پول چگونه کار می کند

ساخت وبلاگ

من اخیراً این کتاب کوتاه عالی را با عنوان آنچه دولت با پول ما انجام داده است به پایان رسانده ام. این در اینترنت به صورت رایگان در دسترس است و من خواندن آن را به شدت توصیه می کنم. اما در صورت تمایل به بینش های کلیدی ، یادداشت های من در اینجا است.

پول به عنوان واسطه مبادله

1/ در یک اقتصاد ، افراد مختلفی وجود دارد. افراد مختلف در تولید چیزهای مختلف تخصص دارند و هرکدام از آنها چیزهای مختلفی را آرزو می کنند.

2/ اگر فقط دو نفر وجود داشته باشند ، آنها می توانند (یعنی مستقیماً مبادله) آنچه را که هر یک از آنها با آنچه دیگری به آن نیاز دارد ، برسانند. حتی با دو نفر ، نرخ ارز ظهور می کند (به عنوان مثال چند نان نان که هر دو برای یک جفت کفش با آنها موافق هستند؟)

3/ اما با تعداد بیشتری از افراد درگیر ، بارتر به دو دلیل سقوط می کند: غیرقابل تفکیک و عدم همزمانی خواسته ها.

4/ غیرقابل تفکیک به این معنی است که اگر شما یک کفش ساز هستید ، نمی توانید نیمی از کفش را برای یک نان نان (اگر این همه چیزهایی است که شما نیاز دارید و نمی خواهید بیش از حد پرداخت کنید).

5/ عدم همزمانی خواسته ها به این معنی است که شما ممکن است یک نان نان بخواهید اما شخص دیگر به کفش احتیاج ندارد ، او به پیراهن احتیاج دارد و شما نمی دانید چگونه یکی را بسازید.

6/ البته ، این می تواند از طریق مبادله غیرمستقیم حل شود. شما می توانید یک پیراهن ساز را پیدا کنید که کفش می خواهد و از پیراهن تازه خریداری شده خود برای نان نان استفاده می کند. مشکل حل شد؟

7/ بله ، فعلاً. اما همانطور که تصور می کنید ، این مقیاس خوب نیست. از آنجا که تعداد افرادی که می خواهند تجارت کنند گسترش می یابد ، عدم تصادف خواسته ها به تنگنا برای سعادت عمومی تبدیل می شود. هزینه های معامله برای پیدا کردن شخصی که می خواهد آنچه شما بیش از حد زیاد می شود.

8/ برای حل این مشکل ، مردم به تدریج شروع به پذیرش کالایی می کنند که در واحدهای کوچکتر قابل تقسیم است و معتقدند که به طور گسترده ای خواسته می شوند. به عنوان مثال کره را بگیرید. شما آن را در ازای کفش هایی که ساخته اید ، می پذیرید زیرا می دانید می توانید کسی را پیدا کنید که به راحتی کره را می خواهد و می تواند با کسری از وزن کره ای که فکر می کنید ارزش آن را دارد که آن شخص می فروشد ، به او پرداخت کند.

9/ کره به تدریج به یک مبادله گسترده استفاده می شود. اما کره تنها رسانه ممکن برای مبادله نیست. از نمک ، دخانیات ، گندم و بسیاری از کالاهای دیگر به عنوان واسطه مبادله استفاده شده است.

10/ هنگامی که چندین کالای احتمالی به عنوان واسطه مبادله استفاده می شوند ، فقط تعداد معدودی به عنوان برنده ظاهر می شوند. کدام یک به دو عامل بستگی دارد: الف) بازاریابی ارز ؛ب) اثرات شبکه.

11/ بازاریابی به سادگی این است که یک کالا به عنوان پول خوب است. برای ذخیره آسان ، قابل حمل ، قابل تقسیم و با دوام به پول نیاز دارید. برخی از کالاها نسبت به سایرین از این معیارها بهتر می شوند.

12/ تأثیرات شبکه به این معنی است که هرچه ارز توسط دیگران پذیرفته شود ، احتمال پذیرش دیگران نیز بیشتر است.(به همین دلیل است که بیت کوین مادر تمام اثرات شبکه است).

13/ به تدریج ، به دلیل بازاریابی بهتر و تأثیرات شبکه ، در طول تاریخ ، فلزاتی مانند طلا و نقره به عنوان رسانه های ارجح مبادله ظاهر می شوند.

14/ کالایی مانند طلا به عنوان پول ایجاد می شود که همه کالاهای دیگر نرخ ارز نسبتاً پایدار با آن داشته باشند.

15/ هیچ کس تصمیم نمی گیرد که چند گرم طلا ارزش گاو دارد. بازار به تدریج این نرخ ارز را با حسابداری برای عرضه و تقاضا برای هر دو کالا تعیین می کند: طلا و گاوها.

16/ کلید درک پول این است که به یاد داشته باشید که این کالایی است که ابزار آن در تسهیل مبادلات است ، دقیقاً مانند چرم کالایی است که ابزار آن در ساخت کف کفش است.

17/ برای رانندگی در خانه این نکته ، پول را به عنوان کالایی (مانند شیر) در نظر بگیرید که می توانید خریداری کنید. برای "خرید" پول چه می پردازید؟کالاها و خدمات شماوقتی "پول" می فروشید ، چه چیزی را دریافت می کنید؟کالاها و خدمات افراد دیگر.

