله معیار
در مرحله معیار ، محرک در یکی از دو فواصل گوش دادن ارائه شد ، که به طور تصادفی در هر آزمایش انتخاب شد. به یاد بیاورید که ناظر کور بود که فاصله زمانی حاوی سیگنال بود ، و آنها را ملزم می کند که تصمیم خود را صرفاً بر رفتار شرکت کننده پایه گذاری کنند. ناظر بازخوردی دریافت کرد که در مورد کدام بازه حاوی محرک پس از هر آزمایش است. در صورتی که ناظر به درستی فاصله حاوی محرک را مشخص کند ، تقویت در غرفه به کودک ارائه می شد. معیار زمانی حاصل شد که ناظر هشت از 10 پاسخ متوالی را به ثمر رساند.
مرحله تخمین آستانه
برآورد آستانه فقط در صورتی انجام می شود که مشارکت کننده/ناظر معیار به دست آورد و شرکت کنندگان توجه خود را حفظ کردند ، همانطور که ذهنی توسط ناظر تعیین می شود. مشابه فاز معیار ، احتمال محرک ارائه شده در هر دو بازه 0. 50 بود ، و ناظر در فاصله زمانی حاوی سیگنال کور بود و نیاز به تصمیم گیری بر اساس رفتار شرکت کننده داشت. سطح شروع به طور واضح برای شرکت کنندگان بر اساس آستانه های شنوایی شناخته شده یا فرض حساسیت طبیعی شنوایی بر اساس گزارش والدین انتخاب شد. برای به دست آوردن برآوردی از سطح سیگنال مورد نیاز برای دستیابی به 70. 7 ٪ تشخیص صحیح از یک قانون پله دو به پایین استفاده شد (لویت ، 1971). اندازه پله برای دو معکوس اول و 2 دسی بل پس از آن 4 دسی بل بود. هر اجرا شامل هشت معکوس بود. از شش معکوس آخر برای برآورد آستانه استفاده شد. کارآزمایی پروب به طور تصادفی دو بار از هر 12 کارآزمایی ، همیشه در 80 دسی بل SPL ارائه شد. برای معتبر بودن داده ها ، نرخ ضربه کاوشگر باید بیش از 80 ٪ باشد. آهنگ تطبیقی فقط بر اساس پاسخ شرکت کنندگان به آزمایشات سیگنال بود. پاسخ های شرکت کننده به آزمایشات کاوشگر بر مسیر تطبیقی تأثیر نمی گذارد.
نتایج
این مطالعه امکان سنجی به یک روش توصیفی برای تجزیه و تحلیل داده ها متکی است تا میزان استفاده از روش مبتنی بر 2IFC برای کودکان دارای اختلال رشد یا حرکتی قابل توجه باشد. این روش شامل سه مرحله است: (الف) تهویه ، (ب) معیار ، و (ج) برآورد آستانه. نتیجه اصلی علاقه برای این مطالعه امکان سنجی میزان موفقیت جفت شرکت کننده/ناظر برای دستیابی به معیار در یک جلسه آزمون واحد بود. تعداد آزمایشات مورد نیاز برای دستیابی به معیار به عنوان یک مکمل توصیفی برای نتیجه اصلی علاقه ثبت شد. برآورد آستانه فقط برای زیر مجموعه ای از کودکانی که از نظر ذهنی مصمم بودند برای موفقیت در یک دیدار آزمایشی مناسب باشند ، انجام شد. این داده های آستانه نیز از نظر کیفی در نظر گرفته می شوند.
همه شرکت کنندگان با موفقیت در یک جلسه تست واحد ، معیار را با موفقیت بدست آوردند ، نشان می دهد که شرکت کننده/ناظر پاسخ های رفتاری قابل اعتماد و با دقت را به صداهای suprathreshold شناسایی می کند. تعداد آزمایشات مورد نیاز برای مرحله تهویه از سه تا 11 متغیر است (جدول 1 را ببینید) ، که نشان دهنده تنوع پاسخگویی به محرکهای شنوایی در این گروه کوچک از کودکان با اختلالات رشد و حرکتی است. تعداد آزمایشات مورد نیاز برای رعایت معیار 80 ٪ صحیح از هشت (حداقل نیاز) تا 44 متغیر است (جدول 1 را ببینید). مشابه تعداد آزمایشات مورد نیاز برای تهویه ، طیف گسترده ای از آزمایشات مورد نیاز برای دستیابی به معیار همچنین نشان دهنده تنوع پاسخگویی شرکت کنندگان است. این محدوده همچنین بینشی در مورد فواید احتمالی تجربه Observer ، که در جزئیات زیر شرح داده شده است (به C3 مراجعه کنید) ارائه می دهد. دو شرکت کننده توجه خود را حفظ کردند ، به گونه ای که آستانه با موفقیت بلافاصله پس از رسیدن به معیار تخمین زده شد (یعنی C2 و C4).
میز 1.
تعداد آزمایشات مورد نیاز برای هر مرحله آزمون.
| شرکت کننده | مرحله آزمایش |
| شرط بندی | ملاک | آستانه (DB SPL) |
| C1 | 11 | 9 | n/a |
| C2 | 3 | 8 | 35 |
| C3 | 6 | 44 الف | n/a |
| C4 | 3 | 8 | 53 |
| C5 | 5 | 8 | n/a |
تجارت با گزینههای باینری...
ما را در سایت تجارت با گزینههای باینری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : حمیدرضا پگاه
بازدید : 25
تاريخ : دوشنبه
23 مرداد
1402 ساعت: 0:40