چرا بسیاری از افراد فقیر غذای ناخواسته می خورند ، به درستی بودجه نمی گیرند ، هیچ جاه طلبی نشان نمی دهند؟لیندا تیرادو دقیقاً می دانست که چرا ... زیرا او یکی از آنها بود. در اینجا ، در عصاره ای از کتاب خود ، دست به دهان ، او داستان خود را به قول خودش می گوید

لیندا تیرادو که توسط اسکات سومن در نزدیکی خانه اش در واشنگتن دی سی عکاسی شده است برای بررسی جدید ناظر. عکس: /روابط عمومی
لیندا تیرادو که توسط اسکات سومن در نزدیکی خانه اش در واشنگتن دی سی عکاسی شده است برای بررسی جدید ناظر. عکس: /روابط عمومی
من در پاییز سال 2013 در اولین دوره مدرسه در یک دهه بودم. من دو شغل داشتمشوهر من ، تام ، تمام وقت کار می کرد. و ما دو دختر کوچک خود را بزرگ می کردیم. این اولین بار در سالها بود که احساس می کردیم شاید همه چیز به نظر می رسد که مدتی خوب باشند.
بعد از یک تغییر ناخوشایند در محل کار ، من وقتی در یک انجمن سؤال کردم که مکرر می کردم ، به صورت آنلاین از بین می رفتم: چرا افراد فقیر کارهایی را انجام می دهند که به نظر خود مخرب هستند؟من فکر کردم حداقل می توانم آنچه را که دیده ام توضیح دهم و چگونه به فشارهای فقیر بودن واکنش نشان دادم. من پاسخ خود را به این سؤال نوشتم ، پست را به هم زدم و حداقل چند روز بیشتر در مورد آن فکر نکردم. این همان چیزی است که گفت:
چرا من تصمیمات وحشتناک می گیرم ، یا افکار فقر
هیچ راهی برای ساختار این منسجم وجود ندارد. آنها مشاهدات تصادفی هستند که ممکن است به توضیح فرآیندهای ذهنی کمک کنند. اما غالباً ، من فکر می کنم که ما به مشکلات دانشگاهی فقر نگاه می کنیم و هیچ تصوری از دلیل آن نداریم. ما می دانیم که چه چیزی و چگونه ، و می توانیم مشکلات سیستمی را ببینیم ، اما نداشتن یک فرد فقیر در واقع آن را از طرف خود توضیح می دهد. بنابراین این من این کار را می کنم ، نوع.
استراحت یک لوکس برای ثروتمندان است. من ساعت 6 صبح بلند می شوم ، به مدرسه می روم (یک بار کامل در دوره دارم ، اما فقط باید به دو کلاس حضوری بروم) ، سپس کار می کنم ، سپس بچه ها را می گیرم ، سپس شوهرم را انتخاب می کنم ، سپس نصفساعت برای تغییر و رفتن به شغل 2. من از ساعت 12. 30 صبح به خانه می روم ، سپس بقیه کلاس هایم را دارم و کار می کنم. من ساعت 3 صبح در رختخواب هستم. این هر روز نیست ، من دو روز مرخصی از هر یک از تعهدات خود دارم. من از آن زمان برای تمیز کردن خانه استفاده می کنم و آقای مارتینی [شریک زندگی او] را تسکین می دهم ، بچه ها را بیش از یک ساعت می بینم و به کارهای مدرسه می رسم.
آن شب ها نیمه شب در رختخواب هستم ، اما اگر خیلی زود به رختخواب بروم ، نمی توانم شبهای دیگر بمانم زیرا الگوی خود را لعنتی می کنم و یک ساعت از کار 2 به خانه می روم تا منتوانایی خواب آلودگی نیست. من هرگز یک روز مرخصی از کار نمی گیرم مگر اینکه نسبتاً بیمار باشم. این اتاق را برای فکر کردن در مورد کارهایی که انجام می دهید ، فقط برای شرکت در مورد بعدی و مورد بعدی به شما نمی دهد. برنامه ریزی در ترکیب نیست.
وقتی اولین بار باردار شدم ، مدتی در یک متل هفتگی زندگی می کردم. من یک مینی فرید بدون فریزر و مایکروویو داشتم. من در WIC [کمک های تغذیه ای با بودجه دولت برای زنان ، نوزادان و کودکان] بودم. من کره بادام زمینی را از کوزه و بریتوس یخ زده خوردم زیرا آنها 12 دلار 2 دلار بودند. اگر اجاق گاز داشتم ، نمی توانستم Burritos گوشت گاو را ارزان درست کنم. و من به گوشت احتیاج داشتم ، باردار شدم. من ممکن است هیچ مراقبت از قبل از تولد نداشته باشم ، اما من به اندازه کافی باهوش هستم که پروتئین و آهن را هنگام کوبیدن بخورم.