مزایای پول

18/ بزرگترین مزیت پول گسترش تجارت بین مردم و از این رو پاداش تخصص است. افزایش تخصص باعث ایجاد سعادت می شود زیرا اکنون فقط کفش ندارید ، کفش ورزشی ، کفش مهمانی ، کفش رسمی و غیره دارید. بنابراین ، انواع مختلفی از کفش می توانند وجود داشته باشند زیرا اکنون می توان میل مصرف کننده به همه چیز را با پول اندازه گیری کرد.

19/ این کشف قیمت محور پول به تقویت نوآوری کمک می کند زیرا کارآفرینان می توانند برای تولید کالاها و خدماتی که پول بیشتری به دست می آورند ، مسابقه دهند و از این طریق چیزهایی را ایجاد کنند که در غیر این صورت وجود ندارند.

20/ قیمت پایدار کالا همچنین به بازرگانان کمک می کند تا در آینده برنامه ریزی کنند. آنها می توانند منابع خود را به طور مؤثر اختصاص دهند زیرا می دانند سود از سرمایه گذاری پدیدار می شود.

پول به عنوان قدرت خرید

21/ دقیقاً مانند کالاها و خدمات می تواند با پول سنجیده شود (این خانه چند اونس طلا است) ، پول را می توان از نظر نوع و چه تعداد کالاها و خدمات می تواند اندازه گیری کند (چه مقدار کالا و خدمات می توانند شما را بدست آورند (اگر من می توانم از پس آن برآیم. یک اونس طلا داشته باشید؟).

22/ تصور کردن پول به عنوان کالایی درست مانند سایر کالاها (شیشه ، تلویزیون ، کلاس های زبان انگلیسی ، سهام فیس بوک و غیره) مفید است. در دنیای ایده آل که کشف قیمت مناسب است ، همه کالاها با یکدیگر نرخ ارز دارند (چند ساعت کلاس زبان انگلیسی برای یک تلویزیون).

23/ پول صرفاً کالایی است که با وسیع ترین کشف قیمت در برابر سایر کالاها و به همین دلیل همه آن را می پذیرند. این همان چیزی است که به قدرت خرید خود پول می دهد.

تجارت درآمدزایی

24/ اگر یک پری بیاید و پولی را که همه دارند دو برابر کند ، چه می شود؟آیا همه ناگهان دو برابر ثروتمند می شوند؟

25/ نه از آنجا که پول یک مبادله است ، در این روند مصرف نمی شود. اگر اصلاً ، پول از مصرف مصرف بسیار محدود (طلای مورد استفاده در مصارف صنعتی یا در دندانپزشکی) برخوردار است. به جز این موارد محدود ، دو برابر مقدار پول طلا به سادگی قیمت هر چیز دیگری را دو برابر می کند.

26/ برای درک این موضوع ، کالای دیگری مانند شیر را تصور کنید. اگر از هر روشی ، ما دو برابر مقدار شیر در جهان داشته باشیم ، قیمت آن به نصف کاهش می یابد.

27/ پویایی مشابه با پول اتفاق می افتد. فقط با افزایش میزان پول ، هیچ سعادت رخ نمی دهد. سعادت از طریق نوآوری اتفاق می افتد - هنگامی که کالاها و خدمات بیشتری (از نظر تعداد و نوع) وجود دارد که می توانند از آنها لذت ببرند.

28/ در مورد معدنچیان طلا چیست؟آیا آنها از دیگران ثروتمندتر هستند؟نه واقعا. مانند هر تجارت دیگر ، استخراج طلا شامل هزینه ای است. هزینه کشف و کسب حقوق زمین برای طلا ، هزینه مردم ، هزینه ماشین آلات و غیره وجود دارد.

29/ بازارهای بازده بازده برای هر نوع تجارت به میانگین بازده (بازده هایی که توسط هر تجارت دیگری حاصل می شود). بنابراین ، در طولانی مدت ، معدن طلای صاحبان را ثروتمندتر از گفتن کره نمی کند.(باور نکنید؟ من معدن بیت کوین اثبات دنیای واقعی را ارائه می دهد. دیگر برای بیت کوین های معدن سودآور نیست).

تصرف پول

30/ پادشاهان و حاکمان گذشته به مصادره مستقیم کالاها به عنوان راهی برای حفظ ارتش و سبک زندگی خود بستگی داشتند. اینگونه است که مالیات به وجود آمد.

31/ شهروندان انگیزه ای برای فرار از مالیات دارند ، و همچنین یک کابوس عملیاتی است. یک جایگزین آسان و راحت برای مالیات ، کنترل عرضه پول در ایالت است. می توانید آن را مصادره غیرمستقیم بنامید.

32/ با برچسب زدن وزن یا حجم ارز خاص با نام خاص شروع می شود. بنابراین ، به جای گفتن چیزی ارزش یک اونس نقره ، شما می گویید چیزی ارزش یک دلار دارد. به همین ترتیب ، استرلینگ پوند نامی برای وزن خاص نقره است.

33/ زیر کاپوت ، یک دلار (قرار بود) چیزی جز یک سکه نقره ای که وزن آن یک اونس است ، نبود. اما برچسب زدن آن با یک دلار ، واقعیت را کمی خلاصه می کند و صحنه را برای افراد قدرت (دولت یا پادشاه) تعیین می کند تا از طریق بدهی سکه پول از جمعیت عمومی سرقت کنند.

