
یکی از کتابهای سرمایه گذاری مورد علاقه ما در اینجا در چندین خریدار ، کیمیاگری مالی توسط جورج سوروس است. به ویژه یک قطعه وجود دارد که رویکرد موفقیت آمیز سوروس را برای سرمایه گذاری و آنچه او را با بیشتر سرمایه گذاران دیگر متفاوت می کند ، محاصره می کند. سوروس می نویسد:
در ده سال اول فعالیت شغلی من برای هر چیزی که در کالج آموخته بودم از آن استفاده نمی کردم و تقریباً بین فعالیتهای عملی و علایق نظری من جدایی کامل وجود داشت. فروش و تجارت در اوراق بهادار بازی ای بود که من بدون قرار دادن خود واقعی خود در خط بازی کردم.
وقتی من مدیر صندوق شدم ، همه اینها تغییر کرد. من پول خود را به جایی می رساندم که دهانم بود و نتوانستم خودم را از تصمیمات سرمایه گذاری خود جدا کنم. من مجبور شدم از تمام منابع فکری خود استفاده کنم و با کمال تعجب و رضایتم ، فهمیدم که ایده های انتزاعی من بسیار مفید است. این یک اغراق خواهد بود که بگوییم آنها موفقیت من را به خود اختصاص داده اند. اما شکی نیست که آنها به من لبه دادند.
من رویکرد عجیب و غریب خودم را برای سرمایه گذاری توسعه دادم ، که با حکمت غالب در لگد بود. دیدگاه عموماً پذیرفته شده این است که بازارها همیشه درست هستند - یعنی قیمت بازار تمایل به تخفیف دقیق تحولات آینده حتی اگر مشخص نیست این تحولات چیست. من از دیدگاه مخالف شروع می کنم. من معتقدم که قیمت بازار همیشه اشتباه است به این معنا که دیدگاه مغرضانه ای از آینده ارائه می دهند.
اما اعوجاج در هر دو جهت کار می کند: شرکت کنندگان در بازار نه تنها با تعصب فعالیت می کنند ، بلکه تعصب آنها نیز می تواند بر روند وقایع تأثیر بگذارد. این ممکن است این تصور را ایجاد کند که بازارها تحولات آینده را به طور دقیق پیش بینی می کنند ، اما در واقع انتظاراتی را که مطابق با رویدادهای آینده نیست ، بلکه رویدادهای آینده است که با انتظارات فعلی شکل می گیرند.
درک شرکت کنندگان ذاتاً ناقص است و بین ادراک نقص و روند واقعی وقایع ارتباط دو طرفه وجود دارد که منجر به عدم مکاتبات بین این دو می شود. من این اتصال دو طرفه را "انعطاف پذیری" می نامم.
در جریان فعالیت های سرمایه گذاری من ، فهمیدم که بازارهای مالی بر اساس یک اصل فعالیت می کنند که به نوعی شبیه به روش علمی است. تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاری مانند تدوین یک فرضیه علمی و ارسال آن به یک آزمایش عملی است.
تفاوت اصلی این است که فرضیه ای که مبنای تصمیم سرمایه گذاری است، برای کسب درآمد است و نه ایجاد یک تعمیم معتبر جهانی. هر دو فعالیت مستلزم ریسک قابل توجهی هستند و موفقیت پاداشی را به همراه دارد - در یک مورد پولی و در مورد دیگر علمی. با در نظر گرفتن این دیدگاه، می توان بازارهای مالی را آزمایشگاهی برای آزمایش فرضیه ها دانست، البته نه کاملاً علمی. حقیقت این است که سرمایه گذاری موفق نوعی کیمیاگری است.
اکثر فعالان بازار به بازارها از این منظر نگاه نمی کنند. این بدان معناست که آنها نمی دانند چه فرضیه هایی در حال آزمایش هستند. همچنین به این معنی است که بیشتر فرضیه هایی که برای تست بازار ارائه می شوند کاملاً پیش پا افتاده هستند. معمولاً آنها چیزی بیش از این ادعا که یک سهم خاص از میانگین بازار بهتر عمل می کند، نیستند.