آشپزی بلدم. من مجبور شدم برای فارغ التحصیلی از دبیرستان به خانه EC بروم. بیشتر افراد در سطح من این کار را نکردند. کلم بروکلی در حال ارعاب است. شما باید یک اجاق گاز ، گلدان و ادویه جات ترشی جات داشته باشید ، و هر چقدر هم خسته باشید و یا آنها اشکالات را به خود جلب می کنند ، باید ظروف را انجام دهید. این یک مهارت جدید بزرگ برای بسیاری از افراد است. این عالی نیست ، اما درست است. اگر آن را لعنت کنید ، می توانید خانواده خود را بیمار کنید.
ما آموخته ایم که خیلی سخت تلاش نکنیم تا طبقه متوسط باشم. هرگز به خوبی کار نمی کند و همیشه باعث می شود که دوباره سعی کنید و دوباره شکست خورده اید. بهتر است امتحان نکنید. گرفتن غذا که می دانید خوش طعم و ارزان خواهد بود ، منطقی تر است و این به خوبی حفظ می شود. غذای ناخواسته لذت بخش است که به ما اجازه داده می شود. چرا ما این کار را می کنیم؟
ما تعداد بسیار کمی از آنها را داریم.
نزدیکترین برنامه ریزی شده والدین [کلینیک برنامه ریزی خانواده] برای من سه ساعت است. این پول زیادی در گاز است. بسیاری از خانمها نمی توانند این امر را تحمل کنند ، و حتی اگر در نزدیکی یکی زندگی می کنید ، احتمالاً نمی خواهید در بسیاری از مناطق وارد و بیرون شوید. ما می دانیم که "بچه دار نیستیم" ، "پرورش می دهیم". ما به همان دلایلی که تصور می کنم افراد ثروتمند انجام می دهند ، بچه هایی داریم. خواستار انتشار و همه. هیچ کس دوست ندارد افراد فقیر در حال پیشرفت باشند ، اما آنها سقط جنین را حتی سخت تر قضاوت می کنند.
غذای راحتی فقط همین است. و ما به بسیاری از راحتی ها اجازه نداریم. به خصوص از آنجا که قانون میهن پرست [با هدف تقویت امنیت داخلی در جنگ علیه تروریسم] تصویب شد ، گرفتن یک حساب بانکی دشوار است. اما بدون یک نفر ، شما زمان زیادی را صرف می کنید تا بفهمید که از کجا می توانید چک کنید و سفارشات پولی را برای پرداخت صورتحساب دریافت کنید. در حال حاضر بیشتر متل ها دارای یک سیاست بدون اعتبار و بدون در اتاق هستند. من یک بار با نزدیک به هزار دلار در سانفرانسیسکو سرگردان شدم و تقریباً هزار دلار به من باران می دادم و حتی اگر مبلغ 500 دلار پول نقد را به آنها بدهم ، نمی توانم یک اتاق اجاره کنم و تلفن همراه خود را تسلیم میز کنم تا به عنوان ضمانت نگه داشته شود.
هیچ کس به اندازه کافی به افسردگی فکر نمی کند. شما باید درک کنید که ما می دانیم که هرگز احساس خستگی نخواهیم کرد. ما هرگز احساس امیدواری نخواهیم کرد. ما هرگز تعطیلات نخواهیم گرفت.

بیماران بدون بیمه پزشکی به یک رویداد دندانپزشکی رایگان در لس آنجلس می روند. عکس: Robyn Beck/AFP/Getty Images
همیشه. ما می دانیم که عمل بسیار ضعیف تضمین می کند که هرگز فقیر نخواهیم بود. این دلیل زیادی برای بهبود خودمان به ما نمی دهد. ما برای کار درخواست نمی کنیم زیرا می دانیم که نمی توانیم به اندازه کافی زیبا به نظر برسیم که آنها را نگه داریم. من یک وزیر امور خارجه فوق العاده حقوقی می کردم اما بیش از یک بار رد شده ام زیرا "من تصویر شرکت را متناسب نمی کنم" ، این یک روش خوب برای گفتن "GTFO ، POV" است. من به اندازه کافی خوب هستم که غذا را بپزم ، که در آشپزخانه پنهان شده است ، اما رئیس من به من سرور نمی کند زیرا من "تصویر شرکت ها متناسب نیستم". من زیبا نیستممن دندانها و پوستی را از دست داده ام که به نظر می رسد وقتی در B12 و قهوه و نیکوتین زندگی می کنید و خواب نیستید. زیبایی چیزی است که شما می توانید از پس آن برآیید ، و اینگونه است که برای زیبا بودن شغلی را که لازم دارید بدست می آورید. نکته زیادی وجود ندارد.
پخت و پز باعث جذب روچ می شود. هیچ کس متوجه این موضوع نمی شود. من ساعت ها در بدنهای روچ صرف کرده ام و آنها را بر روی سنبله های خلال دندان رها می کنم تا دیگران را از ورود دیگران منصرف کنم. این کار نمی کند ، اما سرگرم کننده است.