34/ در اینجا نحوه عملکرد سکه کار می کند: شما سکه های خود را با نام تجاری خود تمبر می کنید ، تمام سکه های دیگر را غیرقانونی می کنید ، شما نیاز به پرداخت مالیات در سکه های تمبر دارید و وقتی سکه می گیرید ، به معنای واقعی کلمه آنها را ذوب می کنید و سکه های بیشتری می سازید ، هر کدام وزن کمتری دارند. نسبت به قبل. شما برخی از سکه های تازه اختراع شده را برای خود نگه می دارید و باقیمانده را آزاد می کنید.

35/ چنین سکه ای که بسته به نحوه نگاه شما به چیزها) یک روش ظریف برای سرقت (یا توزیع مجدد است) است. به عبارت دیگر ، بدهی منجر به تورم می شود. شما برای تعداد مشابهی از "چیزهای" در جهان سکه های بیشتری دارید تا قیمت "چیزها" افزایش یابد.

36/ با دفع ، با گذشت زمان ، مردم متوجه می شوند که سکه ها سبک تر می شوند ، اما این جایی است که نامگذاری یک سکه به شما کمک می کند. از طریق مناقصه قانونی ، شما تمام سکه ها را با یکدیگر هماهنگ می کنید. بنابراین با زور قانون ، شما از مردم می خواهید که یک دلار را که یک اونس نقره است به طور مشابه با یک دلار که ارزش آن کمتر از آن است ، معالجه کنند.

37/ نتیجه این چیزی است که به عنوان قانون گرشام شناخته می شود: پول بد پول خوبی را از گردش خارج می کند. با شروع سکه ها ، سکه های احتکار شده ای که از بین می روند و خیلی زود فقط سکه ها در گردش هستند (که توسط پادشاهان حتی بیشتر از بین می روند). در طی یک دوره زمانی ، این منجر به سکه های آنقدر سبک می شود که غیرقابل استفاده هستند.

38/ آنچه اتفاق می افتد این است که سکه های با کیفیت خوب و با کیفیت خوب از ایالت به مناطق دیگر صادر می شوند زیرا در جایی دیگر ارزش بیشتری دارند. این منجر به پرواز نقره و طلا از ایالت می شود ، چیزی که پادشاهان نمی خواهند.

39/ بنابراین محدودیت های مبتنی بر فیزیک در مورد چگونگی دریافت سکه های سبک می توانند از بین بروند. و از آنجا که بازپرداخت در حال بررسی است ، پول جدید را نمی توان به طور نامحدود ایجاد کرد ، بنابراین تورم بررسی می شود. اما وقتی دولت ها و پادشاهان پول کاغذ را کشف می کنند ، این بازی تغییر می کند.

بانک ها به عنوان انبارهای پول

40/ وقتی سکه های زیادی دارید ، می خواهید آنها را در جایی ذخیره کنید که بتواند از آنها محافظت کند. این مکان را می توان برای پول یک انبار نامید ، این همان چیزی است که یک بانک واقعاً است.

41/ درست مانند هر مشاغل دیگر ، یک بانک برای ارائه خدمات مفید - که انبارداری پول در پرونده بانک است - درآمد کسب می کند.

42/ پس از سپرده گذاری سکه ها ، این بانک یک رسید انبار را صادر می کند که به آن یک اسکناس نیز گفته می شود. هنگامی که می خواهید پول خود را بازپرداخت کنید ، اسکناس را تحویل می دهید و سکه های خود را پس می گیرید.

43/ برای معاملات با دیگران ، به جای اینکه ابتدا سکه های خود را بازخرید و آنها را تحویل دهید ، تحویل اسکناس مستقیم به طرف مقابل برای کالاها و خدمات بسیار ساده تر است. اکنون آنها می توانند بروند و سکه ها را هر زمان که بخواهند (یا به سادگی از اسکناس عبور می کنند) بازخرید کنند.

44/ به این ترتیب ، یک اسکناس جایگزین سکه ها می شود. درک این نکته مهم است که اسکناس ها پول نبودند بلکه یک جایگزین پول بودند. مقالات صرفاً یک مکان نگهدارنده برای چیز واقعی بودند.

45/ این انبارداری سکه ها در یک مکان مرکزی امکان کلاهبرداری دیگر را باز می کند. بانک ها با گذشت زمان متوجه می شوند که چون همه به یکباره پول خود را بازپرداخت نمی کنند ، می توانند بیشتر از ذخایر سکه ای که در انبار خود دارند ، چاپ و صادر کنند.

46/ چنین سیستم ذخیره کسری به بانک ها اجازه می دهد با صدور یادداشت های بیشتر از ذخایر خود و سود از سود پرداخت شده وام ، از مردم دزدی کنند. البته ، قیمت کالاها به دلیل تعداد بیشتری از یادداشت های موجود در بازار بالا می رود اما بانک به این سرقت از تورم از کالای مشترک اهمیت نمی دهد. بانک به سود خود اهمیت می دهد.

47/ انجام این کار با بیان اینکه یک اسکناس ادعای یک سکه خاص را نمی دهد ، بلکه یک سکه به طور کلی است. بنابراین سکه ای که پس از بازخرید یادداشت بانکی خود باز می گردید با سکه ای که واریز کرده اید متفاوت است. بانکها از قارچ بودن پول به نفع خود استفاده می کنند.

