کاهش میل به کار و روندهای رو به پایین در بیکاری و مشارکت

ساخت وبلاگ

بازار کار ایالات متحده در 30 سال گذشته شاهد دو روند قابل توجه سکولار بوده است. اول ، نرخ بیکاری پس از اوایل دهه 1980 به صورت سکولار کاهش یافت و باعث شد سیاست گذاران برآورد خود را از نرخ طبیعی یا NAIRU (نرخ تورم غیر شغلی بیکاری) به سمت پایین تنظیم کنند ، همانطور که در شکل 1 نشان داده شده است. نرخ مشارکت را به سطحی که در 30 سال دیده نمی شود ، پایین آورد (شکل 2). عکس. 1.

نرخ بیکاری (UR) و برآورد CBO از نرخ طبیعی بیکاری ، 2014-2014.

میزان مشارکت نیروی کار (LFPR) و برآورد CBO از LFPR بالقوه ، 1967-2014.

با این حال ، عدم اطمینان قابل توجهی در مورد دلایل اساسی این روندها باقی مانده است. در حالی که پیری نسل بوم کودک اغلب به عنوان یک عامل ممکن ذکر شده است ، 1 مشخص نیست که جمعیت شناسی به تنهایی مسئول این روندها است. این عدم قطعیت به بهترین وجه با بحث و گفتگو پر جنب و جوش در مورد ماهیت "چرخه ای" یا "ساختاری" (یعنی پایداری) از میزان مشارکت پایین مشاهده شده امروز نشان داده شده است. 2

این مقاله استدلال می کند که یک کلیدی ، اما تاکنون کمی مورد مطالعه قرار گرفته است ، جنبه ای از تغییرات سکولار که شاهد بازار کار ایالات متحده است ، وجود ناهمگونی متغیر زمان در افراد غیر شرکت کننده (افراد خارج از نیروی کار) است ، یعنی تغییر در ترکیب ترکیباستخر غیر مشارکت. ما در نیمه دوم دهه 1990 کاهش شدید تمایل به کار در بین افراد غیر همکار را مستند می کنیم و نشان می دهیم که این کاهش جنبه اصلی روند نزولی بیکاری و مشارکت در طی 20 سال گذشته است.

بررسی جمعیت فعلی (CPS) از سال 1967 تمایل افراد به کار را به طور مداوم اندازه گیری کرده است و به ما امکان می دهد تا از سال 1967 تا 2014 اقدام به ایجاد تمایل افراد غیر شاغل برای کار کنیم. ما می دانیم که سهم غیر شرکت کننده هایی که می خواهند کار کنندکاهش سکولار در طی 30 سال گذشته ، با افت شدیداً در نیمه دوم دهه 1990.

روند نزولی در سهم افراد غیر همکار که می خواهند شغل داشته باشند ، عواقب آن را برای بیکاری و میزان مشارکت در کل عواقب دارد ، زیرا افرادی که می خواهند شغلی متفاوت از افرادی که شغلی نمی خواهند رفتار کنند. با استفاده از میکروداتای CPS همسان برای اندازه گیری انتقال کارگران بین حالتهای بازار کار ، می فهمیم که یک شخص غیر همکار که می خواهد شغلی وارد نیروی کار شود (الف) غالباً و (ب) بیشتر از طریق بیکاری ، در حالی که یک شخص غیر شرکت کننده که نمی خواهد شغلی وارد کار شود ، وارد کار می شودنیرو (الف) به ندرت و (ب) بیشتر از طریق اشتغال. به دلیل این تفاوت در رفتار ، کاهش کسری از افراد غیر شرکت کننده که می خواهند شغل داشته باشند ، هم نرخ بیکاری و هم نرخ مشارکت را کاهش می دهد. ما یک چارچوب حسابداری جریان سهام را برای تعیین کمیت این اثر ایجاد می کنیم و می بینیم که کاهش تمایل غیر شرکت کنندگان به کار از اواسط دهه 1990 باعث کاهش نرخ بیکاری در حدود 0. 5 درصد امتیاز (PPT) و نرخ مشارکت 1. 75 PPT شد. این یک اثر بزرگ است: در مقایسه ، پیری که به طور گسترده مورد مطالعه قرار می گیرد ، بومرهای کودک بیکاری را با 0. 7 PPT کاهش می دهد و در مدت مشابه 2. 5 PPT مشارکت می کند. روی هم رفته ، پیری جمعیت و تغییرات در سهم "Want A Dober" غیر شرکت کننده می تواند بخش عمده ای از حرکات با فرکانس پایین در بیکاری را از اواخر دهه 1960 به حساب آورد.