"رایگان" فقط برای افراد ثروتمند وجود دارد. این عالی است که یک کاسه کاندوم در مدرسه من وجود دارد ، اما بیشتر افراد فقیر هرگز در یک دانشگاه دانشگاهی پا نمی گیرند. ما در آنجا تعلق نداریم. یک کلینیک وجود دارد؟عالی! هنوز یک حقوقی وجود دارد [هزینه ای که توسط شرکت های بیمه درمانی انجام می شود]. ما نمی رویمعلاوه بر این ، همه آنها در کلینیک به شما می گویند آیا شما باید یک متخصص را ببینید ، که به طور جدی؟همچنین ممکن است در مریخ قرار داشته باشد تا چقدر در دسترس باشد."کم هزینه" و "مقیاس کشویی" مانند "پولی که باید خرج کنید" برای من به نظر می رسد ، و به هر حال آنها نمی توانند به شما کمک کنند.
من سیگار می کشم. گران است. این همچنین بهترین گزینه است. می بینید ، من همیشه ، همیشه خسته ام. این یک محرک استوقتی خیلی خسته شده ام تا یک قدم دیگر قدم بزنم ، می توانم سیگار بکشم و یک ساعت دیگر بروم. وقتی عصبانی و مورد ضرب و شتم قرار می گیرم و قادر به انجام یک کار دیگر نیستم ، می توانم سیگار بکشم و فقط برای یک دقیقه احساس کمی بهتر می کنم. این تنها آرامش من است. این یک تصمیم خوب نیست ، اما این تنها کسی است که من به آن دسترسی دارم. این تنها چیزی است که من پیدا کردم که من را از سقوط یا انفجار باز می دارد.
من تصمیمات مالی ضعیف زیادی می گیرم. در دراز مدت هیچ یک از آنها مهم نیست. من هرگز فقیر نخواهم شد ، بنابراین اگر این هفته به جای فقط یک چیز ، چیزی و نیم پرداخت نکنم ، چه اهمیتی دارد؟اینگونه نیست که فداکاری منجر به بهبود شرایط شود. چیزی که من را به عقب نگه می دارد این نیست که من پنج دلار در وندی می زنم. اکنون این است که من ثابت کرده ام که من یک فرد فقیر هستم که تمام آنچه هستم هستم یا همیشه خواهم بود. برای من ارزش ندارد که یک زندگی تاریک و عاری از لذت های کوچک زندگی کنم تا روزی بتوانم یک خرید بزرگ را انجام دهم. من هرگز لذت های بزرگی برای ادامه کار نخواهم داشت.
در حالی که پول در جیب شما وجود دارد ، یک زندگی خاص برای زندگی وجود دارد که می توانید زندگی کنید ، زیرا مهم نیست که چقدر مسئولیت پذیر هستید ، به هر حال در سه روز شکسته خواهید شد. وقتی هرگز پول کافی ندارید ، معنی دارد. من تصور می کنم داشتن مقدار زیادی از آن یک چیز است.
فقر تاریک است و مغز طولانی مدت شما را قطع می کند. به همین دلیل است که به جای یک نفر ، افرادی را با چهار babydaddies مختلف می بینید. شما هر کجا که می توانید برای زنده ماندن کمی ارتباط برقرار کنید. شما هیچ ایده ای ندارید که چقدر احساس ارزشمند بودن است. این اساسی تر از غذا است. شما به این افراد می روید که یک ساعت یک ساعت احساس دوست داشتنی می کنند ، و این تمام چیزی است که به دست می آورید. شما احتمالاً برای هر چیز طولانی مدت با آنها سازگار نیستید ، اما درست در این دقیقه آنها می توانند احساس قدرت و ارزشمندی کنند. فرقی نمی کند که در یک ماه چه اتفاقی خواهد افتاد. هر اتفاقی که در یک ماه رخ می دهد احتمالاً تقریباً به همان اندازه بی تفاوت خواهد بود که امروز یا هفته گذشته اتفاق افتاده است. هیچ یک از اینها مهم نیست. ما طولانی مدت برنامه ریزی نمی کنیم زیرا اگر این کار را انجام دهیم ، قلب خود را شکسته خواهیم کرد. بهتر است امیدوار نباشید. شما فقط آنچه را که می توانید بدست آورید ، می توانید در هنگام مشاهده آن بدست آورید.
من تقاضای همدردی نمی کنم. من فقط سعی می کنم در سطح انسانی توضیح دهم که چگونه است که مردم تصمیمات افتضاح را از بیرون می گیرند. زندگی ما اینگونه است و مکانیسم های دفاعی ما در اینجا وجود دارد و به همین دلیل است که ما متفاوت فکر می کنیم. مطمئناً خود ویرانگر است، اما ایمن تر است. این همه است. امیدوارم به درک آن کمک کند.
در حالی که فکر می کردم شاید یکی دو نفر انشا مرا بخوانند، رعد و برق زد. بسیاری از مردم شروع به اشتراک گذاری آن کردند. شخصی به من پیشنهاد داد که آن را برای ارسال در صفحه اصلی وب سایتی که با آن پاتوق داشتیم ارسال کنم. این غیر معمول نبود، بنابراین این کار را کردم. چیز بعدی که می دانستم، دنیا زیر و رو شده بود. هافینگتون پست مقاله من را در صفحه اول خود منتشر کرد، فوربس آن را اجرا کرد و ملت آن را اجرا کرد.