47/ با این حال ، برای هر بانک خصوصی ، تعداد اسکناس هایی که می توانند در طبیعت چاپ و آزاد کنند ، توسط تعداد مشتری های آن محدود است. تصور کنید که دو نفر در حال معامله هستند ، بانک های خریدار در بانک A و بانک های فروشنده در بانک B. اگر فروشنده از بانک A یادداشت می گیرد و آنها را در بانک B سپرده می دهد ، بانک B برای ذخیره آن ها ، یادداشت را از بانک A برای سکه ها بازپرداخت می کند. سکه های موجود در انبار خود و یادداشت های خاص خود را برای فروشنده صادر می کند.

48/ این بازخرید بین بانکی برای سکه ها ، محدودیت طبیعی را در میزان یادداشت های بانکی "فانتوم" در سیستم قرار می دهد. اگر بانکها بتوانند کارتل تشکیل دهند و یادداشت های بانکی یکدیگر را بازخرید نکنند ، همه آنها می توانند سود خود را در کنار هم رشد دهند.

بانک های مرکزی به عنوان کارتل

49/ قبل از اینکه بانک های مرکزی با هم جمع شوند ، دولت ها با گرفتن وام از بانک های خصوصی (پول شهروندان انبارداری) که مایل به وام دادن به آنها بودند ، هزینه های خارق العاده خود (مانند هزینه های جنگ) را تأمین می کردند. اما از آنجا که این وام ها به صورت اسکناس (و نه طلا/نقره) هستند ، بانک های خصوصی می توانند وام های زیادی را به دولت بدهند ، حتی اگر مقدار زیادی از طلا/نقره در انبارهای خود نداشته باشند.

50/ اما وقتی دولت وام می گیرد ، شهروندان وحشت می کنند و معمولاً خواستار بازخرید یادداشت های خود به سکه ها می شوند. اگر وام به دولت بسیار زیاد باشد ، بانک های مختلف خواستار بازخرید سکه های این بانک هستند که وام به دولت صادر کرده اند. اینگونه است که "اجرا" در بانک ها اتفاق می افتد.

51/ اگر سکه های کافی برای تهیه نسخه پشتیبان از یادداشت ها وجود دارد ، این اجراها مسئله ای نیست. از این گذشته ، دارنده یادداشت بانکی حق قانونی در مورد چنین سکه هایی دارد. اما ، در واقعیت ، سکه های کافی برای همه یادداشت های بانکی وجود نداشت و "فرار" می تواند یک بانک را ورشکسته کند و اواخر رستگاری ها را بالا و خشک کند.

52/ به جای اجازه دادن به چنین بانک های بیش از حد بیش از حد در طول دوره ، زیرا چنین بانک های بیش از حد به دولت وام می دهند ، آنچه دولت ها در گذشته انجام داده اند هر از گاهی "تعطیلات بانکی" را اعلام می کنند. این تصمیم حقوقی به این معنی است که برای مدت معینی چنین بانکهایی می توانند بازخرید یادداشت ها را برای سکه ها متوقف کنند.

53/ اقدامات موقت که به نفع یک نهاد قدرت به زودی دائمی می شود ، بنابراین چنین رها کردن موقت از پول کاغذی با ذخایر ، مرحله ای را برای ترک دائمی تر از استاندارد طلا بعداً قرار می دهد.

54/ همچنین ، این بحران های اعتماد به نفس در بانک ها (که اغلب به دلیل اقدامات دولت بود) ، پرونده دولت برای ایجاد بانک های مرکزی را مشروعیت می بخشد.

55/ در اینجا زمین دولت به شهروندان آن است: یک بانک مرکزی تأسیس خواهد شد که تمام ذخایر سکه های عمومی را در خود جای می دهد. طبق قانون ، بانک های خصوصی نمی توانند ذخایر خود را به عنوان سکه نگه دارند اما مجبور بودند آنها را به بانک مرکزی تحویل دهند. بانک مرکزی در عوض اسکناس های خود را که بانکهای خصوصی مختلف به عنوان ذخایر نگه می دارند ، می دهد.

56/ بانک مرکزی همچنین با ذخیره کسری کار می کند ، به این معنی که می تواند تعداد بیشتری از اسکناس های بانکی را نسبت به سکه های موجود در آن چاپ کند. از آنجا که اکنون بازخرید بین بانک ها در یادداشت های بانکی از بانک مرکزی اتفاق می افتد و از آنجا که بانک مرکزی می تواند یادداشت های جدید را به صورت اراده چاپ کند و آن را به بانک های خصوصی وام دهد ، دیگر امکان اجرای بانک وجود ندارد.

57/ بانک های مرکزی "بانک بانک" نامیده می شوند زیرا بانک ها در ازای یادداشت های خود ، پول عمومی را در انبار خود واریز می کنند. با این حال ، نکته مهمی که باید به آن توجه کنیم این است که یک بانک مرکزی با انتخاب بلکه با حکم قانونی "بانک بانکداران" نیست. دولت از تمام یادداشت های بانک دیگر خارج می شود و بانکها را که ذخایر خود را در هر چیزی به جز یادداشت های بانک مرکزی نگه می دارد ، غیرقانونی می کند.

