مفهوم 25: تولید ناخالص داخلی

ساخت وبلاگ

بررسی اجمالی: اندازه گیری تعداد کالاها و خدمات یک کشور یک کار گسترده است. این درس به شما کمک می کند تا درک کنید که چگونه انجام می شود و چرا هرگز کامل نیست.

فرا گرفتن

مبتدی

Image 25-1

تولید ناخالص داخلی (تولید ناخالص داخلی) به ارزش بازار (بیان شده به دلار) کلیه کالاها و خدمات نهایی جدید تولید شده در مرزهای یک کشور در یک زمان خاص اشاره دارد. برای درک کامل تولید ناخالص داخلی ، با توضیح آن کلمات ایتالیایی کمک می کند.

تولید ناخالص داخلی از نظر ارزش بازار اندازه گیری می شود ، بنابراین ما از دلار آمریکا برای واحد اندازه گیری خود استفاده خواهیم کرد. به عنوان مثال ، ممکن است بگوییم تولید ناخالص داخلی ایالات متحده در سه ماه گذشته 19 تریلیون دلار یا چیزی مشابه بود. این مهم است زیرا ما فقط قادر خواهیم بود موارد را با ارزش دلار حساب کنیم و نمی توانیم ارزش چیزهایی مانند وقت آزاد و خوشبختی را به حساب آوریم.

کالاها و خدمات نهایی بدان معنی است که ما فقط محصولات را به عنوان بخشی از تولید ناخالص داخلی در هنگام رسیدن به کاربر نهایی مورد نظر خود حساب می کنیم. ما به عنوان مثال ، قیمت فروش یک پیتزا را حساب می کنیم ، با فرض اینکه قیمت شامل ارزش خمیر ، سس ، تاپ ها ، نیروی کار و سایر ورودی های آن برای تهیه پیتزا است. اتفاقاً ما فقط محصولات جدید را نیز حساب می کنیم. محصولات استفاده شده مانند '57 Chevys در تولید ناخالص داخلی فعلی حساب نمی شوند.

در مرزهای یک کشور مهم است زیرا ما در تلاش هستیم تا آنچه را که کشور تولید می کند تعیین کنیم - نه آنچه شهروندان تولید می کنند. اگر یک شهروند آمریکایی برای ساختن یک وب سایت به مدت سه هفته به اسپانیا برود ، در این مدت به تولید ناخالص داخلی اسپانیا کمک می کند. این همچنین مهم است زیرا ما می خواهیم صادرات را حساب کنیم - چیزهایی که ایالات متحده می سازد و در جای دیگری ارسال می شود - اما ما باید واردات تولید ناخالص داخلی خود را کم کنیم زیرا این محصولات در اینجا ساخته نشده اند. در بخش بعدی اطلاعات بیشتری در مورد این موضوع خواهید داشت.

در تولید ناخالص داخلی کوتاه ، واحد وسیع ترین اقدامات اقتصادی در یک کشور است و گرچه ناقص است ، اما اطلاعات مهمی در مورد سطح تولید کشور ارائه می دهد.

حد واسط

Image 25-2

حتی اگر تعریف تولید ناخالص داخلی می گوید که میزان تولید در یک کشور را اندازه گیری می کند ، اما به طور معمول از طریق خریدها محاسبه می شود. این امر به این دلیل است که فرض می کنیم اگر چیزی خریداری شده باشد - باید تولید شده باشد ، و اکنون می دانیم که ارزش دلار آن را به اقتصاد کمک می کند. پس چه کسی چیزهایی را در ایالات متحده خریداری می کند؟خانوارها ، مشاغل ، دولت و خریداران خارجی.

خریدهای خانگی در فرمول مصرف (C) نامیده می شود. به عبارت ساده، مصرف مقدار دلاری است که خانوارها برای کالاها و خدمات نهایی خرج می کنند. این شامل همه چیز است، از کوتاه کردن مو تا دونات، کفش های جدید، غذای حیوانات خانگی، و غیره و غیره و غیره.