بعد از اینکه قطعه اصلی در فضای مجازی پخش شد، ایمیل های زیادی از افرادی دریافت کردم که به من گفتند موافق نیستند. آنها به همان روش ها کنار نمی آمدند. این عادلانه و درست است. به خاطر داشته باش.
چیزی که نه منصفانه بود و نه درست، انتقادی بود که دریافت کردم و این بود که من فقیر اشتباهی هستم. به نظر می رسید که بسیاری از این انتقادات بر این واقعیت متمرکز شده اند که من در فقر به دنیا نیامده ام، گویی این تنها راهی است که ممکن است کسی خود را قادر به اجاره باختی نباشد. و با این حال ما یک اصطلاح برای آن داریم: تحرک رو به پایین. ما دکترای بی خانمان و بیش از یک نفر از طبقه متوسط اخیراً در کوپن غذا داریم. فقر برای مردم بیشتر از آن چیزی است که بخواهیم اعتراف کنیم.
با این حال، به طور کلی، پاسخ به شدت همبستگی بود. هزاران ایمیل از مردم دریافت کردم که می گفتند دقیقاً آنچه را که می خواستم توصیف کنم، فهمیده اند، که آنها هم همین احساس را دارند. آن ها داستان هایشان را به من گفتند چیزهایی که آنها را آزار می داد و نحوه برخوردشان با زندگی. این فقط من نیستم که این احساس را دارم، نه از راه دور. مردم بیچاره در مورد این چیزها صحبت می کنند اما کسی به حرف ما گوش نمی دهد. ما معمولاً فرصتی برای توضیح منطق خود نداریم. قطعه اصلی که شما همین الان خواندید این بود: یک توضیح.
من هر کاری از دستم بر می آید انجام می دهم تا شما را از فقیر بودن عبور دهم. برای اطمینان، این تنها یک نسخه است. ما میلیون ها نفر هستیم. تجربیات و واکنش های ما به آنها به اندازه شخصیت و پیشینه ما متفاوت است.
من آن را از هر کس دیگری بدتر نکرده ام ، و در واقع ، این نوع نکته است. این دقیقاً همان چیزی است که زندگی تقریباً یک سوم آمریکایی ها و یک از پنج نفر در انگلیس است. همه ما آن را به روش های خودمان اداره می کنیم ، اما همه ما در همان کارها کار می کنیم ، در همان مکان ها زندگی می کنیم ، احساس می کنیم که هرگز کاملاً دلپذیر نیست. ما در مورد منفجر کردن هزینه های رفاهی خوشحال تر از هر کس دیگری نیستیم ، باور کنید. اینگونه نیست که همه بزرگ شوند و آرزو می کنند در حین جمع آوری تمبرهای غذایی ، دو شغل نیمه وقت بی معنی کار کنند.
این فقط گزینه های دیگری برای بسیاری از افراد وجود ندارد. در حقیقت ، مؤسسه شهری دریافت که نیمی از آمریکایی ها قبل از 65 سالگی فقر را در مقطعی تجربه می کنند. بیشتر آنها پس از مدت زمان نسبتاً کوتاه ، 75 ٪ در چهار سال از آن بیرون می آیند. اما این هنوز 25 ٪ از کسانی که به سرعت خارج نمی شوند ، باقی می گذارد ، و این مطالعه همچنین نشان داد که هرچه بیشتر در فقر بمانید ، احتمال اینکه شما تا به حال از آنجا خارج شوید ، کمتر می شود. بیشتر افرادی که در نزدیکی پایین زندگی می کنند ، چرخه هایی از فقر و دقیقاً بالای آن را پشت سر می گذارند - گاهی اوقات آنها فقط خوب هستند و گاهی اوقات زیر آب هستند. بستگی به سال ، شغل ، چقدر سالم دارید. آنچه من می توانم با اطمینان بگویم این است که تحرک رو به پایین مانند Quicksand است. هنگامی که شما را گرفت ، گزینه های شما را محدود می کند تا زمانی که شما را به طور کامل بدست آورد. من از طریق ترکیبی از تصمیمات خودم و برخی از شانس های جدی به پایین به پایین کشیدم. من فکر می کنم این در مورد اکثر مردم صادق است.
در حالی که به نظر می رسد که تحرک به سمت بالا توسط سقف سرب مسدود شده است ، لایه بین طبقه متوسط و فقیر از بالا وحشتناک متخلخل است. بسیاری از ما در آن شکاف اسفنجی زندگی می کنیم.