58/ موفقیت بانک مرکزی برای به دست آوردن یادداشت های بانک مرکزی بر روی سکه های فلزی خود قرار دارد. مردم با قول بانک مرکزی که پول خود را ایمن نگه می دارد ، از انجام این مبادله فریب خوردند. از این گذشته ، کدام بانک می تواند از دولت ایمن تر باشد؟بعلاوه ، دولت هرگز از بین نمی رود ، آیا اینطور است؟

59/ كوچك مردم می دانند كه با انجام این كار خود را برای فرسایش قدرت خرید خود قرار می دهند. در اصل یک دلار یک اونس بود (~31 گرم) نقره. امروز ، این ارزش بیش از 96 ٪ از بین رفته است و برای یک دلار فقط 0. 04 اونس نقره دریافت خواهید کرد.

60/ این از دست دادن مایل به 96 ٪ قدرت خرید پول با تبادل سکه فلزی برای اسکناس های مرکزی شاید بدترین تجارت (و باهوش ترین نتیجه) در تاریخ باشد.

Interlude: چگونه بانک ها کار می کنند

61/ این 96 ٪ از پول (به عنوان قدرت خرید) از کجا ناپدید شد؟پاسخ کوتاه: به دولت ، هزینه های آن ، ناکارآمدی آن و احزاب مورد نظر آن.

62/ با بانک مرکزی ، دولت به خود مجوز لفظی برای چاپ پول داد. رقیق خرید قدرت پول در دو مرحله اتفاق می افتد: الف) بانک مرکزی با ذخیره کسری اجرا می شود تا بتواند یادداشت های بیشتری را نسبت به ذخایر موجود در آن چاپ کند. ب) بانکهای خصوصی نیز با ذخیره کسری کار می کنند اما ذخیره آنها اسکناس های مرکزی است.

63/ هر زمان که 100 دلار پول نقد را به حساب بانکی خود واریز می کنید ، آنچه اتفاق می افتد این است که پول نقد شما به ذخیره بانک می رود و آنچه در عوض دریافت می کنید یک حساب سپرده است (یعنی یک ورود به پایگاه داده که بانک 100 دلار به شما بدهکار است).

64/ در مقابل ، هنگامی که 100 دلار از یک بانک وام می گیرید ، آنها شما را به پول نقد نمی دهند. درعوض ، آنها در ازای وعده از شما 100 دلار + بهره خود را به شما حساب سپرده (ورودی پایگاه داده) تحویل می دهند.

65/ اکنون، اگر از 100 دلار قرض گرفته شده برای پرداخت به شخصی که در همان بانک حساب دارد استفاده کرده اید، کاری که بانک انجام می دهد این است که حساب شما را بدهکار کرده و حساب شخص دیگر را اعتبار می دهد. بنابراین، ورودی پایگاه داده شما اکنون $0 خواهد بود و حساب شخص دیگر 100 دلار افزایش می یابد.

66/ توجه داشته باشید که چگونه هیچ ارز یا پول نقدی در کل تراکنش دخیل نبوده و در عین حال برای 100 دلار برای پول نقد صادر شده توسط بانک مرکزی، اکنون 200 دلار پول در اقتصاد وجود دارد. به این می گویند ضرب پول.

67/ اما اگر شخصی که به او پول پرداخت کرده اید در بانک دیگری حساب داشته باشد، تسویه بین بانکی انجام می شود. این جایی است که وجه نقد نگهداری شده در ذخایر یک بانک به ذخایر بانک دیگر منتقل می شود. به دلیل تسویه بین بانکی، هر بانک مقداری ارز بانک مرکزی را در ذخایر خود نگه می دارد.

68/ بانک ها چقدر ذخایر دارند؟عدم نگهداری ذخایر کافی می تواند باعث ورشکستگی بانک شود که می تواند باعث ورشکستگی بانک شود. بنابراین، بانک مرکزی موظف است بخش معینی از کل سپرده های بانک را در ذخایر نگه دارد. این نسبت را ذخیره مورد نیاز می نامند.

69/ بنابراین، به عنوان مثال، اگر ذخیره الزامی 10٪ باشد، اگر کل سپرده های یک بانک (در بین همه دارندگان حساب) بالغ بر 1000 دلار باشد، باید 100 دلار به ارز بانک مرکزی داشته باشد.

70/ بانک مرکزی (که بازوی دولت است) با دستکاری این محدودیت ها در ذخایر و از طریق سایر مقررات (مانند تعیین نرخ وام بین بانکی) مستقیماً تعیین می کند که چه مقدار پول در اقتصاد وجود دارد و از این رو نرخ آن را کنترل می کند. تورم در اقتصاد

بانک های مرکزی به عنوان راهی برای دزدی دولت

71/ تورم از مردم می دزدد زیرا پول های تازه ایجاد شده به کندی در اقتصاد پخش می شوند. به عنوان مثال، اگر بانک های مرکزی ذخایر مورد نیاز خود را کاهش دهند و بانک ها را قادر به وام دادن پول بیشتری در اقتصاد کنند (و در نتیجه نرخ بهره را کاهش دهند)، وام گیرندگان وام اولیه از قدرت خرید بالاتری برای پول خود برخوردار می شوند، زیرا افزایش قیمت ها در پاسخ به این شرایط به زمان نیاز دارد. افزایش عرضه پول

72- کسانی که در گذشته پس انداز کرده اند (مستمری بگیران و غیره) رنج می برند. 100 دلار واریز شده آنها اکنون قدرت خرید کمتری نسبت به قبل دارد (زیرا قیمت ها افزایش یافته است).