نتیجه می گیریم که درک بهتر از ویژگی های افراد خارج از نیروی کار برای درک روند بیکاری و مشارکت بسیار مهم است و در بخش دوم مقاله ، توضیحات احتمالی را برای کاهش تمایل غیر شرکت کنندگان به کار در این زمینه کشف می کنیمنیمه دوم دهه 1990.

با نگاهی به زیر گروه های مختلف ، کاهش تعداد افراد غیر شرکت کننده ای که می خواهند کار کنند عمدتاً مربوط به زنان در سن نخست است و تا حدودی افراد جوان نیز. علاوه بر این ، این کاهش عمدتاً یک پدیده خانگی کم درآمد و غیر یک نفره است (تقریباً بدون هیچ گونه کاهش تمایل به کار در بین خانوارهای مجرد) و برای خانواده های دارای فرزندان قوی تر است.

ما یک مدل از تمایل غیر شرکت کنندگان را به تمایل به شغل تخمین می زنیم ، که در آن تمایل به کار می تواند به خصوصیات فردی ، ساختار خانواده و همچنین منابع مختلف درآمد ، چه در فرد و چه در سطح خانواده بستگی داشته باشد. ما از اثرات ثابت زمان استفاده می کنیم تا برآوردهای ضریب ما به تنوع مقطعی بستگی داشته باشد و از تخمین های خود برای پیش بینی تغییرات تمایل به کار از اواسط دهه 1990 استفاده می کنیم.

برآوردهای ما حاکی از آن است که تغییر در تأمین (الف) بیمه رفاه و (ب) بیمه اجتماعی (عمدتا ناتوانی) حدود 50 ٪ از کاهش سهم "می خواهم شغل" را غیر شرکت کننده توضیح دهد. این یافته نقش مهمی را برای اصلاحات عمده رفاهی دهه 1990 نشان می دهد-گسترش اعتبار مالیات بر درآمد در سال 1993 (EITC) و اصلاحات در سال 1996 کمک به خانواده های دارای فرزندان وابسته (AFDC)-که دقیقاً بر خانواده های کم درآمد تأثیر می گذاردفرزندان.

سپس ما از یک استراتژی تفاوت در اختلاف استفاده می کنیم تا سعی کنیم اثرات علّی گسترش EITC و اصلاح AFDC را بر روی مادران کم درآمد شناسایی کنیم. این استراتژی از این واقعیت سوء استفاده می کند که خانوارهای بدون فرزندان از مزایای EITC یا AFDC کمی دریافت می کنند و بنابراین کمی تحت تأثیر اصلاحات قرار گرفتند. تخمین اختلاف در اختلاف بین 50 تا 70 ٪ کاهش تمایل مادران برای کار با اصلاحات رفاهی. به عبارت دیگر ، اصلاحات رفاهی برخی از افراد غیر شرکت کننده را از نیروی کار دور کرد. بنابراین ، در حالی که اصلاحات "رفاه به کار"-برای تقویت انگیزه های کار و ورود گیرندگان رفاه به نیروی کار طراحی شده است-به طور کلی در نظر گرفته شده است که بسیاری از افراد غیر همکار را به نیروی کار وارد می کنند (خالی 2002) ،نتایج ما حاکی از آن است که تأثیر اصلاحات ممکن است ظریف تر از آنچه قبلاً تصور می شد باشد. برای برخی از افراد غیر شرکت کننده ، به نظر می رسد که این اصلاحات برعکس اثر در نظر گرفته شده است.

اگرچه وجود درجات مختلف تمایل به کار در بین افراد غیر همکار قبلاً مستند شده است (سالن 1970 ؛ کلارک و سامرز 1979) ، وجود یک روند سکولار در تمایل به کار و تأثیرات آن بر مشارکت و نرخ بیکاری تا آنجا است. ما می دانیم ، رمان. علاوه بر این ، تأثیر ویژگی های غیر شرکت کنندگان بر اندازه گیری نرخ بیکاری کل ، مسئله دشوار تعریف مناسب بیکاری و تمایز بین طبقه بندی "بیکاری" و "خارج از نیروی کار" را تأکید می کند (کلارک و سامرز 1979 ؛ فلین و هکمن1983 ؛ جونز و ریدل 1999).