من به روشی بسیار متوسط به اینجا رسیدم: من در 16 سالگی به خانه رفتم ، سریعاً رفتار کردم و همچنین انتظار دارید که یک نوجوان باشد و بیش از یک دهه از خانواده ام خارج شد. من کالج را ترک کردم وقتی مشخص شد که من وام های خوبی را بیرون می آورم. من هنوز آماده آن نبودم. من یک حرفه را به سادگی تعقیب کردم زیرا این اولین فرصت در دسترس بود نه به دلیل معقول بودن. من همچنین صورتحساب پزشکی داشتم. من دوره های بیکاری داشتم ، یک راننده مست در کل ماشینم داشتم. من هر آنچه را که متعلق به آن بود در یک سیل نابود کردم.

تظاهرکنندگان در جریان اعتراضات در فرگوسن ، میسوری با گاز پارگی روبرو می شوند. تیرادو در "یکی از تفکیک شده ترین مکان های آمریکا" در آنجا "با بچه ها" در آنجا زندگی کرده است. عکس: لوکاس جکسون/رویترز
بنابراین فقط یک یا دیگری نیست: طبیعت یا پرورش ، فقیر یا فقیر. فقر یک نتیجه بالقوه برای همه ما است.
این یک مشکل اجتماعی بزرگ است، و ما تازه شروع کرده ایم به تمام راه هایی که انقلاب تکنولوژیکی و جهانی سازی به شدت نابرابری را افزایش داده است. شما نمی توانید شهروند عادی خود را به خاطر این چیزها سرزنش کنید. همچنین نمی توانید شرکت های فردی را سرزنش کنید - به این صورت است که ما به طور جمعی تصمیم گرفته ایم کارها را انجام دهیم. ما تا حدی به دلیل تصمیمات سیاسی بد و تا حدی به دلیل عواملی که هیچ کس نمی توانست پیش بینی کند به اینجا رسیدیم. گفتن به یک شرکت فردی که بهتر عمل کند مانند این است که به یک فرد فقیر بگویید بیشتر پس انداز کند - درست و مفید، اما در عمل چندان آسان نیست. بیشتر شرکت ها، مانند اکثر مردم، جزء ۱ درصد برتر نیستند. آنها بازار را دنبال می کنند نه آن را هدایت می کنند. علاوه بر این، هر احمقی با پول می تواند یک شرکت بخرد و اداره کند. همه آنها به اندازه کافی باهوش نیستند که بتوانند سرمایه گذاری های بلندمدت در سرمایه انسانی را کشف کنند.
من با تمام ناامیدی که دارم، مخالف سرمایه داری نیستم. اکثر غربی ها، از جمله فقرا، اینطور نیستند. ما این ایده را دوست داریم که هر کسی می تواند موفق شود. چیزی که من با آن مخالفم نوعی سرمایه داری است که زندگی یک دسته کامل از شهروندان را می مکد و سپس از آنها می خواهد که با هر آنچه که دارند بهتر عمل کنند. اگر می توانستیم قبول کنیم که افراد فقیر کار غرغروی لازم را انجام می دهند و در آن نیز عزت وجود دارد، می توانیم آن را کم هزینه کنیم.
به عبارت دیگر: من نمی گویم که کسی مجبور نیست توالت های اطراف را تمیز کند. تنها چیزی که می گویم این است که شاید به جای اینکه از ایده توالت ها ناراحت شوید، می توانید از افرادی که نظافت می کنند تشکر کنید، زیرا اگر آنها نبودند، باید خودتان این کار را انجام دهید.
کار برای حداقل دستمزد
کار برای حداقل دستمزد به این معنی است که ساختن یک بودجه بلندمدت تمرینی برای تفکر آرزویی است. شما هر چقدر پول دارید تا زمانی که تمام شود دارید و هر صورت حسابی را که سررسید شده است را اول پرداخت می کنید. وقتی در اوهایو در یک رستوران فست فود کار می کردم، معمولاً 25 ساعت در هفته کار می کردم. این مبلغ 7. 50 دلار پرداخت شد، که چک هفتگی من را 187. 50 دلار کرد.
همسرم که 40 ساعت در همان مکان کار می کرد ، 300 دلار به خانه آورد. ما هر هفته از سال حدود 25000 دلار یا بیشتر بین ما هزینه کردیم. این کمی بیش از 9000 دلار بالاتر از خط فقر برای یک خانواده دو نفره یا 200 دلار اضافی در هفته است. ما به پایان رسیدیم ، اما به سختی. به اندازه کافی خوب نیست که همیشه احساس راحتی کنید یا استراحت کنید یا یک روز مرخصی بگیرید بدون اینکه احساس گناه کنید. و ما در آن سال در صدر سوم پایین خانوارها قرار داشتیم ، به این معنی که تقریباً یک سوم از جمعیت آمریکا با همان بودجه زندگی می کنند.
یا برای برخی ، بسیار کوچکتر. درآمد سالانه یک کارگر حداقل دستمزد 40 ساعته 15،080 دلار است. بنابراین اگر نیمی از آن را برای مسکن پرداخت می کنید ، با 7،540 دلار برای زندگی در آن باقی مانده است.