73/ بانک مرکزی نیز به دولت کمک می کند تا کسری درآمد خود را (از محل مالیات) پوشش دهد. ناکارآمدی عملیات دولت و پرداخت یارانه به احزاب مورد علاقه توسط بانک مرکزی با ادامه چاپ پول جدید و وام به دولت در ازای وعده دولت مبنی بر بازپرداخت بدهی خود تامین می شود.

74/ آنچه راحت است این است که دولت نمی تواند نکول کند زیرا بانک مرکزی می تواند به چاپ پول ادامه دهد و با افزایش عرضه پول، بدهی دولت ارزان تر می شود (به دلیل افزایش تورم). به این ترتیب دولت می تواند برای همیشه به وام گرفتن ادامه دهد. وقتی تورم بالا می رود، دولت می تواند برای محدود کردن هزینه ها (و در نتیجه کنترل تورم) از ثروتمندان مالیات بگیرد. این تکان دهنده به نظر می رسد، اما در واقع، این ایده پشت نظریه به اصطلاح پولی مدرن است.

75/ به نظر می رسد همه اینها می تواند اوضاع را از کنترل خارج کند، اما هنوز یک محدودیت فیزیکی وجود داشت که عواقب را محدود می کرد: این الزام بانک های مرکزی برای حفظ طلا/ نقره به عنوان ذخایر بود.

76/ بانک های مرکزی به دلیل تجارت بین المللی مجبور به حفظ ذخایر بودند. بانک مرکزی کشور A می تواند به چاپ پول ادامه دهد، اما معامله گران در کشور B لزوماً اسکناس های بانک مرکزی کشور A را نپذیرفتند (یا به آن اعتماد کردند). بنابراین آنها خواهان پرداخت نه به صورت اسکناس، بلکه طلا/نقره شدند و برای تسهیل تجارت بین المللی (و واردات آنچه مردم می خواهند)، بانک های مرکزی باید ذخایر فلزات گرانبها را نگه دارند.

78/ به همین دلیل است که حتی با به وجود آمدن بانک های مرکزی، برای مدت طولانی، همه اقتصادها دارای نوعی استاندارد طلا بودند. دلار به معنای تعهد بانک مرکزی به پرداخت یک وزن خاص از نقره یا سکه بود.

یکی را انتخاب کنید: پول بیشتری را در سطح ملی چاپ کنید یا استاندارد طلا را حفظ کنید

79/ تصور کنید بانک مرکزی کشور شما عاشق چاپ پول برای پوشش ناکارآمدی های دولت یا یارانه های مورد علاقه است. اما همچنین تصور کنید که کشور شما وارد تجارت بین المللی شده است. آنچه در اینجا خواهید دید، وضعیت چندین بانک خصوصی و محدودیت چاپ پول آنها به دلیل بازخرید احتمالی توسط سایر بانک ها است.

80/ وجود تجارت (جایی که بازخرید طلا یا نقره اتفاق افتاد) به این معنی بود که بانک های مرکزی باید بخشی از تمام پولی را که در فلزات گرانبها چاپ می کردند نگهداری کنند. این نشان می دهد که هر چه بانک مرکزی پول بیشتری را وارد اقتصاد می کند، ذخایر فلزات گرانبهای آن کاهش می یابد زیرا سایر کشورها پول خود را برای این فلزات بازخرید می کنند.

81/ این مشکل ساز است زیرا به این معنی است که بانک های مرکزی (و از این رو دولت ها/کشورها) در صورت تمام شدن فلزات گرانبها می توانند نکول کنند. برای حل این مشکل، به جای تعدیل خلق پول جدید، بانک های مرکزی در سراسر جهان تبانی کردند و به طور کلی از استاندارد طلا دست کشیدند.

82/ امروز هیچ ارزی در جهان وجود ندارد که پشتوانه آن طلا باشد. شگفت انگیز است، اینطور نیست؟

ورود ارز فیات و مشکلات آن

83/ با کنار گذاشتن استاندارد طلا ، ارز یک کشور به آنچه ارز فیات گفته می شود تبدیل شد. بر خلاف طلا که توسط بازار تصمیم گرفته شده است که به عنوان واسطه مبادله مورد استفاده قرار گیرد ، اسکناس مرکزی به واسطه مبادله توسط فیات تبدیل می شود.

84/ با ارز که دیگر در طلا یا نقره قابل بازخرید نیست ، نرخ ارز بین ارزهای بین المللی به یک عامل اصلی در سیاست بین المللی تبدیل می شود.

85/ یکی از دلایل مهم هژمونی دلار آمریکا در تجارت بین المللی این است که ایالات متحده آخرین کشور بزرگی بود که از استاندارد طلا خارج شد. بنابراین در حالی که دلار آمریکا در استاندارد طلا بود ، بانک های مرکزی سایر کشورها ذخایر بین المللی خود را به دلار آمریکا نگه می داشتند.

86/ این با قول ایالات متحده امکان پذیر شد که دلار آن را می توان برای طلا بین المللی بازخرید کرد (حتی اگر آنها این کار را برای شهروندان آمریکایی غیرقانونی انجام دهند که همان مبادله را در داخل کشور انجام دهند). با این حال ، به تدریج ایالات متحده چنین تبدیل را محدود کرده و سپس آن را از بین برد.

87/ حتی بدون پشتوانه طلا ، دلیل این که دلار آمریکا هنوز ارز جهانی ذخیره است این است که آنها به مناطق خاورمیانه تولید نفت نیاز دارند تا روغن خود را به دلار قیمت گذاری کنند (در ازای "محافظت" و "روابط خوب"؟). از آنجا که بیشتر کشورها در جهان نفت وارد می کنند ، تقاضا برای دلار (حتی اگر از طلای حمایت نمی شود) ادامه دارد.