برای تعیین کمیت چگونگی کاهش تمایل به کار ، بر بیکاری و مشارکت تأثیر می گذارد ، ما بر روی ادبیات بزرگی بنا می کنیم ، حداقل به Darby ، Haltiwanger و Plant (1986) بازگشتیم که جریان کارگران را در داخل و خارج از بیکاری مطالعه می کند. 3

سرانجام ، این احتمال که تغییرات در ارائه نقل و انتقالات اجتماعی می تواند بر تمایل به کار تأثیر بگذارد و از این طریق نرخ بیکاری و مشارکت کل ، جوهن ، مورفی و تاپل (2002) و Autor و Dugan (2003) که استدلال می کنند جذابیت روزافزون ناتوانی استمزایای مربوط به کار باعث افزایش تعداد افراد خارج از نیروی کار می شود.

بخش 2 کاهش در کسری از افراد غیر شرکت کننده که مایل به کار هستند ، بخش 3 چگونگی کاهش مشارکت کنندگان را که مایل به کار هستند ، بر میزان بیکاری و مشارکت تأثیر می گذارد ، بخش 4 در مورد استحکام نتایج ما بحث می کند ، بخش 5 دلایل احتمالی رد کردن را بررسی می کنددر تمایل به کار ، و بخش 6 نتیجه می گیرد.

II. کمتر افراد می خواهند کار کنند

در این بخش ، ما نشان می دهیم که کسری از افراد غیر شرکت کننده که گزارش می دهند "مایل به کار" هستند ، حرکات سکولار قابل توجهی را نشان داده اند که در نیمه دوم دهه 1990 کاهش ویژه ای دارد.

الف. "آیا الان شغلی می خواهید؟"

برای اندازه گیری میزان علاقه افراد غیر شاغل به کار ، از داده های جمع آوری شده توسط دفتر آمار کار (BLS) استفاده می کنیم. از سال 1967 ، بررسی فعلی جمعیت (CPS) به طور مداوم این سؤال را مطرح کرده است "آیا در حال حاضر شما اکنون می خواهید کار ، یا تمام وقت یا پاره وقت؟"به افراد غیر شاغل در خارج از نیروی کار ، که "غیر همکار" نیز گفته می شود. ما از پاسخ این سؤال برای جدا کردن افراد غیر شرکت کننده در دو گروه استفاده می کنیم. غیر شرکت کننده هایی که می خواهند شغل داشته باشند ، N W و غیر شرکت کننده هایی را که نمی خواهند شغلی داشته باشند ، نشان می دهند.

از آنجا که بیان سوال CPS از سال 1967 تا 2014 تغییر نکرد ، می توانیم یک سری زمانی مداوم از سهم افراد غیر شرکت کننده که می خواهند از سال 1976 تا 2014 کار کنند ، بسازیم. یعنی نسبت

با N T W و N T N تعداد مربوط به "شغلی می خواهید" و "نمی خواهم شغل نمی خواهید" غیر شرکت کننده. برای دوره ای که شامل 1975-1975 بود ، ما داده ها را از انتشارات اشتغال و درآمد BLS پی در پی جدول بندی کردیم و برای دوره ای که شامل 1976-2014 بود ، از میکروداتا از CPS استفاده کردیم.

شکل 3 نشان می دهد که کسری از غیر شرکت کنندگان "می خواهید کار می خواهید" (مt) یک الگوی معکوس U را در طول سال 1967-2014 ، 4 با کاهش شدید در نیمه دوم دهه 1990 نشان می دهد. 5 جالب اینجاست که رفتار دفتر بودجه کنگره (CBO) از نرخ طبیعی-یک برآورد از سطح بلند مدت بیکاری-الگویی را نشان می دهد که شبیه به M استt، نکته ای که بعداً به آن باز خواهیم گشت. 6 شکل 3.

کسری از افراد غیر همکار که گزارش می دهند "خواستار شغل" (خط جامد ، میانگین های متحرک چهار چهارم) و برآورد CBO از نرخ بیکاری طبیعی (خط متراکم) ، 1967-2014 است.

ب. "شغلی می خواهید" در مقابل "شغلی نمی خواهم"

در حالی که روند سهم "Want A Dober" غیر شرکت کننده قابل توجه است ، زیرا این نتیجه برای بازار کار کل کار است ، افرادی که می خواهند کار کنند باید از افرادی که نمی خواهند کار کنند متفاوت رفتار کنند.