این 628 دلار در هر ماه یا 314 دلار در هر چک ، برای هر چیز دیگری - غذا ، لباس ، پرداخت ماشین ، گاز. اگر خوش شانس باشید ، تمام این پول را برای زندگی می کنید. اما چه کسی خوش شانس است ، یا حتی بیشتر اوقات؟شاید بیمار شوید و شغل خود را از دست دهید. حتی اگر کار جدیدی را انجام دهید ، آن چیزی که 314 دلار است ، تمام چیزی است که شما باید تا زمانی که چک های خود را در محل جدید شروع کنید ، دوام بیاورید. یا اگر خدای ناکرده ، ماشین خراب می شود یا استخوانی می شکنید؟
این همان چیزی است که به آن می رسد: ریاضی کار لعنتی نمی کند. شما نمی توانید از این نوع پول شکوفا شوید. دوره زمانی. شما می توانید زنده بمانید.
کار موقتی
چیزی حتی بدتر از حداقل دستمزد وجود دارد. به آن کار دما می گویند. شرط می بندم که اکثریت مردم-مگر اینکه آنها آن را برای خود تجربه کرده اند-شوکه می شوند که متوجه می شوند شرکت ها به طور مرتب دچار تعدادی از ساعات کار تمام وقت می شوند ، اما به دلیل اینکه این کارگران را از طریق آژانس های کاری موقت استخدام می کنند ، مجبور به پرداخت هیچ گونه مزایایی هستندو امنیت شغلی ارائه نمی دهد. برای صرفه جویی در هزینه ، شرکت ها به طور مرتب چنین کارگران را برای سالها استخدام می کنند. آنها این کار را انجام می دهند زیرا این ارزان تر از استخدام مستقیم کار است و از نظر قانونی حق انجام این کار را دارند. قوانین در آمریکا آنقدر ضعیف است که ما در حمایت از کارگران دما از کره جنوبی (!) هستیم.
بنابراین ، هنگامی که افراد راحت از نظر مالی با بیمه درمانی و مرخصی بیمار و انواع مزایای دیگری که کیف پول خود را جمع می کنند و زندگی خود را آسان تر می کنند و سالم تر فکر می کنند که فقیر فقیر هستند زیرا به نوعی ما از خواب بلند نمی شویم و می خواهیم شرایط خود را تغییر دهیم ... خوب، من مطمئن نیستم که واکنش من قابل چاپ است.
یکی از کارخانه هایی که در نزدیکی آن زندگی کردم برای استخدام تعداد گرداننده ای از کارگران دما که پس از 90 روز آنها را اخراج کرده اند - نقطه ای که قرار است یک کارگر دما از وضعیت شغلی دائمی برخوردار باشد. بعد از سه هفته بیکاری ، گیاه دوباره آنها را استخدام کرد.
این کارخانه دیگر در شهر نیست. این یک استراحت از دولت محلی به دست آورده بود و سالهای اول خود را بدون مالیات در آنجا انجام داد.
و آیا شما آن را نمی دانید ، پس از اتمام معافیت مالیاتی ، این شرکت تصمیم گرفت که این کارخانه به اندازه کافی سودآور نباشد و آن را بسته کند. یک کارخانه موقت که کارگران موقت را استخدام می کرد.
چه کسی می گوید سرمایه داری بی رحمانه نیست؟
عدم امنیت شغلی - و اخراج شدن
همه ما می دانیم که بسیاری از افراد فکر می کنند که افراد فقیر تنبل و بی کفایت هستند. آنها فکر می کنند ما از شغل اخراج می شویم زیرا نمی دانیم چگونه رفتار کنیم ، یا همیشه دیر می شویم ، یا فقط اهمیتی نمی دهیم. اما آنچه ثروتمندان درک نمی کنند این است که اخراج چقدر باورنکردنی آسان است. و بسیاری از اوقات آنچه شما را اخراج می کند این است که شما بیش از یک کار کار می کنید.
هر زمان که برای نوع مکانی که دارای یک دفتر شرکتی است ، کار می کنید ، معمولاً کمترین ساعات ممکن را به شما داده می شود-قطعاً کمتر از تمام وقت ، زیرا در این صورت آنها مجبورند مزایای شما را بپردازند. اما حتی اگر کارفرمای شما ممکن است شما را به مدت 20 ساعت در هفته برنامه ریزی کند ، ممکن است شما 10 یا 30 کار کنید. این بستگی به این دارد که چقدر شلوغ است - وقتی کند است ، آنها شما را به خانه می فرستند و وقتی شلوغ است ، آنها انتظار دارنددیر بمانآنها همچنین از شما انتظار دارند که اگر یک همکار در آخرین لحظه بیمار شود ، می توانید وارد شوید تا بتوانید تغییر شخصی را بپوشانید. در اصل ، آنها انتظار دارند که شما همیشه در دسترس باشید. برنامه ریزی غیرممکن است.
در یک زنجیره از من خواسته شدم که یک قرارداد را امضا کنم که اظهار داشت من یک کارمند در اراده هستم ، که من به طور پاره وقت و بدون مزایایی خواهم بود و اگر کار دیگری را بدون اجازه انجام دهم ، مشمول خاتمه خواهم شد زیرا شرکت انتظار داشتمن می توانم هر زمان که لازم را پیدا کنند ، وارد شوم.