88/ امروز ، تقاضا و عرضه برای ارزهای مختلف فیات یا آزادانه در بازار تعیین می شود (نرخ ارز آزاد شناور) یا توسط کشور تعیین می شود (مانند چین که بانک مرکزی آن نرخ ارز یوان-USD را تعیین می کند).

89/ اگر ارزها آزادانه شناور هستند (مانند USD-INR) ، چنین نرخ های نوسان دائماً باعث تحریف و عدم اطمینان در تجارت بین المللی می شوند. تصور کنید اگر تجارت در سکه های طلا اتفاق افتاده است ، تنها متغیری که شما در تجارت بین المللی باید به آن حساب کنید ، عرضه و تقاضای کالاهایی بود که معامله می شوند. اکنون ، از آنجا که عرضه پول توسط طلای خود غیرقابل بازگشت است و به سیاست داخلی پاسخ می دهد ، شما همچنین باید سیاست و سیاست پولی کشور تجارت را پاسخ دهید.

90/ چنین تأثیرات ژئوپلیتیکی ارزهای فیات به ویژه برای ارزهایی که نرخ توسط دولت مرکزی تعیین می شود ، حاد است. به عنوان مثال ، اصلی ترین اختلاف بین ایالات متحده و چین این است که نرخ ارز تعیین شده توسط بانک مرکزی چین از نظر مصنوعی کم است (به عنوان مثال 1 دلار از 6 یوان). اگر در بازار آزاد ، 1 دلار فقط 3 یوان را بدست آورد ، کاری که دولت چینی انجام می دهد ، صادرات خود را در مرحله بین المللی ارزان تر می کند.

91/ به عنوان مثال ، اگر یک ویجت برای تهیه 3 یوان هزینه داشته باشد ، در شرایط بازار آزاد ، فقط می توانید یک ویجت را با یک دلار از چین خریداری کنید. اما به دلیل ارزش گذاری مصنوعی بانک مرکزی چین از یوان ، اکنون می توانید 2 ویجت خریداری کنید. از این رو صادرات چینی افزایش می یابد.

92/ چنین مداخلات سیاست محور توسط بانکهای مرکزی در تجارت بین المللی در واقع منجر به تجارت کمتر کارآمد ، جنگهای تجاری تلخ و پیامدهای احتمالی ژئو سیاسی می شود. نیازی به گفتن نیست ، هزینه نهایی این ناکارآمدی مربوط به شهروند عادی است.

93/ مهم است که بدانید که این امر قابل اجتناب است. معاملات بین المللی هنوز هم قبل از اختراع ارز کاغذ اتفاق می افتاد. با یک واسطه جهانی مبادله (مانند طلا) ، هیچ زمینه ای برای مداخله دولت وجود نداشت و احزاب خصوصی می توانند تجارت را به راحتی و کارآمد انجام دهند.

94/ اما اکنون با ارزهای فیات و اعتیاد به بانکهای مرکزی به تورم ، به نظر می رسد که هیچ بازگشت به آن جهان وجود ندارد.

آیا دولت باید پول ما را کنترل کند؟

95/ پاسخ این سؤال بستگی به این دارد که چه کسی این سؤال را مطرح می کند ، که در نهایت بستگی به این دارد که آیا آنها پول را به عنوان یک واسطه مبادله یا به عنوان یک فروشگاه قدرت خرید می بینند.

96/ با رشد اقتصاد ، ما محصولات و خدمات بیشتری برای مصرف داریم. اگر پول مبتنی بر طلا بود (و از این رو توسط دولت به راحتی قابل کنترل نیست) ، در طی یک دوره زمانی باید انتظار کاهش قیمت چیزها را داشته باشید. مردم مایل به صرفه جویی در پول کمتر از طلا برای امور هستند زیرا چیزهای بیشتری نسبت به ارز وجود دارد.

97/ برای فردی که با پول زیادی از طلا حمایت می شود ، این خبر خوبی است. پول او در آینده بیش از گذشته او را به او می رساند. با این حال ، برای کسی که بدهی دارد ، این خبر بسیار بدی است زیرا او باید سخت تر کار کند و بیشتر تولید کند تا بدهی هایی را که اکنون گران تر شده اند ، بازپرداخت کنند.

98/ برای اقتصاد مدرن ما که به وام وابسته است و بسیار به هم پیوسته است ، کاهش ناگهانی قیمت ها (تورم) ویران کننده خواهد بود. مشاغل درآمد کمتری کسب می کنند ، حقوق و دستمزد کاهش می یابد ، پیش فرض اتفاق می افتد و مردم وام به یکدیگر را متوقف می کنند. بنابراین ، کاهش ناگهانی برای اقتصاد بد است اما برای افراد دارای پول بسیار عالی است.

99/ یک اقتصاد تحت حمایت طلا همچنین منجر به غلظت ثروت بسیار بالایی می شود زیرا موجوداتی که چیزهایی را که مورد نظر هستند تولید می کنند ، همه طلا را جمع می کنند و به آرامی تبدیل می شوند که به کسانی تبدیل می شوند که به آن قرض می دهند زیرا هیچ کس دیگری پول ندارد.