کسب وکارها برای کالاها و خدمات پول خرج می کنند، اما معمولاً این کار را به نفع کسب وکار خود انجام می دهند. بنابراین، سهم آنها در تولید ناخالص داخلی به عنوان سرمایه گذاری (I) نامیده می شود. هزینه های ماشین آلات، ابزار، کارخانه ها، نرم افزار و آموزش همگی در این بخش به حساب می آیند. به یاد داشته باشید، منابع خرید دومینو مانند خمیر پیتزا به حساب نمی آید زیرا قیمت فروش نهایی پیتزا به جای مصرف به حساب می آید.

دولت (G) هر ساله میلیاردها دلار در ایالات متحده برای همه چیز از بزرگراه ها گرفته تا مدارس و هواپیماهای جنگنده و پارک های ملی و هزاران کالا و خدمات عمومی دیگر هزینه می کند. با این حال مراقب باشید که هزینه های دولت را تنها زمانی که کالا یا خدماتی خریداری می کند حساب کنید. پرداخت به افراد مانند تامین اجتماعی یا بازپرداخت مالیات، نقل و انتقالات مالی است که تولید کالا یا خدمات جدید را منعکس نمی کند.

صادرات کالاها و خدمات (X) به تولید ناخالص داخلی اضافه می شود. واردات کالاها و خدمات (M) کم می شود، زیرا مواد مورد استفاده برای تولید آنها به نفع کشور دیگری بوده است. بنابراین، هنگام محاسبه تولید ناخالص داخلی، اغلب آنها را در یک اندازه گیری به نام خالص صادرات (NX یا Xn) ترکیب می کنیم.

بنابراین، تولید ناخالص داخلی یک کشور با فرمول زیر محاسبه می شود: GDP = C + I + G + NX

به یاد داشته باشید، تولید ناخالص داخلی شامل - کالاهای مستعمل - معاملات غیر بازاری (تغییر نفت خود) - بازار سیاه/معاملات غیرقانونی - نقل و انتقالات صرفا مالی

پیشرفته

Image 25-3

محاسباتی که در بخش قبل توضیح داده شد به عنوان تولید ناخالص داخلی اسمی نامیده می شود و هنگام اندازه گیری رشد اقتصادی دارای یک نقص بسیار مهم است. از آنجایی که ارزش دلار در طول زمان تغییر می کند، همیشه مشخص نیست که آیا این کشور واقعاً بیشتر تولید می کند یا فقط برای همان چیزها هزینه بیشتری دریافت می کند. به عنوان مثال، فرض کنید یک کشور بسیار ساده فقط یک کالا تولید می کند - یک جعبه چیز. در سال اول، آنها 10 جعبه کالا را به قیمت 10 دلار می فروشند. تولید ناخالص داخلی آنها 100 دلار است. سال بعد آنها 8 جعبه وسایل را به قیمت 20 دلار می فروشند. الان تولید ناخالص داخلی آنها 160 دلار است، اما آیا اقتصاد رشد کرده است؟نه. در واقع، کوچک شد، و چیزها گران تر هستند.

برای اصلاح این مشکل، اقتصاددانان تورم را تنظیم می کنند تا محاسباتی به نام تولید ناخالص داخلی واقعی را بدست آورند. تولید ناخالص داخلی واقعی را می توان به چند روش مختلف محاسبه کرد، اما ایده اصلی کنترل قیمت ها با استفاده از مجموعه ای از قیمت ها در طول زمان است. اگر سال های 1 و 2 را در بالا مقایسه کنیم، برای مثال با استفاده از قیمت های سال 1، تولید ناخالص داخلی واقعی سال 1 هنوز 100 دلار است. با این حال، تولید ناخالص داخلی واقعی سال 2، تنها 80 دلار است. تولید ناخالص داخلی واقعی و تولید ناخالص داخلی واقعی سرانه (به ازای هر نفر) رایج ترین معیارهای مورد استفاده برای رشد اقتصادی هستند.

تجارت با گزینه‌‌های باینری...
ما را در سایت تجارت با گزینه‌‌های باینری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : حمیدرضا پگاه بازدید : 29 تاريخ : چهارشنبه 7 تير 1402 ساعت: 12:08