و بله ، این قانونی است.
بنابراین بیایید این مسئله را بشکنیم: شما فقیر هستید ، بنابراین شما به شدت به هر کار ناخوشایندی که می توانید پیدا کنید نیاز دارید و ماهیت آن کار ناخوشایند این است که می توانید در هر زمان اخراج شوید. در همین حال ، ساعات شما را می توان بدون هیچ گونه اطلاعیه ای قطع کرد ، و هیچ تعهدی از طرف کارفرمای شما وجود ندارد که بدون توجه به این دلیل ، چگونه یا وقتی آنها را رها می کنند ، جدایی ارائه دهند. و ما تعجب می کنیم که چرا فقیر فقیرتر می شوند؟
احساس ارزشمندی نمی کند
هنگامی که من از شیفت من در خانه هستم ، سعی می کنم با شوهرم کوتاه مدت نباشم ، که تقصیر من به طور قاطعانه قاطعانه من نیست. به نوبه خود ، او سعی می کند با من کوتاه نشود. کار در یک کار با دستمزد کم به معنای خاموش کردن کار و داشتن انرژی ذهنی کافی برای تحقق آنچه می توانید با زندگی خود انجام دهید ... اگر فقط می توانستید اراده را برای حرکت جسمی انجام دهید.
و صادقانه بگویم ، من حتی اگر ممتاز و قدرتمند در مورد آن صادق باشند ، حتی به تخریب زندگی کاری خود توجه نمی کنم. اگر آنها فقط اعتراف کردند که این به سادگی غیرممکن است.
درعوض ، به ما گفته شده است که سخت تر کار کنیم و سپاسگزار باشیم که شغل ، غذا و سقف بالای سر خود داریم. و به خاطر فاک ، ما هستیم. اما در ازای تمام کارهایی که ما انجام می دهیم ، و تمام شرایط بدبختانه ما ، ما مجاز نیستیم که در عوض چیزی بخواهیم. بدون احساس موفقیت ، یا احترام از بالا یا امنیت شغلی. از ما انتظار می رود که از این چیزها حق نداریم. فقیر بودن در هنگام کار سخت ، خرد کردن لعنتی است.
این در یک کابوس زندگی می کند که دیوارها هرگز از بسته شدن شما متوقف نمی شوند.

کارگران فست فود در خارج از شعبه کالیفرنیا از مک دونالد اعتراض می کنند. عکس: کیم کولیش/کوربیس
من هر بار که برنامه من بریده شده است ، از این لعنتی ناراحت می شوم و بعد از آن برای هزاران ساعت اضافی فراخوانده می شوم ، گویی وقت من چیزی ارزش ندارد ، فقط به این ترتیب که رئیس من مطمئن باشد که می تواند به من پرداخت نکندیک دقیقه که من کاملاً لازم نیستم.
من از امضای توانایی خود برای بدست آوردن شغل دوم ابراز نارضایتی می کنم و به من گفته می شود که نمی توانم بیش از 28 ساعت در هفته کار کنم.
نتیجه همه اینها؟من فقط از مراقبت از کار خودداری می کنم. من انرژی ، گزاف گویی ، تمایل را از دست می دهم. من به عنوان کارگردانی اجرا خواهم کرد اما بیش از این نیست. من به ندرت یک رئیس داشته ام که به من نشان می دهد که او برای من بسیار بیشتر از لباس من ارزش دارد - ما آن قابل تعویض بودیم - بنابراین من برای کارفرمایان خود نیز از راه خود خارج نمی شوم. مشکلی که من دارم فقط کم ارزش نیست - این احساس می شود که مردم از راه خود خارج می شوند تا مطمئن شوند که می دانید چقدر بی فایده هستید.
من بیش از یک سال است که در ماه نوامبر برای یک شرکت کار می کردم و مجبور شدم به مدت دو ماه به مرخصی بروم زیرا نمی توانستم مدت طولانی تحمل کنم. بنابراین من به مهمانی کریسمس به شرکت دعوت نشده ام. من به عنوان تاریخ همکار رفتم و تماشا کردم که همه جوایز کریسمس خود را دریافت کردند. من یکی را پیدا نکردم ؛من از نظر فنی در موقعیت مدیریتی نبودم و به این ترتیب واجد شرایط نبودم. این واقعیت که من بقیه سال کار کرده ام حساب نشده است.
با این حال ، واقعاً من را به خود جلب کرد ، وقتی صاحب شرکت از زنی که برای من به خاطر کار سخت در تمام سال برای من پر شده بود ، تشکر کرد. او من را اصلاً تشخیص نداد.