100/ اگر طلا در چند دست متمرکز شده و جمعیت رنج می برد ، دولت نمی تواند کارهای زیادی در مورد آن انجام دهد زیرا بر خلاف ارز فیات نمی تواند طلا را از هوای نازک اختراع کند.(این می تواند به طور مستقیم طلا را به عنوان مالیات ثروت مصادره کند ، اما پس از آن بیشتر اعضای مؤثر جمعیت در جای دیگر مهاجرت می کنند).

101/ آنچه ارز مبتنی بر فیات به دولت اجازه می دهد این کار را انجام دهد این است که به طور غیرمستقیم از ثروتمندان پول بگیرد و از نظر تئوری آن را در سراسر اقتصاد توزیع کند تا آن را قوی تر کند. بنابراین از نظر شهروند متوسط ، این یک چیز خوب است زیرا به دولت اجازه می دهد تا برای تأمین اجتماعی هزینه کند (که در غیر این صورت دولت هرگز قادر به انجام بدون طلا کافی نخواهد بود).

102/ ارز فیات همچنین به دولت کمک می کند تا با بحران مبارزه با Faith که در محیط های تورم مبتنی بر طلا اتفاق می افتد ، نبرد کند. هر وقت افرادی که پول دارند شکاک می شوند و وام به یکدیگر متوقف می شوند ، بانک مرکزی همیشه می تواند به عنوان "وام دهنده آخرین راه حل" قدم بگذارد و دوباره جریان پول را آغاز کند.

103/ بنابراین ، ارز مبتنی بر فیات به دولت کمک می کند تا اقتصاد را مدیریت کند ، که برای اقتصاد بسیار عالی است و در واقع به پول کمک می کند تا سریعتر حرکت کند و کار خود را به عنوان یک واسطه مبادله انجام دهد. با این حال ، از آنجا که دولت می تواند به خواست خود دخالت کند ، می تواند برای افرادی که سخت کار کرده اند و پول انباشته شده اند ، ضد تولید باشد. قدرت خرید پول در تاریخ آنها به دست می آید ، زیرا دولت با تزریق پول بیشتر به اقتصاد کمک می کند.

خلاصه کردن

104/ این یادداشت ها طولانی تر از آنچه پیش بینی می کردم طولانی تر شد اما درک این مسئله که چگونه به مکانی رسیدیم که یک بیماری همه گیر جهانی و میلیون ها نفر از مرگ و میر منجر به اوج تاریخی برای بورس (و قیمت بیت کوین) شد.

105/ درسی که من از این همه به دست می آورم این است که به این دلیل که بانک های مرکزی عرضه پول را کنترل می کنند و از آنجا که فکر نمی کنند طولانی مدت هستند ، همیشه در طول یک بحران کوتاه مدت فکر می کنند و پول بیشتری را چاپ می کنند. بنابراین ، نگه داشتن ابزارهای پول نقد یا بهره بسیار احمقانه است.

106/ در عوض ، نکته محتاطانه این است که دارایی هایی را که در بخشی از اقتصاد ادعا می کند ، داشته باشد. بهترین نمونه از چنین اقتصاد اقتصاد سهام و سهام در سهام است ، صندوق های شاخص برای مدت زمانی که مایل به سرمایه گذاری در تحقیق و بازده هایی هستید که می توانید تولید کنید ، بهترین تجارت را دارند.

107/ به یاد داشته باشید: پول چیزی نیست جز یک مبادله. این کالایی است که ابزار آن در اعطای قدرت خرید شما است. اگر مقدار مواد در جهان محدود باشد ، پول بیشتری با قدرت خرید کمتر (بیش از آن چیزها) برابر خواهد بود. و هرکسی که تأمین انرژی خرید را کنترل کند ، این کار را به نفع خود انجام می دهد.

108/ با این حال ، همچنین به یاد داشته باشید که میزان مواد در جهان محدود نیست. در حقیقت ، فناوری اثر کالایی دارد. این موارد بیشتر در دسترس است و از این رو اثر تورم دارد.

109/ نتیجه چیزهای بیشتر موجود در جهان و پول بیشتری که در جهان موجود است این است که هر چیزی که نادر و با ارزش باشد از نظر نجومی گران تر می شود. این بدان معنی است که انتظار می رود زمین ، درجه هاروارد ، سهام اپل و قیمت بیت کوین بالا برود در حالی که قیمت همبرگر مک دونالد به میزان قابل توجهی افزایش نمی یابد.

110/ این بدان معنی است که با گذشت زمان ، ثروتمندان ثروتمندتر می شوند (در خرید قدرت) اما فقیر بخش کمتری از قدرت خرید را دریافت می کنند و از این رو شکاف ثروت بالا می رود. با این حال ، فقرا می توانند چیزهای بیشتری را تحمل کنند و از این رو فقر با گذشت زمان کاهش می یابد.

111/ اما ، البته ، اقتصاد یک بازی با مبلغ صفر نیست. با افزایش تولید و تولید ناخالص داخلی ، از طبیعت سرقت می شود و چنین دزدی از نظر تغییرات آب و هوایی ما را به عقب می اندازد. شاید به جز دستکاری های محلی ، واقعاً ناهار جهانی رایگان وجود نداشته باشد؟

تجارت با گزینه‌‌های باینری...
ما را در سایت تجارت با گزینه‌‌های باینری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : حمیدرضا پگاه بازدید : 41 تاريخ : پنجشنبه 21 ارديبهشت 1402 ساعت: 18:46