من نسبت به سایر سرمایه گذاران مزیت خاصی داشتم زیرا حداقل ایده ای در مورد نحوه عملکرد بازارهای مالی داشتم. با این حال، اگر ادعا کنم که همیشه می توانم فرضیه های ارزشمندی را بر اساس چارچوب نظری ام تنظیم کنم، دروغ می گویم.
گاهی اوقات هیچ فرآیند بازتابی یافت نمی شد. بعضی اوقات نتوانستم آنها را پیدا کنم. و آنچه از همه دردناک تر بود، گاهی اوقات آنها را اشتباه می کردم. به هر حال، من اغلب بدون فرضیه ای ارزشمند سرمایه گذاری می کردم و فعالیت هایم با یک پیاده روی تصادفی تفاوت چندانی نداشت. اما من با فرآیندهای بازتابی در بازارهای مالی هماهنگ شده بودم و موفقیت های اصلی من از فرصت های ارائه شده حاصل شد.
رویکرد من به بازار آنقدر که به نظر می رسد انتزاعی نبود. این یک شکل شدیداً شخصی و احساسی به خود گرفت: آزمایش با درد و موفقیت با تسکین همراه بود. وقتی اظهار داشتم که «بازارها همیشه مغرضانه هستند»، نگرش عمیقاً احساسی را بیان می کردم: به خردمندی سرمایه گذاران حرفه ای و هر چه موقعیت آنها تأثیرگذارتر بود، کمتر آنها را قادر به تصمیم گیری درست می دانستم.
من و شریکم از کسب درآمد با فروش سهام کوتاه که مورد علاقه سازمانی بود، لذت بدی بردیم. اما ما در نگرش خود نسبت به فعالیت های خود متفاوت بودیم. او فقط نظرات سایر شرکت کنندگان را ناقص می دانست، در حالی که من فکر می کردم که ما به اندازه دیگران شانس اشتباه داریم. فرض ادراکات ذاتاً ناقص با نگرش خودانتقادی من مطابقت داشت.
بهره برداری از صندوق پرچین از آموزش من در بقا به کمال استفاده می کند. استفاده از اهرم می تواند در صورت خوب بودن نتایج عالی ایجاد کند. اما وقتی رویدادها نتوانند مطابق انتظارات شما نباشند ، شما را از بین ببرد. یکی از سخت ترین موارد برای قضاوت این است که چه میزان خطر خطر است. هیچ حیاط معتبر جهانی وجود ندارد: هر موقعیتی باید به شایستگی خود قضاوت شود.
در تجزیه و تحلیل نهایی شما باید برای بقا به غرایز خود اعتماد کنید. بنابراین مشارکت من در اداره صندوق پرچین ، هم علاقه های انتزاعی من و هم مهارت های عملی من را گرد هم آورد.
برای آخرین اخبار و پادکست ها ، به خبرنامه رایگان ما در اینجا بپیوندید.
فراموش نکنید که در CAP بزرگ 1000 بزرگ ما - Screener Stock ، در اینجا در Multial Acquirer's Multipe بررسی کنید: < pan> کار یک صندوق پرچین از آموزش من در بقا به کمال استفاده می کند. استفاده از اهرم می تواند در صورت خوب بودن نتایج عالی ایجاد کند. اما وقتی رویدادها نتوانند مطابق انتظارات شما نباشند ، شما را از بین ببرد. یکی از سخت ترین موارد برای قضاوت این است که چه میزان خطر خطر است. هیچ حیاط معتبر جهانی وجود ندارد: هر موقعیتی باید به شایستگی خود قضاوت شود.
تجارت با گزینههای باینری...
ما را در سایت تجارت با گزینههای باینری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : حمیدرضا پگاه
بازدید : 33
تاريخ : پنجشنبه
21 ارديبهشت
1402 ساعت: 12:37