برای ارزیابی اینکه آیا این مورد است ، ما با میکروداتای CPS از سال 1994 تا 2010 مطابقت داریم تا میزان انتقال افراد غیر شرکت کننده که گزارش می دهند شغل (مشخصات N W) را با نرخ انتقال غیر شرکت کننده هایی که گزارش می دهند تمایل به شغل دارند ، اندازه گیری و مقایسه کنیم. n). 7

شکل 4 نمایندگی از بازار کار را با سه ایالت - اشتغال (E) ، بیکاری (U) و عدم مشارکت (N) نشان می دهد - و میانگین نرخ انتقال ماهانه از غیر مشارکت (یا به E یا U) را برای "می خواهم) گزارش می دهد. شغلی "غیر شرکت کننده (N) و" کار نمی خواهید "غیر شرکت کننده (N N). شکل 4.

میانگین احتمالات انتقال ماهانه از غیر مشارکت برای افراد غیرمجاز که می خواهند شغل (N W) و افراد غیر شرکت کننده ای که نمی خواهند شغل (N N) ، 2010-2010.

ما می توانیم ببینیم که کسی که شغلی می خواهد بسیار متفاوت از کسی که شغلی نمی خواهد رفتار کند.

First, someone who wants a job ( N w ) is very likely to enter the labor force in the near future ( λ N w U + λ N n E = .62 , where λ AB denotes the average transition rate from state A ∈ E , U , N w , N n> to state B ∈ E , U , N w , N n>). به عبارت دیگر ، کسی که شغل می خواهد در حاشیه مشارکت باشد. در مقابل ، کسی که نمی خواهد شغل (n n) بخواهد در آینده نزدیک وارد نیروی کار شود (λ n n u + λ n n e = . 05) و به همین دلیل "دور" از حاشیه مشارکت استاز فعالیت نیروی کار.

Second, a “want a job” nonparticipant is much more likely to enter the labor force through unemployment than through employment ( λ N w U> λ N w E ), but this is the opposite for a “not want a job” nonparticipant: someone who does not want a job is much more likely to enter the labor force through employment ( λ N n E> λ N n U ). These two differences in behavior between “want a job” and “not want a job” nonparticipants—the fact that λ N w U − λ N w E> 0 and λ N n E − λ N n U>0 - بعداً بسیار مهم خواهد بود وقتی در نظر بگیریم که چگونه تغییرات در سهم "شغلی می خواهید" غیر شرکت کنندگان بر نرخ بیکاری تأثیر می گذارند.

برای حفر کمی عمیق تر ، ما مطالعه می کنیم که آیا تفاوت بین "شغلی می خواهید" و "نمی خواهم شغل نمی خواهیم" غیر شرکت کنندگان با ورود غیر شرکت کنندگان به نیروی کار ، همچنان وجود دارد. در جدول 1 نرخ انتقال (وارد شده به یک ماه پیش) متقاضیان نیروی کار با نرخ انتقال سایر شرکت کنندگان در نیروی کار (که بیش از یک ماه پیش وارد نیروی کار شدند) مقایسه می کند. 8 می بینیم که متقاضیان نیروی کار اخیر نرخ انتقال بسیار بالاتری را به غیر مشارکت دارند. با این حال ، اگرچه "شغلی می خواهید" و "نمی خواهم شغل" غیر شرکت کننده نرخ انتقال بسیار متفاوتی را به مشارکت نشان دهند (شکل 4) ، هنگامی که این افراد در داخل نیروی کار هستند ، تفاوت بسیار کمتری نشان داده شده است. جدول 1 نشان می دهد که نرخ کار شغلی آنها مشابه است و نرخ خروج نیروی کار آنها تا حدودی قابل مقایسه است. جالب اینجاست که "سابق نمی خواهید شغل" (N N) بیشتر از یک "شغل قبلی" (N W) نیروی کار را ترک کند.

میز 1.

نرخ انتقال متقاضیان نیروی کار

توجه داشته باشید. میانگین نرخ انتقال ماهانه محاسبه شده از 1994-2010. N W سابق به یک شرکت کننده اشاره می کند که یک ماه پیش یک شرکت کننده غیر مشارکت کننده "می خواهد" باشد ، N N سابق به یک شرکت کننده اشاره می کند که یک ماه پیش "کار غیر مشارکت" نبوده است ، و دیگری به سایر شرکت کنندگان در نیروی کار اشاره دارد.

تجارت با گزینه‌‌های باینری...
ما را در سایت تجارت با گزینه‌‌های باینری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : حمیدرضا پگاه بازدید : 27 تاريخ : پنجشنبه 21 ارديبهشت 1402 ساعت: 16:40