کارآموزی بدون حقوق
در اینجا چیز دیگری است که فقرا نمی توانند از پس آن برآیند: کارآموزی بدون حقوق. من مجبور شدم پیشنهادهایی را رد کنم که ممکن است در دراز مدت شرایط من را بهبود بخشد زیرا من فقط نمی توانستم برای هیچ کاری کار کنم. باز هم ، افرادی که می توانند کارآموزی بدون حقوق را بپردازند از خانه کمک می گیرند - در دنیای من ، همه افراد باید برای امرار معاش کار کنند. و این بدان معنی است که ما از تمام آن شبکه های بالقوه نیز بریده می شویم. این حداقل یک دلیل است که من هرگز شبکه حرفه ای زیادی نداشته ام: من هرگز فرصتی برای ساخت آن نداشتم. پذیرش کارآموزی بدون حقوق یا یکی از آن کارآموزی که اساساً پول ناهار را به شما می پردازد ، برای افرادی است که مجبور نیستند اجاره را بپردازند.
از آنجا که من همیشه در وضعیتی از شما قرار گرفته ام ، من انواع کارهایی را که مردم در زیر آنها می دانند کار کرده ام. و با این حال مردم هنوز تعجب می کنند که چرا ما ، در پایین کار می کنیم ، روح خود را در کار خود قرار نمی دهیم.
به نوبه خود ، من در مورد افرادی که فکر می کنند کسانی که فقیر هستند نباید از کارفرمایان خود بخواهند ، تعجب می کنم. ما باید خودمان را به چیزی اختصاص دهیم که بیش از آنچه که باید به نفع ما نباشد؟منظور ما این است که به بهترین منافع آنها اهمیت دهیم ، اما آنها مجبور نیستند به ما اهمیت دهند؟اگر می خواهید تا حد امکان در آموزش و دستمزد من قرار دهید ، اگر می خواهید مطمئن شوید که نمی توانم ساعت کافی برای زنده ماندن بدست آورم تا از مراقبت های بهداشتی به من جلوگیری کنم ، و به طور کلی مطمئن شوید که من "من تا حد ممکن ناراحت کننده در هر زمان معین فقط برای اطمینان از اینکه مکان خود را می دانم ، پس چگونه می توانید از من انتظار داشته باشید که به حاشیه سود شما اهمیت دهم؟
به یاد داشته باشید ، آنچه را که می پردازید دریافت می کنید.
سیگار کشیدن
همه ما به روش های خاص خودمان کنار می آییم. من سیگار می کشم. دوست من می نوشد. در واقع ، من به شرط بندی بسیار اطمینان دارم که شما و بسیاری از دوستانتان با نوشیدن نیز کنار می آیید. از یک روز طولانی در محل کار به خانه بیایید و چه کاری انجام می دهید؟پاپ یک آبجو باز می کند؟یا یک کیسه چیپس سیب زمینی؟یا شاید وقتی احساس استرس می کنید ، یک والیوم بگیرید. یا ماساژ بگیرید. یا به سالن ورزشی خود بروید و در اتاق سونا بنشینید.
چرا مکانیسم های مقابله با افراد دیگر بهتر از افراد فقیر هستند؟زیرا آنها زیباتر هستند. افرادی که پول بیشتری دارند شراب بهتر از لیوان های زیبا می نوشند. و شاید آنها به جای خرید یک بسته سیگار ، برای بنزودیازپین ها از روانپزشک شخصی شخصی خود دریافت کنند. آنها می توانند هر آنچه را که دوست دارند خریداری کنند و این درست است ، زیرا خرده فروشی درمانی یک دوره معالجه شناخته شده برای طبقات بالا است. افراد فقیر این تجملات را ندارند. ما سیگار می کشیم زیرا این یک ضربه سریع و سریع دوپامین است. ما آشغال می خوریم زیرا ارزان است و مراکز لذت مغز ما را روشن می کند. و ما مواد مخدر انجام می دهیم زیرا این یک روش مؤثر برای احساس خوب یا فرار از چیزی است.
من می دانم که مکانیسم های مقابله با افراد فقیر زیبا نیستند. واقعاً ، مناما آنچه من نمی گیرم این است که به همین دلیل افراد دیگر در داوری ما برای آنها احساس راحتی می کنند. به نظر می رسد که رفتارهای خود مخرب ما زندگی ما را توجیه و توضیح می دهد.
Newsflash: هر دو روش پیش می رود. بعضی اوقات عادات واکنشی به وضعیت است.
و مگر اینکه شما آماده باشید که من را متقاعد کنید که سیگار کشیدن و سیگار کشیدن به تنهایی من را فقیر نگه می دارد ، پس لطفاً از من سخنرانی کنید. من می دانم که برای من بد است. من معتاد هستم ، افزودنی نیستم.
این عصاره ای از دست به دهان توسط لیندا تیرادو است که با قیمت 14. 99 پوند توسط ویراگو در 2 اکتبر منتشر می شود. اینجا را کلیک کنید تا آن را با قیمت 11. 99 پوند با P& P رایگان انگلیس خریداری کنید
تجارت با گزینههای باینری...
ما را در سایت تجارت با گزینههای باینری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : حمیدرضا پگاه
بازدید : 32
تاريخ : جمعه
22 ارديبهشت
1402 ساعت: 0:53